امامت امیرالمؤمنین علی(ع) از جمله موضوعاتی است که همواره در کانون پژوهشهای تاریخی و اعتقادی جهان اسلام قرار داشته است، در حالی که بسیاری از آثار منتشرشده در این حوزه بر استدلالهای کلامی و روایی استوار هستند، برخی پژوهشگران تلاش کردهاند با نگاهی تاریخی، زمینهها و بسترهای شکلگیری این مسئله را نیز مورد واکاوی قرار دهند.
کتاب «امامت علوی در سیره نبوی» از جمله آثاری است که با چنین رویکردی تدوین شده و به بررسی گفتارها و رفتارهای پیامبر اکرم(ص) درباره امیرالمؤمنین(ع) در دورههای مکی و مدنی میپردازد.
حجتالاسلام والمسلمین اکبر روستایی، سرپرست معاونت امور فرهنگی و دانشجویی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و نویسنده کتاب «امامت علوی در سیره نبوی» در گفتوگو با ایکنا قم درباره ویژگیهای کتاب، شواهد تاریخی مربوط به جانشینی امیرالمؤمنین(ع) و نسبت این مباحث با مسائل روز جامعه سخن گفته است که متن آن از نظر میگذرد:
این کتاب حاصل پژوهشی است که چند سال پیش با توجه به تخصصی که در حوزه تاریخ اسلام داشتم، تدوین شد و در این اثر، مسئله امامت امیرالمؤمنین(ع) نه از منظر کلامی، بلکه با رویکردی تاریخی بررسی شده است، بسیاری از کتابهایی که درباره امامت نوشته شدهاند، عمدتا بر آیات و روایات و روش کلامی تمرکز دارند.
در این کتاب تلاش شده است تا با توجه به زمینهها و بسترهای تاریخی، زمان و مکان سخنان و رفتارهای پیامبر اکرم(ص) درباره امیرالمؤمنین(ع) مورد کاوش قرار گیرد. در این پژوهش، منابع اهل سنت به دقت بررسی شدهاند تا مشخص شود پیامبر اکرم(ص) در چه موقعیتهایی، با چه واژگانی و با چه اهدافی به معرفی امیرالمؤمنین(ع) پرداختهاند و هر سخن یا رفتار در چه زمینه تاریخی صادر شده است.
در عصر مکی، علاوه بر معرفیهای خصوصی، معرفیهای عمومی نیز از سوی پیامبراکرم(ص) درباره امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد که یکی از نمونههای مهم آن ماجرای اسلام آوردن حضرت خدیجه(س) است، در روایت امام صادق(ع) آمده است که پیامبراکرم(ص) ضمن تأکید بر جایگاه امیرالمؤمنین(ع)، از حضرت خدیجه(س) خواستند با ایشان بیعت کند و در این چارچوب به مسئله ولایت و پیروی از امیرالمؤمنین(ع) و بیزاری جستن از دشمنان ایشان تصریح فرمودند.
مسئله ولایت و برائت از آغاز در فرهنگ تشیع وجود داشته و تاریخ شیعه بر محور محبت اولیای الهی و بیزاری از دشمنان آنان شکل گرفته است و این فرهنگ در طول تاریخ استمرار یافته و در مقاطع مختلف، جلوههای متفاوتی پیدا کرده است؛ تجمعات شبانهای که در حمایت از ایران و اسلام از ابتدای جنگ رمضان شکل گرفته است، الگو گرفته از تاریخ تشیع و فرهنگ ولایت است.
در تاریخ شیعه غدیر، عاشورا، صلح امام حسن(ع)، شاگردپروری امام سجاد(ع) و دیگر حوادث گوناگون را تا زمان امام عصر(عج) مشاهده میشود. هدف تمام ائمه (ع) مبارزه با طاغوت و نظام طاغوت بوده است، اما شکل این مبارزه در هر دوره متفاوت است.
یکی از مهمترین رخدادهای عصر مکی، دعوت خویشاوندان نزدیک پیامبراکرم(ص) پس از نزول آیه «وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ و خویشان نزدیکت را [از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده» (سوره شعرا/آیه 214) است که در این جلسه، پیامبر اکرم(ص) از حاضران خواستند تا در مسیر دعوت الهی ایشان را یاری کنند و اعلام فرمودند هر کس در این مسیر ایشان را همراهی کند، برادر، وصی و جانشین ایشان خواهد بود. در آن جمع، افراد متعددی حضور داشتند، اما تنها امیرالمؤمنین علی(ع) با صراحت و شجاعت اعلام آمادگی کردند و این همراهی از همان آغاز بعثت تا پایان عمر پیامبر(ص) به شکلهای مختلفی ادامه یافت و مسئله یوم الدار یکی از مهمترین شواهد تاریخی در موضوع جانشینی آن حضرت به شمار میرود.
علاوه بر گفتارها، رفتارهای پیامبراکرم(ص) نیز در معرفی جایگاه امیرالمؤمنین(ع) بسیار معنادار است. برای نمونه، در ماجرای هجرت، پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را در بستر خود قرار دادند تا در برابر تهدیدهای مشرکان بایستد و این اقدام نشان میدهد که حفظ اسلام و دفاع از رسالت نبوی به شخصیتی سپرده شد که بیشترین شایستگی را برای این مسئولیت داشت، همچنین در ماجرای شکستن بتها بر فراز کعبه؛ در همان شب امیرالمؤمنین(ع) بر دوش پیامبر اکرم(ص) قرار گرفتند و بزرگترین بت مشرکان را سرنگون کردند که این اقدام نیز بیانگر آن است که پیامبر(ص) مهمترین مسئولیتهای خود در مبارزه با شرک را به امیرالمؤمنین(ع) واگذار میکردند.
در عصر مدنی شرایط با دوران مکی تفاوت داشت، پیامبر اکرم(ص) حکومت اسلامی را تشکیل داده بودند و از حمایت گستردهتری برخوردار بودند و به همین دلیل، امکان بیشتری برای تبیین مسائل مربوط به جانشینی و جایگاه امیرالمؤمنین(ع) فراهم شده بود. در این دوره، حجم بیشتری از گفتارها و رفتارهای نبوی درباره امیرالمؤمنین(ع) مشاهده میشود و واژگانی مانند «یعسوب»، «امام»، «امیر»، «امیرالمؤمنین» و تعابیر مشابه در موقعیتهای مختلف به کار رفتهاند تا جایگاه آن حضرت برای جامعه اسلامی تبیین شود.
به عنوان نمونه یکی از مهمترین رخدادهای عصر مدنی، ماجرای جنگ تبوک است که در سالهای پایانی عمر پیامبر اکرم(ص) رخ داد، در این مقطع؛ پیامبر(ص) قصد حرکت به سمت مرزهای روم را داشتند، همزمان منافقان با جمع شدن در خانه «سُوَیلِم» یهودی در مدینه تلاش میکردند از مشارکت مردم در این حرکت جلوگیری کنند که در چنین شرایطی، پیامبر اکرم(ص) امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان جانشین خود در مدینه منصوب کردند. پس از آن، منافقان شایعاتی را مطرح کردند و مدعی شدند که پیامبر(ص) تمایلی به همراهی امیرالمؤمنین(ع) در این سفر نداشتهاند.
امیرالمؤمنین(ع) برای روشن شدن موضوع در خروجی شهر به دیدار پیامبر اکرم(ص) رفته و ماجرا را بیان کردند و در همانجا حدیث معروف منزلت بیان شد؛ حدیثی که بر اساس آن، جایگاه امیرالمؤمنین(ع) نسبت به پیامبر(ص) به جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی(ع) تشبیه شده است «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی؛ تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود.»
اگر بستر تاریخی این سخن را در نظر بگیریم، اهمیت آن بیشتر آشکار میشود، مدینه مرکز حکومت اسلامی بود و خطر تصرف آن توسط منافقان وجود داشت، از این رو پیامبر اکرم(ص) برای حفظ مرکز حکومت، فردی را برگزیدند که توان اداره جامعه و مدیریت شرایط حساس را داشته باشد و این انتخاب، نشاندهنده اعتماد کامل پیامبر(ص) به تواناییهای مدیریتی و سیاسی امیرالمؤمنین(ع) بود.
یکی از نمونههای مهم دیگر مربوط به مأموریت امیرالمؤمنین(ع) در یمن است، پس از این مأموریت، گروهی نسبت به شیوه فرماندهی ایشان اعتراض کردند و تلاش داشتند با طرح برخی ادعاها، جایگاه آن حضرت را زیر سؤال ببرند. این افراد شکایت خود را در نامهای نوشته و توسط فردی به نام «بُرَیدِه اَسلَمِی» به پیامبر اکرم(ص) منتقل کردند، اما واکنش پیامبر(ص) بسیار صریح و قاطع بود و در منابع تاریخی آمده است که آثار خشم در چهره مبارک ایشان نمایان شد و چندین بار فرمودند: «ما تُرِیدُونَ من عَلِیٍّ إِنَّ عَلِیًّا مِنِّی و أنا منه و هو وَلِیُّ کل مُؤْمِنٍ بَعْدِی» در نتیجه این غضب، فرد حامل نامه متوجه شد اعتراض او موجب از بین رفتن اسلامش شده لذا پیامبر(ص) را رها نکرد تا دوباره اسلام خویش را تجدید نمود و با آن حضرت بر این امر بیعت کرد.
این عمل پیامبر اکرم(ص) نشاندهنده پیوند عمیق میان رسالت نبوی و جایگاه امیرالمؤمنین(ع) بود، این موضعگیری نشان میدهد که مخالفت با آن حضرت صرفا مخالفت با یک فرمانده یا شخصیت سیاسی نبود، بلکه موضوعی مرتبط با جایگاه تعیینشده برای امام علی(ع) از سوی خداوند در کلام و عمل رسول خدا(ص) به شمار میرفت.
مهمترین پیام این کتاب، توجه به عنصر زمان و مکان در فهم سیره نبوی است، در این پژوهش تلاش شده نشان داده شود که پیامبر اکرم(ص) در هر موقعیت تاریخی، متناسب با شرایط موجود، از گفتارها و رفتارهای خاصی برای تبیین جایگاه امیرالمؤمنین(ع) استفاده کردهاند و ویژگی این اثر آن است که موضوع امامت را بر پایه منابع اهلسنت و با رویکرد تاریخی بررسی میکند. به همین دلیل، زمان، مکان و شرایط هر واقعه مورد توجه قرار گرفته تا روشن شود هر سخن یا رفتار در چه بستری شکل گرفته و چه پیامی را به مخاطبان منتقل کرده است.
مطالعه تاریخی سیره نبوی نشان میدهد که شناخت شرایط زمانه و اتخاذ موضع متناسب با آن، از آموزههای مهم اسلام است. از این رو، توجه به زمانشناسی و درک صحیح تحولات اجتماعی و سیاسی، از مهمترین درسهایی است که میتوان از سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) آموخت، امروز نیز ما باید زمانشناس و مکانشناس باشیم و باید با تمام وجود در مقابل رژیم غاصب و کودککش اسرائیل و آمریکای جنایتکار بایستیم، سالها است که این رژیم غاصب با ریختن خون فلسطینیان و اهل غزه و لبنان جنایات خود را به رخ جهانیان میکشد، میدان نظامی با نظامیان، میدان دیپلماسی با سیاستمداران و میدان خیابانها به عهده مردم است، اگر زمان شناس و مکان شناس باشیم به عنوان امت وفادار و مقاوم در تاریخ؛ جاودان خواهیم شد.
انتهای پیام