کد خبر: 4358544
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
مهدویت‌پژوهی قرآنی/ ٣

مهدویت تضمین تحقق نهایی اراده الهی در تاریخ است + فيلم

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه با بیان اینکه مهدویت صرفاً وعده‌ای برای آینده نیست، بلکه تبیین‌کننده مسیر تکامل تاریخی بشر است، گفت: از منظر قرآن، فلسفه ظهور حضرت مهدی(عج) چیزی جدا از فلسفه دین نیست؛ همه پیامبران برای تحقق قسط و عدالت آمده‌اند و ظهور، نقطه اوج تحقق همان اراده الهی در عرصه زندگی انسان است.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیهمهدویت در نگاه قرآنی، صرفاً اعتقاد به ظهور منجی موعود(عج) نیست؛ بلکه منظومه‌ای فکری و تمدنی است که نسبت دین، عدالت، عقلانیت، تاریخ و آینده بشر را تبیین می‌کند. از این منظر، ظهور حضرت مهدی(عج) نه یک رخداد منفصل از تاریخ، بلکه نقطه اوج مسیری است که از آغاز بعثت انبیا(ع) برای تحقق اراده الهی در زمین آغاز شده و تا استقرار کامل عدالت و معنویت ادامه می‌یابد.

خبرنگار ایکنا از قم در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه، درباره ضرورت‌های قرآنی مهدویت، نسبت ظهور با عدالت، تکامل عقلانی بشر، فلسفه امید و تحقق نهایی دین الهی به گفت‌وگو نشسته است که متن آن را می‌خوانیم و می‌بینیم:

ایکنا ـ مهدویت چه نسبتی با رشد و تعالی انسان دارد؟

مهدویت تنها به معنای انتظار برای یک واقعه در آینده نیست، بلکه به معنای فراهم شدن زمینه‌های عینی تحقق مراتب کمال و تعالی انسان است. انسان در ذیل تحقق معنویت است که می‌تواند به معراج‌های معنوی و مراتب عالی رشد دست یابد، اما این رشد صرفاً یک امر فردی نیست که کسی در گوشه‌ای بنشیند و بخواهد به تنهایی به همه مقامات برسد.

از نگاه قرآنی، تعالی انسان امری اجتماعی است و در سایه قسط و عدالت تحقق پیدا می‌کند. انسانی که برای حفظ آبرو، عزت نفس و تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود درگیر فقر، جهل و محرومیت باشد، چگونه می‌تواند به مراتب عالی علم، معرفت و معنویت دست پیدا کند؟ حتی دستیابی به علم نیز نیازمند زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی است. تربیت فرزندان، رشد فرهنگی، کسب معرفت و تقوا نیز بدون فراهم بودن حداقلی از امکانات و بسترهای لازم امکان‌پذیر نیست.

قرآن کریم میان اقتصاد، فرهنگ، علم، معرفت و معنویت پیوند برقرار کرده است و به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عصر ظهور، تحقق عدالت در همه ابعاد زندگی انسانی است.

ایکنا ـ چرا در آموزه‌های مهدوی این اندازه بر عدالت تأکید شده است؟

در نگاه نخست ممکن است تصور شود که محوریت عدالت ویژگی اختصاصی نهضت حضرت مهدی(عج) است، زیرا در روایات مربوط به ایشان بیش از هر چیز از پر شدن زمین از قسط و عدل پس از گسترش ظلم و جور سخن گفته شده است، اما با مراجعه به قرآن روشن می‌شود که این مسئله اختصاصی به عصر ظهور ندارد.

تمامی پیامبران الهی برای برپایی قسط و عدالت مبعوث شده‌اند. عدالت، محور رسالت انبیا(ع) و کانون رابطه میان خدا و انسان است. هیچ مأموریتی مهم‌تر از تحقق عدالت برای دین تعریف نشده است.

البته عدالت در منطق قرآن صرفاً به توزیع امکانات اقتصادی محدود نمی‌شود. همان‌گونه که ظلم دامنه‌ای بسیار گسترده دارد، عدالت نیز همه عرصه‌های زندگی انسان را دربرمی‌گیرد.

بر این اساس، عدالت تنها در حوزه اقتصاد معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه شامل حوزه روان، روح، فرهنگ، آموزش، تربیت، پوشش، رفتار اجتماعی و حتی سخن گفتن و سکوت کردن نیز می‌شود. اگر انسان در جایی که باید سخن بگوید سکوت کند یا در جایی که باید سکوت کند سخن بگوید، این نیز نوعی ظلم است. بنابراین دایره عدالت و قسط در منطق قرآن بسیار وسیع‌تر از برداشت‌های رایج است.

ایکنا- قرآن کریم تحقق نهایی دین الهی را چگونه ترسیم می‌کند؟

خداوند در آیاتی از سوره‌های توبه، فتح و صف می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛ این دین با همه ابعاد و ظرفیت‌های خود برای تحقق در عرصه زندگی بشر نازل شده است. نمی‌توان پذیرفت که برای پیامبر خاتم(ص)، کتاب خاتم و انسانی که به بلوغ نهایی عقلانی رسیده، دینی ناقص یا ناتمام نازل شده باشد.

رسول خاتم است، کتاب خاتم است و انسان آخرالزمانی نیز انسانی است که ظرفیت‌های عقلانی و ادراکی او نسبت به ادوار گذشته رشد یافته است. اگر نسل‌های مختلف بشری را با یکدیگر مقایسه کنیم، خواهیم دید که قدرت تحلیل، فهم و ادراک انسان در طول تاریخ رو به افزایش بوده است.

مقصود از این سخن، رشد اراده نیست، بلکه سخن از رشد عقلانیت و قدرت فهم است. جوان امروز در بسیاری از موارد تحلیل‌ها و درک‌هایی دارد که در نسل‌های گذشته کمتر دیده می‌شد. این رشد عقلانی بخشی از بستر تحقق کامل دین الهی است.

تکرار آیه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» در قرآن نیز نشان می‌دهد که غایت بعثت پیامبر اکرم(ص) تحقق کامل دین در عرصه زندگی انسان‌هاست و این همان مأموریتی است که در عصر ظهور به کمال خود می‌رسد.

ایکنا- نسبت مأموریت حضرت مهدی(عج) با مأموریت پیامبر اکرم(ص) چیست؟

مأموریت حضرت مهدی(عج) در حقیقت ادامه همان مأموریت پیامبر اکرم(ص) است. پیامبر(ص) زمینه نزول و استقرار دین را فراهم کرد و امام عصر(عج) تحقق کامل آن را در زمین و زمان دنبال می‌کنند.

در روایتی مشهور، پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «یا علی، من برای تنزیل قرآن جنگیدم و تو بر تأویل قرآن خواهی جنگید.» 

پیامبر(ص) با کسانی روبه‌رو بود که اصل نزول قرآن را انکار می‌کردند. ایشان را به جنون، سفاهت و دروغگویی متهم می‌کردند و قرآن را افسانه و خرافه می‌خواندند. مبارزه پیامبر(ص) برای آن بود که اصل این کتاب الهی در جامعه پذیرفته شود.

اما پس از رحلت پیامبر(ص)، نزاع اصلی بر سر فهم و تحقق معنای قرآن شکل گرفت. حضرت امیر(ع) با کسانی جنگید که نه‌تنها قرآن را قبول داشتند، بلکه گاه خود را فهمیده‌تر از دیگران نیز می‌دانستند، اما در تفسیر و تطبیق آموزه‌های قرآن دچار انحراف شده بودند.

تأویل در اینجا صرفاً به معنای تفسیر ذهنی نیست؛ بلکه به معنای تحقق عینی معارف قرآن در زندگی انسان‌هاست. از همین‌رو، یکی از دشوارترین میدان‌های نبرد، نبرد بر سر معنا و تحقق حقیقت دین در جامعه است.

حضرت مهدی(عج) از منظر قرآنی صاحب زمان و صاحب زمین هستند. مقصود از صاحب بودن در اینجا صرفاً مالکیت اعتباری نیست، بلکه نوعی اشراف، هیمنه و حضور وجودی در عرصه تاریخ و حیات انسانی است.

زمین، زمان و ظرفیت‌های انسانی در مسیر تحقق اراده الهی در اختیار ایشان قرار می‌گیرد تا بتوانند حقیقت دین را در عرصه زندگی بشر محقق کنند. از این منظر، ظهور تنها یک تحول سیاسی نیست، بلکه تحولی در ضمیر، زبان، اندیشه و حیات اجتماعی انسان‌هاست.

ایکنا- ضرورت مهدویت از منظر قرآن و عقل چگونه تبیین می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های مهدویت، ضرورت تحقق نظام دین و وحی است. قرآن کریم صرفاً برای خوانده شدن نازل نشده، بلکه برای تحقق در زندگی انسان‌ها آمده است.

نمی‌توان پذیرفت که فرعون‌ها و طاغوت‌های تاریخ بتوانند برای همیشه مانع تحقق اراده الهی شوند. اگر چنین باشد، در حقیقت باید پذیرفت که پروژه هدایت الهی ناکام مانده است.

اگر قرار باشد دین الهی هرگز به تحقق کامل نرسد، این پرسش پیش می‌آید که فلسفه ارسال پیامبران و نزول کتاب‌های آسمانی چه بوده است؟ در چنین صورتی حتی می‌توان تصور کرد که در قیامت کسانی بگویند خداوند دینی فرستاد که توان تحقق نداشت و در برابر قدرت‌های زمینی شکست خورد.

اما عقل و قرآن هر دو بر این نکته تأکید دارند که اراده الهی در نهایت تحقق پیدا خواهد کرد. ممکن است در مسیر تاریخ فراز و فرودهایی رخ دهد، اما جریان باطل هرگز قادر نخواهد بود خداوند، پیامبران، امامان و دین الهی را به عجز بکشاند.

ایکنا- آیا تحقق این وعده الهی یک رخداد دفعی است؟

خیر. تحقق کامل دین یک فرآیند تاریخی است، نه یک پروژه کوتاه‌مدت. ممکن است آماده شدن شرایط آن قرن‌ها یا حتی هزاران سال به طول انجامد.

از این منظر، خود پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز بخشی از فرآیند تمهید و زمینه‌سازی برای تحقق کامل دین بوده‌اند. فلسفه امامت، استمرار هدایت الهی و فراهم شدن تدریجی مقدمات تحقق کامل اراده خداوند در تاریخ است.

این نگاه ما را به نوعی فلسفه تاریخ قرآنی می‌رساند؛ نگاهی که براساس آن، مسیر کلی تاریخ رو به تکامل و پیشرفت است. ممکن است در مقاطعی ارتدادها، عقب‌گردها و انحراف‌هایی رخ دهد، اما حرکت عمومی تاریخ به‌سوی رشد و تحقق است.

ایکنا- در این صورت، مهدویت چگونه منشأ امید برای انسان امروز می‌شود؟ گاهی این پرسش مطرح می‌شود که اگر کسی در دوران ظهور زندگی نکند، امید به ظهور چه سودی برای او خواهد داشت؟

این پرسش ناشی از آن است که مهدویت صرفاً به‌عنوان یک حادثه آینده دیده می‌شود، در حالی که امید مهدوی بر سنت‌های رو به رشد و بالندگی تاریخ بشر استوار است.

انسان مؤمن خود را بخشی از این حرکت تاریخی می‌بیند. او می‌داند که جریان عدالت، آزادی، کرامت، علم، عفت، پارسایی و معنویت در طول تاریخ در حال رشد است؛ هرچند در کنار آن، جریان ظلم و طغیان نیز وجود دارد.

رشد جریان عدالت لزوماً به معنای حذف کامل جریان ظلم در مقاطع مختلف تاریخ نیست. این دو جریان همزمان در حال حرکت‌اند، اما سنت الهی بر پیشروی حقیقت استوار شده است.

ایکنا ـ آیا می‌توان نمونه‌ای از این روند تاریخی را در جهان معاصر مشاهده کرد؟

بله. به‌طور نمونه اگر به جمهوری اسلامی ایران نگاه کنیم، یک تصویر آن مجموعه‌ای از مشکلات، فشارهای اقتصادی، گرانی‌ها، بحران‌ها و چالش‌های اجتماعی است که همه آن‌ها واقعیت دارند.

اما در کنار این تصویر، واقعیت دیگری نیز وجود دارد که گاه زیر سایه برجسته شدن مشکلات دیده نمی‌شود و آن رشد و شکوفایی ظرفیت‌های انسانی است.

انسان ایرانی امروز در عرصه‌های علم، ورزش، فرهنگ، فناوری و فعالیت‌های اجتماعی به سطحی از خلاقیت و بالندگی رسیده که در بسیاری از مقاطع تاریخی کم‌نظیر است. حتی مطالبه‌گری اجتماعی، پرسشگری و حساسیت نسبت به حقوق عمومی نیز بخشی از همین روند رشد و بلوغ اجتماعی است.

در مقابل، رسانه‌ها و جریان‌های قدرت گاه چنان بر مشکلات تمرکز می‌کنند که این روندهای رو به رشد دیده نمی‌شوند، در حالی‌که هر دو واقعیت به‌طور همزمان وجود دارند.

ایکنا- این تحلیل چه نسبتی با فلسفه ظهور دارد؟

جریان مهدویت نیز دقیقاً بر همین منطق استوار است. در طول تاریخ، دو مسیر همزمان پیش رفته‌اند؛ یک مسیر، مسیر حقیقت، عدالت و هدایت الهی و مسیر دیگر، مسیر سلطه، طغیان و انحراف.

اگر بخواهیم از تاریخ اسلام مثال بزنیم، یک جریان از حقیقت علوی و قرآنی آغاز می‌شود و در طول تاریخ استمرار می‌یابد و جریان دیگری نیز از سقیفه شکل می‌گیرد و در قالب‌های گوناگون تاریخی ادامه پیدا می‌کند.

بشر امروز بیش از هر زمان دیگری هر دو مسیر را مشاهده می‌کند و امکان انتخاب آگاهانه میان آن‌ها را دارد. همچنین دسترسی انسان به معارف الهی، دانش و آگاهی به شکلی فراهم شده که در گذشته سابقه نداشته است.

از این‌رو، هنگامی که در روایات از پر شدن زمین از ظلم و جور سخن گفته می‌شود، نباید تصور کرد که رشد جریان حق متوقف شده است. در کنار گسترش ظلم، جریان عدالت، آزادی، کرامت و آگاهی نیز در حال رشد و گسترش است و همین، یکی از سنت‌های ثابت الهی در تاریخ به شمار می‌رود.

در نهایت، از منظر قرآن کریم، فلسفه ظهور حضرت مهدی(عج) چیزی جدا از فلسفه بعثت انبیا(ع) نیست. ظهور، تحقق کامل همان حقیقتی است که دین الهی از آغاز برای آن نازل شده است؛ یعنی استقرار کامل عدالت، معنویت، عقلانیت و کرامت انسانی در عرصه زندگی بشر.

انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha