شعر آیینی در فرهنگ ایرانی اسلامی همواره یکی از مؤثرترین رسانههای انتقال مفاهیم دینی، تاریخی و هویتی بوده است. اینگونه شعری با بهرهگیری از زبان احساس، روایت و نمادهای مذهبی، توانسته در مقاطع مختلف تاریخی پیوندی میان باورهای دینی و مسائل اجتماعی زمانه برقرار کند. بهویژه در ایام محرم و در پیوند با فرهنگ عاشورا، شعر آیینی نقشی پررنگ در تبیین مفاهیمی چون ایثار، مقاومت و مقابله با ظلم ایفا کرده و به یکی از ابزارهای اثرگذار در شکلدهی به گفتمان عمومی تبدیل شده است.
در روزگار کنونی که روایتها و روایتسازیها در فضای رسانهای اهمیت بیشتری یافتهاند، شعر آیینی نیز همچنان جایگاه خود را بهعنوان رسانهای هنری برای بازتاب این مفاهیم حفظ کرده است.
خبرنگار ایکنا از قم بهمناسبت روز بزرگداشت شعر آیینی، با غلامرضا فلاح سرپرست کانون شاعران آیینی استان قم و رئیس بنیاد دعبل خزاعی گفتوگو کرده است که در ادامه مشروح آنرا میخوانیم:
شعر آیینی یک جریان، فرهنگ و یک شالوده قابل اعتماد و معتبر برای دستیابی به اهداف تعریفشده در رسانه هنری است.
اگر بخواهیم دقیقتر به موضوع بپردازیم، ابتدا باید دو واژه «شعر» و «آیین» را تبیین کنیم. «آیین» دارای گستره بسیار وسیعی است که شامل مذهب، مکتب، سیره، روش، عقیده و حتی سبک زندگی اقوام مختلفی میشود که در چارچوب این واژه قرار میگیرند.
بر این اساس، شعر آیینی نه فقط یک قالب بیانی، بلکه ابزاری فرهنگی برای بازتاب ارزشها و روایتهای هویتبخش در شرایط جنگی و وضعیت امروز است.
بیشتر بخوانید:
شعر آیینی، افزون بر برخورداری از همه مؤلفههای یک شعر کامل، از واژگان و ترکیبهایی بهره میگیرد که عبارتی منظوم و تأثیرگذار پدید میآورند. این نوع شعر نه تنها از تخیل، تشبیه و آرایههای ادبی بینیاز نیست، بلکه برای پویایی و گیرایی محتوای خود، ناگزیر از بهکارگیری این عناصر است.
تشکیل جمهوری اسلامی در هر برههای از زمان با نیازهایی همراه بوده که رسانه هنری شعر با توجه به آن نیازها وظیفه تبیین این اهداف را بر عهده داشته است.
بیش از ۱۰۰ روز است که شاهد حضور پرشور مردم انقلابی در میادین و خیابانها بودهایم. برای اینکه شعر گویای گفتمان مردم باشد باید صمیمیتر و سادهتر بیان شود تا مردم عامی که جامعه هدف آن هستند بتوانند ارتباط برقرار کنند. درواقع شعر آیینی خواستههای مردم، جامعه و انقلاب را تبیین میکند.
ترکیب خواست مردم به لحاظ سیاسی و اجتماعی با ماه محرم و صفر در شعر آیینی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
پرسش نخست به نقش شعر آیینی در فرهنگ دینی، مذهبی و عاشورایی ما بازمیگردد. در این مسیر، باید ترکیبی شکل بگیرد که بتواند خواست مردم را به مسائل سیاسی روز و هدف قیام حضرت اباعبداللهالحسین(ع) را در سال ۶۱ هجری پیوند دهد. ایشان جان خود و فرزندانشان را برای پاسداری از اسلام ناب و پویایی مکتب تشیع فدا کردند؛ زیرا با فردی همچون یزید که در تقابل با دین و اسلام بود، نه میتوانست کنار بیاید، نه بیعت و نه همراهی کرد. از اینرو، حضرت با همان یاران اندک که بیشتر آنان از اهل بیت(ع) بودند، قیام کردند.
امسال که تقابل حق با باطل را میان ایران اسلامی از یکسو و آمریکای جهانخوار و صهیونیست کودککش از سوی دیگر شاهدیم، بهترین شیوه برای تبیین این تقابل در شعر، وامگیری از فرهنگ عاشوراست. آن جهاد و عقیدهای که در عاشورا متجلی شد، امروز نیز در رویارویی حق و باطل جاری است. ما فرهنگی داریم که تا پایان باید آن را با عقیده بپیماییم؛ حتی به بهای ایثار جان و ریخته شدن خون برای استواری این مکتب.
امام شهیدمان نیز فرمودند: «یزید و حسین با هم کنار نمیآیند.» مفهوم سخن ایشان این است که ما نیز همان درس و مکتب را میپیماییم. خط امام حسین(ع) هرگز با خط یزید تفاهم و توافق ندارد. این حقیقت را امروز میتوانیم در شعر آیینی پررنگ کنیم و بر همین اساس، پیام خود را که همان «جهاد تبیین» است، در قالب شعر آیینی به نتیجه برسانیم.
بهطور خلاصه، شعر آیینی در جنگ روایتهای امروز نقش مهمی دارد؛ زیرا خود یک رسانه برخاسته از هنر است. هنر آیینی بهویژه شعر بهدلیل شیوایی، زیبایی و ماندگاری زبانش برتر است.
امروز، سیاست دینی و جهاد مردم ما با مکتب عاشورا عجین شده و جداییناپذیر است. شهدای بسیاری را تقدیم کردهایم، کسانی که جان خود را با اخلاص فدا کردهاند و میدانستند قرار گرفتن در کنار لانچرها به معنای شهادت است. بسیاری از شهدا هنگام اصابت پرتابههای دشمن، چنان متلاشی شدند که حتی بخشی از پیکرشان برای دفن یافت نشد. این امر از عقیده و فطرت انسانی آن فرد و آموزههای دینی و مکتبی او نشئت میگیرد.
از اینرو، شعر آیینی میتواند با کلامی موزون و منظوم و با بهرهگیری از آرایههای ادبی، پیام خود را با شیوایی و زیبایی به مخاطب برساند.
ادبیات عاشورایی، ذاتاً حامل این پیام ژرف است که چگونه میتواند الهامبخش فرهنگ مقاومت در برابر ظلم باشد. مقاومتی که امروز نه تنها در ایران، بلکه در لبنان، غزه، یمن و میان مسلمانان دیگر کشورها در برابر ستم دیده میشود، ریشه در همین فرهنگ دارد.
هنگامی که انقلاب اسلامی ایران پیروز و جمهوری اسلامی تأسیس شد، صدور پیام انقلاب به معنای اشاعه همین روحیه مقاومت بود؛ مقاومتی که برگرفته از نهضت عاشورا و محرم سال ۶۱ هجری است. بنابراین، پرسش اصلی این است که ادبیات عاشورا چگونه میتواند الهامبخش فرهنگ مقاومت باشد؟
بیگمان، مقاومت، یکی از ارکان محکم و تأثیرگذار پیام عاشوراست. مقاومت در روز عاشورا در برابر دشمن تا به آنجا مؤثر بود که حتی حضرت حر که فرمانده سپاه عمر سعد بود نیز تحتتأثیر ادبیات و گفتار حضرت سیدالشهدا(ع) دگرگون شد. او با وجود جایگاه لشکری خود، با شرمندگی به کاروان امام حسین(ع) پیوست و شهادتش در تاریخ ماندگار شد. امروز نیز در دهه محرم، روزی به نام آن حضرت مزین شده است. در میان شهدای عاشورا، حضرت حر به مقامی بس والا نائل آمد، چراکه آن گفتمان و ادبیات حضرت سیدالشهدا(ع)، تأثیر خود را بر جان او گذاشت.
از اینرو، مقاومت امروز ملت ایران، امت اسلام و حتی مستضعفان جهان، بیگمان ریشه در عاشورا دارد. از سوی دیگر، این عاشوراست که در پرتو مقاومت امروز و در این برهه حساس از تاریخ انقلاب اسلامی، رونق تازهای یافته و در میان جوامع بهویژه برای منصفان عالم برجستهتر شده است. افراد بسیاری که با انصاف به این پرسش پرداختهاند که چرا شیعیان و بهویژه ایرانیان تا پای جان مقاومت میکنند، دریافتهاند که سرچشمه این ایستادگی که حتی در لبنان میان مذاهب گوناگون نیز دیده میشود، عاشوراست. همین امر موجب شده تا محرم و عاشورا در جهان پررنگتر جلوه کند و ناظران منصف، با ردیابی این تأثیرگذاری، به حادثه کربلا و قیام سیدالشهدا(ع) برسند.
بنابراین، مقاومت روز عاشورا و مقاومت برگرفته از انقلاب اسلامی و مردم ایران، دو مقوله جداناشدنیاند و میتوان گفت که این الهامبخشی متقابل، موجبات رشد و بالندگی هر دو را فراهم آورده است.
ما شاهد رشد و تعالی روزافزونی در حوزه اشعار آیینی هستیم. این جریان پویا، هرگز دچار ایستایی نشده و با هر مناسبت، مسیر و شیوه خود را با انگیزهای لازم برای خلق آثار مییابد.
محرم امسال، موقعیتی بینظیر و متفاوت از سالهای پیشین دارد. قائد شهید را در کنار خود نداریم، هرچند روح، یاد و نامش در میان ماست. این فقدان فیزیکی، خود به انگیزهای قوی برای آیینیسرایان تبدیل شده تا تراوشات فکری، دغدغههای ذهنی و شور درونی خود را در قالب شعر آیینی بروز دهند.
برای درک بهتر این مفهوم، باید به دو رویداد مهم در تاریخ انقلاب اسلامی اشاره کنم: نخست، رحلت امام خمینی(ره) که با مرگ طبیعی رخ داد و غوغایی عظیم برپا کرد. آن دوران، شور و حزن کمنظیری در میان مردم حاکم بود و یاد ایشان همواره راهنمای ماست.
دوم، شهادت مظلومانه حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه). ایشان با وجود آگاهی از تهدیدات و جنایات رژیمهای آدمخوار و کودککش آمریکایی و صهیونیستی، هرگز به فکر پناهگاهی برای حفظ جان خود نبودند. این رذالتها باعث نشد ایشان لحظهای از مسیر خود باز ایستد و نتیجه آن شد که در ماه مبارک رمضان و در روزهای پایانی دهه اول، شاهد شهادت ایشان و تعدادی از همراهانشان بودیم. این واقعه فراموشناشدنی، به جای تضعیف مردم، آنچنان شوری ایجاد کرد که از نوزاد در آغوش مادر تا کهنسالان، پرچم به دوش به خیابانها آمدند و آمدنشان ادامه دارد. این اتفاق، همه قومیتها، مذاهب و پیروان ادیان ابراهیمی را پای پرچمی گرد آورد که «الله» بر آن نقش بسته است.
طبیعی است که محرم امسال با همه سالهای گذشته تفاوت دارد. پیام محوری که باید بیش از پیش بر آن تأکید کرد، «پیوند شور و شعور» است. مفاهیمی همچون همبستگی، ایستادگی، همدلی و اتحاد همگی ریشه در همین پیوند دارند. همه این مضامین از عاشورا و قیام حضرت سیدالشهدا(ع) سرچشمه گرفته و سینه به سینه به ما رسیده است. پیش از انقلاب تنها دهه اول محرم پررنگ بود، اما امروز در پرتو جمهوری اسلامی و با تأثیر از دفاع مقدس، تمام دو ماه محرم و صفر رنگ و بوی عزا به خود گرفته است. شهادت عزیزانی مانند شهید حاجیزاده نیز جای خود را به رویشهایی چون سیدمجید نقطهزن داده و راه آنها ادامه دارد.
بنابراین، محرم امسال باید مفاهیم والایی چون «مقابله با ظلم» که همواره از ازل تا ابد جاری است در گفتمان، اشعار و آثار آیینی پررنگ شود. وقتی فرهنگ شهادت که مختص شیعه نیست، بلکه اعتقاد مشترک همه ادیان ابراهیمی است، در جامعه نهادینه شود، هیچ قدرتی نمیتواند به ایران نگاه چپ کند. همدلی و همزبانی در این میان نقشی کلیدی دارد. اگر این دو در کنار هم قرار گیرند، نتیجهای بینظیر در جامعه رقم میخورد. یاد، نام و سیره امام شهیدمان و دیگر شهدای گرانقدر، در نوحهها، اشعار و هیئتهای سینهزنی سبز و پایدار خواهد ماند.
رسالت شاعران آیینی در مواجهه با تحولات امروز منطقه، خلق اثر به زبان خود ملتهاست؛ نه صرفاً تلفیق شعر فارسی با واژههای عربی، انگلیسی، اردو یا دیگر زبانها. اگرچه تلفیق ممکن است، اما تأثیر واقعی زمانی حاصل میشود که شاعر با زبان مخاطب خود سخن بگوید. این رسالت برای شاعرانی که با زبانهای دیگر آشنایی دارند، بسیار سنگینتر است.
تحولات امروز مشخص است که شامل ایستادگی در برابر استکبار، مقاومت، ایثار و شهادت میشود. این مسیر هرگز پایانپذیر نیست. تاریخ را که ورق بزنیم، در همه برههها ظلم وجود داشته؛ از داستان هابیل و قابیل تا شهادت همه ائمه ما. آن بزرگواران بهدلیل ایستادگی در برابر ظلم و حکام خودکامهای که میخواستند رنگ دین و مکتب خدا را از جامعه بزدایند، به شهادت رسیدند. استکبار، پدیده امروز نیست؛ کبر و نخوت همواره در میان افراد سرکش و گردنکش بوده است.
بنابراین، سخن گفتن از تاریخ در شعر کاملاً جای دارد. آوردن مصادیق تاریخی، شعر را منطقیتر، قابل قبولتر و تأثیرگذارتر میکند. رسالت شاعران آیینی، بهویژه آنان که با ادبیات ملل دیگر آشنا هستند، کاری دشوار و سنگین است.
ما باید اسلام را گسترش دهیم و زمینهساز ظهور حضرت بقیهالله(عج) باشیم. این زمینهسازی، خون، جان، ایثار و مقاومت میخواهد. با نابودی استکبار جهانی و اسرائیل نسلکش و کودککش بهزودی ظهور حضرت حجت(عج) اتفاق میافتد. ما شک نداریم که انتقام خون بهناحق ریخته امام شهیدمان، به دست خود ملت گرفته خواهد شد.
شبکههای اجتماعی برای برقراری ارتباط مؤثرتر با مخاطب عام و افزایش نفوذ خود در بستر اجتماع، به سمت اشعار آیینی روی آوردهاند؛ شعری که الزاماً از سطح ادبی بالایی برخوردار نیست و از منظر فنون شعری، گاه با ضعف تألیف مواجه است. بسیاری از علاقهمندان دارای استعداد بالقوه در این عرصه، بهدلیل ضعف در زبان شاعرانه و کمتجربگی عملی، در این شبکهها فعالیت میکنند. این مسئله بهویژه از زمانی که مسائل سیاسی و اجتماعی در هم تنیده شدند، بیشتر به چشم میخورد.
از نظر بنده، با وجود آنکه گسترش شعر آیینی در این قالب و قالبهای مشابه، رشد قابل توجهی داشته، اما در برخی آثار همین گسترش سطحی، ارزش خود را داشته و اجازه داده شعر آیینی در شبکههای اجتماعی حرفی برای گفتن داشته باشد، حتی اگر به زبان روزمره نزدیک شده باشد. به عبارت دیگر، هر دو جنبه گسترش شعر آیینی در جامعه و جایگاهیابی آن و همچنین سطحیشدن در برخی آثار قابل مشاهده است.
اما این وضعیت قابل مدیریت است. اگر شاعران متعهد آیینی، بهویژه آنانی که آثار بهروز و لحظهای خلق میکنند، با تأمل و فرصت بیشتری کار خود را ارائه دهند، خود نیز به نقاط ضعف آثار منتشرشده پی خواهند برد و آنها را اصلاح خواهند کرد. از سوی دیگر، مطالبه جامعه از شاعران آیینی برای سرودن بهروز و متناسب با رویدادهای جاری، گاه موجب بروز این مشکلات میشود.
امیدواریم با دقت بیشتر شاعران عزیز این فرهنگ ارزشمند به سطحینگری و ضعف زبانی دچار نشود. همه به دنبال ارتقای شعر آیینیاند. در سالهای پس از انقلاب و بهویژه دوران جنگ و پس از آن، شعر آیینی جایگاه واقعی خود را یافت. پیش از آن اساساً سخنی از شعر آیینی در میان نبود. به نظر بنده، شعر آیینی هیچگاه به اندازه امروز تعالی و رشد نداشته است.
البته رشد زیاد و حجم بالای آثار تولیدشده، طبیعتاً در کنار نقاط قوت بسیار، نقاط ضعفی نیز به همراه دارد. ۹۰ درصد آثار در حوزه شعر آیینی از قوت لازم برخوردارند و شاید ۱۰ درصد به سمت سطحینگری و روزمرگی رفتهاند. امید است این گسترش منجر به سطحیشدن نشود و از هماکنون برای رعایت استانداردهای شعری تلاش شود.
انتهای پیام