در میانه غرش سختافزارهای جنگی، نرمافزار معرفت، موتور محرک استقامت است. یادداشت پیش رو با نگاهی به سیره امیرالمؤمنین(ع) در قلب میدان نبرد، بر ضرورت بازخوانی تمدن ایرانی اسلامی، بهمثابه راهبردی اولویتدار برای حفظ وحدت و تقویت نرمافزار جبهه حق در عصر روایتها تأکید میکند.
در بحبوحه جنگ جمل، هنگامیکه یک اعرابی از امیرالمؤمنین(ع) سؤال توحیدی و معرفتی پرسید، اصحاب با ناراحتی به او حملهور شدند و تذکر دادند که مگر نمیبینی ذهن مولا مشغول جنگ است؟ سؤال توحیدی و اعتقادی، آن هم در بحبوحه جنگ؟ اما پاسخ امیرالمؤمنین(ع) به اصحاب خود چنین بود: «دَعُوهُ فَاِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الاَعرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ القَوم؛ رهایش کنید! آنچه اعرابی از من میطلبد، همان است که ما از این مردمی که با آنها جنگ داریم، مطالبه میکنیم (او میخواهد معرفت پیدا کند، خداشناس و دینشناس شود، ما هم از این قوم همین را میخواهیم)» و سپس با بیانی دقیق و عمیق، پاسخ او را دادند.
گاهی صدای سنگین سختافزارهای جنگ، از موشک و پهپاد تا روایت و گفتار، انسان را از نرمافزار جنگ که پشتوانه حقیقی نبرد حق و باطل است، غافل و یا لااقل کمتوجه میکند. تفاوت سختافزار با نرمافراز در زمان جلوه آثار است؛ اگر خلل و نقصی در سختافزار باشد، اثر یا آثار منفی آن بهزودی آشکار و در عمل، اساساً کار انجام نمیشود و به هدف نمیرسد، اما نرمافزار چنین نیست. هم در بروز آثار، روند طولانیمدت دارد و هم در رسیدن به هدف، خود را بهزودی آشکار نمیکند. شرط استقامت روزافزون در طریق حق و آلودهنشدن به سستی و سازش در برابر باطل، نه از سختافزار، که از مسیر نرمافزار میگذرد.
سیره امیرالمؤمنین(ع) برای پیروان حق و دلدادگان به مکتب، الگویی جامع و کامل است که: صدای چکاچک شمشیر و سلاح، شما را از صدای نازک موریانه غافل نکند تا شما را از درون پوک و تهی کنند. در میانه جنگ نیز عنصر تعیینکننده، همان معارف ناب توحیدی و اعتقادی است که باید به تناسب و نوآوری در روش و ادبیات، مؤمنان را بر سفره پربرکت آن مهمان کرد.
دستاندرکاران تجمعات و فعالان فرهنگی در این برهه حساس، نقش تعیینکننده و حساستری دارند؛ بلکه همه مؤمنان که اینک مشغول جهاد هستند، باید خانه تا خانواده، کلاس درس تا خیابان و محل کار تا گعدههای دوستانه را سنگر نرمافزار تلقی و بر تقویت آن، بهقدر ظرفیت و وسع تلاش کنند که اگر جهاد در سختافزار بهطور مستقیم در توان نیست، جهاد در نرمافزار یک فریضه و ضرورت است.
اینکه چه گفته شود، چگونه گفته شود و در چه سطح بیان شود، بحث خود را میطلبد که باید به اقتضای موقعیت و مخاطب به آن پرداخت (که در ادامه به یک روش اشاره میشود)، اما اصل مطلب باید مورد توجه و در برنامهریزی لحاظ شود تا هنگامی که سختافزار به نرمافزار متکی باشد، پیروزی باذنالله قطعی است.
یاد شاگرد برجسته مکتب امیرالمؤمنین(ع)، حضرت آیتالله شهید سیدعلی حسینی خامنهای (رضوان الله علیه) گرامی باد که در میانه جنگ ۱۲ روزه، با اتکا به مولای خویش، درس توحید به مردم دادند و همگان را متوجه آن ذات حیاتبخش و قیوم لایزال کردند؛ آن هنگام که فرمودند: «رئیسجمهور آمریکا در اظهاراتی غیرقابلقبول، صریحاً از ملت ایران میخواهد که تسلیم شوند، اما به آنها میگوییم اولاً تهدید را برای کسانی انجام دهید که از تهدید میترسند، در حالیکه ملت ایران معتقد به این آیه شریفه است که: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» و تهدید هیچگاه در رفتار و اندیشه ملت ایران تأثیر نمیگذارد. ... من به ملت عزیزمان عرض میکنم همین آیه شریفه را همیشه در نظر داشته باشید. زندگی را با قوت ادامه دهید، بهخصوص کسانی که امور خدماتی به عهده آنهاست و با مردم سر و کار دارند و کسانی که امور تبلیغی و تبیینی را برعهده دارند، کارهای خود را با قوت ادامه دهند و به خدای متعال توکل کنند که «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» و خدای متعال ملت ایران را و حقیقت را و حق را، بهطور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد انشاءالله.» (۱۴۰۴/۰۳/۲۸)
خلف صالح و قائد حکیم امت (دامظله) نیز پیام خود را با آیه کریمه «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا» آغاز کرد و با توسل به امام حی عصر (ارواحنا فداه) به پایان رساند تا همه بدانند، فتح و ظفر از سوی آن قیوم لایزال است که از طریق آن ذوات نورانیه(علیهمالسلام) به مؤمنان میرسد.
نکته سزاوار تأمل و توجه این است که در بیان اعتقادات و معارف، رعایت اولویتها ضروری و بلکه فرض است. در میانه نبرد تمدنی باید هوش و تدبیر بیش از گذشته بهکار گرفته شود تا خواسته یا ناخواسته در پازل دشمن که جز ایجاد تفرقه و اختلال چیز دیگری نیست، حرکتی انجام نشود. اگر پیشقراولان فرهنگی و برنامهریزان با انتخاب درست و بهموقع مسئلهای دارای اولویت، به تبیین معارف و دین از آن پنجره بپردازند، هم وصول به مقصد راحتتر و هم ابعاد دیگر پوشش داده خواهد شد که ویژگی امری اولویتدار است: «چو صد آید، نود هم پیش ماست.» پس چهبسا بیش از اقدام باید در ادراک، تأمل و شناخت اولویت تلاش کرد که خود نیمی از راه است.
شاید اکنون برای خواننده این کلمات، این پرسش مطرح شود که فارغ از روش بیان و نوآوری در ارائه که بحث از آن، موضع خود را میطلبد، اکنون چه باید گفت؟ کدام مسئله اولویت دارد؟ کدام مسئله، ظرفیت بهتر و بیشتر برای تبیین معارف دینی و اعتقادی از آن پنجره و نگرش را دارد؟ کدام مسئله میتواند همه اقشار با همه سلایق را بیش از گذشته بر محور حق جمع کند؟ کدام مسئله، ضامن تقویت استقامت، ایستادگی، اتحاد و همبستگی است؟
آنچه اکنون عرض میشود، صرفاً پیشنهاد است که بهصورت عمومی در همه مکانها، شهرها و در همه بسترها و ظرفیتها قابل اجراست و البته بهتناسب هر شهر و موقعیت، باید با روشهای دیگر آن را تکمیل کرد و ارتقا بخشید. نسخهای که عرض میشود، مدتها پیش برای برخی عزیزان با عنوان نظر و پیشنهاد شخصی مطرح شده بود که چندی قبل با بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب (دامظله)، بحمدالله مهر تأیید گرفت. بنابراین، بیان آن در این موضع مناسب بود.
بهنظر، آنچه اینک و بلکه در پساجنگ از یک سو، عامل حفظ و تقویت وحدت در جامعه و ارتقای همبستگی ملی و ایستادگی است و از سوی دیگر، پنجره بسیار مناسب و ظرفیت ارزشمند برای تبیین معارف دینی بهشمار میرود، توجه و تذکر به استقلال تمدنی و تمدن ایرانی اسلامی است؛ همچنان که قائد حکیم امت نیز در پیام خود به آن تصریح کردند. گفتن از وطن که امروز همان دین است و گفتن از دین که امروز همان وطن است، ضامن بقای وحدت و همبستگی محسوب میشود.
سخنرانان محترم، حماسهسرایان عزیز، دستاندرکاران تجمعات، فعالان فرهنگی و بلکه هر خانواده باید راوی تمدن ایرانی اسلامی باشند. امروز سخن از چنین گزارهای، عین دیانت و عقلانیت است که همه بدانند خدمات متقابل اسلام و ایران چه بوده، چگونه بوده و چگونه خواهد بود؟ از نسل جدید تا نسل قدیم باید از نقش بیبدیل دین در ارتقای ایران عزیز بدانند. از نسل قدیم تا نسل جدید باید از نعمت گرانسنگ جغرافیای سیاسی ایران بدانند. روایت از دین و وطن توأمان، همان نقطه اشتراک همه اقشار و سلایق است تا همه در برابر دشمنان دین و وطن به میدان آیند، بلکه با صبر و ایستادگی، همبستگی و همدلی، بزرگترین حربههای دشمن از روایت تا تفرقه را بیاثر کنند. ضمن آنکه، چنین راهبرد و پنجرهای، بستر مناسب برای تبیین نگرش مترقی مکتب اسلام به دین و دنیای بشر است.
امروز سخن از تمدن ایرانی اسلامی عین دیانت و سیاست است تا نرمافزار جبهه حق تقویت و ابزار دشمن، بیاثر شود. مجدد تذکر داده میشود که آنچه تقدیم شد، کلیت مطلب و روش کلی برای پیادهسازی است و تکمیل، تقویت و بلکه ارتقای آن با روشها و نوآوریهای دیگر، تابع پارهای اقتضائات دیگر است که باید به آن توجه داشت.
علی گلستانی
انتهای پیام