به قلم حجتالاسلام احمد منصوری ماتک؛ کارشناس نقد نئو آتئیسم
در میانه جنگ ترکیبی و «جنگ تحمیلی سوم» علیه جمهوری اسلامی ایران، یکی از فعالترین اضلاع تقابل با جبهه حق، جریانهای آتئیستی و دینستیز هستند؛ جریانهایی که همزمان با فشارهای سیاسی، رسانهای و امنیتی علیه ایران، پروژه فرسایش اعتقادی جامعه را نیز دنبال میکنند. این جریانها تلاش میکنند ایمان دینی، اعتماد عمومی به روحانیت، مشروعیت نظام اسلامی و پیوند مردم با فرهنگ مقاومت را هدف قرار دهند؛ پروژهای که نه متوقف شده و نه محدود به چند صفحه مجازی یا چند چهره شناخته شده است، بلکه همچنان با شدت در شبکههای اجتماعی، تولیدات رسانهای، اتاقهای گفتوگو و برخی محافل فرهنگی ادامه دارد.
بسیاری از افراد، بدون آنکه قصد دشمنی با دین یا همراهی آگاهانه با این پروژهها را داشته باشند، بهتدریج در معرض این فضا قرار میگیرند؛ ابتدا از سر کنجکاوی، سپس با دنبال کردن صفحات و گفتوگوها و در ادامه با بازنشر، لایک یا همراهی احساسی. این روند آرام و تدریجی، گاه انسان را به بخشی از زنجیره ترویج تردید و بیاعتمادی نسبت به دین تبدیل میکند؛ بیآنکه خود متوجه عمق این تغییر باشد.
این یادداشت، تلاشی است برای تبیین هشدارهای دینی درباره آثار «همراهی فکری و رسانهای» با جریانهای الحادی و دینستیز؛ همراهیای که گاه ناخواسته آغاز میشود، اما میتواند پیامدهای عمیق معرفتی، اخلاقی و اجتماعی بهدنبال داشته باشد.
روشهای جریانهای الحادی؛ بازتولید تردید در قالبهای جدید
جریانهای الحادی معاصر، هرچند از ابزارهای مدرن رسانهای بهره میبرند، اما در اصل، همان الگوهای قدیمی تشکیک در مبانی دین را دنبال میکنند؛ الگویی که قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهمالسلام) بارها نسبت به آن هشدار دادهاند.
در روایتی از امام کاظم (علیهالسلام)، «زندیق» بهعنوان کسی معرفی میشود که در برابر خدا و پیامبر ایستاده و از مسیر توحید فاصله گرفته است: «الزِّنْدِيقُ هُوَ الرَّادُّ عَلَى اللهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ ... وَ هُمُ الْمُلْحِدُونَ عَدَلُوا عَنِ التَّوْحِيدِ إِلَى الْإِلْحَادِ» زندیق کسی است که خدا و رسول او را انکار میکند ... آنان ملحدانی هستند که از توحید به الحاد گرایش یافتهاند. (بحار الأنوار، ج۱۰، ص۲۴۱)
امروز نیز بسیاری از جریانهای ضد دین، از سه روش اصلی بهره میبرند:
۱. شبههسازی و القای تردید درباره خدا، وحی، معاد و احکام دینی؛
از جمله طرح این گزارهها که «دین مانع پیشرفت است»، «حجاب محدودیت زن است»، «احکام اسلامی با دنیای مدرن سازگار نیست» یا «باور دینی محصول ترس و جهل تاریخی بشر است».
۲. تحریف یا تقطیع سخنان دینی و نسبت دادن مطالب نادرست به اسلام و اهلبیت (علیهمالسلام)؛
برای نمونه، معرفی اسلام بهعنوان دینی خشونتطلب، القای تعارض میان عقلانیت و دینداری، یا تقطیع سخنان علما و مسئولان برای ایجاد بدبینی نسبت به دین و انقلاب اسلامی.
۳. استفاده ابزاری از مفاهیمی مانند آزادی، عقلانیت و حقوق بشر برای تقابل با مبانی دینی و مشروعیتزدایی از نظام اسلامی؛
بهگونهای که هر حکم دینی یا موضع انقلابی، بهعنوان «ضد آزادی» یا «مخالف حقوق انسان» معرفی میشود و در مقابل، سبک زندگی سکولار و فردگرایانه بهعنوان تنها مسیر عقلانیت و پیشرفت تبلیغ میگردد.
در این میان، خطر اصلی تنها در «تولیدکنندگان» محتوا نیست؛ بلکه در تبدیلشدن مخاطبان عادی به بازنشرکنندگان، تقویتکنندگان و مخاطبان دائمی این فضاهاست.
هشدار روایات و مرزبندی روشن اهلبیت (علیهمالسلام) با جریانهای انحرافی
در فرهنگ دینی، «مجالست» صرفاً به معنای حضور فیزیکی در یک مجلس نیست؛ بلکه هر نوع همنشینی فکری، رسانهای و عاطفی را نیز در بر میگیرد. از همین رو، اهلبیت (علیهمالسلام) نسبت به همراهی مستمر با اهل انحراف و عادیسازی ارتباط با آنان هشدارهای جدی دادهاند.
امام رضا (علیهالسلام) با اشاره به ماجرای یکی از یاران حضرت موسی (علیهالسلام) که برای نصیحت پدرش که همراهِ فرعون بود، از جریان حق فاصله گرفت، فرمودند: «النِّقْمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ يَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ»؛ هنگامی که عذاب فرود آید، از کسی که به گناهکار نزدیک شده دفاعی نخواهد بود. (الکافي، ج۲، ص۳۷۴)
این روایت، تنها درباره حضور فیزیکی در کنار اهل باطل نیست؛ بلکه درباره آثار تدریجیِ نزدیکی فکری و عاطفی با جریانهای انحرافی نیز هشدار میدهد. تکرار شنیدن شبهه، انس گرفتن با ادبیات تمسخرآمیز نسبت به مقدسات و حضور مداوم در محیطهای ضد دینی، بهتدریج حساسیت اعتقادی انسان را کاهش میدهد.
در همین چارچوب، امیرالمؤمنین امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: «مُجَالَسَةُ الْأَشْرَارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْأَخْيَارِ»؛ همنشینی با بدان، بدگمانی نسبت به نیکان را در پی دارد. (وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۶۵)
این بدگمانی، امروز میتواند در قالب بیاعتمادی به دین، روحانیت، ارزشهای انقلابی و باورهای اصیل اسلامی ظهور پیدا کند.
از سوی دیگر، اهلبیت (علیهمالسلام) تنها به هشدار بسنده نکردهاند؛ بلکه مرزبندی روشنی نیز با جریانهای منحرف ترسیم کردهاند. امام رضا (علیهالسلام) به فردی که با شخص منحرفی نشستوبرخاست داشت، فرمودند: «فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ وَ تَرَكْتَنَا، وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ»؛ یا با او بنشین و ما را رها کن، یا با ما باش و او را رها کن. (الکافي، ج۲، ص۳۷۴)
همچنین امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «لَا تُجَالِسُوا أَهْلَ الْبِدَعِ ... فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ»؛ با اهل بدعت همنشینی نکنید، که نزد مردم مانند یکی از آنان شناخته میشوید .(الکافي، ج۲، ص۳۷۵)
این روایات نشان میدهد که اسلام، مرز میان «گفتوگوی علمی هدایتشده» و «همراهی تدریجی با فضای انحراف» را کاملاً روشن میداند. مسئله اصلی، صرف شنیدن یک پرسش نیست؛ بلکه تبدیلشدن به بخشی از زیست رسانهای و فکری جریانهای معارض با دین است.
مجالست در عصر شبکههای اجتماعی
امروز بخش مهمی از «همنشینی» در فضای مجازی رخ میدهد. عضویت مستمر در کانالها و صفحاتی که به تخریب دین، تمسخر شعائر اسلامی، القای یأس نسبت به نظام اسلامی یا ترویج سبک زندگی سکولار و ضددین میپردازند، صرفاً یک کنش خنثی رسانهای نیست.
دنبالکردن صفحات الحادی، بازنشر محتواهای شبههافکن، مشارکت در اتاقهای گفتگوی ضد دینی، مشاهده مستمر ویدئوهای تمسخرآمیز علیه مقدسات و حتی سکوت در برابر توهینهای مکرر، بهتدریج ذهن را در معرض نوعی «عادیسازی انحراف» قرار میدهد.
از سوی دیگر، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نیز براساس علایق کاربر عمل میکنند؛ به این معنا که هرچه فرد بیشتر چنین محتواهایی را مشاهده کند، حجم بیشتری از همان محتواها به او پیشنهاد میشود. در نتیجه، انسان ممکن است بهمرور در یک «محیط شناختی بسته» قرار گیرد که در آن، دین و ارزشهای الهی دائماً تحقیر یا تخریب میشوند.
تفاوت گفتوگوی علمی با مصرف مستمر شبهه
اسلام هرگز مخالف پرسش، تحقیق و گفتوگوی علمی نیست. تاریخ مناظرات علمی اهلبیت (علیهمالسلام) با ملحدان و صاحبان اندیشههای مختلف، گواه روشنی بر این حقیقت است. اما تفاوت جدی میان «پژوهش علمی هدایتشده» با «مصرف دائمی محتوای شبههافکن» وجود دارد.
مطالعه انتقادی برای پاسخگویی علمی، اگر همراه با مبانی معرفتی، استاد آگاه و قدرت تحلیل باشد، با غرقشدن در فضای رسانهای جریانهای ضد دین تفاوت اساسی دارد. بسیاری از آسیبها زمانی آغاز میشود که فرد، بدون آمادگی فکری و بدون مراجعه به پاسخهای تخصصی، خود را در معرض حجم انبوهی از شبهات قرار میدهد.
جمعبندی
جریانهای الحادی و دینستیز، امروز بیش از هر زمان دیگری از ظرفیت رسانه، شبکههای اجتماعی و جنگ روایتها برای تضعیف ایمان دینی و تخریب جبهه حق استفاده میکنند. هدف این جریانها صرفاً طرح چند پرسش فلسفی نیست؛ بلکه ایجاد فرسایش تدریجی در باورهای دینی، سست کردن پیوند جامعه با هویت اسلامی و بیاعتبارسازی نظام جمهوری اسلامی بهعنوان نماد حاکمیت دینی است.
در چنین فضایی، خطر اصلی تنها در تولیدکنندگان شبهه نیست؛ بلکه در عادیشدن همراهی با آنان است؛ همراهیای که گاه با یک دنبالکردن ساده، یک بازنشر احساسی یا حضور مستمر در محیطهای آلوده فکری آغاز میشود و بهتدریج مرزهای اعتقادی انسان را تغییر میدهد.
روایات اهلبیت (علیهمالسلام) با صراحت هشدار میدهند که نزدیکی مستمر به اهل انحراف، آثار خود را بر قلب و ذهن انسان خواهد گذاشت. در مقابل، راه صیانت از ایمان، حفظ مرزهای فکری، تقویت بنیان معرفتی، مراجعه به منابع معتبر و مراقبت از زیست رسانهای و فرهنگی است.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»؛ به ستمگران تکیه نکنید که آتش شما را فرا میگیرد.(هود، ۱۱۳)
امروز نیز حفظ هویت دینی، تنها در میدان اعتقاد فردی خلاصه نمیشود؛ بلکه نیازمند هوشیاری در برابر شبکههای تردیدآفرین و مراقبت از مرزهای فرهنگی و رسانهای جامعه است.
انتهای پیام