کد خبر: 4351647
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
یادداشت

تبارشناسی منابع اصول کافی؛ از کوفه تا سمرقند

سرزمین عراق به‌ دلایل متعدد، کانونی برای تشیع بوده است و بخش قابل توجهی از میراث نخستین حدیث شیعه نیز به دست اصحاب کوفه تدوین شد که شیخ کلینی در تدوین اصول کافی از آن بهره برد.

اصول کافینوشتار پیش رو درصدد بازشناسی منابعی است که شیخ کلینی در تدوین کافی از آن‌ها بهره برد. این بازشناسی از آن‌رو مهم است که اصحاب امامیه همواره کتاب‌های خود را بر پایه کتب اولیه اصحاب می‌نوشتند و اساساً روش اصلی اعتبارسنجی حدیث نزد آن‌ها، وجود آن حدیث در اصول اولیه اصحاب اهل بیت(ع) بوده است. به‌دلیل گستردگی منابع کافی، فقط به مهم‌ترین آن‌ها اشاره خواهد شد. مشایخ کلینی را با توجه به ابتدای اسناد روایات او در پنج گروه می‌توان جای داد. در شماره‌های پیشین، گروه اول و دوم آن‌ها که شامل مشایخ رازی و قم بودند، بررسی شد و در یادداشت پیش رو، گروه‌های سوم و چهارم بررسی می‌شود. 

گروه سوم: مشایخ کوفه و بغداد 

سپاه اسلام در سال ۱۲ هجری، عراق را فتح کرد. در پی این فتوحات، شهر کوفه بنا و بغداد نیز در دوره‌ عباسیان به پایتخت اسلامی تبدیل شد. سرزمین عراق به‌دلایل متعدد، از جمله مرکزیت حکومت امیرمؤمنان علی(ع)، شهادت امام حسین(ع) در کربلا، حضور امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در نجف و کوفه و نیز زندانی‌شدن امام کاظم(ع) و حصر امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در سامرا، کانونی برای تشیع بوده است. بخش قابل توجهی از میراث نخستین حدیث شیعه نیز به دست اصحاب کوفه تدوین شد. از آنجا که بیشتر راویان این گروه یا اهل کوفه بودند یا به بغداد سفر داشتند و یا در آنجا سکونت گزیده بودند، بررسی آنان در یک گروه ارائه شده است.


بیشتر بخوانید:


حمید بن زیاد کوفی: وی اهل کوفه بود و در منطقه‌ای به نام «نینوا» اقامت گزید. نجاشی ۱۱ عنوان کتاب برای او برشمرده و سال درگذشتش را ۳۱۰ هجری ثبت کرده است. شمار روایت‌های او در کافی به ۴۳۵ حدیث می‌رسد. از این تعداد، ۳۹۶ روایت از حسن بن محمد بن سماعه، ۱۹ روایت از عبیدالله بن احمد بن نهیک (صاحب کتاب نوادر) و ۱۴ روایت از حسن بن موسی خشاب دریافت شده است. نجاشی با وجود آنکه حسن بن محمد بن سماعه را واقفی و متعصب در وقف معرفی کرده، اما او را «ثقه و کثیر الحدیث» نیز دانسته است. حسن بن موسی خشاب نیز از بزرگان اصحاب بود و دو تألیف به نام‌های «نوادر» و «رد بر واقفه» از خود به جای گذاشت. 

احمد بن محمد عاصمی: اهل کوفه بود و از مشایخ همان شهر حدیث شنید، سپس رهسپار بغداد شد. شمار روایت‌های او در کافی به ۱۳۶ حدیث می‌رسد که ۷۵ تای آن‌ها را از علی بن حسن بن فضال دریافت کرده است. نجاشی از علی بن حسن بن فضال با عنوان «فقیه اصحاب کوفه» یاد کرده و ۳۵ عنوان کتاب برای او برشمرده است. دیگر راوی که احمد بن محمد عاصمی از او حدیث نقل کرده، محمد بن حسن صفار است. مجموع روایت‌هایی که به‌واسطه او در کافی از صفار آمده، به ۲۵ حدیث می‌رسد که ۲۰ تای آن‌ها در کتاب «بصائر» نیز موجود است. این فراوانی نشان می‌دهد که احمد بن محمد عاصمی در انتقال کتاب «بصائر» نقش واسطه را ایفا می‌کرده است. 

محمد بن جعفر رزاز کوفی: نام او در کتاب‌های رجالی در زمره مؤلفان دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد تنها کارکردش، نقش طریق به کتاب‌های دیگران بوده است. کلینی در کافی از او با عنوان «رزاز کوفی» یاد کرده است. شمار روایت‌های او به ۵۷ حدیث می‌رسد که ۳۲ مورد از ایوب بن نوح بن دراج و ۱۵ مورد از محمد بن عیسی بن عبید اخذ شده است. ایوب بن نوح از مؤلفان و وکیل امام هادی(ع) بود و محمد بن عیسی نیز صاحب کتاب و از بزرگان اصحاب به‌شمار می‌رفت. 

حسین بن احمد بن عبدالله مالکی اسدی: وی در بغداد حدیث نقل می‌کرد. به نظر نمی‌رسد خود صاحب کتابی بوده باشد، زیرا در شمار مؤلفان از او نامی برده نشده است. شمار روایت‌های او در کافی به شش حدیث می‌رسد که چهار مورد آن‌ها از احمد بن هلال کرخی عبرتایی، صاحب «کتاب نوادر» گرفته شده است. 

احمد بن محمد بن سعید (مشهور به ابن‌عقده): اهل کوفه بود و به بغداد سفرهایی داشت. هر چند مذهب او زیدی جارودی بود، اما به گفته نجاشی در حدیث امانت‌دار به‌شمار می‌رفت. شمار روایت‌های او در کافی به پنج حدیث می‌رسد و همگی از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است. او کتابی با عنوان «ما رُویَ عَن امیرالمؤمنین(ع)» تألیف کرده و گمان می‌رود این روایات از همان کتاب برگرفته شده باشد. 

محمد بن علی بن معمر کوفی: او دیگر استاد کوفی کلینی بود که در شهر واسط نیز حضور داشت. شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) برشمرده و نجاشی نیز کتابی برای او ذکر کرده است. شمار روایت‌های او در کافی به ۱۴ حدیث می‌رسد. 

دیگر مشایخ کوفی و بغدادی: فراتر از شش فرد یادشده، مشایخ دیگری نیز در شمار استادان کوفی و بغدادی کلینی قرار دارند که عبارتند از: احمد بن هلال کرخی، علی بن محمد بن جهم بن حکیم، محمد بن اسحاق بن ابی‌بکر کلابی، علی بن محمد کلینی (غیر از دایی کلینی)، احمد بن محمد بن خالد برقی و محمد بن سهل بن زیاد. کلینی بعضی از روایت‌های خود را بی‌واسطه یا با یک واسطه از این افراد دریافت کرده است. 

در یک جمع‌بندی، روایت‌های رسیده از مشایخ کوفی و بغدادی در کافی به ۱۴۲ حدیث می‌رسد که از آثار ۱۱ مؤلف گردآوری شده است. 

گروه چهارم: مشایخ سایر حوزه‌ها 

شماری از استادان کلینی در مناطق شرقی جهان اسلام، مانند نیشابور، سمرقند، دینور، آذربایجان، همدان و قزوین می‌زیستند که عبارتند از: 

محمد بن اسماعیل بندقی نیشابوری: راوی احادیث فضل بن شاذان نیشابوری بود و تعداد روایات او در کافی به ۵۷۵ مورد می‌رسد. 

حسن بن علی علوی هاشمی دینوری: کلینی از او، 9 روایت بی‌واسطه و یک روایت به‌واسطه محمد بن یحیی عطار نقل کرده است. در کتاب‌های رجالی، هیچ اطلاعی از او درج نشده است. دینور از توابع کرمانشاه بود که امروزه «میان‌راهان» نامیده می‌شود. 

قاسم بن علاء: اهل آذربایجان و وکیل امام عصر(عج) بود. شیخ طوسی از او با جلالت قدر یاد کرده و وی را اهل همدان معرفی کرده است. تعداد روایات او در کافی به دو حدیث می‌رسد. 

محمد بن محمود ابوعبدالله قزوینی: از او هیچ اطلاعی در کتاب‌های رجالی یافت نشد. تعداد روایات او در کافی، دو حدیث است. 

با بررسی مجموع روایات این گروه مشخص می‌شود که ۵۸۸ حدیث از ایشان دریافت شده که از آثار چهار مؤلف گردآوری شده است. نکته دیگر اینکه، بر پایه گزارش ابن‌عساکر، محمد بن احمد خفاف نیشابوری و محمد بن علی جعفری سمرقندی نیز از دیگر مشایخ شرقی کلینی هستند؛ هر چند در کتاب‌های موجود، روایتی از کلینی به‌واسطه آنان یافت نشده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha