نهضت عاشورا را نمیتوان صرفا یک واقعه تاریخی دانست؛ این حماسه عظیم، تجلی عینی
آموزههای قرآن کریم در عرصه زندگی، جهاد، هدایت و مبارزه با ظلم است.
امام حسین(ع) که در فرهنگ شیعه از ایشان به عنوان «قرآن ناطق» یاد میشود، در تمامی مراحل قیام خود از مدینه تا کربلا، مفاهیم بنیادین قرآن همچون امر به معروف و نهی از منکر، صبر، مقاومت، عزت، کرامت انسانی و هدایتگری را به نمایش گذاشتند.
بیشتر بخوانید:
از این منظر، عاشورا را میتوان صحنه ظهور عملی تعالیم الهی و تفسیر زنده آیات قرآن دانست؛ مکتبی که پس از قرنها همچنان الهامبخش آزادگان و حقیقتجویان جهان است. با فرارسیدن ایام سوگواری سیدالشهدا(ع)، بازخوانی پیوند میان
قرآن کریم و نهضت عاشورا، ضرورتی دوچندان مییابد؛ پیوندی که میتواند ابعاد عمیقتری از اهداف
قیام حسینی و پیامهای ماندگار آن را برای جامعه امروز روشن سازد.
از همین رو، خبرنگار ایکنا از قم، به سراغ حجتالاسلام و المسلمین محمدصادق یوسفی مقدم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم، رفته است تا درباره نسبت نهضت عاشورا با آموزههای قرآن کریم، جلوههای مفاهیم قرآنی در حادثه کربلا و پیامهای ماندگار این حماسه الهی برای جامعه امروز به گفتوگو بنشیند که بخش پایانی آن را در ادامه میخوانید:
ایکنا - یکی از مهمترین مفاهیمی که در سرزمین کربلا به شکلی آشکار متجلی شد، مسئله صبر در برابر سختیها و مصیبتهاست، در این باره نیز لطفا توضیح دهید.
صبر از واژگان بنیادین و راهبردی قرآن کریم به شمار میرود؛ مفهومی که گاه به اشتباه به معنای تسلیم شدن یا پذیرش ظلم تفسیر میشود، در حالی که حقیقت صبر، ایستادگی و تحمل دشواریهای مسیر مبارزه با ظلم و دفاع از حق است.
خداوند متعال در آیه ۱۵۵ سوره بقره میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ ما شما را با ترس، گرسنگی، کاهش اموال، آسیبهای جانی و کاهش بهرهها و دستاوردها میآزماییم و به صابران بشارت میدهیم.»
این آیه نشان میدهد که صبر به معنای پذیرش ستم نیست، بلکه به معنای تحمل سختیهایی است که در مسیر حقطلبی و مقابله با باطل پیش روی انسان قرار میگیرد. انسان مؤمن ممکن است در این راه خسارت مالی ببیند، عزیزان خود را از دست بدهد، مجروح شود یا با دشواریهای فراوان روبهرو گردد، اما از مسیر حق عقبنشینی نکند.
نهضت عاشورا تجلی کامل این حقیقت قرآنی است. امام حسین(ع) در برابر سنگینترین مصائب تاریخ ایستادگی کرد و با وجود شهادت یاران، فرزندان و نزدیکان خود، از مسیر الهی عقب ننشست. آن حضرت در یکی از سخنان خود خطاب به اهلبیت خود فرمودند: «صَبْراً یا أَهْلَ بَیْتی، لا تَرَوْنَ هَواناً بَعْدَ هذَا الْیَوْمِ أَبَداً؛ ای خاندان من، شکیبا باشید که پس از امروز هرگز خواری نخواهید دید.»
این سخن بیانگر آن است که سختیها و مصائب راه حق گذرا هستند و عزت حقیقی در پایداری بر مسیر الهی به دست میآید. از همین رو، صبر در منطق قرآن و مکتب عاشورا نه نشانه ضعف، بلکه جلوهای از قدرت، استقامت و وفاداری به حقیقت است.
به تعبیر امروز، آنچه در آموزههای قرآنی و نهضت عاشورا از آن با عنوان صبر یاد میشود، با مفهوم «تابآوری» نیز قابل تبیین است. تابآوری در دو سطح فردی و اجتماعی معنا پیدا میکند. تابآوری فردی آن است که انسان در مواجهه با سختیها، مشکلات و بحرانها دچار فروپاشی روحی، ناامیدی و افسردگی نشود، بلکه خود را بازیابد، راهحل جستوجو کند، دشواریها را تحمل کند و مسیر رسیدن به موفقیت و پیروزی را ادامه دهد.
تابآوری اجتماعی نیز به همین معناست؛ جامعهای که در برابر تهدیدها، فشارها و مشکلات ایستادگی میکند و سختیها را برای رسیدن به اهداف متعالی تحمل میکند، جامعهای تابآور است. چنین جامعهای در نهایت میتواند به سعادت و پیشرفت دست یابد.
در همین روزگار نیز میتوان جلوههایی از این حقیقت را مشاهده کرد. اگر مردم در برابر فشارها و تهدیدهای دشمنان صبوری نمیکردند و استقامت نشان نمیدادند، دشمن به اهداف خود دست مییافت. اما مردم در صحنه مبعوث شدند و تحمل دشواریها و ایستادگی در برابر تهدیدها، نشان داد که روحیه صبر و مقاومت همچنان در جامعه زنده است.
امام حسین(ع) نیز در تمام مراحل نهضت عاشورا، از آغاز حرکت تا واپسین لحظات حیات مبارک خود، مردم و یارانش را به صبر و استقامت فرا میخواند. آن حضرت در سرزمین کربلا بارها بر تحمل سختیها و پایداری در مسیر حق تأکید کرد و حتی در گودال قتلگاه نیز این پیام را فراموش نکرد.
در نقلهای تاریخی آمده است که سیدالشهدا(ع) در واپسین لحظات عمر شریف خویش، در حالی که پیکر مطهرشان غرق در خون و بر خاک افتاده بود، با پروردگار خویش چنین نجوا میکرد: «الهی رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک، لا معبود سواک؛ پروردگارا، به قضای تو راضیام و در برابر فرمانت تسلیم هستم و هیچ معبودی جز تو وجود ندارد.»
این اوج صبر و تسلیم در برابر اراده الهی است؛ انسانی که همه مصیبتها را دیده، یاران، برادران و فرزندانش را از دست داده و خانوادهاش در آستانه اسارت قرار گرفتهاند، اما همچنان زبانش به یاد خدا و دلش سرشار از رضایت به مشیت الهی است. این صحنهها برای ملتها و جوامع انسانی درس بزرگی به شمار میرود؛ درسی که میآموزد پایداری در مسیر حق، حتی در دشوارترین شرایط، زمینهساز عزت و پیروزی است. از همین رو، هر ملتی که راه امام حسین(ع) را الگوی خود قرار دهد، میتواند در برابر سختیها و تهدیدها ایستادگی کند و از بحرانها عبور کند.
ایکنا- مفهوم مقاومت و ایستادگی در تلاقی آموزههای قرآنی و عاشورایی چگونه تبیین میشود؟
یکی از مفاهیم بنیادینی که قرآن کریم بر آن تأکید فراوان دارد و در حادثه کربلا به روشنی متجلی شد، مفهوم مقاومت و ایستادگی است. اگرچه واژه «مقاومت» به صورت مستقیم در قرآن کریم به کار نرفته، اما مفاهیمی همچون استقامت، ثبات قدم و پایداری بارها مورد تأکید قرار گرفتهاند. خداوند متعال در آیه ۴۵ سوره انفال میفرماید: «یا أیها الذین آمنوا إذا لقیتم فئة فاثبتوا واذکروا الله کثیراً لعلکم تفلحون؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با گروهی از دشمنان روبهرو میشوید، استقامت و پایداری داشته باشید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.»
در آیه ۳۰ سوره مبارکه فصلت نیز میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُون؛ آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از وقایع آینده) و حزن و اندوهی (از گذشته خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیا) وعده دادند بشارت باد.»
نکته قابل توجه آن است که قرآن نمیفرماید کسانی که تنها به خدا ایمان آوردند، بلکه میفرماید کسانی که ربوبیت خدا را پذیرفتند و بر این مسیر پایدار ماندند. یعنی مکتب تربیتی الهی را پذیرفتند و در آن استقامت ورزیدند.
بر اساس این منطق قرآنی، مقاومت همواره با پیروزی همراه است. گاه این پیروزی در عرصه ظاهری و مادی تحقق مییابد و انسان بر دشمن غلبه میکند و گاه در قالب شهادت و دستیابی به رضوان الهی جلوهگر میشود. در هر دو صورت، فرد مقاوم و استوار، پیروز میدان است؛ زیرا یا دشمن را شکست داده و یا با حفظ ایمان و استقامت خود، به عالیترین مراتب رستگاری دست یافته است.
نهضت عاشورا یکی از روشنترین جلوههای این حقیقت قرآنی است؛ جایی که امام حسین(ع) و یارانش تا آخرین لحظه بر آرمان.های الهی خود استقامت کردند و با وجود همه فشارها و مصائب، از مسیر حق عقبنشینی نکردند.
این ویژگی مهم، یعنی مقاومت و ایستادگی، به روشنی در حادثه کربلا قابل مشاهده است. سپاه دشمن از امام حسین(ع) اظهار تسلیم بودن میخواست. در یک سوی میدان، دهها هزار نفر صفآرایی کرده بودند و در سوی دیگر، جمع اندکی از یاران سیدالشهدا(ع) حضور داشتند؛ یارانی که بنا بر برخی نقلها شمار آنان با کسانی که در طول مسیر و بر اثر هدایت و موعظههای امام به ایشان پیوستند، به بیش از یکصد نفر میرسید.
با این حال، خواسته اصلی دشمن چیزی جز تسلیم شدن امام حسین(ع) نبود. در چنین شرایطی، سیدالشهدا(ع) جملهای تاریخی و سرنوشتساز را بیان کردند که تا امروز الهامبخش آزادگان جهان است. آن حضرت(ع) فرمودند: «ألا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت وَأنوفُ حَميَّةٍ وَنُفوسُ أبيَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ؛ هان! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است: ميان شمشير و تن دادن به خوارى. و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم. خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاک و مطهّر[ى كه ما در آن پرورش يافتهايم] و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش، اين را بر ما نمىپذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم.»
سپس آن حضرت با صراحت اعلام کردند: «هیهات منا الذلة»؛ ذلت از ما دور است. امام حسین(ع) تأکید کردند که حاضرند در میدان نبرد به شهادت برسند، اما هرگز تن به خواری و ذلت ندهند.
خداوند متعال، پیامبر اکرم(ص)، مؤمنان و خاندان پاک آنان، ذلتپذیری را برای اهل ایمان نخواستهاند و از این رو، تسلیم شدن در برابر ظلم و ستم در منطق اسلام جایگاهی ندارد.این آموزه عاشورایی به الگویی ماندگار برای همه نسلها تبدیل شد.
همانگونه که امام شهید همانند امام حسین(ع) و به تبعیت از ایشان در برابر یزید زمانه تسلیم نشد و همانی را فرمود که امام حسین(ع) فرموده بودند: «مثلی لا یبایع مثله»، انسان آزاده و مؤمن نیز در برابر ظلم، استکبار و باطل سر تسلیم فرود نمیآورد.
ایکنا- چرا مسئله عزت و کرامت انسانی در قرآن کریم و نهضت عاشورا تا این اندازه مورد تأکید قرار گرفته است؟
یکی از موضوعاتی که انسان به صورت فطری و طبیعی در جستوجوی آن است، عزت و کرامت است. هر انسانی دوست دارد در جامعه، خانواده و محیط زندگی خود از عزت برخوردار باشد و مورد احترام قرار گیرد. این گرایش، از خواستههای اصیل و درونی بشر به شمار میرود.
در مقابل، ستمگران همواره تلاش کردهاند ملتها را از عزت تهی کنند و آنان را به موجوداتی مطیع، منفعل و تحقیرشده تبدیل سازند. جامعهای که عزت خود را از دست بدهد، به تدریج دچار ضعف، وابستگی و انحطاط خواهد شد.
قرآن کریم در بیان شیوه حکومت فرعون به این حقیقت اشاره میکند و در آیه ۵۴ سوره زخرف میفرماید: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِين؛ پس قوم خود را سبك مغز يافت [و آنان را فريفت] و اطاعتش كردند چرا كه آنها مردمى منحرف بودند.»
این آیه نشان میدهد که نخستین گام مستکبران برای سلطه بر ملتها، گرفتن عزت و کرامت آنان است. هنگامی که مردمی احساس عزت، استقلال و شخصیت خود را از دست بدهند، زمینه اطاعت از ستمگران و پذیرش سلطه آنان فراهم میشود. قرآن کریم نیز در ادامه، این وضعیت را نتیجه فساد و انحراف جامعه میداند و میفرماید: «إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ».
از این رو، حفظ عزت فردی و اجتماعی یکی از مهمترین آموزههای قرآنی و از برجستهترین پیام.های نهضت عاشوراست؛ پیامی که در شعار جاودانه «هیهات منا الذلة» به کاملترین شکل تجلی یافته است. بر این اساس، اگر انسان عزت خود را از دست بدهد، زمینه فساد در وجود او فراهم میشود و اگر جامعهای نیز عزت خویش را از دست بدهد، به جامعهای فاسد و آسیبپذیر تبدیل خواهد شد. از این رو، عزت یکی از بنیادیترین ارزشها برای فرد و جامعه به شمار میرود.
منشأ عزت، خداوند متعال است. هنگامی که انسان باور داشته باشد که عزت حقیقی در اختیار خداوند است و این عزت از مسیر ایمان، بندگی و التزام عملی به آموزههای دینی حاصل میشود، تلاش خواهد کرد تا عزت الهی را برای خود به دست آورد.
خداوند متعال در آیه ۸ سوره منافقون میفرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ؛ عزت از آنِ خدا، رسول او و مؤمنان است، اما منافقان این حقیقت را درک نمیکنند.»
قرآن کریم حتی درباره خود نیز از تعبیر «الکتاب العزیز» استفاده میکند و در آیه ۴۱ سوره فصلت، این کتاب آسمانی را کتاب عزت و اقتدار معرفی میکند. جلوه این حقیقت را میتوان به روشنی در نهضت عاشورا مشاهده کرد. امام حسین(ع) بارها و بارها تلاش کردند با موعظه، روشنگری و گفتوگو، مردم را از مسیر انحراف بازگردانند و از آنان خواستند راه را برای حرکت ایشان باز بگذارند؛ اما در عین حال تصریح کردند که هرگز تن به ذلت و خواری نخواهند داد.
شعار جاودانه «هیهات منا الذلة» در حقیقت ترجمان همین منطق قرآنی است. سیدالشهدا(ع) اعلام کردند که اهل ایمان عزت خود را از خدا و رسول خدا میگیرند و به همین دلیل حاضر نیستند برای حفظ جان یا منافع دنیوی، کرامت و عزت خویش را قربانی کنند.
این پیام یکی از مهمترین درسهای عاشورا برای همه نسلهاست؛ اینکه عزت حقیقی در گرو پایداری بر حق است و نه در تسلیم شدن در برابر زور و فشار. از همین منظر، مقاومت و ایستادگی ملتها نیز میتواند زمینهساز عزت آنان باشد. هر جامعهای که بر اصول، هویت و ارزشهای خود پایبند بماند و در برابر فشارها دچار خودباختگی نشود، از عزت و اقتدار بیشتری برخوردار خواهد شد.
در واقع، عزت اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم با بصیرت، آگاهی و احساس مسئولیت در صحنه حضور داشته باشند و از هویت و ارزشهای خود دفاع کنند. همچنین همدلی میان مردم، مسئولان و نیروهای مدافع جامعه، از عوامل مهم شکلگیری اقتدار و عزت ملی به شمار میرود.
بر اساس این منطق، عزت یک جامعه تنها به توان نظامی یا امکانات مادی وابسته نیست، بلکه بیش از هر چیز به روحیه ایمان، مقاومت، حضور آگاهانه مردم و پایبندی آنان به ارزشهای الهی بستگی دارد؛ عواملی که میتوانند زمینهساز اقتدار و سربلندی یک ملت در عرصههای مختلف شوند.
انتهای پیام