دانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: بعد از اینکه مقتلهای قرن سوم و برخی از مقاتل یا کتابهای مربوط به زندگانی امام حسین(ع) در قرن چهارم بیان شد، به کتاب «المعجم الکبیر» از حافظ طبرانی، سلیمان بن احمد، متوفای ۳۶۰ هجری، از محدثان اهل سنت، میرسیم.
طبرانی چند کتاب دارد: در المعجم الکبیر، بخشی درباره امام حسین(ع) وجود دارد که این بخش بهصورت جداگانه و با نام «مقتل الحسین طبرانی» چاپ شده است.
عنوان مقتل با تسامح به آن اطلاق شده است؛ زیرا در این بخش، روایات مربوط به زندگی امام حسین(ع) و بیشتر مناقب ایشان ذکر شده و یا شرح احوال شخصی آن حضرت آمده است.
کتاب بعدی که به ترتیب زمان پیش میرویم، «امالی شیخ صدوق» است. مرحوم شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، که گاهی به ایشان ابن بابویه گفته میشود، در سال ۳۸۱ هجری از دنیا رفتهاند.
شیخ صدوق برای همگان شناخته شده است؛ از علمای شیعه، صاحب آثار بسیار زیاد، از صاحبنظران امامیه و از تأثیرگذاران مکتب. ایشان کسی است که در فقه، حدیث و علوم مختلف چیره بوده و آثار متعددی از خود بر جای گذاشته است.
بیشتر بخوانید:
مرحوم شیخ صدوق کتابی به نام «امالی» در میان آثار خود دارد. البته دیگران نیز کتابهایی با عنوان امالی دارند. امالیها معمولاً مجموعه مجلسهایی هستند که استاد یا شیخ حدیثی مینشسته و مطالب را میخوانده و دیگران آنها را یادداشت میکردهاند.
در این کتاب، بخشی بهعنوان مقتل وجود دارد. البته ظاهراً شیخ صدوق خود مقتلی نیز داشته است، چنانکه گفته میشود، اما فعلاً چیزی از آن در دست ما نیست.
آنچه فعلاً موجود است، در کتاب «الامالی» ایشان آمده است. پنج مجلس (مجلس بیستوهفتم، مجلس بیستوهشتم، مجلس بیستونهم، مجلس سیام، مجلس سیویکم) از این کتاب اختصاص به امام حسین(ع) و مباحثی درباره مقتل آن حضرت دارد.
باز هم عرض میکنیم که این کتاب، مقتل نیست، ولی بخشی از کتاب امالی بهعنوان مقتل امام حسین(ع) تلقی میشود و حتی با همین عنوان نیز چاپ شده است. محمد صحتی، متن و ترجمه این پنج مجلس را با عنوان «مقتلالحسین» چاپ کردهاند.
این مجالس در دهه محرم بیان شدهاند و مرحوم شیخ صدوق آنها را در سالهای حیات خود ایراد کرده است. روایات دارای سلسله سند هستند و بیشتر آنها به ائمه معصومین(ع) میرسند.
مطالب بیشتر در قالب روایت آمدهاند و ممکن است بعضی از آنها با شواهد تاریخی و روایات ابو مخنف و دیگر منابعی که رویکرد تاریخی محض دارند، تناسب نداشته باشند.
مرحوم شیخ صدوق مطالب را بیشتر در قالب روایت بیان کرده است و ممکن است بعضی از آنها با شواهد تاریخی و روایات «ابو مخنف» و دیگر منابعی که رویکرد تاریخی محض دارند، تناسب نداشته باشند. علاوه بر این، گاهی مطالبی وجود دارد که واقعاً با روایات و گزارشهای تاریخی همخوانی ندارد.
بهطور نمونه، نام مالک بن انس آمده است، در حالیکه دیگران انس بن مالک کاهلی گفتهاند. نام هلال بن حجاج آمده است، در حالیکه چنین نامی در منابع شناختهشده وجود ندارد. این اسامی در شیخ صدوق با تفاوتهایی آمدهاند که در دیگر منابع دیده نمیشود.
یکی از مسائل مهم و قابل نقد در این بخش از امالی، آماری است که ایشان از کشتههای سپاه دشمن ارائه میکند. بعد از شیخ صدوق، برخی از نویسندگان قرن چهارم به بعد، مانند: خوارزمی در مقتل خود، ابن شهرآشوب در کتاب مناقب، و همچنین منابع متأخر، آمارهای عجیب و غریب دیگری نقل کردهاند.
کتاب بعدی، کتاب «الارشاد» شیخ مفید است که باید از بخش مربوط به امام حسین(ع) آن نام برد. بهمناسبت مطالب پیشین، از شیخ مفید و کتاب ارشاد قبلاً نیز صحبت شد، اما اینجا به مناسبت ترتیب زمانی، بعد از شیخ صدوق باید از ایشان یاد کنیم که متوفای سال ۴۱۳ هجری است.
محمد بن محمد بن نعمان، معروف به شیخ مفید، از عالمان متکلم، فقیه، محدث و مورخ است؛ البته مورخی با رویکرد کلامی. همانند برخی دیگر از مورخان شیعه، ایشان نیز نگاه صرف تاریخی نداشته و تاریخ را با رویکرد کلامی نوشته است.
از عنوان کتاب ایشان نیز این مطلب روشن است «الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد» یعنی هدف ایشان معرفی حجتهای الهی است. به همین جهت، بخشی از کتاب را به مناقب اختصاص داده و آنچه عظمت و برتری ائمه(ع) را در برابر دیگران نشان میدهد، ذکر کرده است.
مهمترین بخش کتاب ارشاد، گزارش تفصیلی قیام امام حسین(ع) و حوادث عاشورا تا ورود اسیران به شام است. این گزارش با سبک تاریخی و به دور از مباحث فراطبیعی ارائه شده است.
به نظر میرسد منابع دیگری برای نقل اخبار در اختیار شیخ مفید بوده است. قبلاً گفته شد که ایشان از ابو مخنف نقل میکند، اما گاهی روایات وی با نقلهای دیگر ابو مخنف تفاوت دارد.
بخش مربوط به امام حسین(ع) در کتاب «ارشاد مفید» که در چاپهای دو جلدی، در جلد دوم آمده است، بخشی مقبول و پذیرفتهشده نزد عالمان و محققان بهشمار میرود. در این بخش، مباحث تحریفی به چشم نمیخورد، هرچند در برخی جزئیات با طبری و نقلهای مشهور ابو مخنف تفاوتهایی دارد. این اضافات، احتمالاً ناشی از آن است که شیخ مفید روایات را از منابع دیگری نقل کرده است.
شیخ مفید گزارش شهادت حضرت ابوالفضلالعباس(ع) را آورده است، در حالیکه طبری این گزارش را نقل نکرده است.
در مورد حضرت علیاکبر(ع)، برخلاف مشهور مورخان، بین امام سجاد(ع) و جناب علیاکبر، آن کسی که در کربلا به شهادت رسیده، کوچکتر بوده و امام سجاد(ع) بزرگتر بوده است.
کتاب ارشاد چند ترجمه دارد و شاید بیش از دو ترجمه از آن منتشر شده باشد. بخش مقتل شیخ مفید نیز بهصورت مستقل، با عنوان مقتل امام حسین(ع)، در قالب کتابی جیبی ترجمه و منتشر شده است و به همین جهت، دسترسی به آن آسانتر است.
کتاب بعدی، «تاریخ دمشق» اثر ابن عساکر است. ابن عساکر، متوفای سال ۵۷۱ هجری، صاحب کتاب معروف «تاریخ دمشق» است که در ۸۰ جلد تدوین شده است.
ایشان کتاب تاریخ دمشق را نگاشته، اما هر شخصی که به مناسبتی با دمشق ارتباطی داشته یا درباره دمشق سخنی مطرح بوده، مطالب مربوط به او را نیز آورده است؛ حتی کسانی که ممکن است اصلاً به دمشق نرفته باشند.
بهمناسبت اینکه امام حسین(ع) با یزید مقابله کرده و یزید در شام و دمشق بوده است، ابن عساکر نیز به زندگی امام حسین(ع) پرداخته است.
به نظر میرسد در جلد ۴۳ درباره امیرالمؤمنین(ع) بحث کرده و حدود ۱۵۰ صفحه را به امام حسین(ع) اختصاص داده است. همچنین در جلد چهاردهم، که مطالب براساس ترتیب الفبایی تنظیم شده و به «حسین بن علی» رسیده است، زندگی امام حسین(ع) را آورده است.
برخی مطالب کتاب او قابل نقد است؛ مشابه آنچه پیشتر درباره ابن سعد و کتاب طبقات اشاره شد. در این کتاب، روایتی درباره حضور امام حسین(ع) زیر پرچم یزید در قسطنطنیه نقل شده است. این مطلب قابل پذیرش نیست و با شواهد تاریخی نیز سازگار نیست. دیگران نیز چنین چیزی نقل نکردهاند و اساساً اهل بیت(ع) در فتوحات شرکت نداشتهاند.
در این کتاب نقل شده که مروان به ابن زیاد توصیه کرده است که پس از حرکت امام حسین(ع) با ایشان خوشرفتاری کند. این گزارش نیز نشان میدهد که اهدافی در پس اینگونه نقلها وجود داشته است.
ترجمه مستقل بخش مربوط به امام حسین(ع) از تاریخ دمشق توسط مرحوم محمودی، انجام شده با عنوان «ریحانة رسول الله من تاریخ دمشق» و بهصورت مستقل ترجمه و منتشر شده است.
انتهای پیام