کد خبر: 4354323
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۱
یادداشت

تحلیل تطبیقی روایت امام باقر(ع) با انقلاب اسلامی ایران

محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی در سده چهارم هجری در کتاب «الغیبة»، روایتی با سندی صحیح از امام باقر(ع) نقل کرده است که احتمال دارد بر مراحل انقلاب اسلامی ایران و سرنوشت و آینده آن منطبق باشد.

انقلاب اسلامی ایرانبر مبنای علم الهی که به اراده خدا نزد ائمه اطهار(ع) نیز بوده است، آن‌ها از آینده و وقایع آن اخباری داشته‌‌اند و بنابراین، روایات ملاحم (فتنه‌های آخرالزمانی) فراوانی از ایشان صادر شده است. یکی از این احادیث، حدیث ابوخالد کابلی از امام محمدباقر(ع) است. این احتمال وجود دارد که این حدیث بر مراحل انقلاب اسلامی ایران و سرنوشت و آینده آن منطبق باشد و بنابراین، قابلیت بررسی و واکاوی در این زمینه را داراست که در ادامه به تبیین آن پرداخته می‌شود.

متن حدیث

محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی که به ابن ابی‌زینب شهرت دارد، در سده چهارم هجری در کتاب «الغیبة» خود، روایتی با سندی صحیح از امام باقر(ع) نقل کرده است. دور از انتظار نیست و این احتمال وجود دارد که این حدیث بر مراحل انقلاب اسلامی ایران و سرنوشت و آینده آن منطبق باشد. متن حدیث چنین است:

«حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد قال: حدثني على بن الحسن، عن أخيه ; محمد بن الحسن، عن أبيه، عن أحمد بن عمر الحلبي، عن الحسين بن موسى، عن معمر بن يحيى بن سام، عن أبى خالد الكابلي، عن أبى جعفر عليه السلام أنه قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلاَ يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ؛ گویی قومی را می‌بینم که در مشرق خروج کرده‌اند. حق را مطالبه می‌کنند و می‌خواهند؛ پس به آنان داده نمی‌شود، سپس دوباره حق را مطالبه می‌کنند، ولی به آنان نمی‌دهند. هنگامی که وضع را این‌گونه دیدند، شمشیرهای خود را بر شانه‌هایشان می‌گذارند. در این زمان آنچه را طلب کرده‌اند، به آنان می‌دهند، پس آنان نمی‌پذیرند تا اینکه برمی‌خیزند و قیام می‌کنند و آن را جز به صاحب شما نمی‌دهند. کشته‌های آنان شهیدند. آگاه باشید، اگر من آن زمان را درک کنم، جانم را برای صاحب این امر نگه می‌دارم.»

بررسی سند حدیث

این روایت از حیث سند، از اعتبار فراوانی برخوردار است. حدیث به‌صورت مسند نقل شده و تمامی هشت راوی حاضر در زنجیره آن، همگی امامی‌مذهب، ثقه و مورد اطمینان هستند. بر همین اساس، حکم به صحت حدیث داده می‌شود. این مطلب را آیت‌الله حسین نوری همدانی نیز تأیید کرده‌اند. ایشان در جلسات درس خارج فقه خود در خصوص این حدیث گفته‌اند: «خبر سنداً صحیح است.» (مدرسه فقاهت، ۱۳۹۴/۱۱/۲۰)

تحلیل محتوای حدیث امام باقر(ع)

رمز تعبیر «کأنّی»: روایت شریف با عبارت «کأنّی» آغاز شده است. در فرهنگ روایی، این واژه نشانگر وقوعی قطعی و حتمی در آینده به‌شمار می‌آید.

معنای «خرجوا» و «بالمشرق»: واژه «خرجوا» از ماده «خروج» به معنای بیرون‌آمدن است و در اصطلاح روایی، بر قیام و انقلابی بزرگ دلالت دارد؛ اما مهم‌ترین پرسش این است: مقصود از مشرق در این حدیث کجاست؟ بی‌گمان منظور، محل طلوع خورشید و نیز منطقه شرقی عربستان نیست؛ بلکه مقصود، منطقه‌ای خاص و شناخته‌شده و آن، ایران اسلامی شیعی است.

علی کورانی عاملی، حدیث‌پژوه لبنانی در این‌باره می‌گوید: «واضح است که مقصود از قومی از مشرق، ایرانی‌ها هستند و این امر تسالم علیه و مورد پذیرش در نزد اصحابی که حدیث را روایت کرده و تابعین که از اصحاب گرفته‌اند و نسل‌های بعدی بوده؛ به‌گونه‌ای که یکی از آنان نگفته است مقصود از قوم مشرقی، اهل ترکیه فعلی یا اهل افغانستان یا اهل هند باشد؛ بلکه گروهی از امامان حدیث و مؤلفان گفته‌اند که منظور اهل فارس و ایرانی‌ها هستند. پس تفسیر وهابیون به اهل افغانستان و طالبان، به دور از فهم عموم مسلمانان است.»

ناظم‌الاسلام کرمانی، نویسنده و روشنفکر پیشگام عصر مشروطه نیز پس از نقل این حدیث، لفظ مشرق را به‌صراحت، ایرانیان ترجمه کرده و می‌نویسد: «در این خبر لفظ مشرق را به ایرانیان ترجمه کردم، به علت آنکه امام می‌فرماید آنچه از این گروه کشته می‌شوند، شهید شده‌اند و این جمله قرینه، بلکه صریح است به آنکه مراد از مشرق، آن مشرقی است که شیعیان آنجا باشند.» شاهد دیگر، روایت صحیحی از خود امام باقر(ع) است. طبق آنچه معروف بن خربود از امام(ع) روایت کرده، ایشان قوم خروج‌کننده از مشرق را بر مردم خراسان و سیستان، دو استان مهم ایران در آن روزگار تطبیق داده‌اند.

عبارتی که نمایانگر هدف و ماهیت این قیام است: در جمله «يَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ»، کلمه حق یک بار صریحاً ذکر و بار دیگر با ضمیر یاد شده است. این امر روشن می‌کند که هدف این خروج و انقلاب، حق است. از این رو، این خروج انقلابی مقدس، حق‌طلبانه، الهی و مطلوب اهل بیت(ع) به‌شمار می‌آید. بنابراین، قوم مشرقی باید شیعه بوده، امامت امام باقر(ع) را پذیرفته‌، به غیبت و ظهور امام مهدی(عج) اعتقاد داشته باشند و آن حضرت را صاحب‌الامر بدانند. این ویژگی‌ها در سراسر جهان، فقط بر ایران و ملت ایران تطبیق می‌کند.

سرانجام و فرجام قیام: عبارت «لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَى صَاحِبِكُمْ» سرنوشت این خروج را بیان می‌کند. ضمیر مؤنث در «لاَ يَدْفَعُونَهَا» به حق بازنمی‌گردد، بلکه به حکومت و قدرتی اشاره دارد که خروج می‌کند. این انقلاب و خروج شکست‌ناپذیر است و پس از پیروزی، پایدار می‌ماند تا انقلاب جهانی مهدوی فرارسد. «صَاحِبِكُمْ» در این حدیث، همان امام عصر(عج) و صاحب‌الامر جهان است.

قداست شهدای این انقلاب: عبارت «قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ» گواهی روشن بر قداست این نهضت است. امام(ع) تمام کشته‌شدگان این خروج و قیام را شهید می‌داند؛ کسانی که آگاهانه و در راه خدا در صحنه نبرد حضور می‌یابند و کشته می‌شوند.

علاقه امام باقر(ع) به مشارکت در این قیام: در پایان حدیث، امام باقر(ع) می‌فرمایند: «أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ.» این فراز دو گونه تفسیر می‌شود؛ نخست آنکه باقرالعلوم(ع) فرموده‌اند اگر آن زمان را درک می‌کردم، جان خود را برای رهبر آن انقلاب زمینه‌ساز ظهور تقدیم می‌کردم. حالت دوم آنکه منظور از صاحب‌الامر را حکومت امام مهدی(عج) بدانیم که معنا چنین می‌شود: «تلاش می‌کردم تا زنده بمانم و حکومت حضرت مهدی(عج) را نیز درک کنم.» در هر دو صورت، این جمله گواه دیگری بر قداست و ارزشمندی آن خروج و قیام است که تطبیق آن با حکومتی شیعه را متقن‌تر می‌کند.

تطبیق روایت با انقلاب اسلامی ایران

آیا روایت امام باقر(ع) که 14 قرن پیش از قیامی حق‌طلبانه در مشرق سخن گفته است، می‌تواند ناظر به انقلاب اسلامی ایران باشد؟ حسین عبید القریشی، نویسنده و پژوهشگر عرب در کتاب خود با عنوان «اسئلة مهدویة تتعلق بعصر الظهور الشریف اجاب عنها» بر این باور است که حدیث بی‌کم‌وکاست از خروج ایرانیان علیه حاکم ستمگر، دو مرتبه درخواست حق، تهدید به جنگ، گذاشتن سلاح بر شانه و در نهایت قیام و انقلاب خبر می‌دهد.

همان‌طور که گذشت، علی کورانی لبنانی نیز از دیگر پژوهشگرانی است که این حدیث را بر انقلاب اسلامی ایران منطبق می‌داند. او که سال‌ها در زمینه روایات مهدوی تحقیق کرده است، این انطباق را با قرائن متعددی اثبات می‌کند. محمد محمدی ری‌شهری نیز نگاه مثبتی به این تطبیق دارد. او می‌نویسد: «با توجه به ظاهر حدیث، تطبیق آن بر این وقایع محتمل است. ... قیام ملت ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، اظهار توبه رژیم گذشته و تسلیم‌شدن در برابر خواسته‌های مردم در آخرین لحظات، سرنگونی رژیم تنها خواسته مردم، پیروزی قیام ملت ایران علیه رژیم شاهنشاهی، تحقق جمهوری اسلامی، تداوم جمهوری اسلامی تا انقلاب جهانی مهدی(عج)، درگیری‌ها برای استقرار انقلاب، جهاد فی سبیل الله، کشته‌های آن که شهیدند و پیروزی انقلاب اسلامی در نزدیکی ظهور حضرت مهدی(عج) تحقق می‌یابد.»

آیت‌الله حسین نوری همدانی نیز در درس خارج فقه خود در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۲۰، پس از ذکر این حدیث، به‌روشنی اظهار می‌کند: «خبر سنداً صحیح است و مضمونش مشخص است و حتی بر انقلاب اسلامی ایران نیز قابل تطبیق است.» احمد علم‌الهدی نیز در تأیید این نگاه می‌نویسد: «امام باقر(ع) از وقوع قیامی پیش از ظهور خبر می‌دهند و در ضمن، آن را تأیید می‌کنند. این روایت از جمله روایاتی است که دلالت صریح و روشنی بر پیش‌بینی انقلاب اسلامی ایران از سوی امام باقر(ع) دارد.»

اما شاید قوی‌ترین گواه بر انطباق این حدیث بر انقلاب ایران، فراز پایانی آن باشد: «وَ لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَى صَاحِبِكُمْ.» این جمله از یک سو به پیروزی قیام مشرقی حکم می‌کند و از سوی دیگر می‌گوید که آنان قدرت را جز به دست صاحب خود، یعنی امام زمان(عج) نخواهند سپرد؛ یعنی دولت برآمده از این انقلاب، تا هنگام ظهور پایدار می‌ماند و آن‌گاه حکومت را به امام مهدی(عج) تسلیم می‌کند.

این همان حقیقتی است که در اندیشه و سخن امام خمینی(ره) بارها منعکس شده است. ایشان هرگز انقلاب اسلامی را هدف نهایی نمی‌دانست، بلکه آن را مقدمه‌ای برای ظهور و زمینه‌سازی برای حکومت جهانی مهدی(عج) معرفی می‌کرد و قدرت و حکومت در نگاه ایشان، امانتی بود که ملت ایران باید به صاحب اصلی‌اش بازگرداند. در میان همه قیام‌هایی که در عصر غیبت کبری رخ داده است، هیچ‌یک را نمی‌توان یافت که رهبر و مردمش چنین صریح و روشن اعلام کرده باشند که قیام آنان برای زمینه‌سازی ظهور امام مهدی(عج) است. این ویژگی منحصر به‌فرد فقط در انقلاب اسلامی ایران دیده می‌شود. انقلابی که رهبری آن خود را فدایی امام زمان(عج) می‌داند، انقلابی که قدرت را امانتی برای سپردن به صاحب‌الامر(ع) می‌شمارد و این، همان حقیقتی است که تطبیق حدیث امام باقر(ع) بر انقلاب اسلامی ایران را نه یک گمان، که قرینه‌ای نیرومند می‌نماید.

در پایان باید تأکید کرد که با همه ادله و شواهدی که برای این تطبیق ارائه شده است، همچنان ماهیت این انطباق در قالب احتمال و امکان باقی می‌ماند؛ اما این احتمال آن‌چنان قوت دارد که از مرز فرضیه‌ای ساده فراتر می‌رود و به درجه اطمینان نزدیک می‌شود.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha