کد خبر: 4359464
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۶
محرم در آینه اندیشه/ ۹

توقف کاروان حسینی در کربلا؛ بزرگ‌ترین حماسه ماندگار تاریخ

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: کاروان حسینی از مدینه عازم مکه شد تا در پناه امنیت حرم، بیعتی اجباری با یزید را نپذیرد، اما دعوت‌نامه‌های کوفیان، مسیر تاریخ را تغییر داد. آنچه در ادامه رخ داد، نه فقط یک شکست نظامی، بلکه تولد بزرگ‌ترین حماسه ماندگار تاریخ بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی صادقی‌کاشانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیتأکید امامان معصوم(ع) و بزرگان دین بعد از شهادت سرور و سالار شهیدان برای احیای نهضتی بود که در سیره‌ ائمه‌ هدی(ع) سمبل ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی و راه رهایی مظلومان جهان از سلطه مستکبران شناخته می‌شود.

اگرچه در طول تاریخ از سوی کوردلان تلاش‌هایی برای فراموش‌شدن نام  امام حسین(ع) و خاموشی این مشعل هدایت صورت گرفته است، اما همه این تلاش‌های مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاک حسینی در رگ‌های نسل جوان است و علی‌رغم همه‌ این کوشش‌ها، هر روز گرایش دل‌های صالحان و مؤمنان به‌سوی عاشورا و محرم افزون‌تر و گسترده‌تر می‌شود و محبت حسینی، دل‌های مظلومان جهان را شیدای فرزند فاطمه(س) می‌کند. این شیدایی همچون اهرمی قدرتمند، توانایی و قابلیت‌های بی‌شماری را ایجاد می­‌‌کند که در سایه سوگواری و عزاداری برای امام حسین(ع) می‌توان حرکت‌های عظیمی را آفرید.

خبرنگار ایکنا از قم با حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی صادقی‌کاشانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به‌مناسبت ایام عزاداری ماه محرم گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا - چرا امام حسین(ع) از مدینه به سمت کوفه حرکت کرد اما در کربلا متوقف شد؟ 

امام حسین(ع) با هدف اجتناب از بیعت اجباری با یزید بن معاویه، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند. این انتخاب راهبردی مبتنی بر دو مؤلفه اساسی بود: نخست، پیوند خاندانی و جایگاه مکه به‌عنوان زیستگاه نیاکان آن حضرت، از جمله سکونت پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در آن شهر پیش از هجرت و دوم، امنیت نسبی مکه که در سنت جاهلیت نیز پناهندگان از تعرض در امان بودند. ایشان حدود پنج ماه در مکه اقامت گزیدند.

در این میان، کوفیان از موضع قاطع امام در مخالفت با یزید و امتناع از بیعت آگاه شدند. شایسته تأکید است که براساس مفاد صلحنامه امام حسن(ع) با معاویه، معاویه فاقد صلاحیت تعیین جانشین بود؛ از این‌رو، خلافت یزید از منظر حقوقی فاقد مشروعیت تلقی می‌شد. با اطلاع کوفیان، انبوهی از نامه‌های دعوت به محضر امام رسید و ایشان در پاسخ، مسلم بن عقیل را به‌عنوان نماینده خویش به کوفه اعزام فرمودند.

پس از گزارش‌های اولیه مسلم مبنی بر آمادگی مردم و مهیا بودن شرایط، امام حرکت به‌سوی کوفه را آغاز کردند. اما پیش از ورود ایشان، عبیدالله بن زیاد از سوی یزید، مأمور مهار بحران و سرکوب قیام شد و با رویکردی سختگیرانه، مسلم و هانی بن عروه را به شهادت رساند. مسلم پیش از شهادت، امام را از تحولات مطلع و از ادامه سفر منع کرد، اما خبر این رویدادها در میانه راه به ایشان رسید.

حرکت امام به‌سوی کوفه مبتنی بر دعوت اولیه بود، اما در نزدیکی کوفه، نیروهای حر بن یزید ریاحی راه را بر ایشان بستند و مانع ورود شدند. مأموریت حر در ابتدا بازداشت و انتقال امام به کوفه بود، اما امام حسین(ع) از پذیرش آن خودداری فرمودند. با استعلام حر از ابن زیاد، دستور صادر شد که کاروان در همان نقطه توقف کند و مکانی خشک و فاقد آب و آبادانی برای استقرار ایشان تعیین شود. به این ترتیب، امام در سرزمین کربلا محاصره و متوقف شدند و زمینه وقایع بعدی فراهم آمد.

ایکنا - آیا در منابع تاریخی اهل سنت نیز به ماجرای کربلا پرداخته شده است؟ تفاوت روایت شیعه و سنی در چیست؟ 

عمده‌ترین منابع تاریخی این واقعه، در اختیار مورخان اهل سنت بوده است. گزارش‌های معتبری همچون تاریخ طبری، که مقتل ابومخنف را در خود جای داده، بلاذری، اخبار الطوال و کامل ابن اثیر، عمدتاً از سوی مورخان سنی تدوین شده‌اند. هرچند برخی راویان این آثار، مانند ابومخنف، گرایشاتی به اهل بیت(ع) داشته‌اند، اما نمی‌توان آنان را شیعه رسمی به معنای امروزی دانست؛ با این حال، نقل‌های ایشان از امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) نشان‌دهنده ارتباط فکری آنان با خاندان وحی است.

بسیاری تصور می‌کنند که منابع شیعی به تفصیل به کربلا پرداخته‌اند، در حالی‌که باید اذعان کرد متون تاریخی شیعه در این زمینه بسیار محدودتر از منابع سنی است و غالب گزارش‌های شیعی نیز از همان منابع اولیه سنی تغذیه کرده‌اند. برای نمونه، مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد، همان روایت ابومخنف را آورده که در تاریخ طبری هم موجود است، اثری که از قدمت بیشتری برخوردار است و در سلسله‌ منابع تاریخی، جایگاهی والا دارد.

اما تفاوت اصلی در محتوا و رویکرد این دو دسته از روایت‌هاست. در منابع شیعی، گاه رویکردی عاطفی و تعظیم‌آمیز دیده می‌شود که ممکن است به مبالغه در فضائل امام بینجامد. نمونه بارز آن، کتاب لهوف اثر سید بن طاووس است که بر پیش‌گویی‌های شهادت‌آمیز امام حسین(ع) تأکید فراوان دارد، هرچند برخی از این پیش‌گویی‌ها از اعتبار تاریخی چندانی برخوردار نیستند. البته باید توجه داشت که چنین رویکردی تنها ویژه منابع شیعه نیست و در مقتل خوارزمی و برخی منابع دیگر اهل سنت نیز مشابه آن دیده می‌شود؛ اما در آنجا این مطالب در چارچوب مناقب‌نگاری و با رویکردی متفاوت مطرح شده‌اند.

یک نمونه آشکار از تفاوت رویکرد، آمار کشته‌شدگان در نبرد کربلاست. در برخی منابع شیعی مانند مناقب ابن‌شهرآشوب، از کشته شدن هزار و نهصد و پنجاه نفر از سپاه دشمن به دست امام حسین(ع) سخن رفته است؛ آماری که با گزارش‌های تاریخی معتبر هم‌خوانی ندارد.

در مقابل، مورخان متقدم اهل سنت چنین ارقامی را مطرح نکرده‌اند و گزارش‌های ایشان معمولا با واقعیت‌های میدانی و شمار محدود کشته‌شدگان، حدود ۷۲ تن از یاران امام هم‌آهنگ‌تر است. همچنین شایان ذکر است که امام حسین(ع) به‌عنوان فرمانده کل قوا، بیشتر در جایگاه هدایت، موعظه و مدیریت بحران ظاهر شد. بنابراین، نقل‌های مبالغه‌آمیز در این زمینه را باید محصول رویکرد تغزلی و تعظیمی برخی منابع دانست، نه واقعیت تاریخی.

به‌طور خلاصه، اگرچه محتوای اصلی واقعه کربلا در منابع فریقین مشترک است، اما تفاوت‌ها در زاویه دید، میزان دقت تاریخی و گاه اغراق‌های عاطفی یا معنوی پدیدار می‌شود. درک این تفاوت‌ها، برای هر پژوهنده منصفی که به‌دنبال حقیقت تاریخی است، ضروری به نظر می‌رسد.

ایکنا - بیشتر ما روایت عاشورا را از کتاب‌های مذهبی و روضه‌ها شنیده‌ایم. این روایت با آنچه در منابع تاریخی کهن آمده چقدر تفاوت دارد؟ 

باید توجه داشت که محتوای روضه‌ها صرفا جنبه عاطفی و اسطوره‌ای دارد و هدف اصلی آن‌ها ایجاد حال و هوای معنوی و اشک‌ سوگ است، نه ثبت وقایع تاریخی به معنای دقیق آن.

تاریخ به‌مثابه یک دانش، مبتنی بر اسناد معتبر و روش‌شناسی علمی است. از این‌رو، یک مداح نمی‌تواند هر مقتلی را بدون معیار بخواند؛ بلکه موظف است بر اساس منابع معتبر تاریخی به نقل واقعه بپردازد. البته در حوزه شعر و ادب عاشورایی، به ویژه در اشکال اسطوره‌ای و مبالغه‌آمیز آن، ضابطه‌ها متفاوت است و نباید آن‌ها را با گزارش تاریخی یکسان دانست.

آنچه در بسیاری از روضه‌ها شنیده می‌شود، با متن معتبر تاریخی تفاوت دارد. کهن‌ترین و موثق‌ترین منبع در این زمینه، «مقتل ابومخنف» است که اصل آن در کتاب «تاریخ طبری» ثبت شده است. متأسفانه، گاه آثاری جعلی نیز با نام ابومخنف منتشر شده که فاقد اعتبار است.

در ادامه، می‌توان «مقتل خوارزمی» را نیز تا حدودی معتبر دانست. کتاب «لهوف سید بن طاووس» هرچند در مقام تاریخ‌نگاری دقیق، چندان استوار نیست، اما برای مجالس روضه و سوگواری مطالب سودمندی دارد و به‌دلیل انتساب به قرن هفتم، حاوی گزارش‌های قابل تأملی است که نمی‌توان یکسره آن‌ها را رد کرد.

اما آثاری که در دوره صفویه و به‌ویژه عصر قاجار تألیف شده‌اند، نظیر روضةالشهدا، منتخب‌طریحی، تذکرةالشهدا، محرق القلوب، یا حتی کتاب‌های تألیف‌ شده توسط فقهایی همچون اکسیرالعبادات، عموماً از اعتبار تاریخی چندانی برخوردار نیستند؛ چراکه پدیدآورندگان آن‌ها غالباً متخصص تاریخ نبوده و مطالب را از هر منبعی حتی با مبالغات فراوان نقل کرده‌اند. از این‌رو، بسیاری از روایات مندرج در این کتاب‌ها از نظر علمی نادرست دانسته می‌شوند.

ایکنا - آیا می‌توان گفت که حادثه کربلا یک شکست نظامی بود اما یک پیروزی تاریخی و ماندگار؟ چرا؟

در ظاهر امام حسین(ع) و همه یاران باوفایش به شهادت رسیدند، خاندان اهل‌ بیت(ع) اسیر شدند و سرهای مطهر بر نیزه‌ها در کوچه‌های کوفه و شام گردانده شد. دشمن صحنه‌ای از پیروزی موقت آفرید؛ اما این پیروزی هرگز واقعی نبود.

چهارده قرن است که نام حسین(ع) زنده‌ترین نام تاریخ است و اسلام را با خون خود حیاتی دوباره بخشیده است. این همان«پیروزی خون بر شمشیر» است؛ شکست ظاهری که عین فتح ابدی شد.

از سوی دیگر، یزید تنها چند سال پس از این واقعه در ذلت جان سپرد و جنایت‌کاران کربلا به دست مختار به کیفر رسیدند. آنچه ماند، نه شمشیر، بلکه پیام جاودانه‌ سیدالشهدا(ع) بود؛ حماسه‌ای که خود، بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha