
به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه تبریز، داود بهبودی، رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز، امروز، دوم خردادماه در نشست تخصصی «دانشگاه پساجنگ»، با حضور جمعی از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و فلسفه در دانشگاه تبریز، با طرح این پرسش که «آیا پساجنگ صرفاً پایان درگیری نظامی است؟» اظهار کرد: بسیاری این پرسش را مطرح میکنند که مگر جنگ تمام شده که از «پساجنگ» سخن گفته میشود؛ اما به باور من، جنگها بهویژه در دوران معاصر، دورههای کوتاهتری دارند و «پساجنگ» میتواند یک مقطع، توقفگاه و فرصتی برای مکث، تأمل و بازاندیشی در مسیر توسعه باشد.
وی افزود: جنگها در طول تاریخ تنها مرزها را تغییر ندادهاند، بلکه بیش از هر چیز نقشه اقتصاد، شبکههای قدرت، وزن کشورها، نظمهای نهادی و حتی ساختارهای حکمرانی را دگرگون کردهاند. پساجنگ میتواند نقطهای برای تغییر در شیوه اندیشیدن، نوع نگاه و نگرش ما باشد و باید آن را فرصتی برای بازتعریف مسیر توسعه در نظر گرفت.
بهبودی تصریح کرد: در چنین شرایطی، جامعه از یک وضعیت گذار نهادی و فضایی عبور میکند؛ بهگونهای که هم فضای زیستی و اکوسیستم تغییر مییابد و هم ساختارهای نهادی دچار تحول میشوند.
رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز با اشاره به مباحث نهادگرایی تاریخی گفت: در ادبیات نهادگرایی، از این شرایط با عنوان «بزنگاه تاریخی» یا «نقطه عطف تاریخی» یاد میشود؛ موقعیتی که میتواند منشأ تغییرات اساسی باشد. جوامع، سازمانها و اقتصادها معمولاً به مسیر گذشته خود وابسته میشوند، اما پساجنگ میتواند فرصتی برای شکستن این وابستگی به مسیر و آغاز یک مسیر جدید باشد.
وی اظهار کرد: در چنین شرایطی، امکان بازپیکربندی نهادهای اقتصادی و سیاسی فراهم میشود و کیفیت فهم نخبگان از این تحولات اهمیت اساسی پیدا میکند؛ چراکه نحوه نگاه نخبگان به این مسائل و پیامی که به جامعه منتقل میکنند، تعیینکننده خواهد بود.
بهبودی با اشاره به نقش دانشگاهها در این روند اظهار کرد: دانشگاه نباید صرفاً به یک نهاد بوروکراتیک محدود شود که تنها به ارتقا، مقاله و پروتکلهای اداری فکر میکند، بلکه باید تولیدکننده دانش معتبر، تحلیلگر مسائل واقعی جامعه و موتور فهم و بازاندیشی باشد. در چنین صورتی دانشگاه میتواند محور تحول در دوره پساجنگ باشد.
این استاد اقتصاد دانشگاه تبریز در ادامه با اشاره به مفهوم بازسازی گفت: معمولاً با شنیدن واژه پساجنگ، فوراً بحث بازسازی و ترمیم مطرح میشود، اما پرسش اصلی این است که آیا بازسازی صرفاً به معنای ترمیم زیرساختهاست یا باید به بازتعریف قواعد بازی نیز منجر شود؟
وی افزود: آیا از وضعیت فعلی اقتصاد و صنعت کشور رضایت داریم که بخواهیم همان وضعیت را بازسازی کنیم؟ آیا همه کارخانههایی که تعطیل شدهاند، باید دوباره احیا شوند؟ برخی صنایع و کارخانهها ممکن است از نظر فناوری، بازار و کارکرد، دیگر موضوعیت نداشته باشند و بازسازی آنها ضرورتی نداشته باشد؛ بنابراین باید مشخص شود که چه چیزهایی، چگونه و با چه اولویتی باید بازسازی شوند.
بهبودی با اشاره به تغییر مسیرهای تجاری ایران در دهههای اخیر گفت: پیش از انقلاب و تا پایان جنگ تحمیلی، شرکای تجاری اصلی ایران کشورهای اروپایی بودند و استان آذربایجان در کریدور ترانزیتی کشور نقش مهمی داشت، اما بعدها مسیر تجارت ایران به سمت شرق آسیا، چین و کره تغییر کرد و تجارت دریایی پررنگتر شد.
رئیس اسبق سازمان مدیریت و برنامه ریزی آذربایجانشرقی ادامه داد: اکنون با توجه به محدودیتهایی که در مسیرهای جنوبی و دریایی ایجاد شده، باید در دوره پساجنگ به بازتنظیم مسیرهای تجاری و یافتن آلترناتیوهای جدید اندیشید.
وی همچنین به ضرورت تعادل میان سیاست، اقتصاد و ایدئولوژی اشاره کرد و گفت: باید درباره نسبت اقتصاد و سیاست بازاندیشی شود؛ اینکه آیا اقتصاد باید در سایه سیاست باشد یا بالعکس و اساساً علم و کارکرد آن در مواجهه با سایر حوزهها چگونه تعریف میشود. بازسازی صرفاً یک پروژه مهندسی یا اقتصادی نیست، بلکه شامل اصلاحات سیاسی، نهادی و حکمرانی نیز میشود.
بهبودی افزود: یکی از مهمترین لایههای بازسازی، تنظیمگری نهادی دولت است و باید مشخص شود که آیا دولت همچنان میخواهد مداخلهگر مستقیم در اقتصاد، قیمتگذاری و تولید باشد یا نقش تنظیمگر، تسهیلگر و سیاستگذار را ایفا خواهد کرد. ثبات و کاهش نااطمینانی شرط فعالشدن بخش خصوصی در اقتصاد است.
رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز با اشاره به مفهوم تابآوری شبکهای اظهار کرد: اقتصاد مدرن دیگر اقتصاد نقطهها نیست، بلکه اقتصاد شبکههاست و اجزای آن بهصورت پیچیده و درهمتنیده با یکدیگر عمل میکنند.
وی ادامه داد: قدرت اقتصادی امروز کشورها در شبکهها، پیوندها، کریدورها، زنجیرههای تأمین، مسیرهای انرژی، شبکههای مالی و زیرساختهای دیجیتال معنا پیدا میکند و از همین منظر است که ژئواکونومی جای ژئوپلیتیک را گرفته است.
بهبودی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: تنگه هرمز همیشه وجود داشته، اما امروز با توجه به شرایط جدید، جایگاه عملیاتی آن در شبکه اقتصاد جهانی دچار تغییر معنا شده و این تغییر ناشی از نوع مواجهه جهان با آن است. تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که کشورها به شبکهها، پیوندها و زیرساختهای ارتباطی توجه کنند، نه صرفاً به داراییهای فیزیکی.
این استاد اقتصاد در ادامه به تجربه کشورهای مختلف در دوران جنگ اشاره کرد و گفت: اوکراین پس از اختلال در مسیرهای دریایی خود، بهسرعت به سمت فعالسازی مسیرهای زمینی و ریلی و تسهیل ترتیبات گمرکی با اروپا رفت و توانست جریان تجارت خود را حفظ کند.
وی افزود: روسیه نیز پس از از دست دادن بخشی از بازارهای اروپایی، تجارت خود را به سمت چین و هند سوق داد، از ارزهای محلی استفاده کرد و شبکههای پرداخت خود را بازسازی کرد.
بهبودی همچنین با اشاره به تجربه ویتنام اظهار کرد: ویتنام پس از جنگ صرفاً به بازسازی اقتصاد قبلی نپرداخت، بلکه اصلاحات ساختاری عمیقی انجام داد و به سمت جذب سرمایهگذاری خارجی و پیوند با زنجیره ارزش جهانی حرکت کرد. در شرایط بحران، هم تداوم جریان اقتصاد و تجارت اهمیت دارد و هم تنوعبخشی به شبکههای ارتباطی و اقتصادی.
رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز با تأکید بر اینکه رشد صرفاً اقتصادی نیست، گفت: رشد باید در اشتغال، امید اجتماعی و کیفیت زندگی نیز نمود پیدا کند و بدون توجه به این مؤلفهها توسعه پایدار شکل نخواهد گرفت.
وی به جایگاه تبریز در نظم ژئواکونومیک جدید اشاره کرد و اظهار کرد: تبریز در طول تاریخ یکی از مراکز مهم شبکههای اوراسیایی بوده و از دوره ایلخانیان تا اواخر قاجار، نقش مهمی در اتصال ایران به آناتولی، قفقاز، آسیا و اروپا داشته است. این جایگاه ناشی از جمعیت یا بزرگی شهر نبود، بلکه به موقعیت مکانی خاص تبریز بازمیگشت که آن را به شهری جهانی و بینالمللی تبدیل کرده بود.
بهبودی تصریح کرد: امروز نیز با توجه به محدودیتهایی که در برخی مسیرهای جنوبی کشور ایجاد شده، تبریز و آذربایجان میتوانند دوباره در کریدورهای منطقهای و شبکههای تجاری نقشآفرینی کنند؛ البته تحقق این امر نیازمند آمادهسازی زیرساختها و شکلگیری حکمرانی هماهنگ در سطح محلی، منطقهای و ملی است.
این استاد اقتصاد در پایان اظهار کرد: پساجنگ صرفاً پایان درگیری نیست، بلکه آغاز بازمهندسی اقتصاد، فضا و حکمرانی است و دانشگاه تبریز میتواند به کانون تحلیل ژئواکونومیک منطقه، پیونددهنده دانش و سیاست و معمار بازآرایی جدید منطقه تبدیل شود.
انتهای پیام