به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، کارگاه آموزشی «خانواده نه هتل است نه زندان»، صبح امروز، 20 خردادماه در مؤسسه فرهنگی مردمی قرآن و عترت سلسبیل برگزار شد.
در ابتدای این کارگاه، حجتالاسلام حجتالله رحمانی، مدرس قرآن و معارف دینی با اشاره به حدیث کسا و تأکید بر تواتر این روایت اظهار کرد: برخلاف تصور برخی افراد، ماجرای حدیث کسا فقط یک بار رخ نداده، بلکه پیامبر اکرم(ص) در مناسبتهای مختلف این اقدام را تکرار کردهاند تا جایگاه ویژه اهل بیت(ع) برای مسلمانان روشن شود.
وی با نقل دیدگاه زمخشری، مفسر برجسته اهل سنت افزود: زمخشری در تفسیر خود ماجرای مباهله را قویترین دلیل و سند بر فضیلت و برتری اصحاب کسا(ع) میداند و تصریح میکند که دلیلی استوارتر از آن در این زمینه وجود ندارد. نکته قابل توجه آن است که وی با وجود تعلق به مکتب اهل سنت، در آثار خود برای اصحاب کسا از تعبیر «علیهمالسلام» استفاده میکند که نشاندهنده عظمت و جایگاه والای آنان در میان عالمان مسلمان است.
این مدرس قرآن و معارف دینی با اشاره به پیامهای تربیتی واقعه مباهله بیان کرد: این رویداد به ما میآموزد که همه شئون خانواده باید بر محور دین و حقیقت شکل بگیرد. پیامبر اکرم(ص) بهدلیل اطمینان کامل به حقانیت راهشان، نزدیکترین افراد خانواده را در این میدان سرنوشتساز با خود همراه کردند و از هیچ تهدیدی هراس نداشتند.
وی همچنین به مفهوم عبارت «بأبی أنت و أمی» اشاره کرد و گفت: این تعبیر بیانگر اوج محبت و فداکاری در برابر اولیای الهی است، تا آنجا که انسان آمادگی دارد عزیزترین داشتههای خود را فدای آنان کند.
در ادامه، سیدعلی کلاهدوزان، استاد دانشگاه و دکترای روانشناسی با طرح پرسشی ذهنی، سخنان خود را آغاز کرد. وی از حاضران خواست تصور کنند که قرار است برای نخستین بار انسانی در سفری بیبازگشت به مریخ اعزام شود و آنان امکان انتخاب فقط یک همراه را داشته باشند. پاسخهای حاضران نشان میداد که بیشتر افراد یکی از اعضای خانواده، بهویژه مادر را برای همراهی انتخاب میکنند.
این استاد دانشگاه در تبیین علت این انتخاب گفت: انسان احساس امنیت را برای نخستین بار در دوران جنینی و در رحم مادر تجربه میکند. پس از تولد، نوزاد وارد جهانی سرشار از محرکهای تازه میشود و در حالی که هنوز شوک این تغییر را پشت سر نگذاشته است، با قطع بند ناف و تجربههایی همچون سرما و گرسنگی مواجه میشود. در این شرایط، آغوش مادر بار دیگر احساس امنیت مشابه دوران جنینی را برای او فراهم میکند.
وی با اشاره به بعضی از نظریههای روانشناسی رشد افزود: کودک در ماههای نخست زندگی هنوز تمایزی میان خود و مادر احساس نمیکند و گمان میکند بخشی از وجود اوست، اما بهتدریج و با شکلگیری فرآیند جدایی و فردیت، درمییابد که موجودی مستقل است. این تجربه از منظر روانشناختی، نوعی مواجهه با جدایی محسوب میشود؛ جداییای که با نگرانیهای انسان درباره مرگ شباهتهایی دارد.
کلاهدوزان ادامه داد: دو عامل اصلی در ترس از مرگ نقش دارند؛ نخست، ترس از ناشناختهها و دوم، ترس از جدایی از وابستگیها و دلبستگیها. کودک نیز در مسیر رشد خود با هر دو تجربه مواجه میشود و برای عبور از این مرحله باید مهارتهای لازم برای استقلال را بیاموزد.
وی با اشاره به نقش خانواده در این فرآیند اظهار کرد: کودک برای دستیابی به استقلال، مهارتهایی همچون حرکت، ارتباطگیری و حل مسئله را فرامیگیرد و در این میان، مهمترین وظیفه والدین، بهویژه مادر، آموزش خودمراقبتی است. خانواده سالم به خانوادهای میگویند که اعضای آن هم احساس مراقبتشدن داشته باشند و هم مراقبتکردن را تجربه کنند. درواقع، مراقبت از یکدیگر و آموزش خودمراقبتی از بنیادیترین کارکردهای خانواده بهشمار میرود.
این پژوهشگر حوزه روانشناسی با بیان اینکه خودمراقبتی دو منشأ اصلی دارد، گفت: از یکسو، انسان با خطرهای بیرونی مواجه است و از سوی دیگر، باید به نیازهای درونی خود پاسخ دهد. این نیازها در چهار حوزه جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی قرار میگیرند و هر چهار حوزه نیازمند توجه و مراقبت هستند.
وی با تمرکز بر سلامت معنوی بیان کرد: یکی از مؤلفههای مهم خودمراقبتی، مهربانی با خود و دیگران است. مهربانی به معنای مشاهده و درک رنجهای خود و دیگران و تلاش برای کاهش و التیام آنهاست. زمانی که فرد نسبت به رنجهای پیرامون خود حساس باشد و برای آرامسازی خود و دیگران اقدام کند، در حقیقت به شفقتورزی دست یافته است.
کلاهدوزان مراحل مهربانی را در چهار گام تشریح کرد و ادامه داد: نخستین مرحله، نوازش و قدردانی است؛ خواه در قالب تشویقهای کلامی و خواه از طریق رفتارهایی مانند در آغوش گرفتن، هدیهدادن یا ابراز محبت. انسان باید بتواند نسبت به خود نیز چنین رویکردی داشته باشد و برای نیازها و خواستههای مشروعش ارزش قائل شود.
وی مرحله دوم را فرصتدادن دانست و اضافه کرد: همه انسانها خطاپذیر هستند و باید امکان جبران اشتباهات را برای یکدیگر فراهم کنند. فرصتدادن به معنای سکوت در برابر خطا یا بیتفاوتی نیست، بلکه به معنای انتخاب رفتاری است که به بهبود وضعیت کمک کند یا دستکم شرایط را بدتر نکند. این اصل بهویژه در تربیت فرزند از اهمیت فراوانی برخوردار است.
این استاد دانشگاه ساختار دادن را سومین مرحله مهربانی برشمرد و گفت: ساختار دادن به معنای محدودکردن افراد نیست، بلکه ایجاد چارچوبی روشن برای حرکت و رشد است؛ همانگونه که هر سفر موفقی به برنامه و نقشه راه نیاز دارد.
وی مرحله پایانی را چالش مهربانانه معرفی کرد و افزود: گاهی رشد انسان در گرو انجام کارهایی است که دشوار و چالشبرانگیز هستند. همانگونه که یک ورزشکار برای افزایش تواناییهای خود تمرینهای سنگین را میپذیرد، افراد نیز برای رشد فردی و اجتماعی باید از منطقه امن خود خارج شوند و تجربههای تازهای را بیازمایند.
کلاهدوزان در پایان تأکید کرد: مراحل مهربانی باید بهصورت تدریجی و بهترتیب طی شوند تا بتوانند در شکلگیری شخصیت سالم و روابط خانوادگی پایدار نقش مؤثری ایفا کنند.
انتهای پیام