بر ساحل نور عنوان درسگفتاری است که تلاش دارد با بیانی ساده، مختصر و کاربردی به
تفسیر قرآن بپردازد. حجتالاسلام والمسلمین سیدجواد بهشتی؛ پژوهشگر قرآنی در هر قسمت از این بسته روزانه نوشتاری و تصویری به شرح یک صفحه قرآن پرداخته و ترجمه تحتاللفظی، نکات و مفاهیم کلیدی آیات را بیان میکند. در ادامه خلاصهای از توضیحات در مورد صفحه سوم آیاتی از
سوره بقره مصحف شریف قرآن از نظر میگذرد:
با مرور این صفحه از قرآن که در امتداد صفحه پیشین است، متوجه میشویم که مردم در برابر کتاب هدایت سه گروه هستند. نخست متقین که راجع به آنها صحبت شد و اما گروه دوم کافران و گروه سوم نیز منافقان هستند.
متقین را با صفاتی همچون اینکه حق را میپذیرند و به دیگران نیز توجه دارند، میشناسیم اما گروه دوم که کافران را شامل میشوند، افرادی هستند که هر چه به آنها در مورد حق توضیح دهیم از آنجایی که در برابر پذیرفتن آن لجاجت دارند لذا اثری بر روی آنها نخواهد داشت. درست مانند کسی که خانهای را پشت به خورشید بنا کرده باشد و به این واسطه همواره خود را از تابش مستقیم خورشید محروم کرده است.
اما گروه سوم که از آنها به منافقان یاد میکنیم، اوضاعی بس متفاوت حتی با کافران دارند و امر آنها آنچنان خطیر است که در قیاس با متقین که پنج آیه به آن اختصاص داده شده و کافرانی که در قالب دو آیه به آن پرداخته شده است، در مورد منافقان شاهد دو صفحه شرح هستیم.
موضع خداوند در برابر مؤمنان که کاملاً مشخص است، کافران نیز دارای موضعی هستند که برای خداوند فرقی ندارد چرا که هر چه به آنها هشدار دهیم و برای آنها تبلیغ و ارشاد داشته باشیم، هیچ اثری در آنها نخواهد داشت و بنا به قول خود قرآن، آنها بر دل خود مُهری زدهاند که هیچ راه نفوذی در آنها نیست و لذا برای آنها عذابی نیز مقدّر شده است.
گروه سومی که این سوره به آن اشاره دارد یعنی منافقان با این ویژگی شناخته میشوند که میگویند به خدا و آخرت و دین، ایمان داریم اما خداوند به صراحت میگوید که در حقیقت آنها ایمان نیاوردهاند و پیش خودشان چنین فکر میکنند که میتوانند خداوند را به جهت این ادعا، فریب دهند. در قلب آنها مرض بوده و ابزار آنها دروغ است و پیوسته کار خود را با دروغ به پیش میبرند. با وجود آنکه به این واسطه همواره در میان مردم به نفاق و دورویی میپردازند، اما چنین ادعا میکنند که در حال اصلاح مردم هستیم.
آنها خود را همواره دست بالا گرفته و تافته جدابافته از سایر مردم میدانند؛ چنین وانمود میکنند که فرهیخته و فرزانه هستند در حالی که در اصل از جمله بیخردان عالم بوده که قرآن از آنها به مثابه کسانی یاد میکند که «لایشعرون» و «لایعلمون» هستند. دامنه نفاق و دورویی در آنها تا آنجایی است که زمانی که در میان مؤمنان هستند میگویند ایمان آوردهایم و چون در میان دوستان شیطانصفتشان هستند، خود را از آنها دانسته و اتفاقاً میگویند که ما مؤمنان را مسخره نیز میکنیم.
اما آنها چرا اینگونه هستند؟ دلیلش آن است که آنها دست به یک معامله زدهاند. آنها گمراهی و گناه را خریده و ما به ازای آنها هدایت را به عنوان بهای این معامله پرداخت کردهاند. معاملهای که عملاً و اساساً فاقد هر نوع سودی است.
انتهای پیام