کد خبر: 4359293
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۳
مقتل‌پژوهی/ ۷

آسیب‌شناسی «مقتل الحسین» خوارزمی

«مقتل الحسین» خوارزمی با وجود جایگاه ویژه به‌عنوان کهن‌ترین مقتل اهل‌ تسنن و تأثیر عمیق بر منابع بعدی شیعی، از آسیب‌های تاریخی چون جابه‌جایی وقایع عاشورا، خلط نام شهدا و ارائه آمار اغراق‌آمیز از کشته‌ها رنج می‌برد که نشان‌دهنده غلبه رویکرد خطابی بر دقت روایی در این اثر است.

دانیال بصیر، مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلامدانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در این نوشتار به کتاب «مقتل الحسین» اثر خوارزمی می‌رسیم که گاهی به نام «مقتل خوارزمی» نیز شهرت دارد. این کتاب از جهت قدمت نسبی، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حدود یک قرن پیش از «لهوف» نوشته شده و مؤلف آن نیز از اهل سنت است.

مطالبی که وی آورده، به‌ویژه در بخش اصلی مقتل که به واقعه عاشورا اختصاص دارد، قابل توجه است و به همین دلیل در میان مقاتل، کتابی شناخته‌شده و مشهور به‌شمار می‌آید. از این جهت، با تفصیل بیشتری درباره آن سخن می‌گوییم.

مؤلف این اثر، ابوالمؤید موفق بن احمد خوارزمی است. تولد او را حدود سال ۴۸۴ و وفاتش را سال ۵۶۸ قمری ذکر کرده‌اند.

خوارزمی؛ حنفی‌مذهب با گرایش معتزلی و ارادت به اهل‌ بیت(ع)

خوارزمی از نظر مذهبی، حنفی‌مسلک بود و کتابی نیز در مناقب ابوحنیفه نگاشته است. در علم کلام نیز گفته شده که گرایش معتزلی داشته است. با این حال، کتاب «مناقب امیرالمؤمنین(ع)» او معروف است و بارها منتشر شده است. همچنین کتابی با موضوع «رد الشمس» دارد.

نکته مهم آن است که اخبار و روایاتی که او نقل کرده، در میان شیعیان نیز مورد پذیرش قرار گرفته است و نمونه روشن آن، همین «مقتل الحسین» اوست که در میان شیعیان رواج فراوان یافته و عالمان پس از او نیز نقل‌های بسیاری از آن کرده‌اند.


بیشتر بخوانید:


خوارزمی خطیب مسجد بزرگ خوارزم بوده است. خوارزم منطقه‌ای در ماوراءالنهر، یعنی ازبکستان امروزی، به‌شمار می‌آید.

کتاب «مقتل الحسین» او که از حیث ساختار، شباهتی به کتاب مناقبش دارد، مشتمل بر 15 فصل یا باب است. از میان این 15 فصل، تنها یک فصل، یعنی فصل یازدهم، به مقتل اختصاص یافته و درواقع بخش اصلی کتاب همین قسمت است.

فصول دیگر یا جنبه مقدمه دارند و یا به مباحث مربوط به فضایل و مناقب اهل‌ بیت(ع) مانند فضایل پیامبر اکرم(ص)، فضایل حضرت خدیجه(س)، فضایل فاطمه بنت اسد، فضایل امیرالمؤمنین(ع)، فضایل حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) اختصاص یافته‌اند.

از فصل هفتم، فضایل امام حسین(ع) و اخبار مربوط به ایشان از پیامبر اکرم(ص) آغاز می‌شود. فصل نهم درباره آغاز نهضت پس از مرگ معاویه و مسئله بیعت‌خواهی است.

فصل دهم به حرکت امام از مدینه و اقامت ایشان در مکه اختصاص دارد. اما فصل یازدهم که مهم‌ترین بخش کتاب است، با عنوان «فی خروجه من مکة الی العراق» آغاز می‌شود و درواقع از حرکت امام حسین(ع) از مکه تا ورود به کربلا و واقعه شهادت را دربرمی‌گیرد.

کتاب به دو بخش تقسیم شده است که احتمالاً این تقسیم‌بندی از خود مؤلف باشد. بخش دوم، که در جلد دوم قرار گرفته، از فصل دوازدهم آغاز می‌شود و شامل مطالبی همچون بیان عقوبت قاتلان امام حسین(ع)، ذکر مراسم سوگواری و نوحه‌ها، بحث انتقام مختار و موضوعات دیگری از این دست است.

این کتاب تأثیر زیادی از «فتوح» ابن اعثم گرفته است که پیش‌تر به آن اشاره شد و در مقابل، تأثیر قابل توجهی بر کتاب «لهوف» و آثار بعدی، به‌ویژه در دوره صفویه، داشته است؛ به‌طوری که بسیاری از مؤلفان از آن نقل کرده‌اند.

از جابه‌جایی حوادث عاشورا تا تأثیرپذیری سید بن‌ طاووس

جنبه حماسی کتاب بسیار پررنگ است و از این جهت نقدهایی بر آن وارد شده است. فضای خطابی حاکم بر کتاب موجب شده که گاهی دقت‌های تاریخی تحت‌تأثیر قرار گیرد.

برای نمونه، درباره تعداد کشته‌های سپاه عمر بن سعد، اعداد عجیب و قابل توجهی نقل شده است. او مثلاً درباره حضرت قاسم(ع) می‌گوید که ۳۵ نفر را کشته است، یا درباره حضرت علی‌اکبر(ع)، در یک نقل بیش از 100 نفر و در نقل دیگر تا ۲۰۰ نفر کشته ذکر می‌کند.

در حالی‌که این‌ها گزارش‌های خطابی و غیرقابل پذیرش براساس منابع معتبر تاریخی هستند. طبق منابع معتبر، مجموع کشته‌های لشکر عمر بن سعد حدود ۸۸ نفر بوده است.

مجموعه‌ای از مطالب عجیب درباره روز عاشورا در این کتاب آمده که تا حدودی شبیه برخی روایات اهل سنت درباره روزه عاشورا و فضیلت دادن به این روز است.

نقد دیگر به مقتل خوارزمی مربوط به ترتیب حوادث است. او گاهی ترتیب وقایع را به هم زده و همین مسئله موجب اشکالات مهمی در فهم تاریخی شده است.

سید بن طاووس نیز که بعداً از او نقل می‌کند که در جای خود به آن خواهیم رسید، تا حدی همین اشکال را به همراه دارد، زیرا در مواردی از خوارزمی تبعیت کرده است.

برای نمونه، شعری که مشهور است امام حسین(ع) در شب عاشورا خواندند: «یا دهر أفّ لک من خلیل...» و در ادامه، واکنش حضرت زینب(س)، حضور ایشان نزد امام و دلداری دادن حضرت، همگی طبق نقل ابومخنف و دیگر مورخان، مربوط به شب عاشوراست.

اما خوارزمی این واقعه را به زمان ورود امام حسین(ع) به کربلا منتقل کرده، یعنی حدود هشت روز زودتر. وی می‌گوید هنگامی که امام وارد کربلا شدند و در خیمه نشسته بودند، این اشعار را خواندند و حضرت زینب(س) ناراحت شدند و نزد امام آمدند و حضرت ایشان را آرام کردند.

نمونه دیگر آن است که ابو شعثاء در نقل ابومخنف، از نخستین شهدای کربلاست، اما خوارزمی او را در شمار آخرین شهدا آورده است.

از دیگر اشکالات، خلط نام‌هاست. به‌طور نمونه، از «هلال بن نافع» نام می‌برد، در حالی‌که در منابع معتبر، «نافع بن هلال» از یاران امام حسین(ع) است. 

همچنین درباره عبدالله بن حسن، در روایت ابومخنف آمده است که نوجوانی در آخرین لحظات به‌سوی امام آمد و در آغوش ایشان به دست بحر بن کعب به شهادت رسید. شیخ مفید نام او را عبدالله بن حسن ذکر می‌کند، اما خوارزمی در برخی نقل‌ها دچار تردید و خلط میان گزارش‌های مربوط به حضرت قاسم و عبدالله بن حسن شده و این مطالب را در هم آمیخته است.

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha