
حجتالاسلام والمسلمین علوی تهرانی در این سخنرانی، «ولایت» را نه صرفاً به معنای محبت، بلکه مفهومی برآمده از «شدت اتصال و فنای در اراده الهی» تبیین میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه اهلبیت (ع) مظهر و مجرای تحقق اسماء و صفات حق در عالم هستند، اثبات میکنند که این ذوات مقدسه به دلیل قربِ ذاتی به پروردگار، از اقتدار تصرف در نظام تکوین برخوردارند. محور اصلی بحث ایشان این است که مقدرات جهان براساس اراده الهی و از طریق ساحت مقدس معصومین (ع) جاری میشود؛ لذا «پذیرش ولایت»، در واقع گردن نهادن به مدیریت و فرمانرواییِ امام عصر (عج) بر هستی است که این جایگاه بلند، تنها در سایه «طاعت محض» و پیمودن مسیر بندگی حاصل میشود.
مشروح این نشست را در ادامه میخوانیم:
در این محفل نورانی سعادت دارم تا نام مبارک مجاهدان و شهیدان والامقام واقعه کربلا را ذکر کرده و ثواب این جلسه را به ارواح مطهرشان هدیه کنم. از ساحت قدسی این بزرگواران استمداد میطلبیم تا در رفع و رجوع تمامی شئون زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی، پشتیبان ما باشند.
نامهای مطهر شهدای بنیهاشم که زینتبخش تاریخ ایثارند، عبارتند از: حضرت عون بن جعفر طیار، جعفر بن عقیل، عبدالرحمن بن عقیل، موسی بن عقیل، محمد و ابراهیم (فرزندان حضرت مسلم بن عقیل)، محمد بن عبدالله بن جعفر، محمد بن ابیطالب، محمد بن علی بن ابیطالب، عثمان بن علی، آن بن علی، جعفر بن علی، عبیدالله بن عبدالله بن جعفر، عبدالله بن علی، ابوبکر بن علی، محمد بن ابیسعید بن عقیل، علی بن الحسین (امام سجاد ع)، عبدالله بن حسن، قاسم بن الحسن، حسن بن حسن (حسن مثنی که در کربلا به مقام جانبازی نائل آمد)، عبدالله بن الحسین، عبدالله رضی، علی بن الحسین (علیاصغر)، علی بن الحسین (علیاکبر)، حضرت عباس بن علی بنابیطالب (قمر بنیهاشم) و سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع).
حضور پرشور و مشتاقانه شما عزیزان در این خیمه حسینی، نشان از ارادت خالصانه به ساحت مهدوی و حسینی دارد. تواضع و محبت شما در استقبال از خادمان مجالس اهلبیت، ستودنی است؛ اما در مقابل این همه احترام، دلها به یاد غریبی جدمان حسین (ع) میسوزد. در حالی که امروز شما برای ورود به مجلس امام حسین (ع) مشتاقانه ازدحام میکنید، در روز عاشورا هجمه دشمنان برای هتک حرمت و جسارت به ساحت ایشان بود. به نقل از مقاتل، هنگامی که حضرت سکینه (س) کثرت لشکر دشمن را دید، از غربت یاران پدر پرسید. غریبی امام حسین (ع) چنان است که چشمهای هر مؤمنی را اشکآلود میکند.
مراد از مایه حیات
در باب فضیلت معرفت به حقایق دینی، خداوند متعال در آیه ۲۴ سوره مبارکه انفال میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَجیبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم»؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی میخوانند که به شما حیات میبخشد. طبق روایت حضرت امام باقر (ع)، مراد از «مایه حیات» در این آیه، ولایت علی بن ابیطالب (ع) است. ایشان فرمودند که پیروی از ولایت امیرالمؤمنین (ع)، مایه وحدت و کمال امور شما و ضامن استقرار عدالت در جامعه خواهد بود.
در مباحث لغوی، «ولایت» به معنای نزدیکی و اتصالی است که هیچ فاصلهای در آن راه نداشته باشد. اگرچه معانی دیگری نیز برای آن ذکر شده، اما اصلیترین معنای آن همین قرب و پیوند عمیق است. وقتی میگوییم اهلبیت (ع) «ولیالله» هستند، به این معناست که میان این ذوات مقدسه و حضرت حق، چنان شدتی از اتصال وجود دارد که در اصطلاح عرفانی از آن به «فنا» تعبیر میشود؛ فنایی در ذات، صفات و اسماء الهی.
معصومین أسماء حسنای الهیاند
شاهد این مدعا سخن حضرت حق است که میفرماید: «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ». از آنجا که خداوند حقیقتی بینهایت است، اسماء و نشانههای او نیز بینهایتاند. امام صادق (ع) در تبیین این مقام فرمودند: «والله نحن الاسماء الحسنی»؛ به خدا سوگند که ما همان اسماء حسنای الهی هستیم. این شدت قرب موجب میشود که هیچ حجابی میان معصومین (ع) و خداوند باقی نماند. چنانکه از امام صادق (ع) پرسیدند آیا هنگام عبادت خدا را میبینی؟ ایشان فرمودند: «لم اعبد ربّاً لم اره»؛ خدایی را که ندیده باشم، نمیپرستم. البته روشن است که این رویت، رویتی قلبی و شهودی است و با حفظ جایگاه مخلوق و خالق صورت میگیرد. باید توجه داشت که بیان فضایل و مقامات معصومین (ع) هرگز به معنای غلو نیست؛ چرا که ایشان در عین دارا بودن مقام بندگی و مخلوق بودن، به چنان مرتبهای از قرب الهی دست یافتهاند که هیچ حجابی میان ذوات مقدسه ایشان و ذات اقدس حق باقی نمانده است. عالیترین گواه بر این مدعا، کلام نورانی امام صادق (ع) است که فرمودند: «خداوند را نپرستیدم مگر آنکه او را مشاهده کردم.»
اما پرسش اساسی اینجاست که این شدت اتصال و فنا در اسماء و صفات الهی، چه ثمره کاربردی برای زندگی ما دارد؟ برای تقریب به ذهن، میتوان از مثال آهن و آهنربا استفاده کرد. اگر قطعه آهنی در مجاورت یک آهنربای قوی قرار گیرد، بدون آنکه ماهیتش تغییر کرده و خود به آهنربا تبدیل شود، ویژگیهای آن را پیدا میکند و صاحب قدرت جاذبه میشود. حضرات معصومین (ع) نیز به دلیل اتصال تام به مبدأ هستی، مظهر صفات الهی در عالم گشتهاند.
در عالم هستی، با «نظام تکوین» روبرو هستیم؛ یعنی کل ساختار خلقت که براساس قوانین و سنن الهی اداره میشود. برخلاف برخی دیدگاههای مادیگرایانه که آفرینش را صرفاً به اتفاقاتی نظیر انفجار بزرگ (Big Bang) محدود میکنند، نگاه توحیدی معتقد است که خالق و مدبر این نظام، خداوند علیاعلا است. جالب اینجاست که قرآن کریم حتی درباره مشرکان عصر جاهلیت میفرماید اگر از آنان بپرسی خالق آسمانها و زمین کیست، پاسخ میدهند: «الله». مایه شگفتی است که بشر امروز با وجود ادعای پیشرفت، گاهی در شناخت بدیهیات توحیدی از آن اعراب درسناخوانده نیز عقبتر میماند.
خداوند متعال در آیه ۱۱۷ سوره مبارکه بقره، قدرت بیپایان خود را در نظام تکوین چنین تبیین میفرماید: «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونَ»؛ او پدیدآورنده آسمانها و زمین است و هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها میگوید: «موجود باش» و آن چیز بلافاصله محقق میشود. این آیه شریفه، مایه دلگرمی مؤمنان است؛ چرا که نشان میدهد خزائن الهی هرگز پایان نمیپذیرد. ذخایر مادی و انرژیهای جهان ممکن است روزی تمام شوند، اما قدرت خداوند که بر پایه واژه «کُن» (اراده تکوینی) استوار است، زوالناپذیر است. در نظام تکوین، موجودات ارادهای جز پذیرش اراده حق ندارند. خداوند به دلیل مقام «خالقیت» و «مالکیت»، ولایت مطلقه بر جهان دارد و تصرفات او در هستی، تابع اراده قاهره اوست.
سرگذشتی از قدرت و ولایت الهی در قرآن
برای درک بهتر این قدرت و ولایت الهی، میتوان به سرگذشت بنیاسرائیل اشاره کرد. آنان که به رهبری حضرت موسی (ع) از استبداد فرعونی نجات یافتند، مأمور شدند به شکرانه این آزادی، روز شنبه را به عبادت اختصاص داده و از صید ماهی دست بکشند. این فرمان الهی، زمینهساز یک امتحان بزرگ شد. از آنجا که ماهیها در روز شنبه احساس امنیت کرده و به ساحل نزدیک میشدند، یهود حیلهگر به جای اطاعت، مسیر فریب را در پیش گرفتند.
آنان با تعبیه حوضچههایی در کنار دریا، مسیری یکطرفه برای ماهیان ایجاد کردند؛ به گونهای که ماهیان در روز شنبه وارد این حوضچهها شده و راه بازگشت به دریا بر آنان بسته میشد. آنان اگرچه ظاهر حکم الهی مبنی بر عدم صید در روز شنبه را نگاه میداشتند، اما با حیلهگری، صید اصلی را به روز یکشنبه موکول میکردند. خداوند متعال که پدیدآورنده بدیع آسمانها و زمین است، در برابر این نافرمانی و حیلهگری، اراده تکوینی خود را اعمال کرد. مطابق آیه ۶۵ سوره مبارکه بقره: «فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِینَ»؛ پس به آنان گفتیم: «به صورت بوزینههایی طرد شده درآیید». در اینجا خداوند در حقیقت انسانی آنان تصرف کرد و آنان را به صورتی دیگر مسخ نمود.
نمونه دیگری از تصرف الهی در پدیدههای جهان، در داستان حضرت ابراهیم (ع) متجلی است. آنگاه که قوم بتپرست برای برگزاری جشنی از شهر خارج شدند، حضرت ابراهیم (ع) به بتخانه رفت و تمامی بتها را درهم شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ نهاد. هنگامی که قوم بازگشتند و با آن صحنه روبرو شدند، بر اساس فطرت خود دریافتند موجوداتی که حتی قدرت دفاع از خود را ندارند، شایسته پرستش نیستند. آنان در محاکمهای عمومی از ابراهیم (ع) پرسیدند: «آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟» و ایشان هوشمندانه پاسخ داد: «شاید بزرگشان چنین کرده باشد؛ از خودشان بپرسید»
قرآن کریم میفرماید آنان برای لحظهای به خود آمدند و اذعان کردند که این بتها قدرت تکلم و دفاع ندارند، اما لجاجت و تعصب مانع از پذیرش حقیقت شد. آنان در پاسخ به استدلالهای منطقی ابراهیم (ع)، به جای تفکر، راه عناد در پیش گرفته و فریاد زدند: «حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُمْ»؛ او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید.
آنها آتش عظیمی برافروختند که حرارتش اجازه نزدیک شدن نمیداد، لذا ابراهیم (ع) را با منجنیق به میان شعلهها پرتاب کردند. در این لحظه، خداوند که خالق و مالک قوا و خواص اشیاء است، در خاصیت طبیعی آتش تصرف کرد. آتشی که در نظام تکوین وظیفهاش سوزاندن است، به فرمان الهی تغییر ماهیت داد: «قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ». خداوند ویژگی سوزندگی را از آتش گرفت و آن را به سردی و سلامت مبدل ساخت.
این قدرت تصرف در نظام خلقت، اصالتاً و ذاتا متعلق به ذات اقدس حق است. چنانکه در آیه ۸۲ سوره مبارکه یاسین میفرماید: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ»؛ فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: «موجود باش»، پس آن چیز بیدرنگ محقق میشود. این فرمول تمامی تصرفات الهی است؛ تصرفاتی که محدود به قواعد مادی و محاسبات بشری نیست. قدرت خداوند بسته نیست و او میتواند خارج از نظامات مرسوم طبیعی، اراده خود را محقق سازد؛ همانگونه که خلقت برخی انسانها را بدون مجاری طبیعی و معمول رقم زده است. خداوند متعال تمامی تصرفات خود در عالم هستی را با اراده قاهره و واژه قدرتآفرین «کُن» انجام میدهد؛ تصرفاتی که برتر از شمارش و احصای بشری است. در این میان، براساس آموزههای متعالی شیعه، خداوند در حدیثی قدسی میفرماید: «عبدی أطعنی حتی أجعلک مثلی»؛ بنده من، مرا اطاعت کن تا تو را مَثَل و نمونه خود قرار دهم. اگرچه خداوند بیهمتاست و «لیس کمثله شیء»، اما او برای خود «مَثَل» و جانشینانی قرار داده است که مظهر صفات او در زمین هستند.
جلوهای از این حقیقت در سیره نبوی مشهود است. نقل شده است که جناب ابوطالب (ع)، آن شخصیت والامقام و پدر گرامی امیرالمؤمنین(ع)، در بستر بیماری گرفتار شده بودند؛ چنان که توان برخاستن نداشتند. هنگامی که پیامبر اکرم (ص) به عیادت ایشان رفتند، جناب ابوطالب عرض کردند: «برادرزاده، برای شفای من دعا کن». پیامبر (ص) رو به آسمان کرده و فرمودند: «اللهم اشفِ عمی اباطالب» (خداوندا، عمویم ابوطالب را شفا ده). در همان لحظه، ایشان چنان بهبودی یافتند که گویی هرگز بیماری نداشتند. جناب ابوطالب با شگفتی عرض کردند: «گویا خداوند گوش به فرمان توست» پیامبر (ص) در پاسخی معرفتآموز فرمودند: «عموجان، هر کس از خداوند اطاعت کند، خداوند نیز دعای او را مستجاب خواهد کرد».
اجابت الهی ثمره طاعت بنده است
این نکتهای کلیدی برای همه ماست؛ اگر میخواهیم خداوند به خواستههای ما پاسخ مثبت دهد، ابتدا باید بررسی کنیم که ما چند بار به فرامین او «چشم» گفتهایم؟ اجابت الهی ثمره طاعت بنده است. به همین دلیل توصیه شده که پیش از دعا، توبه کنید؛ یعنی از کوتاهیهایی که در اطاعت داشتهاید بازگردید تا مسیر جریان ولایت و اراده الهی در زندگی شما هموار شود.
این مقام «کُن فیکونی» و شدت قرب به ساحت قدس الهی، در عالیترین مرتبه متعلق به اهلبیت (ع) است. امام صادق (ع) در روایتی که در کتاب شریف «فروع کافی» پیرامون زیارت امام حسین (ع) آمده است، حقیقتی شگرف را بیان میفرمایند: «ارادة الرب فی مقادیر اموره تهبط الیکم و تصدر من بیوتکم»؛ یعنی اراده و خواست پروردگار در مقدرات امور عالم، ابتدا بر شما (اهلبیت) فرود میآید و سپس از خانه شما به سوی عالم صادر میشود.
این بدان معناست که مقدرات جهان در اختیار و تحت ولایت ایشان است. اگر عمری طولانی میشود، اگر توفیق زیارت نصیب میشود یا اگر اشکی بر دیدهای جاری میشود، همه به امضای ولیعصر (عج) است. ایشان فرمانفرمای حقیقی عالم هستند و «ولایت» چیزی فراتر از یک محبت ساده قلبی است؛ ولایت یعنی پذیرفتن این حقیقت که زمام امور هستی به اراده الهی در دستان امام عصر (عج) قرار دارد. امروز در خیمه ولایت، امیر و صاحباختیار مطلق، اوست.
انتهای پیام