کد خبر: 4356945
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۴

«عبقات‌الانوار»؛ پاسخی بزرگ به پرسش جانشینی پیامبر(ص)

آثار گسترده‌ای درباره مسئله امامت و فضائل اهل‌ بیت(ع) نوشته شده که در میان آن‌ها نام کتاب «عَبَقاتُ الأنوار فی مناقب الأئمة الأطهار» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری بزرگ و پژوهشی که میر حامدحسین موسوی لکهنوی، از دانشمندان برجسته شیعه در هند و در قرن سیزدهم قمری، آن را با تکیه بر منابع فراوان حدیثی، تاریخی و کلامی نگاشته است. این کتاب که از آن به‌عنوان یکی از مفصل‌ترین آثار اعتقادی شیعه در باب امامت یاد می‌شود، در واقع پاسخی مستند به کتاب «تحفة اثنی عشریه» نوشته شاه عبدالعزیز دهلوی است؛ اثری که در آن نقدهای تندی نسبت به اعتقادات شیعه مطرح شده بود.

مصاحبه غدیر/

میر حامدحسین در «عبقات الأنوار» کوشیده است با رویکردی استدلالی و با استناد به منابع متعدد اسلامی، به بررسی و اثبات فضائل اهل‌ بیت(ع) بپردازد. بخش‌های مختلف این کتاب به احادیث مهمی مانند حدیث غدیر، حدیث ثقلین، حدیث منزلت و دیگر روایات مرتبط با جایگاه اهل‌بیت(ع) اختصاص دارد و نویسنده در هر بخش با بررسی دقیق اسناد و نقل دیدگاه‌های عالمان مختلف، به تحلیل این روایات پرداخته است. گستردگی منابع و دقت در استنادها باعث شده این اثر در میان آثار کلامی شیعه، جایگاهی ماندگار پیدا کند و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع پژوهشی در موضوع امامت شناخته شود.

با این حال، حجم بسیار زیاد «عبقات الأنوار» مطالعه آن را برای بسیاری از مخاطبان دشوار کرده است. به همین دلیل، انتشارات نَبا با هدف دسترس‌پذیرتر کردن این اثر مهم، نسخه‌ای تلخیص‌شده از آن را در قالب مجموعه‌ای دو جلدی منتشر کرده است. این تلخیص به قلم سمیه خلیلی آشتیانی و مرتضی نادری انجام شده و تلاش دارد مهم‌ترین مباحث و استدلال‌های کتاب را به شکلی خلاصه و منظم در اختیار خوانندگان قرار دهد.

سرویس اندیشه و معارف ایکنا در پرونده «غدیر»، به گفت‌وگو با مرتصی نادری یکی از نویسندگان این اثر نشسته تا درباره این میراث مکتوب شیعه گفت‌وگو کند.

ایکنا - اگر قرار باشد کتاب «عبقات الأنوار» را برای مخاطبی که هیچ آشنایی قبلی با آن ندارد معرفی کنید، چگونه آن را توضیح می‌دهید؟

برای معرفی این کتاب باید از یک مسئله اساسی در دین شروع کنیم. هر انسانی به حکم عقل موظف است در برابر حق تسلیم باشد و برای باورهای خود حجت و دلیل داشته باشد. وقتی کسی به دنبال رضای خداوند در زندگی باشد، طبیعی است که به دین، نبوت و پیامبری توجه می‌کند. در این مسیر، یک پرسش بسیار مهم پیش می‌آید: بعد از پیامبر اکرم(ص)، چه کسی راهنمای دین و مرجع فهم تعالیم الهی است؟

قرآن کریم و سنت پیامبر(ص) اساس دین هستند، اما فهم درست قرآن و تفسیر صحیح سنت پیامبر(ص) نیز نیازمند راهنمایی معتبر است. بنابراین این سؤال شکل می‌گیرد که پس از پیامبرص)، چه کسی متولی امر دین، مفسر قرآن، تبیین‌کننده سنت و راهنمای مردم در مسیر دین‌داری است؟ چه کسی حافظ و نگهبان دین الهی و معلم آن برای انسان‌هاست؟

کتاب «عبقات الأنوار» در واقع به همین مسئله می‌پردازد. این اثر با بررسی گسترده منابع و روایات تلاش می‌کند نشان دهد که راهنمای الهی پس از پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) است. به بیان دیگر، این کتاب حجتی مفصل و مستند برای تبیین حقانیت اعتقاد شیعه امامیه در مسئله امامت و ولایت بلافصل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) پس از پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آید.

در این زمینه بیشتر بخوانید: بازشناسی و احیای شرح کهن «حدائق الحقائق»

ایکنا - میر حامد حسین این کتاب را در چه زمینه تاریخی و فکری نوشت و مسئله زمانه او چه بود؟

تا آنجا که به‌ طور اجمال می‌دانیم، میر حامد حسین در فضایی می‌زیست که در شبه‌قاره هند میان عالمان شیعه و اهل سنت مناظرات و مناقشات علمی فراوانی درباره مسائل اعتقادی جریان داشت. این گفت‌وگوها و گاه نقدها و ردیه‌ها بیشتر پیرامون ارکان اعتقادی دو مذهب، به‌ ویژه مسئله امامت، شکل می‌گرفت. در آن دوره، عالمان هر دو طرف کتاب‌ها و رساله‌هایی در نقد دیدگاه‌های طرف مقابل می‌نوشتند و به بررسی ادله یکدیگر می‌پرداختند.

در همین فضا بود که کتاب معروف «تحفه اثنی عشریه» نوشته شاه عبدالعزیز دهلوی منتشر شد. در بخشی از این کتاب، نویسنده به نقد باورهای شیعه امامیه درباره امامت پرداخته و تلاش کرده بود ادله شیعه در این زمینه را رد کند. مرحوم میر حامد حسین در پاسخ به همین بخش از آن کتاب، اثر عظیم «عبقات الأنوار» را نگاشت. نکته قابل توجه این است که «عبقات الأنوار» با همه گستردگی و حجم بالای خود، در واقع پاسخی تفصیلی به همان بخش مربوط به امامت در «تحفه اثنی عشریه» است.

میر حامد حسین در این اثر با تتبع گسترده در منابع حدیثی و تاریخی، به بررسی و تحلیل ادله مربوط به امامت پرداخته و کوشیده است استدلال‌های مطرح‌شده علیه دیدگاه شیعه را پاسخ دهد. از این رو می‌توان گفت بستر تاریخی و فکری نگارش «عبقات الأنوار» همان فضای مناظرات و مناقشات کلامی میان شیعه و اهل سنت در شبه‌ قاره هند بود؛ فضایی که در آن مسئله امامت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف و بحث مطرح می‌شد.

ایکنا - تلاش شما و همکارانتان در تدوین «عبقات الأنوار همراه» براساس‌ چه ضرورتی شکل گرفت؟ آیا هدف توجه به مخاطب امروز و خلاصه‌تر شدن مطالب بود؟

بله، «عبقات» در اصل جمع «عبقه» و به معنای عطر و بوی خوش است و «عبقات الانوار» یعنی «شکوفه‌های خوشبو». اما درباره «عبقات الأنوار همراه»، هدف اصلی از تهیه این مجموعه این بوده که مخاطب عمومی نیز بتواند با محتوای این کتاب بزرگ و پیام‌های اصلی آن آشنا شود.

کتاب اصلی «عبقات الانوار» اثری بسیار مفصل و تخصصی است و در آن مباحث دقیق تاریخی، رجالی، حدیثی، ادبی و تفسیری مطرح می‌شود. این نوع مباحث معمولاً برای پژوهشگران و اهل فن مفید است، اما مخاطب عمومی بیشتر می‌خواهد به اصل پیام و نتیجه بحث دست پیدا کند. برای مثال، یکی از احادیثی که شیعه امامیه برای اثبات امامت امیرالمؤمنین علی(ع) به آن استناد می‌کند، «حدیث ثقلین» است.

مرحوم میر حامد حسین در «عبقات الأنوار» این حدیث را از جنبه‌های مختلف بررسی می‌کند: اینکه این روایت از نظر سند و نقل تاریخی چه جایگاهی دارد، کدام یک از علمای اهل سنت آن را نقل کرده‌اند، چه کسانی در طول تاریخ در آن مناقشه کرده‌اند و دلالت این حدیث بر مسئله امامت چگونه است. او همچنین اشکالات و شبهاتی را که درباره این حدیث مطرح شده، به‌صورت مفصل بررسی و پاسخ می‌دهد. اما برای مخاطب عمومی، معمولاً این جزئیات فنی چندان ضروری نیست. آنچه برای او اهمیت دارد این است که بداند این حدیث تا چه اندازه معتبر است و چه دلالتی بر موضوع امامت دارد. 

ایکنا- در مناظرات کلامی میان شیعه و اهل سنت، یکی از نکات مهم مسئله استناد به منابع است. در این باره چه اصلی باید رعایت شود؟

در مناظره یک اصل مهم وجود دارد و آن این است که استدلال باید بر پایه مطالبی باشد که برای طرف مقابل یا دست‌کم برای هر دو طرف قابل قبول باشد. برای مثال اگر مطلبی فقط در کتاب‌های شیعه آمده باشد و شیعیان بخواهند همان مطلب را برای اهل سنت اثبات کنند، طبیعی است که برای اهل سنت چندان قابل قبول نخواهد بود. عکس این مسئله نیز صادق است. بنابراین اگر شیعه بخواهد مطلبی را برای یک فرد سنی اثبات کند، باید از کتاب‌ها و منابعی استفاده کند که نزد اهل سنت معتبر و مورد پذیرش است.

ایکنا - با این توضیح، روش میرحامدحسین در این زمینه چه بوده است؟ آیا ایشان درباره اعتبار این کتاب‌ها هم توضیح می‌دهد؟ 

مرحوم میرحامدحسین در بحث امامت دقیقاً از همین منطق استفاده کرده است. او برای اثبات مدعای شیعه به سراغ کتاب‌هایی رفته که نزد اهل سنت معتبر و مورد قبول هستند؛ به‌ ویژه کتاب‌هایی در حوزه تاریخ و حدیث که در میان علمای اهل سنت جایگاه علمی دارند. بنابراین پایه استدلال او بر منابعی است که خود اهل سنت نیز به آن‌ها اعتماد دارند. یکی از ویژگی‌های روش او همین است که هنگامی که به کتابی استناد می‌کند، ابتدا تلاش می‌کند اعتبار آن کتاب را نشان دهد. او با نقل اقوال کتاب‌شناسان و دانشمندان اهل سنت ثابت می‌کند که این کتاب در میان آنان معتبر و قابل اعتماد است. در گام بعدی، به معرفی مؤلف کتاب می‌پردازد. او نشان می‌دهد که نویسنده آن اثر در میان اهل سنت فردی مورد اعتماد، صاحب تخصص و دارای اعتبار علمی بوده است. برای این کار نیز به گفته‌های علمای رجال و تذکره‌نویسان اهل سنت استناد می‌کند تا وثاقت و جایگاه علمی آن مؤلف روشن شود.

ایکنا - وقتی به یک روایت یا حدیث می‌رسد، چگونه آن را بررسی می‌کند؟

در این مرحله نیز کاملاً براساس معیارهای خود اهل سنت عمل می‌کند. ابتدا سند روایت را بررسی می‌کند و با استفاده از قواعد رجالی اهل سنت اعتبار آن را نشان می‌دهد. یعنی راویان حدیث را براساس همان ضوابطی که علمای حدیث اهل سنت پذیرفته‌اند ارزیابی می‌کند و از این طریق صحت روایت را اثبات می‌کند.

در بحث دلالت نیز همین روش را ادامه می‌دهد. اگر در معنای یک واژه یا در نحوه دلالت یک عبارت اختلافی وجود داشته باشد، میرحامدحسین به سراغ اقوال ادیبان، مفسران و لغویان اهل سنت می‌رود و بر اساس دیدگاه‌های آنان معنای مورد نظر را توضیح می‌دهد. حتی در جایی که لازم است دیدگاه مخالف را رد کند، باز هم به گفته‌های دانشمندان اهل سنت استناد می‌کند.

منطق مرحوم میرحامدحسین در استفاده از منابع اهل سنت چنین است: نخست از کتاب‌هایی استفاده می‌کند که نزد اهل سنت معتبر است؛ سپس اعتبار آن کتاب را با نقل اقوال کتاب‌شناسان اهل سنت نشان می‌دهد؛ بعد به معرفی مؤلف می‌پردازد و وثاقت و جایگاه علمی او را براساس نظر علمای رجال اهل سنت اثبات می‌کند. پس از آن، اگر روایتی مطرح باشد، اعتبار سند آن را با معیارهای رجالی اهل سنت بررسی می‌کند و در نهایت در بحث دلالت و معنا نیز به اقوال ادیبان، لغویان و مفسران اهل سنت استناد می‌کند. به این ترتیب، استدلال او کاملاً بر مبنای منابع و معیارهایی شکل می‌گیرد که برای مخاطب اهل سنت نیز قابل پذیرش است.

ایکنا - میرحامدحسین در کتاب عبقات الأنوار «قابل اعتماد بودن» یک حدیث را چگونه تشخیص می‌دهد؟ آیا بیشتر بر بررسی سند و راویان (علم رجال) تکیه می‌کند یا بر تعدد راه‌های نقل و شهرت روایت در منابع؟ و اگر این معیارها با هم تعارض پیدا کنند، کدام را مقدم می‌داند؟

در روش مرحوم میرحامدحسین، تشخیص قابل اعتماد بودن حدیث بر اساس ضوابط علم حدیثی است که میان شیعه و اهل سنت مورد قبول است. یکی از مهم‌ترین این ضوابط مسئله تواتر حدیث است؛ یعنی حدیثی که از راه‌های متعدد و توسط راویان فراوان نقل شده باشد. هم شیعه و هم اهل سنت اصل تواتر را می‌پذیرند.

به همین دلیل میرحامدحسین در مواردی مانند حدیث غدیر تلاش می‌کند ابتدا تواتر حدیث را اثبات کند. او طرق مختلف نقل حدیث را بررسی می‌کند، اسناد آن را در طبقات مختلف راویان از قرن‌های نخست تا دوره‌های بعد به‌ صورت طبقه‌ به‌ طبقه تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که این حدیث از راه‌های فراوانی نقل شده است. وقتی تواتر ثابت شد، حدیث مفید علم تلقی می‌شود و می‌تواند حجت باشد.

علاوه بر این، او به اعترافات و تصریحات علمای اهل سنت نیز استناد می‌کند؛ یعنی سخنان دانشمندان اهل سنت را که به اعتبار یا تواتر حدیث غدیر اذعان کرده‌اند نقل می‌کند و آن‌ها را در برابر مخاطب عرضه می‌کند تا نشان دهد این مسئله تنها ادعای شیعه نیست.
اما اگر حدیثی به درجه تواتر نرسد، میرحامدحسین به بررسی سند و راویان می‌پردازد. در این مرحله، او اسناد حدیث را نقل می‌کند و راویان هر طبقه را به‌ صورت جداگانه معرفی می‌کند. سپس شرح حال هر یک از راویان را از کتاب‌های رجال و تراجم اهل سنت می‌آورد و براساس اقوال ائمه علم رجال در میان اهل سنت وثاقت آنان را نشان می‌دهد. به این ترتیب، اگر حدیث بر اساس معیارهای اهل سنت دارای سند صحیح باشد، او نتیجه می‌گیرد که حدیث طبق تعریف و ضوابط حدیث‌شناسی اهل سنت «صحیح» و قابل اعتماد است.

در مجموع می‌توان گفت که در روش میرحامدحسین، اگر امکان اثبات تواتر وجود داشته باشد، تواتر در اولویت قرار می‌گیرد؛ زیرا حدیث متواتر مفید علم و حجت قطعی به شمار می‌آید. اما در مواردی که تواتر ثابت نشود، بررسی سند و وثاقت راویان بر اساس علم رجال اهل سنت معیار اصلی برای اثبات اعتبار حدیث خواهد بود.

درباره اعتبار و قابل اعتماد بودن احادیث باید گفت که ایشان، افزون بر بررسی‌های رجالی و سندی، به مقبولیت حدیث نزد مفسران، فقها و متکلمان اهل سنت نیز توجه می‌کند. به این معنا که مثلاً اگر حدیثی، علاوه بر آنکه از حیث روایت و منبع کتابی نقل‌کننده در شمار احادیث صحیح و مورد قبول قرار گرفته باشد، نشان داده می‌شود که متکلمان، فقها و مفسران اهل سنت نیز آن را تلقی به قبول کرده‌اند.

در برخی موارد حتی دیده می‌شود که بعضی از عالمان این احادیث را به صورت «ارسال مُسَلَّم» در آثار خود آورده‌اند؛ یعنی بدون مناقشه جدی در اصل حدیث، آن را نقل کرده و براساس آن استدلال کرده‌اند. از این رو، افزون بر کاوش‌ها و بررسی‌های رجالی، ایشان به این تلقی قبول و جایگاه حدیث در میان متکلمان و مفسران نیز اشاره می‌کند. در واقع، این مطلب نیز به صورت مستند و مشروع در بحث مطرح می‌شود تا نشان دهد که آن حدیث، افزون بر اعتبار سندی، از جهت پذیرش و مقبولیت در میان عالمان اهل سنت نیز دارای اعتبار بوده است.

ایکنا - از دیدگاه شما، در دو محور مشهور کتاب عبقات الأنوار یعنی حدیث غدیر و حدیث ثقلین، نقطه اصلی نزاع کجاست و مؤلف دقیقاً بر چه گره‌هایی دست می‌گذارد؟

این پرسش ناظر به اشکالاتی است که عبدالعزیز دهلوی مطرح کرده است. کار اصلی مؤلف عبقات الأنوار در واقع بررسی روایت از دو جهت اساسی است: نخست از جهت صدور و اعتبار روایت و دوم از جهت دلالت آن بر مدعای شیعه.

در گام نخست تلاش می‌کند نشان دهد که این احادیث اساساً صادر شده و از نظر سند و نقل، قابل اعتمادند. سپس در مرحله دوم به بحث دلالت می‌پردازد و استدلال می‌کند که مفاد این احادیث با مدعای شیعه درباره مسئله امامت سازگار است و می‌تواند بر آن دلالت کند.

در کنار این دو محور اصلی، مؤلف به نوعی تبارشناسی اشکالات و شبهات نیز دست می‌زند؛ یعنی بررسی می‌کند که اشکالاتی که در کتاب دهلوی آمده نخستین بار از سوی چه کسانی مطرح شده است. برای مثال، درباره انکار صدور حدیث غدیر یا این شبهه که «اگر حدیث غدیر معتبر بود چرا بخاری آن را نقل نکرده است»، بررسی می‌کند که این ادعا نخستین بار از سوی چه کسی مطرح شده و سپس چگونه در میان برخی از عالمان اهل سنت گسترش یافته است.

او نشان می‌دهد که بسیاری از این اشکالات در طول تاریخ با پاسخ‌ها و نقدهای گسترده‌ای مواجه شده‌اند. حتی گاهی برای پاسخ به دهلوی از سخنان پدر او، استادانش یا دیگر عالمان اهل سنت استفاده می‌کند. نکته جالب این است که مؤلف تقریباً تمام آثار معاصران خود درباره مسئله امامت را مطالعه کرده و به اشکالات مربوط به سند یا دلالت احادیث پاسخ داده است. افزون بر این، در خلال مباحث، مطالب گسترده‌ای از نکات تفسیری، لغوی و تاریخی نیز مطرح می‌کند که مجموعه‌ای از ظرایف علمی پیرامون این احادیث را در بر می‌گیرد.

ایکنا - به‌عنوان پرسش پایانی، عبقات الأنوار امروز چه نسبتی با پژوهش دینی معاصر دارد؟ آیا بیشتر یک منبع تاریخی است، یک الگوی مناظره، یا ذخیره‌ای استنادی برای تحقیقات کلامی؟

درباره این مسئله باید گفت همان‌طور که اشاره شد، عبقات الأنوار در واقع هر سه کارکرد را به‌ طور هم‌زمان دارد. از یک سو، این اثر الگویی برجسته برای تحقیق و تتبع علمی است؛ نه فقط از جهت فن تحقیق، بلکه از حیث اخلاق پژوهش. مرحوم میر حامد حسین در شیوه بحث و نقد، با نرمی، انصاف و ادب علمی عمل می‌کند و همین امر سبب می‌شود که برای پژوهشگر منصف جای چندانی برای مناقشه باقی نماند.

از سوی دیگر، این کتاب منبعی تاریخی و گسترده برای شناخت مناقشات کلامی پیرامون امامت است. مؤلف با بررسی دقیق آثار گذشتگان و معاصران خود، سیر شکل‌گیری و طرح اشکالات را دنبال می‌کند و پاسخ‌های مفصل به آن‌ها ارائه می‌دهد.

همچنین عبقات الأنوار را می‌توان ذخیره‌ای استنادی برای تحقیقات مختلف اسلامی دانست؛ از جمله در حوزه‌های کلام، رجال، تفسیر، حدیث و حتی ادبیات. حجم تحقیق و تتبعی که در این اثر انجام شده گاه شگفت‌انگیز است. برای مثال، اگر دهلوی ادعا کند که واژه‌ای مانند «مَولى» در معنای خاصی به کار نمی‌رود، میر حامد حسین برای رد این ادعا به سراغ آثار ادیبان و منابع معتبر اهل سنت می‌رود و شواهد متعددی از کاربرد آن واژه در همان معنا می‌آورد؛ از نقل‌های تابعین گرفته تا آثار متأخران و حتی معاصران.

از این رو، عبقات الأنوار هم منبع تاریخی است، هم الگوی مناظره و نقد علمی و هم گنجینه‌ای استنادی برای طیف گسترده‌ای از تحقیقات کلامی، رجالی، تفسیری، حدیثی و ادبی؛ افزون بر آن، شیوه پژوهش میر حامد حسین در این اثر نمونه‌ای ممتاز از اخلاق و روش صحیح تحقیق را نیز به پژوهشگران می‌آموزد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha