به گزارش ایکنا، نشست علمی و تحلیلی با عنوان «امر ملی و جنگ»، دوشنبه، ۲۵ خردادماه با هدف واکاوی ابعاد مختلف ایستادگی ملی و تحلیل شرایط جاری در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
حجتالاسلام مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بینالمللی اسراء در این نشست به تبیین مفهوم امر ملی از منظر دینی پرداخت و گفت: در فرهنگ قرآنی «امر ملی» به عنوان امر جامع شناخته میشود. در آیه 62 سوره نور خداوند میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ ... ؛ مؤمنان واقعی كسانی هستند كه ايمان به خدا و رسولش آوردهاند و هنگامی كه در كار مهمی با او باشند، بدون اجازه او بهجایی نمیروند».
وی ادامه داد: این واژه به امر ملی ضمن اهمیت دادن، به آن هویت جدیدی میبخشد. امر ملی، امری است که همگان در آن شریکند و هیچ کسی بدون اذن صاحب این امر جامع، نباید از آن فاصله بگیرد. این امر آنقدر مهم و حیاتی است که نه تنها همگان باید در آن حضور پیدا کنند، بلکه باید تحت ولایت این امر قرار بگیرند و این میشود یک ایمان عملی. ما یک ایمان اعتقادی داریم و معتقدیم خدا و رسول و معادی هست اما این کافی نیست؛ برخی کفر اعتقادی ندارند اما کفر عملی دارند.
حجتالاسلام جوادی آملی در ادامه گفت: در «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ» واژه انما دلیل بر حصر است و تصریح دارد: مومنین تنها کسانی هستند که اگر اتفاق مهمی که از آن به امر جامع یاد میشود، پیش بیاید، همواره ملتزم و همراه هستند و از ولی خود فاصله نمیگیرند مگر اینکه از ولی امرشان اجازه داشته باشند.
وی تصریح کرد: امروز ایران به یک امر جامع مبتلا است. امری که به همه هویت ایران بازمیگردد و همه جنبههای ایران مد نظر است، از جمله این جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک ایران که بسیار مهم است و چه امتیازات فراوانی را این جغرافیای سیاسی به ایران بخشیده است. این موقعیت در جهان، یک استثناست.
رئیس بنیاد بینالمللی اسراء در خصوص مفهوم «پساجنگ» نیز گفت: پساجنگ نیز قابل تفسیر است. ایران پساجنگ با ایران قبل از جنگ متفاوت است. گویا اینکه پردهای قیراندود قبل از جنگ بر ایران کشیده شده که بعد از جنگ کنار میرود و باید ایران را برای جهان رونمایی کرد.
وی با تأکید بر اینکه ایران یک حقیقت ناشناخته است و جمهوری اسلامی نتوانسته ایران را آنگونه که هست به جهان بشناساند و جلوههایی از ایران را به جهان نشان داد که در شأن ایران نبود و نیست، گفت: ایران پساجنگ هویتی جدی را آشکار و اظهار کرد. ایران یک سلسله کرامات ذاتی دارد از جمله جغرافیای سیاسی و یک سلسله کرامات کسبی دارد مثل تمدن، فرهنگ، پیشینه، تاریخ و... که جا دارد از این جهات نیز دیده شود.
حجتالاسلام جوادی آملی ادامه داد: شناخت ایران در زمینههای مختلف علمی، فرهنگی، تمدنی و ... در جایگاه استثنایی است. حتی بیان پیامبر(ص) که فرمود علم اگر در ثریا باشد، میتواند در اختیار ایرانیان قرار گیرد و تفسیر سوره جمعه در مورد اقوام آینده بعد از پیامبر(ص)، این مسئله را نشان میدهد و اکنون که با قدرت برتر نظامی در جهان حرف میزنیم و با ابرقدرتها برابری قدرتمندی را ایجاد میکنیم، معنای آن فرق میکند.
وی ادامه داد: امروزه هر جا که قدرت باشد استکبار با او همراه است. هر کسی که قدرت دارد پیروز است؛ این فرهنگ فرعونی است و ظاهر قدرت هم در جهان اینگونه است. استکبار خود را قدرت برتر و به حق میداند که بر جهان مسلط باشد. اگر آمریکا اینگونه بر جهان سلطه دارد، برای این است که خود را محق میداند چون سلاحهای نظامی و قدرت دارد. اما قدرتی که در نظام اسلامی شکل میگیرد، بر اساس این مفهوم قدرت نیست. ما قدرتی را میخواهیم به جهان نشان دهیم که بناست پشتیبان صلح و دوستی باشد، این قدرت، متفاوت است و این رونمایی میخواهد.
رئیس بنیاد بینالمللی اسراء اضافه کرد: همگان فکر میکنند اگر ایران قوی شود جریانی مثل داعش شکل گرفته و کل منطقه را تحت سیطره میگیرد لذا ایرانهراسی و شیعههراسی راه انداختهاند. ایران پساجنگ که حامی صلح و دوستی است باید به جهان نشان داده شود. باید به جهان نشان دهیم که منطق ایران در هشت سال دفاع مقدس ایستادن در برابر همه قدرتها و معرفی خبیث به جهان بود.
وی با اشاره به اینکه همه ما به عنوان امر مشترک سلسله وظایفی در این زمینه داریم و ابعاد وجودی ایران سلسله وظایفی را متوجه حوزه، دانشگاه، دولت، مجلس و ... میکند، گفت: باید ببینیم چه مسئولیتی متوجه حوزه پساجنگ است. ما حکومت جمهوری اسلامی را از جایگاه حوزه داریم. تجربهای که حتی در خود حوزه هم یکی از مسائل پرچالش بوده و بحث میشود که آیا باید حکومت را نظام دینی متکفل شود یا خیر.
حجتالاسلام جوادی آملی اضافه کرد: در باب جمهوری اسلامی در اول راه هستیم. ما با جمهوری اسلامی در فضای سیاسی جهان، مدلی ارائه کردیم که تجربه عملی چندانی ندارد و به لحاظ مدل فکری نیز تجربه چندانی نداشته است. اولین اقدام ما باید بیش از آنچه که در باب فقه بوده، باشد. چون جهان تغییر پیدا کرده و نظامهای جهانی تغییر کرده با این فقه و اجتهاد کنونی که در حوزههای ما هست، نمیتوانیم آینده پساجنگ را که ایران به عنوان یک قدرت در جریان الهی قرار میگیرد، به جهان معرفی کنیم.
وی ادامه داد: در پساجنگ نیاز داریم فقهی را به میان بیاوریم که با جامعه جهانی در ارتباط باشد. فقه کنونی ما بیشتر فردی است در حالی که ما نیازمند فقه اجتماعی هستیم. نمیتوانیم فضای جهانی را با فقه فردی و واجبات و مستحبات و تطهیر و ... بسازیم و با جهان ارتباط داشته باشیم، هرچند پتانسیل آن وجود دارد. این اجتهاد با مقدمات و ادبیاتی که دارد و فلسفه ناخوانده آن، نمیتواند برای امروز و فردای ما کارساز باشد و فقه محروم از فلسفه و عرفان و ... برای جهان کارآمد نیست.
وی خاطرنشان کرد: این فقه باید منبع جمهوری اسلامی باشد. البته جمهوری اسلامی نیز همچنان تعریف خود را پیدا نکرده است. «سیاست ما در سیاست ما» غرق شد؛ ما نهادهایی را برساخته از نظام ایجاد کردهایم که هرچند لازم هستند اما توانایی کار را نداشتند.
رئیس بنیاد بینالمللی اسراء در ادامه گفت: ما اطیعوا الله داریم که در رأس است اما آنچه اطیعوا الله را معنا و برای جامعه مجسم میکند، اطیعوا الرسول و اولی الامر است. ما گاهی اطیعوا الرسول را در برابر اطیعوا الله قرار میدهیم. در صلح حدیبیه، پیامبر را به گریه وادار کردند. همانطور که در برابر علی(ع) خدا را علم کردند، امروز هم گاهی همین اتفاق میافتد.
وی ادامه داد: ما براساس فقه پساجنگ، جمهوری اسلامی پساجنگ خواهیم داشت. در بحث قانون اساسی چالشهای جدی داریم. در زمان امام راحل با اینکه خود ایشان به آن قانون اساسی رأی داده بود، اما بعد از هشت سال فرمود که قانون اساسی نیاز به اصلاح دارد. اکنون بعد از ۴۰ سال آیا قانون اساسی نیاز به اصلاح ندارد؟ یکی از پرچالشترین مسائل، انتخابات است که با سازو کارهایی که دارد، مد نظر امام نبود؛ در همین انتخابات به فردی مثل شهید لاریجانی ظلم شد. یعنی ساز و کار ناتمامی داریم که باید تغییر کند. همچنین احکام الهی مشخص هستند اما مصلحت جامعه را باید مجمع تشخیص مصلحت تشخیص دهد که توان این کار را ندارد. مردم دیگر مردم سابق نیستند؛ جهان میخواهد ایران را بشناسد که با این نهادها و سازمانها این شناخت محقق نمیشود.
انتهای پیام