
در این راستا
حجتالاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه در سلسله گفتوگویی با عنوان «
غدیر؛ واکاوی دو نظام معرفتی»، به بازخوانی این حقیقت پرداخته است. در
بخش هفتم این گفتوگو که به همت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام) انجام شده است توضیح میدهد که چگونه بازتعریف جایگاه صحابه و اعطای قدسیت به آنها در قرون بعد، به ابزاری برای حاشیه راندن حقیقت ولایت و تغییر معنای «ولایت» از جانشینی به محبت تبدیل شد. مشروح بخش هفتم این گفتوگو را با هم میخوانیم:
پرسش: با توجه به حفظ نظام سیاسی که در جلسه قبل به آن پرداختید و فرمودید در قرن دوم هجری و در دوره بنیعباس این روند تحکیم یافت چه عاملی باعث شد تا حفظ این نظم در اولویت قرار بگیرد و خوانش اقلیتی شیعه و جانشینی علی بن ابیطالب(ع) کم کم به حاشیه برود؟
بحث فقط، غدیر نیست. مجموعه باورهای اعتقادی، تا حدود زیادی فقهی و تا اندازهای اخلاقی که در طول این مدت مدون شد بعدها در طول زمان با تفاوت منعکس و تفسیر شد. مثلا در مورد جایگاه صحابه.
تصوری وجود دارد که هر کسی که پیامبر(ص) را درک کر ده است صحابی است حتی کسانی که فقط یکبار ایشان را دیده باشند و وقتی چنین فردی صحابی شد حتما جایگاه بلند دینی دارد و در هاله تقدس قرار میگیرد و ما را نرسد که بخواهیم در مورد سخنان و روایات آنان نظر بدهیم و نقد کنیم به اعتبار دیگر رفتار و سخنان صحابه دیگر امری تاریخی نیست بلکه امری کاملا دینی است.
وقتی صحابه را در این جایگاه بنشانیم این باور تفاوت زیادی با واقعیات صدر اسلام دارد. از سویی بین این صحابه هم اختلاف زیادی وجود داشت مثلا وقتی در جنگ جمل، اصحاب جمل شکست خوردند مروان که داماد عثمان بود تیری را به سوی طلحه پرتاب کرد و به شاهرگ پای او خورد و به دلیل خونریزی شدید فوت شد. همین طلحه در زمان حیات عثمان هم با او مخالفتهایی کرد؛ البته مروان و طلحه هر دو در ضدیت با امیرمؤمنان(ع) در یک جبهه بودند.
نه تنها طلحه بلکه همه کسانی هم که از مصر و کوفه آمده بودند در برابر عثمان بود و حتی عایشه و ابوموسی اشعری هم در برابر عثمان قرار داشتند. معروف است که عایشه، نعثل را که نمادی برای فردی بود که خیلی منفور است برای عثمان به کار برد و حتی لباسی از پیامبر آورد و گفت که این کهنه نشده است ولی سنت توسط عثمان کهنه شده است.
پرسش: یعنی با وجود این همه اختلاف و حتی نزاعی که بین این صحابی وجود دارد در ضدیت با امیرمؤمنان(ع) توافق دارند و اختلاف امتی رحمه را برای توجیه کارهایشان مورد استفاده قرار میدهند؟
بله. به بحث برگردم. در بین زنان یکی عایشه و دیگری ام حبیبه خواهر او هست. بعد از اینکه محمدبن ابی بکر توسط عمروعاص به صورت فجیعی کشته شد ام حبیبه چون میدانست محمد از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) است گوسفندی را بریان کرد و به عنوان چشمروشنی برای عایشه فرستاد. عایشه گفته است خدا لعنت کند این زنازاده را که من هیچ وقت گوشت در تنور پخته شده نخواهم خورد یعنی دو تن از همسران پیامبر(ص) آن هم 30 سال بعد از وفات پیامبر(ص) چنین زاویه نگاه اختلافی با هم دارند. بنابراین با این وضعیت چگونه میتوان گفت که کار همه صحابه را باید حمل به صحت کرد و همه آنها انسانهای خوبی هستند؟ و چرا نباید آنان را نقد کنیم؟
تاثیر ابن حنبل(نویسنده کتاب السنه) در شکل دادن به عقاید اهل سنت بسیار زیاد است و خیلی در مورد فضیلت صحابه بحث کرده است و اینکه ما نباید در مورد صحابه قضاوت و آراء آنان را نقد کنیم. البته در زمان صحابه و تابعین و حتی بعد از تابعین بحث در مورد نظرات آنان رایج بود و حتی خلفا هم افرادی عادی تلقی میشدند ولی اینکه صحابه را به مرتبه قدسیت برسانیم و مطالبی چون عشره مبشره و ... را پیش بکشیم به تدریج جزء ضرورتهای اعتقادی شد لذا فقط موضوع غدیر نیست که طور دیگری فهم میشود و بسیاری از مسائل این گونه فهم میشود.
چون این مسائل بخشی از دین میشود غدیر هم در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ برخی که خیلی متعصب هستند روایت غدیر را رد نمیکنند ولی آن را ضعیف میدانند و برخی هم ولایت را در روایت به معنای دوستی و محبت در نظر میگیرند. این در حالی است که از آیه ابلاغ و آیه الیوم اکملت لکم دینکم و قرائن و شواهد جانبی چیزی به نام محبت بیرون نمیآید و این که ولایت را محبت و دوستی در نظر بگیریم منطقی نیست.
حضرت وقتی به کوفه وارد شدند دو گروه بودند؛ یک گروه که در غدیر حضور داشتند و در مورد غدیر شهادت دادند ولی برخی مانند انس بن مالک گفتند که پیر هستم و نمیدانم. سخنان خود حضرت علی(ع) همه نشاندهنده حقانیت غدیر است. همچنین اشعار و مطالب کسانی که شیعه هستند و چه کسانی که محب اهل بیت(ع) همه شاهد بر این است که مراد پیامبر از ولایت، محبت و دوستی نیست.
انتهای پیام