
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، به نقل از روابط عمومی دانشگاه تبریز، محمد اصغری، معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز، امروز، دوم خردادماه در نشست تخصصی «دانشگاه پساجنگ» که با حضور جمعی از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و فلسفه در دانشگاه تبریز برگزار شد با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در مفهوم دانشگاه پساجنگ اظهار کرد: دانشگاه پساجنگ، دانشگاهی است که نیازمند نوعی بازاندیشی، بازتعریف و بازنگری در خود مفهوم دانشگاه است و این مسئله باید بهعنوان یک موضوع کلیدی در حوزه علوم انسانی مطرح شود.
وی با اشاره به حملات اخیر به مراکز علمی کشور گفت: آمریکا و اسرائیل به دانشگاههای ما حمله کردند و این اقدام از سوی بسیاری محکوم شد، چراکه حمله به دانشگاه، حمله به سرمایه فکری، علمی و تمدنی یک کشور است و نهاد علم در ذات خود نهاد عقلانیت محسوب میشود.
اصغری در ادامه با مرور تحولات دانشگاهها پس از جنگ جهانی دوم اظهار کرد: از سال ۱۹۴۵ و پایان جنگ جهانی دوم تا امروز، پنج پارادایم در حوزه دانشگاه شکل گرفته است.
معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز نخستین پارادایم را «پارادایم ابزاری یا کاربردی دولتی» دانست و گفت: این همان دانشگاه آموزشمحور است که تا حدی دانشگاههای ما نیز در آن فضا قرار دارند. در این پارادایم، هدف اصلی، تودهسازی و انبوهسازی آموزش عالی و توسعه گسترده آموزش در جامعه بود و آموزش عالی بهعنوان موتور محرک جامعه تلقی میشد.
وی افزود: در این دوره، افراد باسواد، دانشگاهیان و معلمان از احترام اجتماعی بالایی برخوردار بودند و ذهنیت غالب این بود که هرچه تعداد بیشتری از افراد وارد نظام آموزشی شوند، جامعه توسعه بیشتری خواهد یافت. با این حال کاهش کیفیت آموزش، افت استانداردهای آموزشی و رشد بروکراسی در دانشگاهها از جمله ایرادهای این پارادایم بود.
این استاد فلسفه پارادایم دوم را مربوط به سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ دانست و گفت: در این دوره، دانشگاه بهعنوان موتور رشد اقتصادی تلقی شد و علاوه بر آموزش علم، مهارتآموزی نیز در دستور کار قرار گرفت. پژوهشها در این دوره بیشتر به سمت حل مسائل اقتصادی و اجتماعی و افزایش بازدهی اقتصادی حرکت کردند، اما یکی از ایرادهای اساسی این پارادایم، شکلگیری نوعی بیعدالتی آموزشی بود.
وی ادامه داد: پارادایم سوم که از دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ شکل گرفت، مبتنی بر تجاریسازی دانش بود؛ دورهای که دانش به کالا تبدیل شد و نوعی سرمایهداری دانشگاهی شکل گرفت. مشارکت دانشگاهها در پروژههای شرکتهای چندملیتی و سلطه تفکر اقتصادی و محاسبهگر بر علم، از ویژگیهای این پارادایم بود که نتیجه آن به حاشیه رفتن علوم انسانی شد.
معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز پارادایم چهارم را «پارادایم کارآفرینانه» معرفی کرد و گفت: این دوره از سال ۲۰۰۰ تا پایان همهگیری کرونا ادامه داشت و در آن، توسعه پارکهای فناوری، ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، ثبت اختراع، پتنت و رتبهبندی دانشگاهها اهمیت بیشتری یافت.
وی افزود: در این پارادایم نیز منطق بازار بر منطق علم غلبه پیدا کرد و بهدلیل وابستگی دانشگاهها به شرکتهای بزرگ اقتصادی، پژوهشهای بنیادی و نظری و همچنین علوم انسانی به حاشیه رانده شدند.
اصغری در ادامه به پارادایم پنجم اشاره کرد و گفت: از سال ۲۰۲۰ تاکنون وارد دوره «دانشگاه دیجیتال» شدهایم؛ دانشگاهی که پس از کرونا و با محوریت فضای مجازی و هوش مصنوعی شکل گرفته است.
وی تصریح کرد: امروز دانشگاهها بهسرعت به سمت هوشمندسازی حرکت میکنند و استفاده از چتباتها، الگوریتمها و فناوریهای هوش مصنوعی در حال گسترش است. شخصیسازی دانش، دسترسی باز و پذیرش آنلاین دانشجو از ویژگیهای این دوره محسوب میشود.
این استاد فلسفه با اشاره به نمونهای از دانشگاههای مجازی در آمریکا گفت: برخی دانشگاهها با بیش از ۱۵۰ هزار دانشجو، بدون حضور فیزیکی دانشجویان فعالیت میکنند و از طریق آموزش آنلاین خدمات ارائه میدهند. اما، محدودیت اینترنت و کاهش اجتماعیشدن افراد از جمله آسیبهای این پارادایم است.
اصغری در ادامه سه راهکار کلی برای مواجهه با این تحولات مطرح کرد و افزود: نخست حفظ وضع موجود است که با دشواریهای فراوان همراه خواهد بود؛ دوم، ایجاد تحول تدریجی در چارچوب فعلی؛ و سوم، انجام تحولات بنیادین که مستلزم عبور از چارچوبهای سنتی دانشگاه است.
اصغری تأکید کرد: وقتی ساختار دانشگاه هوشمند میشود، دیگر نمیتوان ساختارهای قبلی را به همان شکل حفظ کرد و همین مسئله نیازمند بازاندیشی در خود مفهوم دانشگاه است؛ نه صرفاً تغییر برخی اجزا و بخشها.
معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز سپس پنج سناریو برای تحقق این تحول بنیادین ارائه کرد و گفت: نخستین سناریو «هوشمندسازی و همکاری انسان و هوش مصنوعی» است؛ امروز هوش مصنوعی به ضرورتی شبیه اکسیژن تبدیل شده و در همه عرصهها از جمله جنگ حضور دارد؛ اما مسئله اصلی این است که هوش مصنوعی در اختیار انسان باشد، نه انسان در اختیار هوش مصنوعی.
اصغری دومین سناریو را «گذار از نظام سنتی به یادگیری مادامالعمر» دانست و افزود: دانشجو نباید صرفاً به یک رشته محدود شود و باید امکان یادگیری در حوزههای مختلف تا پایان عمر را داشته باشد.
وی «دانشگاه بدون دیوار» را سومین سناریو معرفی کرد و گفت: منظور از دانشگاه بدون دیوار، ارتباط فعال دانشگاه با جامعه، هنرمندان و متن زندگی روزمره مردم است.
استاد فلسفه دانشگاه تبریز چهارمین سناریو را «دانشگاه بینرشتهای» برشمرد و افزود: دانشگاه آینده نباید صرفاً فنی و مهندسی باشد، بلکه باید همه رشتهها در کنار یکدیگر قرار گیرند. همانگونه که در داستان سیمرغ عطار، همه پرندگان در کنار هم معنا پیدا میکنند، دانشگاه پساجنگ نیز ساختنی است، نه یافتنی.
وی پنجمین سناریو را «مسئولیتپذیری دانشگاهها» دانست و گفت: دانشگاهها باید نسبت به مسائل جامعه مسئولیتپذیر باشند. دانشگاهها برای ورود به دوره پساجنگ نیازمند پوستاندازی عمیق هستند و این تحول باید از حوزه آموزش آغاز شود.
اصغری بیان کرد: آموزش، پژوهش، ارتباط با جامعه و صنعت، همکاریهای بینالمللی و تفکر بینرشتهای، همگی بهصورت زنجیرهوار به یکدیگر متصلاند و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد.
انتهای پیام