به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، امیر احمدنژاد، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان در وبینار «الهیات جنگ (با تکیه بر تاریخگذاری سوره آل عمران)» که دوشنبه، چهارم خردادماه به همت انجمن علمی علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان برگزار شد، به تبیین شرایط مقطعی از دوران رسالت پیامبر(ص) پرداخت که دارای فضایی مشابه با شرایط کنونی ایران بود و با اشاره به نکتهای کلیدی در بررسیهای تاریخی اظهار کرد: تمام متون دینی، از جمله آیات قرآن، دعای عرفه، صحیفه سجادیه و... پیوندی ناگسستنی با فضای اجتماعی روزگار خود دارند و رنگ و بوی آن دوره را حمل میکنند. بنابراین، هر متنی را باید در بستر تاریخیاش بررسی کرد.
وی افزود: امروز که موضوع گفتوگوی ما الهیات جنگ است، به ذهن من رسید، این بحث را در همان فضایی پیش ببرم که مسلمانان در شرایطی مشابه با وضع کنونی ما قرار داشتند تا ببینیم قرآن به آنها چه میگوید و چه پاسخهایی به نیازهای آنان داده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در تعریف الهیات جنگ گفت: الهیات هر پدیده به معنای سنجش نسبت خداوند با آن پدیده است. الهیات جنگ به این پرسشها میپردازد که نسبت جنگ با خداوند و دین چیست، چه وقت خداوند اجازه جنگ میدهد، چگونه باید جنگید، چه هنگام باید صلح کرد و معیار پیروزی و شکست از دیدگاه دین کدام است.
وی اضافه کرد: مهمترین منبع ما برای این شناخت، قرآن کریم است. پنجرهای که میتواند ما را به پاسخ حقیقی این پرسش رهنمون شود که «چه کنم تا در مسیر هدف آفرینش و زندگی گام بردارم»، همان پنجره قرآن است. این خوشبختی ماست که این منبع سالم و دستنخورده را در اختیار داریم و با آن آشنا هستیم.
احمدنژاد شالوده مفاهیم قرآن را بر محور رشد انسان دانست و ادامه داد: در نگاه قرآن، همهچیز بر رابطهای مبتنی بر رشد استوار است. قرآن خود کتاب رشد است، نه آنکه صرفاً مفاهیم رشد را بیان کرده باشد. به تعبیر مرحوم صفایی، قرآن همانند رودخانهای است که با جریان خود، انسان را تطهیر میکند. انس با این کتاب، خواهناخواه بیماریهای درونی، مانند حسد، ترس و تکبر را درمان میکند و فضایل را رشد میدهد. قرآن بهدنبال ساختن جامعهای سالم، مبتنی بر قسط، عدالت و معنویت است.
وی کلیدواژه قرآن را توحید دانست و بیان کرد: جامعه توحیدی همزمان عدالت و معنویت را داراست. توحید یعنی رهایی از همه قیدوبندها و دل به یگانهای سپردن؛ اما قرآن این رشد اجتماعی را از گذرگاه افراد محقق میکند. تکتک انسانها برای قرآن ارزشمندند و قرآن میان فقیر و غنی، سیاستمدار و غیرسیاستمدار تمایز نمیگذارد. قرآن نمیگوید فلان شخص شأن بالاتری دارد و دیگری پایینتر است؛ بلکه همه آدمها مهم و مؤثرند و خداوند هدایت و رشد همه انسانها را میخواهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان افزود: اگر پیامبر(ص) در جایی به کسی کمتر توجه کند و یا با درخواست برخی مواجه شود که از ایشان میخواهند برای پیشبرد اهدافش اولویت را به ثروتمندان و قدرتمندان بدهد، قرآن با واکنشی شدید، پیامبر(ص) را مورد عتاب قرار میدهد و میگوید چرا گمان میکنی این کسی که بهظاهر دوام چندانی ندارد، ارزشش کمتر از ثروتمندان است؟ قرآن همه را در نظر دارد و میخواهد تحول جامعه از طریق تکتک آدمها ایجاد شود. آدمهای متحولشده، موتور جامعه را میچرخانند. قرآن نمیخواهد آدمها در خلوت خود به تهذیب بپردازند و از جامعه جدا شوند. قرآن میخواهد انسانها در بستر جامعه رشد کنند و جامعه را رشد دهند.
وی تأکید کرد: در سوره اعراف، تعبیری فوقالعاده وجود دارد؛ آنجا که گروهی از آدمهای رشدیافته در مقابل انحرافات سکوت کرده بودند، خداوند میفرماید: ما اینها را نجات نمیدهیم، اما آنهایی که حتی وقتی به آنان گفته شد، گفتوگو و حرکت فایدهای ندارد، در پاسخ گفتند این عذری به درگاه پروردگارمان است، ما میخواهیم عذری داشته باشیم که تلاش خود را کردیم، اما نشد. خداوند در اینباره میفرماید: «وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ یاد کن هنگامی که گروهی از آنان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند هلاککننده آنهاست یا عذابی سخت به آنها خواهد داد؟ گفتند: این کار را میکنیم تا عذری پیش پروردگارتان داشته باشیم و امید که آنها تقوا پیشه کنند.» (سوره اعراف، آیه ۱۶۴) سپس خداوند میفرماید: «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ؛ پس چون آنچه را تذکر داده شده بودند، فراموش کردند، کسانی را که از بدی نهی میکردند، نجات دادیم و ستمگران را به عذابی سخت گرفتار کردیم.» (سوره اعراف،آیه ۱۶۵) «فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ؛ پس چون سرکشی کردند، به آنها گفتیم: بهصورت بوزینگانی راندهشده درآیید.» (سوره اعراف، آیه ۱۶۶) دغدغه راهنمایی و دلسوزی برای دیگران داشتن، نشانه هدایت است و انسان هدایتیافته میخواهد همه را با خود همراه کند.
احمدنژاد ادامه داد: بر این اساس، نزول آیات جنگ در قرآن نیز بهمنظور هدایت، راهنمایی و رشد انسان است. جنگ از منظر قرآن را باید از زاویه تعلیمی نگریست؛ هم برای افراد و هم برای جامعه. جهاد فقط برای فتح و توسعه نیست و نیز فقط پیروزی مادی ملاک نیست؛ بلکه هم پیروزی مهم است، هم تربیت افراد و هم سرکوب دشمن. در نگاه قرآن، هر دو طرف جنگ در منظر خداوند، نسبت بندگی با او دارند و پرودگار به همان اندازه مشتاق هدایت یک گروه است که مشتاق هدایت گروه دیگر.
وی تصریح کرد: بهترین راه شناخت قرآن این است که آن را در موقعیتهای معلمی و تربیتی تحلیل کنیم. در سورههای مکی، جهاد به معنای کوشش در راه خدا واجب میشود. در سورههای مهم مدنی زیادی، امر به جهاد و نبرد در راه خدا وارد شده است، مانند سورههای بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، احزاب، محمد، فتح و حشر که همگی دربردارنده این مفاهیم هستند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: اما هیچجا به اندازه سوره آل عمران، در قالب بستهای کامل از آیات مربوط به فلسفه جنگ، خطاهای راهبردی و معیارهای نصرت الهی صحبت نشده است. قرآن معیار پیروزی و شکست را متفاوت از نگاه یک فرمانده نظامی تعریف میکند. ممکن است فرمانده نظامی بگوید پیروز شدم، اما در منطق قرآن آن پیروزی نباشد، یا برعکس. خداوند گاهی کسانی را که به ظاهر پیروز شدهاند، در حال سقوط و استدراج میداند که این نکته، کلید فهم الهیات جنگ است.
وی در خصوص آیات تبیینی جهاد گفت: خداوند در سوره آل عمران به پرسشهای اساسی پاسخ میدهد: معنای یاریکردن خداوند چیست؟ آیا حتماً به معنای پیروزی فیزیکی و مغلوبکردن دشمن است؟ در آیه ۱۵۲ این سوره میفرماید: «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ؛ خداوند وعده خود را به شما درباره پیروزی بر دشمن در احد تحقق بخشید، آن هنگام که در آغاز جنگ، دشمنان را به فرمان او، به قتل میرساندید و این پیروزی ادامه داشت تا اینکه سست شدید و بر سر رهاکردن سنگرها، در کار خود به نزاع پرداختید و بعد از آنکه آنچه را دوست داشتید، از غلبه بر دشمن به شما نشان داد، نافرمانی کردید...» و نیز در آیه ۱۵۴ میفرماید: «ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِّنكُمْ؛ سپس بهدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش بهصورت خواب سبکی بود که در شب بعد از حادثه احد، گروهی از شما را فراگرفت، اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند... .»
احمدنژاد افزود: خداوند در آیه ۱۶۰ در تبیین سنت الهی میفرماید: «إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ؛ اگر خداوند شما را یاری کند، هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟» همچنین درباره لزوم آمادگی نظامی میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ؛ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها آماده کنید و همچنین، اسبهای ورزیده برای میدان نبرد... .» (سوره انفال، آیه ۶۰) و درباره فلسفه وجوب جهاد میفرماید: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد، در حالیکه برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا میداند و شما نمیدانید.» (سوره بقره، آیه ۲۱۶)
وی بیان کرد: برای فهم این مفاهیم، توجه به ترتیب نزول سورههای مدنی ضروری است. نخستین سوره مدنی، بقره است. پس از آن، انفال نازل شد که به مقدمات جنگ بدر میپردازد. سومین سوره مدنی، آل عمران است که گفتمان آن عمدتاً گفتوگوی اسلام و مسیحیت است، اما در لابهلای آن آیاتی معترضه درباره ماه رمضان، جهاد و جنگ نیز وجود دارد. بنابراین، برای ورود به بحث اصلی الهیات جنگ در قرآن، ابتدا باید به این نکته روششناختی توجه کرد که قرآن مفاهیم پیروزی و شکست را در چارچوبی متفاوت از نگاه صرفاً نظامی تعریف میکند. این نکته، کلید فهم نسبت خداوند با جنگ و جهاد است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به شرایط جنگ بدر، مقدمهای برای آغاز نبرد احد اشاره کرد و گفت: جنگ بدر در ماه رمضان سال قبل از نبرد احد رخ داد. مسلمانان در بدر با ۳۱۳ نفر در مقابل 900 نفر مشرک، بدون تجهیزات نظامی قابل توجه (برخی حتی با یک چوب) به میدان رفتند، اما مشرکان مسلح بودند. پیامبر(ص) با تدبیری بینظیر، سپاه دشمن را درهم شکست. 70 تن از مشرکان کشته و 70 تن اسیر شدند و ابوجهل در این جنگ به هلاکت رسید. از مسلمانان، شهدایی اندک، کمتر از 10 نفر به جا ماند. این پیروزی سبب شد که مسلمانان یک سال سربلند باشند و بگویند: «خدا با ماست.»
وی سپس به تبیین شرایط جنگ احد پرداخت و اظهار کرد: مشرکان که عزادار بودند، شعار انتقام سر دادند و سپاهی مهیا کردند. خبر تجهیز سپاه آنان به مدینه رسید. پایان سوره بقره و سوره انفال نشانههایی از این مقدمات دارند. خداوند در آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ سوره آل عمران، به مسلمانان یادآوری میکند: «وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ؛ و به یاد آور زمانی را که صبحگاهان، از میان خانواده خود، برای انتخاب اردوگاه جنگ برای مؤمنان بیرون رفتی» و «إِذْ هَمَّتْ طَّائِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا؛ و نیز به یاد آور زمانی را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستی نشان دهند و از وسط راه بازگردند و خداوند پشتیبان آنها بود و به آنان کمک کرد که از این فکر بازگردند.» همچنین میفرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛ و سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.» (سوره آل عمران، آیه ۱۳۹)
احمدنژاد ادامه داد: در نبرد احد، عبدالله بن اُبی با 300 نفر از سپاه جدا شد؛ او میگفت نباید در بیرون از شهر جنگید، ولی هدفش تضعیف روحیه مسلمانان بود. در نهایت، 700 نفر در سپاه رسولالله(ص) ماندند. نتیجه اولیه این جنگ، شکست مشرکان بود؛ اما گروهی از تیراندازان که پیامبر(ص) آنان را به فرماندهی عبدالله بن جبیر بر کوه عینین در سمت چپ کوه احد قرار داده بود، به گمان پیروزی، کوه را ترک کردند. مشرکان نیز با عبور از همین منطقه، از پشت به مسلمانان حمله کردند و آنان را شکست دادند. در این جنگ، خسارت سنگینی به مسلمانان رسید. دشمن که از پشت سر به مسلمانان حمله کرد، 70 تن از آنان را به شهادت رساند. مشرکان پیکر شهدا را مثله کردند و باقیمانده سپاه به کوههای اطراف پناه بردند؛ چرا که سوارهنظام دشمن در آن مناطق توان تعقیب نداشت. در آن لحظات، فقط پیامبر اکرم(ص) و علی بن ابیطالب(ع) در میدان ایستادگی میکردند. چند تن از بانوان نیز خود را به میدان رساندند و پیامبر(ص) را یاری کردند.
وی در ادامه تبیین وقایع احد بیان کرد: در این جنگ دشمن چنان وحشیانه رفتار کرد که بدن حمزه سیدالشهدا(ع)، تکیهگاه پیامبر(ص) پس از شهادت تکهتکه شد و هند، مادر معاویه حتی بندبند انگشتانش را نیز برید. مصعب بن عمیر، جوانی خوشسخن با آهنگ کلامی شبیه پیامبر(ص)، معلم قرآن و نماد پاکی نیز بدنش قطعهقطعه شد. از مهاجران چهار نفر، اما از انصار 66 نفر به شهادت رسیدند و پیکرشان مثله شد. در روایت تاریخی است که پیامبر(ص) برای پیکر هر یک از شهدا نماز جداگانه خواند و بر پیکر حمزه، 70 بار؛ یعنی پیکر هر شهید را کنار پیکر حمزه قرار میداد و نماز میخواند. حضرت فاطمه زهرا(س) نیز در همان شرایط سخت به زیارت شهدا میآمد و بر پیکرهای مطهر آنان اشک میریخت. این صحنههای تراژیک، مقدمه نزول آیاتی شد که نگاه مسلمانان را نسبت به پیروزی و شکست دگرگون کرد.
این استاد دانشگاه افزود: پس از جنگ، منافقان بازگشتند و گمان بردند که کار اسلام تمام شده است. ابوسفیان و دیگر سران مشرک که مقاومت پیامبر(ص) و یارانش را در دامنه کوه دیدند، از ادامه جنگ منصرف شدند و گفتند: «ما انتقام خود را گرفتهایم. با همین پیروزی بازگردیم.» آنان بازگشتند. با توجه به شکست مسلمانان و احتمال شورش منافقان و یهودیان که از این جریان خوشحال بودند و نیز احتمال حمله دوباره مشرکان به مدینه، پیامبر(ص) از طرف خدا دستور یافت تا در فردای حادثه احد، مشرکان را تعقیب کند. مسلمانان به دستور پیامبر(ص) عمل و دشمن را تا حمراءالاسد تعقیب کردند. پیامبر(ص) اجازه نداد کسانی که در جنگ حضور نداشتند، به تعقیب دشمن بروند و فقط مجروحان و بازماندگان همان نبرد این مأموریت را انجام دادند؛ اما این گروه چنان روحیهای پیدا کرده بودند که مشرکان از ترس آنان همگی گریختند.
وی به آیات نازلشده در این زمان اشاره و اضافه کرد: خداوند پس از شکست احد، ابتدا آیات آرامشبخشی برای مسلمانان مجاهد نازل کرد: «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ؛ و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است.» (سوره آل عمران، آیه ۱۳۳) سپس دستور تعقیب مشرکان را داد: «الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ؛ آنها که دعوت خدا و پیامبر(ص) را پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، بهسوی میدان حمراءالاسد حرکت کردند، برای کسانی از آنها که نیکی و تقوا در پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.» (سوره آل عمران، آیه ۱۷۲)
احمد نژاد تأکید کرد: این معجزه از جنس معرفت و تغییر نگاه بود؛ یعنی همان الهیات جنگ. قرآن نگاه سپاه در ظاهر شکستخورده احد را تغییر داد و با نزول آیاتی، قلب آنان را سرشار از امید کرد. قرآن حال کسانی را که در احد و پس از شهادت جانسوز تعدادی از سپاه، زود ناامید شدند، در این آیه شرح میدهد: «سپس بهدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش بهصورت خواب سبکی بود که در شب بعد از حادثه احد، گروهی از شما را فراگرفت؛ اما گروه دیگری در فکر جان خود بودند و خواب به چشمانشان نرفت. آنها گمانهای نادرستی، همچون گمانهای دوران جاهلیت درباره خدا داشتند و میگفتند: آیا چیزی از پیروزی نصیب ما میشود؟ بگو: همه کارها و پیروزیها به دست خداست. آنها در دل خود، چیزی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیکنند؛ میگویند: اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر هم در خانههای خود بودید، آنهایی که کشتهشدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً بهسوی آرامگاههای خود بیرون میآمدند و آنها را به قتل میرساندند و اینها برای این است که خداوند آنچه در سینههایتان پنهان دارید، بیازماید و آنچه در دلهای شما از ایمان است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سینههاست، باخبر است» (سوره آل عمران، آیه ۱۵۴) و آنگاه به بشارت شهدا میپردازد: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.» (سوره آل عمران، آیه ۱۶۹). این آیات به ما میگوید که پیروزی و شکست مادی معیار نهایی نیست، بلکه رشد، معرفت و تغییر نگاه، حقیقت الهیات جنگ است.
انتهای پیام