امسال عید غدیر در شرایطی فرامیرسد که تحولات منطقهای و جهانی، بیش از هر زمان دیگری مفاهیمی چون مقاومت، استقلال، آزادی و مقابله با سلطه را به کانون توجه افکار عمومی آورده است. در چنین فضایی، بازخوانی پیام غدیر و تبیین ابعاد تمدنی ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) صرفاً برای مناسبتی مذهبی نیست، بلکه میتواند پاسخی به پرسشهای امروز بشر درباره عدالت، کرامت انسانی و مبارزه با استکبار باشد. در یادداشت پیش رو تلاش میشود با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی، نشان دهیم غدیر ظرفیت آن را دارد تا یک گفتمان جهانی آزادیبخش و عدالتمحور معرفی شود. آنچه در ادامه میخوانیم، روایتی از ضرورت بازتعریف و معرفی جهانی ولایت علوی در بستر نبردهای فکری و تمدنی عصر حاضر است.
عید غدیر امسال با سالیان گذشته کاملاً متفاوت است و نحوه معرفی و تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین(ع) نیز باید متفاوت از گذشته باشد. در میانه نبرد تمدن ایرانی ـ اسلامی با تمدن پوسیده غرب، روایت جهانی و تمدنی از ولایت مولا، نه حُسن، که ضرورت است تا اجتماع قلوب بر ولایت حقه حضرت، کماً و کیفاً افزایش پیدا کند. نور غدیر امسال از کوچه و خیابان تا ایران و جهان باید با روایت تمدنی بر قلوب شیعیان و آزادگان عالم بتابد تا حقیقت ولایت بیش از گذشته آشکار شود.
در گستره تاریخ، ولایت مولا ثابت کرده که ظرفیت جهانی و اجتماع قلوب جهان بر آن را داراست و کافی است پیام غدیر روشن و آشکار شود تا تمایل قلوب به آن بروز پیدا کند. این، نه نگاهی خوشبینانه، که تجربهای تاریخی است؛ شخصیتی همچون بولس سلامه، شاعر و ادیب نامدار مسیحی در آغاز کتاب خود به نام «عید الغدیر اول ملحمة عربیة» روایت جهانی خود از امیرالمؤمنین(ع) را اینگونه ارائه میدهد: «انّنی مسیحی و لکن التاریخ مشاع للعالمین؛ گرچه مسیحی هستم، اما تاریخ، مُشاع و برای همه عالمیان است»؛ شیعیان، علی را مصادره نکنند، او برای همه است.
بنابراین، سلامه که نمیتواند از تمدن شیعی، بهسادگی عبور کند و عظمت آن را نبیند، در قالب نظم میگوید: «من مسیحی هستم، اما اگر بخواهم دین دیگری اختیار کنم، به عشق علی، مسلمان شیعی میشوم.» نکته مهم سخنان وی این است که دلیل چنین تصمیم و نگرش به ولایت مولا را اینگونه توصیف میکند: «اگر تشیع یعنی حب علی(ع) و انقلاب او و پسرش حسین بن علی(ع)، قیامی در برابر ظلم و جنایت مستکبران است، من نیز به گستره تاریخ فریاد میزنم که شیعه هستم.»
اکنون هنگامه آن است که عالم بداند، فرزندان و دلدادگان به مکتب امیرالمؤمنین(ع) چگونه بر محور انسانیت حرکت میکنند و با اقتدا به ولایت انسان کامل، بشر را از بردگی و بندگی ابنای بشر نجات داده و میدهند. قیام علوی در برابر استعمار و استثمار بشر و مبارزه و جهاد مستمر با ظلم و ظالم، رکن مهمی از ولایت امیرالمؤمنین(ع) محسوب میشود که ظرفیت و بستری مهم و مناسب برای روایت جهانی از ولایت مولاست.
نور ولایت علی و اولاد علی(ع) یعنی مبارزه دائم و خستگیناپذیر با ظلمات طاغوت و مستکبران استعمارگر که هر آزادیخواه و عدالتطلبی با هر نگرش و مکتبی میتواند به آن اقتدا کند؛ مولایی که صلای مبارکش همچنان در عالم طنینافکن است که: «وَ لاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اَللَّهُ حُرّاً؛ ای بشر، بنده مثل خود نباش که تو آزادی.» جهان باید بداند ولایت علی(ع) برای هر که باشد و دلداده به هر مکتب و عقیده که باشد، بشر آزادکُن است.
در مکتب علی(ع) که بهترین نیکی، پیوستن به آزادگان است، «خَیرُ البِرِّ مَا وَصَلَ اِلَی الاَحرَار»، شیعه نیز با اقتدا به مولای خود، با مزاحمان آزادی بشر، همواره در حال جهاد و ستیز بوده و خواهد بود تا بشر را از بند بردگی و بندگی مثل خود، نجات دهد.
ولایت علی بن ابیطالب(ع) و ائمه هداه(ع) ابعاد گوناگون و مهمی دارد که در هر عصر، شیفتگان خود را خواهد داشت؛ اینک و در این برهه مهم تاریخ که نبرد تمدنی بیش از گذشته آشکار شده و پیروز میدان، تمدن برتر و ریشهدار است، باید تاریخ و جهان بداند، آنچه از استقامت ایران و ایرانی مشاهده کرد و به حافظه سپرد، از برکات پرتوی از نور ولایت علوی(ع) است که توانست دلدادگان خود را با سلاح استقامت، استوار بدارد. جهان باید بداند که در این دنیای تلخ و تاریک، آنچه میتواند بشر را استوار و امیدوار نگه دارد تا با ظلم و ظالم مبارزه کند، نور ولایتی است که همواره گردن مستکبران و مستعمران را با قدرت الهی خود شکسته و عبرت تاریخ کرده است.
امسال، علی بن ابیطالب(ع) و ولایت او را باید اینگونه معرفی کرد که شاگردان و دلدادگان مکتبش توانستند در پرتو آن ولایت، اینچنین در مقابل کودککشان و گردنکشان بایستند و پیروز شوند. همه بدانند شیعه علی، بنده خدای علی است، نه بنده بندگانی ضعیف؛ شیعه در پرتو نور ولایت آزاد و حرّ شده است و تا بشر را آزاد نکند، مبارزه را تمامشده نمیداند. پس جهاد و مبارزه او دائمی و امید به فتح و ظفر نهایی باذنالله حتمی است.
علی گلستانی
انتهای پیام