کد خبر: 4359564
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
حجت‌الاسلام علوی تهرانی مطرح کرد

ولایت؛ کلید پذیرش اعمال و مسیر رسیدن به رضایت الهی

در مسیر بندگی، شناخت و محبت پیشوایان الهی تنها راه نجات است. بر اساس سیره نبوی، محبت امیرالمؤمنین علی (ع) نه تنها باعث گشایش درهای بهشت و بخشش گناهان می‌شود، بلکه تنها بستری است که اعمال صالح انسان را در ترازوی عدل الهی مقبول می‌سازد؛ چرا که بدون ریسمان ولایت، حتی سخت‌کوش‌ترین عبادت‌ها نیز به مقصود نمی‌رسند.

ولایت؛ کلید پذیرش اعمال و مسیر رسیدن به رضایت الهی
حجت‌الاسلام والمسلمین علوی تهرانی در این سخنرانی از ثمرات پنج‌گانه محبت امام علی(ع) و دلیل ضرورت ولایت برای نجات انسان سخن گفت. در ادامه، مشروح سخنان شب ششم محرم را می‌خوانیم. 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خیر خلقه محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین. 
 
قرآن کریم، پیامبر گرامی اسلام (ص) را به عنوان الگوی برتر برای همگان معرفی می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». این بدان معناست که عقربه و شاخص اعمال ما باید همواره به سمت سیره نبوی متمایل باشد. با حفظ این مقدمه، به مطلب زیر توجه فرمایید: نقل شده است که فردی خدمت پیامبر اکرم (ص) رسید و از امیرالمؤمنین علی(ع) گله‌گزاری کرد. در آن هنگام، وجود نازنین رسول‌الله(ص) که رحمت‌للعالمین است، خشمگین شد. این صحنه برای ما درس‌آموز است؛ چرا که اگر قرآن می‌فرماید پیامبر الگوست، پس ما نیز باید در برابر جسارت و سخنان ناروا نسبت به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) حساس باشیم و بی‌تفاوت نمانیم. پیامبر(ص) در آن لحظه فرمود: چه شده است این مردم را در مورد شخصیتی که جایگاهش نزد خداوند جایگاه منه  و سپس افزودند: هر کس علی را دوست بدارد، در حقیقت مرا دوست داشته است و هر کس مرا دوست بدارد، خدا از او راضی خواهد بود و کسی که خداوند از او خشنود باشد، پاداشش بهشت است.
 
محبت امیرالمؤمنین (ع) ثمرات والایی دارد: ۱. قبولی عبادات: هر کس علی (ع) را دوست داشته باشد، نماز، روزه و تمام عباداتش در درگاه حضرت حق مورد پذیرش قرار می‌گیرد و خداوند دعایش را مستجاب می‌گرداند. لذا هرگاه در خانه خدا حاجتی دارید، ابتدا محبت خود را به امیرالمؤمنین (ع) ابراز کنید. ۲. استغفار ملائکه و درهای بهشت: کسی که علی (ع) را دوست بدارد، ملائکه برای او استغفار می‌کنند و هشت درِ بهشت به روی او گشوده می‌شود تا از هر دری که بخواهد، بدون حساب و کتاب وارد شود. ۳. کرامات ویژه: رسول خدا (ص) می‌فرمایند: کسی که علی (ع) را دوست بدارد، از دنیا نمی‌رود مگر آنکه از حوض کوثر بنوشد، از میوه درخت طوبی تناول کند و جایگاه خود را در بهشت مشاهده نماید. این همان مقامی است که شهدای کربلا با درک آن، به آن جایگاه بلند دست یافتند. ۴. آسانی جان دادن: محبت علی(ع) سختی‌های سکرات مرگ را بر انسان آسان می‌گرداند. مرگ، حقیقتی دشوار است؛ امام صادق (ع) در تمثیلی می‌فرمایند سختیِ جان دادن همانند آن است که انسان را در حالی که زنده است، قطعه‌قطعه کنند. محبت علی(ع) این دشواری را بر انسان هموار می‌سازد. ۵. بخشش گناهان: اگر کسی علی(ع) را دوست داشته باشد، حسناتش پذیرفته شده و از سیئاتش درگذشته می‌شود. چنین کسی در زمره دوستان حمزه سیدالشهدا خواهد بود. در آسمان‌ها از او به عنوان «اسیرِ خدا» یاد می‌شود و ملکی از زیر عرش الهی ندا می‌دهد: ای بنده خدا، عملت را از نو آغاز کن که خداوند تمام گناهانت را بخشید. این اکسیر محبت امیرالمؤمنین(ع) است که در دنیا، برزخ و آخرت گره‌گشای کار انسان خواهد بود. آخرت، جایگاه ابدی و زندگی واقعی ماست. در مقابل این زندگی حقیقی، آنچه در دنیا می‌گذرد، صرفاً «حیات توهمی» و خیال است. همان‌طور که پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «النّاسُ نِیامٌ فَاِذا ماتُوا انتَبَهُوا»؛ مردم در خوابند و هنگامی که می‌میرند، بیدار می‌شوند. تا زمانی که در دنیا هستیم، زندگی ما در عالم خیال است و انسان با تمام تلاش‌هایی که می‌کند، ممکن است درگیرِ اموری شود که در روزِ حساب اصلاً از او نخواهند خواست. در واقع، بسیاری از ما فصل‌هایی از کتابِ امتحان را مطالعه می‌کنیم که جزء موارد آزمون نیست. باید دانست که حیات حقیقی در آخرت، براساس شایستگی‌ها تقسیم می‌شود؛ شایستگی‌هایی که محصولِ عمل صالح است. این عمل صالح باید به قدری غنی و پربار باشد که در ترازوی عدل الهی به کار آید.
 
آنچه در ادامه حائز اهمیت است، چگونگی بهره‌مندی از ثمرات این اعمال صالح در سرای باقی است. قرآن کریم می‌فرماید: «مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمثالِها»؛ کسی که حسنه را با خود به پیشگاه الهی بیاورد، ده برابر پاداش دریافت می‌کند. نکته کلیدی در این میان، نحوه «حمل کردن» این اعمال به عالم آخرت است؛ امری که جز در سایه «معرفت و شناخت امام» و پذیرش «مقام امامت» میسر نخواهد بود. امامت، از ارکان اصلی دین و در حقیقت «ستون و رئیسه» آن است. برای آنکه عبادت‌ها و اعمال صالح انسان، منجر به آبادانی جایگاه اخروی او شود، باید از بستر امامت عبور کند.
 
امام باقر (علیه‌السلام) در کلامی دقیق و راهگشا می‌فرمایند: هرکس خداوند عزوجل را عبادت کند و در این مسیر خود را به مشقت اندازد، اما در بستر هدایت امامِ منصوب از جانب خداوند نباشد، تمام تلاش و کوشش او غیرمقبول است. چنین فردی که عمر خود را در راه بندگی سپری کرده، اما از مسیر ولایت فاصله گرفته است، در سرگردانی و تحیر به سر می‌برد و خداوند اعمال او را نمی‌پذیرد. برای درک بهتر این حقیقت، باید به پیشینه تاریخی ابلیس نگریست؛ او شش هزار سال خداوند را عبادت کرد، اما هنگامی که مأمور به سجده در برابر حجت خدا شد، از پذیرش آن سر باز زد. این الگو نشان می‌دهد که رسیدن به کمال، نه با انتخاب‌های شخصی، بلکه تنها از مسیر منصوب الهی (امامی پاک، عادل و برگزیده پروردگار) ممکن است. کسی که بدون اعتقاد به چنین امامی از دنیا برود، اگرچه به ظواهر عبادی پایبند بوده باشد، مرگ او مرگ «جاهلیت» و به دور از حقیقت دینداری است؛ چرا که طبق حدیث متواتر و مورد اتفاق فریقین: «مَن ماتَ و لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً». این روایت در منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت نیز به طرق متعدد نقل شده است و جای تأمل است که با وجود چنین مستندات متواتری، چرا در سطوح علمی و اعتقادی، کماکان با انحرافات معرفتی مواجه هستیم.
 
در باب معرفت امام، سه سطح و مرتبه قابل تصور است: ۱. معرفت به حقیقت امام: این سطح از شناخت، اختصاص به ساحت قدسی خداوند، پیامبر اکرم(ص) و اولیای معصوم دارد. چنان‌که در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «خدا را به حقیقت نمی‌شناسد مگر من و تو، مرا هم به حقیقت کسی نمی‌شناسد مگر خدا و تو، تو را هم کسی نمی‌شناسد جز خدا و من». این مقام، حقیقتی است فراتر از درک عموم. ۲. معرفت حداکثری: شناختِ سطح بالا و علمی که از طریق معارفِ اصیل، همچون «زیارت جامعه کبیره» حاصل می‌شود. ۳. معرفت حداقلی: مرتبه‌ای از شناخت که برای تمامی مؤمنان لازم و ضروری است. بسیاری از ناهنجاری‌ها و گره‌های زندگی ما، ناشی از بی‌توجهی به این معرفت و عدم بهره‌گیری از توصیه‌های خود امامان (علیهم‌السلام) است. ما باید به جای جست‌وجوی راه‌حل‌های غیرمتعارف و خرافی، به سیره و توصیه حضرات معصومین رجوع کنیم. امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) خود بر اموری همچون قرائت زیارت عاشورا، زیارت جامعه کبیره و اقامه نماز شب تأکید ورزیده‌اند. بنابراین، ضرورت دارد که با ارتقای سطح معرفت نسبت به جایگاه امامت و عمل به توصیه‌های اهل‌ بیت(ع)، بستر پذیرش اعمال خود را فراهم آوریم؛ چرا که معرفتِ امام، در حقیقت همان معرفتِ الله است.
 
پایین‌ترین مرتبه شناخت امام معصوم(ع) در تبیین «حداقلِ معرفت» نسبت به امام معصوم(ع)، باید گفت که این مرتبه، پایه و اساس شناخت ایشان است و سطحی پایین‌تر از آن متصور نیست. پایین‌ترین حد شناخت امام، باور به این حقیقت است که «امام، همانند پیامبر (ص) است؛ با این تفاوت که ایشان آورنده‌ شریعت و دین نیستند.» به عبارت دیگر، هر آنچه از کمالات، اختیارات و شئون معنوی که نزد پیامبر اکرم(ص) وجود دارد، نزد امام معصوم نیز هست. آگاهی و ایمان به این جایگاه، نخستین گام در وادی ولایت است. همچنین، شناخت امام مستلزم باور به این است که «اطاعت از امام، همان اطاعت از رسول خدا(ص) و خداوند متعال است.» پرسش اساسی این است: امام زمان(عج) از ما چه می‌خواهد؟ آیا ما از وظایف و مطالبات ایشان از خود آگاهیم؟ اگر مؤمنی نداند امامش چه انتظاری از او دارد، در واقع گرفتارِ نوعی غفلت و کاهلی شده است. بی‌اطلاعی از خواسته امام، اوجِ بی‌معرفتی است. عدم پذیرش عذرِ ناآگاهی امام صادق(ع) در کلامی قاطع می‌فرمایند: «نحنُ الذینَ فَرَضَ اللهُ طاعَتَنا»؛ ما کسانی هستیم که خداوند اطاعت از ما را واجب کرده است. سپس تأکید می‌فرمایند که هیچ‌کس را راهی جز شناخت ما نیست و «لا یُعذَرُ النّاسُ بِجَهالَتِنا»؛ مردم در برابر جهل و نشناختنِ ما، نزد خداوند عذری نخواهند داشت.
 
شرایط دشوار زمانه، جنگ، گرانی یا فشارهای اجتماعی، عذری مقبول برای نشناختنِ امام نیست. خطر جهل و پیدایش فرقه‌های منحرف بسیاری از انحرافات تاریخی و عقیدتی، ریشه در «ناآگاهی» دارد. اگر شیعیان نسبت به تاریخِ امامت و معرفیِ دقیقِ امامان از سوی پیامبر(ص) آگاهی داشتند، فرقه‌های منحرفی چون اسماعیلیه، زیدیه و واقفیه شکل نمی‌گرفت. امروز نیز خطر مدعیان دروغین مهدویت، بسیار جدی‌تر از تکفیری‌هاست و متأسفانه این جریان‌های نوظهور در داخل نیز پیروانی دارند. برای مقابله با این تهاجم فکری، شناخت کلامی و روایی امام ضرورت دارد. معنای حقیقی انتظار و آمادگی یکی از دغدغه‌های مؤمنان، آمادگی برای ظهور است. باید مراقب بود که «آمادگی» را تنها در ابعاد جسمی و رزمی خلاصه نکنیم. مردم کوفه نیز از نظر ابزارهای جنگی و آمادگی نظامی مجهز بودند، اما چرا در لحظه‌ی حساس، امام حسین(ع) را تنها گذاشتند؟ زیرا پیوند قلبی و معرفتیِ عمیق با امام نداشتند. روزی «فضیل» از امام صادق(ع) پرسید: «آیا من که دستم به دامان شماست، در قیامت با شما محشور می‌شوم؟» امام فرمودند: «ای فضیل! چرا نگرانی؟ راه، تنها یک چیز است: اگر امامت را شناختی، دیگر فرقی نمی‌کند که ظهور چه زمانی رخ دهد.
 
کسی که امامش را بشناسد و با این معرفت از دنیا برود، گویی در خیمه و تحت فرمانِ امام زمانش بوده است.» غربالِ امتحان و ضرورتِ معرفت خداوند بندگان را با غربال‌های امتحانی می‌آزماید. اگر در پیِ عملکردِ برخی افراد، شاهد ریزش‌ها هستیم، دلیلش ضعف در معرفت است. امام زمان (عج) از سوی خداوند منصوب و توسط پیامبر (ص) معرفی شده است؛ این پیوند نباید با رفتارهای اشتباه دیگران گسسته شود. به عنوان سخن پایانی، باید تأکید کرد که بسترِ ساختنِ شخصیتِ ولایی، از طریق «معرفت» حاصل می‌شود. برای دست‌یابی به این شناخت، بهترین و کامل‌ترین راه، مطالعه و تدبر در «زیارت جامعه کبیره» است. گام اول، شناخت امام از طریق این معارف والا است؛ چرا که معرفتِ امام، همان معرفتِ الله است. اگر در این مسیرِ معرفتی تلاش نکنیم و به امام زمان خود نیندیشیم، در میانه راه دچار سرگردانی خواهیم شد.
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha