
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی به نقل از روابط عمومی دانشگاه تبریز، پرویز آژیده، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز، امروز، دوم خردادماه در نشست تخصصی «دانشگاه پساجنگ»، با حضور جمعی از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و فلسفه در دانشگاه تبریز، با اشاره به اهمیت مفهوم «پساجنگ» اظهار کرد: عنوان «پساجنگ» عنوان خوبی است و جای تشکر دارد؛ زیرا انسان را متوجه اهمیت آیندهنگری و آیندهپژوهی میکند.
وی افزود: آیندهپژوهی امروز در دنیا از اهمیت بالایی برخوردار است و اندیشکدهها و پژوهشکدههای متعددی در سطح جهان در این حوزه فعالیت میکنند. امیدوارم این عنوان و این نشست بتواند زمینهای فراهم کند تا آیندهپژوهی در دانشگاهها بهعنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد و سازوکارهای لازم برای آن پیشبینی شود.
آژیده تأکید کرد: توجه به آینده به معنای نادیده گرفتن گذشته نیست. ماندن در گذشته مذموم است، اما بهرهگیری از تجربههای گذشته برای ساخت آینده، امری مطلوب و ضروری محسوب میشود.
رئیس اسبق دانشگاه تبریز برای تبیین دیدگاه خود به نمونههایی تاریخی اشاره کرد و گفت: پیش از دوران کرونا سفری به روسیه داشتم که در جریان آن از چند دانشگاه روسیه نیز بازدید شد. در خلال این سفر بحثهایی درباره پتر کبیر مطرح شد که بعدها درباره او مطالعاتی انجام دادم.
وی ادامه داد: پتر کبیر را بنیانگذار روسیه نوین میدانند؛ شخصیتی که اصلاحات گستردهای را در روسیه آغاز کرد. او به غرب سفر کرد، تحت تأثیر دستاوردهای علمی، فناوری و فرهنگی غرب قرار گرفت و تلاش کرد همان مسیر را در روسیه دنبال کند. بنیانگذاری آکادمی علوم روسیه و دانشگاه سن پترزبورگ از جمله اقدامات مهم او بود و امروز آکادمی علوم روسیه بیش از ۵۰ هزار پژوهشگر دارد.
آژیده تصریح کرد: اقدامات علمی و صنعتی پتر کبیر قابل توجه بود، اما او همزمان در حوزه فرهنگی نیز تلاش کرد روسیه را به غرب نزدیک کند؛ از محدودکردن کلیساها گرفته تا تغییر در پوشش مردم. حتی پس از انقلاب بلشویکی، با وجود آنکه بسیاری از تزارها مورد انتقاد قرار گرفتند، ولادیمیر لنین از پتر کبیر به دلیل اقداماتش تمجید میکند.
وی تصریح کرد: سخن اصلی من این است که پتر کبیر در توسعه علمی و فنی موفق بود، اما اقدامات فرهنگی او دوام نداشت؛ زیرا توسعه علمی زمانی ماندگارتر و پرشتابتر خواهد بود که در بستر فرهنگ بومی شکل بگیرد.
آژیده در ادامه به تجربه ترکیه اشاره کرد و گفت: در ترکیه نیز پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، مصطفی کمال آتاترک تلاشهایی برای شکلگیری ترکیه نوین انجام داد و دانشگاههایی مانند دانشگاه آنکارا و دانشگاه استانبول توسعه یافتند. رشد علمی دوران آتاترک قابل توجه بود، اما اقدامات فرهنگی او نیز پایدار نماند و وضعیت فعلی ترکیه و حزب حاکم نشان میدهد که اگر رشد علمی در بستر فرهنگ بومی شکل میگرفت، آثار آن ماندگارتر میشد.
این استاد دانشگاه تبریز سپس به تحولات دوران پهلوی در ایران اشاره کرد و اظهار کرد: در دوره رضاخان نیز تحولات علمی قابل توجهی رخ داد و شکلگیری دانشگاه تهران گام بزرگی بود، اما همزمان تلاشهایی برای گرایش فرهنگی به غرب صورت گرفت که به اعتقاد من بر روند توسعه علمی تأثیر منفی گذاشت و آن روند نیز دوام نیاورد.
وی با مرور فضای دانشگاههای پیش از انقلاب گفت: در دانشگاههای آن دوران، گرایش به غربیسازی وجود داشت، اما در عین حال جریانهای ملی و مبارزاتی نیز شکل گرفتند. حزب توده در دانشگاهها حضور گستردهای داشت و بعدها گروههایی مانند چریکهای فدایی خلق از آن منشعب شدند. در سوی دیگر نیز جبهه ملی فعال بود و جریانهایی با گرایش مذهبی، نهضت آزادی را شکل دادند و سازمان مجاهدین خلق نیز از دل همین جریانها پدید آمد.
آژیده ادامه داد: در سالهای نزدیک به انقلاب اسلامی، گروههای اسلامی و مارکسیستی با وجود اختلافات فکری، در یک مسئله اشتراک داشتند و آن «ضد امپریالیسم» بود. فضای مقابل دانشگاه تهران مملو از این مباحث بود و گروههای مختلف، شعار ضد امپریالیستی را محور اصلی فعالیتهای خود قرار داده بودند.
رئیس اسبق دانشگاه تبریز افزود: حتی پس از پیروزی انقلاب نیز برخی از این گروهها اعلام میکردند که رهبری امام را تنها در بعد ضد امپریالیستی قبول دارند و این نشان میدهد که تمام تلاشهایی که برای نزدیککردن ایران به غرب و امپریالیسم صورت گرفته بود، شکست خورد.
وی با تأکید مجدد بر اهمیت فرهنگ بومی در توسعه علمی اظهار کرد: اگر توسعه علمی در بستر فرهنگ بومی شکل بگیرد، آثار و ماندگاری بیشتری خواهد داشت.
آژیده درباره وضعیت دانشگاههای پس از انقلاب نیز گفت: دانشگاههای پس از انقلاب هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی توسعه چشمگیری پیدا کردهاند و برخلاف برخی تصورات، فرهنگ و سیاست مانع توسعه علمی نبودهاند، بلکه انگیزههای بیشتری برای پیشرفت ایجاد کردهاند.
رئیس اسبق دانشگاه تبریز تصریح کرد: پیشرفتهای ایران در حوزههایی مانند فناوری هستهای، نانو و دیگر فناوریها، تا حد زیادی ناشی از همین انگیزههای فرهنگی و سیاسی بوده است.
وی اظهار کرد: در دوره پساجنگ باید سیاست، دین و فرهنگ را فرصت تلقی کنیم، نه تهدید. اگر این حوزهها فرصت دیده شوند، توسعه علمی نیز شتاب بیشتری خواهد گرفت، اما اگر تهدید تلقی شوند، اصطکاکها افزایش یافته و حرکت علمی کندتر خواهد شد.
آژیده در عین حال تأکید کرد: این به معنای نادیده گرفتن مأموریت اصلی دانشگاه، یعنی مأموریت علمی، نیست و باید بهگونهای مدیریت شود که سیاست، فرهنگ و دین، مأموریت علمی دانشگاه را تحتالشعاع قرار ندهند.
انتهای پیام