حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی مسعودی، پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت در گفتوگو با ایکنا از قم، با بیان اینکه ماهیت وجودی و هویت اصیل شیعیان، مدیون روز بزرگ غدیر است و برای پاسداشت و معرفی حقیقت این روز عظیم باید تلاش کنیم، اظهار کرد: غدیر خم، روز امتداد نبوت رسول اکرم(ص) در قالب امامت ائمه اطهار(ع) است. در این روز، ولایت اهل بیت(ع) بهصورت رسمی و آشکار به امت اسلامی معرفی شد و مسئولیتی بزرگ بر دوش مسلمانان قرار گرفت؛ مسئولیتی که بر پایه استمرار همان اطاعتی استوار بود که امت نسبت به رسول خدا داشت و باید با تواضع و تسلیم، در مسیر ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ادامه مییافت.
وی ادامه داد: در طول تاریخ، شیطان و هوای نفس همواره مانع از آن شدهاند که انسان بهراحتی در برابر ولی الهی سر تسلیم فرود آورد. شهوات نفسانی، قدرتطلبی و روحیه برتریجویی، انسان را از قرار دادن توان و ظرفیت خود در مسیر اطاعت از ولی خدا بازمیدارد و همین مسئله سبب شد که امت اسلامی در این آزمون بزرگ، بهصورت عمومی موفق عمل نکند.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت تصریح کرد: از همین نقطه، مسیر انحراف در تاریخ اسلام آغاز شد؛ انحرافی که در ابتدا ماهیتی سیاسی داشت. هنگامی که امت، اطاعت خود را در مجرای صحیح قرار نداد و از جای دیگری تبعیت کرد، باب انحراف سیاسی گشوده شد؛ مسیری که آثار و پیامدهای آن تا امروز نیز ادامه یافته است.
مسعودی با اشاره به وقایع اخیر جامعه اسلامی ایران گفت: پس از شهادت قائد امت، خدای متعال آزمونی مهم و مشابه واقعه غدیر برای ملت ما رقم زد و امت اسلامی در این امتحان سربلند بیرون آمد. پس از شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، جامعه دچار ابهام، تفرقه و تشتت نشد و مردم در تشخیص مسئولیت خود دچار سردرگمی نشدند بلکه با وحدت و انسجام در میدان حضور پیدا کردند.
وی ادامه داد: حتی کسانی که پیشتر در این مسیر حضور نداشتند نیز به صحنه آمدند و حضور گسترده، پرشور، قاطع و یکدست مردم، اجازه هیچگونه تخطئه و انحرافی را نداد. ملت ایران اجازه ندادند مسیر ولایت الهی فقیه دچار انحراف شود و تا زمان استقرار امور و معرفی ولیفقیه جدید، جامعه با انسجام و آرامش مسیر خود را ادامه داد و پس از آن نیز مردم یکصدا با ولی فقیه بیعت کردند.
این پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت بیان کرد: امت اسلام در صدر اسلام نیز نیازمند چنین حرکتی بود، اما متأسفانه حقیقت و هویت اصیل خود را پیدا نکرد و تا امروز نیز گرفتار همان خطا و انحراف تاریخی باقی مانده است. امید است با ظهور ولایت عظمای حضرت صاحبالعصر(عج) امت اسلامی از این انحراف پاک و مبرا شده و مسیر اصیل الهی خود را باز یابد.
وی در پاسخ به این پرسش که جایگاه مقاومت در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) را چگونه توضیف میکنید، اظهار کرد: درباره مقاومت در اندیشه علوی سخنان فراوانی میتوان مطرح کرد و این موضوع دارای ابعاد گسترده و متنوعی است. نخست باید بررسی شود که مقاومت بر چه مبانی و بنمایههای فکری استوار است؛ اینکه چه نسبتی با مسئله توحید، بهویژه توحید عملی، دارد و یا در الگوی فکری امیرالمؤمنین(ع)، مقاومت در کجای تاریخ معنا پیدا میکند. همچنین میتوان به مبانی فقهی مقاومت پرداخت و حتی پیش از همه این مباحث، تعریف دقیق مقاومت را مورد توجه قرار داد.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت با تبیین مفهوم مقاومت در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) تصریح کرد: مقاومت در نگاه امیرالمؤمنین، مفهومی بسیار گسترده است و تنها به جهاد مسلحانه محدود نمیشود بلکه به معنای پایداری و استقامت در مسیر حرکت بهسوی اهداف متعالی است، مقاومت، صفت انسانی است که در حال حرکت و پیشروی است و برای خود هدفی ترسیم کرده و در مسیر رسیدن به آن ایستادگی میکند.
وی ادامه داد: گاهی برای رسیدن به قله، باید مسیر مستقیم را پیمود و گاهی نیز شرایط و موانع ایجاب میکند که راهی پرپیچوخم انتخاب شود. هر مسیر عاقلانه و خردمندانهای که انسان را به اهدافش نزدیک کند، بخشی از مقاومت محسوب میشود. در این مسیر، انسان سختیها و چالشها را میپذیرد، اما همزمان با عقلانیت و تدبیر حرکت میکند حتی اگر در مسیر با صخرهای بزرگ مواجه شود، ممکن است دور زدن آن صخره نیز بخشی از مقاومت باشد. بنابراین، مقاومت در یک تصویر کلی، همان حرکت مستمر بهسوی هدف است؛ مفهومی که ریشه در اندیشه قرآنی دارد و قرآن کریم از آن با تعبیر «استقامت» یاد کرده است؛ استقامتی که به معنای پایداری در حرکت است.
مسعودی در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای امت مقاوم از منظر امیرالمؤمنین(ع) چیست، گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای امت مقاوم، شناخت حقوق امام است. اگر امتی حقوق امام خود را نشناسد و نسبت به آن بیتفاوت باشد، از مقاومت فاصله خواهد گرفت. مهمترین حق امام در اندیشه امام علی(ع) آن است که هرگاه فرمان، فراخوان یا مسیری را تعیین کرد و تحقق آن نیازمند پایداری بود، امت در برابر آن کوتاه نیاید و مطیع باشد. در حقیقت، مقاومت حق امام است که امت آن را با شناخت و عمل به وظیفه اجتماعی خود ادا میکند و این مسئله، نوعی تقوای اجتماعی نیز بهشمار میرود که برکات فراوانی به همراه دارد.
وی بیان کرد: امتی که در این جایگاه قرار گیرد، به سعادت و عزت دست پیدا میکند و این مسئله در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) بهروشنی قابل مشاهده است. برای نمونه میتوان به خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه مراجعه کرد که در آن بر حقوق متقابل امام و امت تأکید فراوان شده است.
این پژوهشگر همیاری و اخوت را دومین ویژگی امت مقاوم دانست و اظهار کرد: این وحدت، تحت ولایت ولی خدا شکل میگیرد و میتواند تا آنجا عمق پیدا کند که امت احساس برادری و اخوت با یکدیگر داشته باشند؛ احساسی که ریشه در ولایت ولی خدا دارد و مردم خود را ذیل پدری مشترک احساس میکنند، در سایه این ولایت، وحدت حقیقی در جامعه شکل میگیرد.
وی سومین ویژگی امت مقاوم را بصیرت دانست و افزود: امت مقاوم باید دارای بصیرت عمیق سیاسی باشد؛ بصیرتی که ریشه در مبانی شناختی امت دارد و به آنها قدرت تشخیص مصالح و منافع سیاسی را میدهد. ممکن است همه انسانها بدانند که دروغ کار ناپسندی است، اما همه به این باور نرسیده باشند که دروغ هیچگاه موجب نجات انسان نمیشود، درک این حقیقت که «النجاة فی الصدق» نیازمند بصیرتی عمیق است.
مسعودی ادامه داد: همین مسئله درباره جهاد نیز صادق است. بسیاری ممکن است جهاد را فضیلتی بزرگ بدانند، اما همه به این باور نرسند که عزت و نجات امت اسلامی در دل جهاد و مقاومت نهفته است. گاهی جامعه تصور میکند مقاومت موجب ضعف و نابودی است، در حالیکه این نگاه ناشی از فقدان بصیرت است. در شرایطی که جهاد و مقاومت به یک تکلیف تبدیل شده، امت باید باور داشته باشد که خداوند راه عزت و نجات را در دل همین مقاومت قرار داده است.
وی همچنین شناخت جریان حق و باطل، شناخت منافقان و تشخیص افراد صادق و خائن را از دیگر ابعاد بصیرت دانست و تصریح کرد: امتی که فاقد این بصیرت باشد، حتی اگر مقاومت کند، ممکن است مسیرش به انحراف کشیده شود زیرا بدون چراغ بصیرت، حرکت صحیح امکانپذیر نیست.
این پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت عزت و صلابت را چهارمین ویژگی امت مقاوم برشمرد و گفت: عزت به معنای نفوذناپذیری در برابر ذلت است. جامعهای که عزتمند باشد، توان مقاومت خواهد داشت، ممکن است امتها در آغاز راه، هنوز به عزت کامل دست نیافته باشند و از طریق مقاومت به آن برسند، اما در مراحل بعدی باید این عزت را حفظ کنند، چراکه اگر جامعهای ذلتپذیر شود، مقاومت را کنار خواهد گذاشت.
وی افزود: در کلمات امیرالمؤمنین(ع) بارها مشاهده میشود که حضرت از ذلتپذیری امت خود گلایه میکنند، زیرا همین ذلتپذیری موجب ترک مقاومت شده بود. حضرت(ع)، اهل کوفه را بهدلیل عقبنشینی از جهاد مورد سرزنش قرار میدادند و کلیدواژه اصلی این گلایهها، پذیرش ذلت و از دست رفتن وحدت بود، جامعهای که ذلیل شود، از عزت خود عقبنشینی میکند و موجودیت خویش را در معرض تاراج قرار میدهد.
مسعودی با اشاره به فرازی از خطبه ۵۱ نهجالبلاغه گفت: امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین؛ مرگ آن است که جامعهای در ظاهر زنده باشد اما ذلت را پذیرفته و شکست خورده باشد و حیات واقعی آن است که جامعه برای حفظ عزت و سربلندی خود، آماده فداکاری و شهادت باشد و در برابر دشمنان تن به ذلت ندهد.»
وی اظهار کرد: مهمترین ویژگیهای امت مقاوم در اندیشه امیرالمؤمنین(ع)، شکلگیری پیوندی ولایی و عمیق میان امت و ولی خداست؛ پیوندی که موجب بصیرت، آگاهی، عزت و صلابت میشود و در نهایت، امت را به پایداری در مسیر اهداف متعالی سوق میدهد.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت بیان کرد: چنین امتی، آرزوی امیرالمؤمنین(ع) بود و حضرت همواره از فقدان چنین جامعهای گلایه داشتند. امروز اگر مردانی همچون شهید سیدحسن نصرالله، شهید حاج قاسم سلیمانی، فرماندهان شهید مقاومت و شهدای گرانقدر محور مقاومت در برابر دیدگان ما قرار دارند و اگر انسانهای مقاومی در میان ما زندگی میکنند که حقیقتاً شهدای زندهاند، باید گفت اینها همان انسانهایی هستند که امیرالمؤمنین(ع) آرزوی حضورشان را در دوران خویش داشتند.
مسعودی در پاسخ به این پرسش که جایگاه وحدت در اندیشه و سیره حکومتی امیرالمؤمنین(ع) چیست، اظهار کرد: مسئله وحدت یکی از مهمترین بزنگاهها در تحلیل حکومت امیرالمؤمنین(ع) است و جایگاهی اساسی در فهم سیره مدیریتی و سیاسی حضرت(ع) دارد بهگونهای که باید در تحلیلهای تاریخی و اجتماعی، حق این مسئله بهدرستی ادا شود.
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) در مقطعی، با وجود آنکه حکومت را حق الهی و مسلم خود میدانستند، برای به دست گرفتن آن، تلاشهایی کردند، اما وقتی دیدند ادامه تلاشها و اصرار برای بازپسگیری حق باعث انشقاق گسترده خواهد شد و این شکاف میتواند به نابودی امت بینجامد، صلاح را در حفظ وحدت دیدند. از نگاه حضرت، مفسده انشقاق امت حتی از مفسده دور ماندن ایشان از حاکمیت ظاهری نیز سنگینتر بود و همین مسئله نشاندهنده جایگاه بسیار مهم وحدت در اندیشه علوی است.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت ادامه داد: با وجود انحرافات جدی که در جامعه اسلامی شکل گرفته بود، باز هم موازینی وجود داشت که امیرالمؤمنین(ع) براساس آنها اصل وحدت امت را حفظ میکردند. حتی در دوران حکومت نیز مشاهده میکنیم که حضرت نسبت به برخی بدعتهایی که در جامعه اسلامی پدید آمده بود، برخورد فوری نکردند در حالیکه طبیعتاً وظیفه حاکم اسلامی مقابله با بدعتهاست اما امیرالمؤمنین(ع) میدیدند که مقابله مستقیم با برخی انحرافات ممکن است به انشقاق و از بین رفتن وحدت جامعه منجر شود. از همینرو، آن مسائل را در اولویت دوم قرار میدادند.
وی تصریح کرد: حضرت بر این باور بودند که مبارزه با برخی انحرافات باید در زمانی انجام شود که زمینههای لازم فراهم شده و این اقدام به شکاف در امت اسلامی نینجامد، بنابراین، حفظ وحدت جامعه اسلامی در مواردی حتی بر برخورد فوری با برخی انحرافات اقتصادی، اجتماعی، فردی و عبادی اولویت پیدا میکرد.
مسعودی با اشاره به ماجرای صفین اظهار کرد: در جنگ صفین نیز، با وجود آنکه برای امیرالمؤمنین(ع) روشن بود که باید جنگ ادامه پیدا کند و سپاه ایشان در آستانه پیروزی قرار داشت، اما هنگامی که حضرت مشاهده کردند ادامه جنگ میتواند به انشقاق در بدنه جامعه و لشکر منجر شود، تصمیم گرفتند جنگ را متوقف کنند؛ تصمیمی که در ظاهر نوعی عقبنشینی و پذیرش شکست نظامی بهشمار میرفت.
وی افزود: هر فرماندهای که در آستانه یک پیروزی بزرگ، از ادامه نبرد دست بکشد، در ظاهر شکست را پذیرفته است، اما امیرالمؤمنین(ع) این اقدام را برای جلوگیری از شکاف در امت اسلامی انجام دادند. حضرت تلاش داشتند با بازسازی فکری جامعه، پاسخ دادن به شبهات و کنار زدن غبار فتنه، زمینه را برای ادامه صحیح مبارزه فراهم کنند تا جامعه اسلامی دوباره گرفتار انشقاق نشود.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت در پاسخ به این پرسش که محور وحدت چیست، گفت: این مسئله بسیار مهم است که بدانیم آیا در هر شرایطی باید صرفاً از وحدت سخن گفت؟ امیرالمؤمنین که اینگونه بر ضرورت وحدت تأکید داشتند، وحدت را برای مقابله با جریان شام و معاویه میخواستند. در آن زمان برخی به حضرت پیشنهاد میدادند که به جای جنگ با معاویه، با او سازش و توافق کنند تا وحدت حفظ شود.
وی ادامه داد: این پرسش مطرح است که چرا امیرالمؤمنین(ع) با معاویه وحدت نکردند؟ چرا حکومت شام را به او واگذار نکردند تا از جنگ جلوگیری شود؟ پاسخ این است که وحدت در اندیشه علوی دارای معیار و میزان است و وحدتی که امیرالمؤمنین(ع) به آن دعوت میکردند، وحدت حول شاخصهای حکومت حق اسلامی بود، نه وحدت با جریان باطل و طاغوتی.
مسعودی تصریح کرد: از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، خطوط قرمزی وجود دارد که به نام وحدت نمیتوان از آنها عبور کرد. هنگامی که سخن از دشمن صریح اسلام، دشمن مصالح امت و یا یک نظام جور و طاغوتی به میان میآید، جامعه اسلامی باید وحدت خود را برای مقابله با آن جریان حفظ کند، نه اینکه به بهانه وحدت، در برابر آن کوتاه بیاید.
وی بیان کرد: در این نگاه، ممکن است اختلافات سیاسی یا اجتماعی چه موجه و چه غیرموجه در جامعه وجود داشته باشد، اما نباید اجازه داد این اختلافات به شکاف، نزاع و جدال در سطح کلان جامعه تبدیل شود. مسائل اختلافی میتواند در جای خود مورد بحث قرار گیرد، اما یکپارچگی عمومی جامعه و هدفگذاریهای کلان باید حفظ شود.
پژوهشگر مؤسسه میراث کتاب و سنت تأکید کرد: مفهوم وحدت اگر بهدرستی تبیین نشود، ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد و به ابزاری برای جابهجایی خطوط قرمز حکومت علوی تبدیل شود. در حالیکه امیرالمؤمنین(ع) خطوط قرمز حکومت اسلامی را در مبارزه با نظام باطل و طاغوتی تعریف کردند و پایینتر از آن، برخی مسائل را قابل اغماض یا قابل تأخیر میدانستند تا اصل وحدت امت حفظ شود.
وی در پایان گفت: امیرالمؤمنین(ع) هرگز به بهانه وحدت، از اصول اساسی حکومت اسلامی و مقابله با جریان باطل عقبنشینی نکردند و همین مسئله، یکی از مهمترین نکات در تحلیل مفهوم وحدت در اندیشه و سیره عملی آن حضرت بهشمار میرود.
انتهای پیام