کد خبر: 4359738
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۲
یادداشت

پیراهن خونین حسین(ع)؛ سند مظلومیت اهل‌ بیت(ع)

اگر پیراهن حضرت یوسف(ع) نشانه‌ بازگشت به حقیقت نبوت بود، پیراهن امام حسین(ع) نشانه‌ غربت و مظلومیتی است که هنوز پایان نیافته؛ نشانه‌ انحطاط انسان در برابر جایگاه امام و ولی جامعه.

کتیبه‌ی یا حسین(ع)لباس یا جامه بیش از آنکه مفهومی ظاهری داشته و ابزاری برای پوشاندن جسم آدمی باشد، معنایی استعاری و کنایی دارد و در فرهنگ، زبان و اصطلاحات روزمره انسان‌ها به‌کار می‌رود؛ چنان‌که به‌ کرات می‌شنویم فلان فرد لباس زهد به تن کرده یا جامه‌ آبرو را دریده است. به این ترتیب، گاهی در تاریخ، بعضی از اشیا از کارکرد معمول خود فراتر می‌روند و به نمادی هویتی تبدیل می‌شوند؛ نمادی که لایه‌های گوناگونی از معنا، خاطره و باور را در خود جای می‌دهد. پرچم‌ها، انگشترها، شمشیرها و جامه‌ها از همین دسته‌اند.

پیراهن نیز در تاریخ ادیان و به‌ویژه در سنت اسلامی، فقط پوششی برای تن نبوده است؛ بلکه گاه نشانه‌ای از حقیقت و دروغ، گاه سندی بر برائت، گاهی اوقات پیام‌آور بشارت و زمانی نیز مظهر ایثار و پرچم مظلومیت و خون‌خواهی به‌شمار رفته؛ از پیراهن حضرت یوسف(ع) تا پیراهن خونین سیدالشهدا(ع) و از ردای رسول خدا(ص) تا مواریثی که امروز نزد حضرت صاحب‌الزمان(عج) است. بی‌شک در میان این جامه‌ها، می‌توان رشته‌ای معنایی را دنبال کرد؛ رشته‌ای که از رنج و غربت شیعیان آغاز می‌شود و به وعده‌ ظهور و عدالت می‌انجامد.

قرآن کریم در داستان حضرت یوسف(ع)، سه پیراهن را پیش چشم ما مجسم می‌کند. نخست، پیراهن خون‌آلودی که برادران یوسف برای فریب پدر، همراه آوردند؛ جامه‌ای که مدعی دریده‌شدن برادر کوچک به دست گرگ‌ها بود و نشانه‌ دروغ، تزویر و حسادت به‌ حساب می‌آید. دوم، پیراهنی که به دست زلیخا از پشت دریده و سندی برای برائت یوسف(ع) از شیطان و گواه عصمت و پاکدامنی این پیامبر خدا شد. سوم، پیراهنی که به سفارش حضرت یوسف(ع) از مصر به کنعان رسید و بر چهره‌ یعقوب نشست تا نور بینایی را به او بازگرداند؛ جامه‌ای که حامل بشارت و بازگشت بود. در داستان حضرت یوسف(ع) که به تعبیر قرآن کریم، احسن‌القصص است، گویی از دل یک داستان، سه معنای استعاری برای پیراهن بیان می‌شود: دروغ، عصمت و بشارت.

در سنت اسلامی، جامه گاه زبان ایثار می‌شود. روایت مشهور بخشیدن لباس نو از سوی حضرت زهرا(س) به نیازمند در شب عروسی ایشان، گویای همین مفهوم است. جامه‌ای که از یک دارایی شخصی به نشانه‌ای از کرامت و بخشش تبدیل شد. در اینجا، لباس نه پوشش تن، بلکه زیوری است که عظمت روح یک بانو را به تصویر می‌کشد؛ همانی که سرور زنان عالم است.

اما در میان همه‌ جامه‌هایی که در تاریخ اسلام یاد شده‌اند، کمتر جامه‌ای به اندازه‌ پیراهن حضرت سیدالشهدا(ع) بار مظلومیت را بر دوش می‌کشد. در مقاتل آمده است که امام حسین(ع) پیش از شهادت، پیراهن خویش را پاره‌پاره کردند تا پس از شهادت، بهای مادی و ارزش غنیمتی نداشته باشد و طمع دشمن را برنیانگیزد؛ تا حرمت بدن مطهرش حفظ شود و پیکر شریفش عریان نماند. اما دشمنی که تا مرز کشتن فرزند شش‌ماهه‌ حضرت سیدالشهدا(ع) پیش رفته بود، از همان پیراهن دریده و خونین نیز نگذشت؛ جامه را از تن مبارک امام(ع) بیرون کشید و به غارت برد.

این پیراهن، فقط یک لباس نیست؛ سندی بر عمق سقوط انسان در برابر حقیقت است. اگر پیراهن حضرت یوسف(ع) نشانه‌ بازگشت به حقیقت نبوت بود، پیراهن امام حسین(ع) نشانه‌ غربتی است که هنوز پایان نیافته؛ نشانه‌ انحطاط انسان در برابر جایگاه امام و ولی جامعه.

تاریخ اسلام البته نمونه‌ دیگری از یک پیراهن مشهور را نیز در خود ثبت کرده است؛ پیراهن عثمان. جامه‌ای که پس از کشته‌شدن خلیفه‌ سوم در شام برافراشته و به ابزاری سیاسی برای فریب عوام و مطالبه‌ خون‌خواهی خلیفه تبدیل شد. از همان زمان، اصطلاح «پیراهن عثمان» وارد فرهنگ و زبان ما شد، اما بی‌شک تفاوتی آشکار میان آن پیراهن و پیراهن امام حسین(ع) وجود دارد؛ یکی در دست سیاست به پرچم تزویر و دیگری در حافظه‌‌ ایمانی جامعه، به نشانه‌ مظلومیتی تبدیل شد که تا قیامت فراموش نخواهد شد.

در سوی دیگر تاریخ نبوت، مواریث رسول اکرم(ص) قرار دارد؛ امانت‌هایی که در روایات شیعه از آن‌ها یاد شده است: پرچم، شمشیر، زره، انگشتر، عمامه، ردا و جامه‌های پیامبر(ص). بُرد یا جامه‌ رسول اکرم(ص)، صرفاً شیئی تاریخی نیست؛ بلکه نشانه‌ تداوم ولایت و امامت است. همان‌گونه که در گذشته، انتقال جامه از امامی به امام دیگر نشانه‌ حقانیت و وراثت معنوی بود، انتقال این امانت‌ به حضرت ولی‌ عصر(عج) سندی بر نصب الهی این بزرگوار به امامت و خلافت جامعه جهانی است.

ردای موروثی امام زمان(عج) در سنت شیعی، جامه‌ای است که اگرچه عطر عطوفت، مهربانی و برادری میان بندگان خدا را دارد، اما بر تار و پود آن، نشانی بزرگ از خون‌خواهی حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران باوفای ایشان نیز نقش بسته است؛ پیراهنی از جنس شکوه و پیروزی جهانی اسلام در مقابل پیراهنی که سند مظلومیت و شهادت غریبانه‌ امام حسین(ع) شد.

در کنار این مواریث، حدیث شریف کساء نیز معنایی ژرف به مفهوم جامه بخشیده است؛ عبایی که پیامبر(ص) اهل‌ بیت خویش را زیر آن گرد آورد و مرز طهارت و عصمت را به نمایش گذاشت. از آن پس، جامه فقط پوشش نبود؛ بلکه نشانه‌ هویت و عهد الهی شد.

در کنار کساء یمانی رسول بزرگ اسلام(ص) که مبین گستره‌ عصمت و جایگاه ولایی اهل بیت(ع) است، بعضی روایات از پیراهنی سخن گفته‌اند که از حضرت ابراهیم(ع) به حضرت اسحاق و حضرت یعقوب رسید و سرانجام در دست حضرت یوسف(ع) قرار گرفت؛ همان جامه‌ای که به اذن خدا بینایی یعقوب را بازگرداند.

این روایت، گویای این مفهوم است که ردای امامت، ولایت و خلافت فقط به اذن الهی از فرستاده‌ای به فرستاده‌ دیگر منتقل می‌شود و غاصبانی که به طمع متاع ناچیز دنیا، چشم طمع به ردای نبوت و امامت جامعه می‌دوزند و حوادث هولناکی همچون عاشورای سیدالشهدا(ع) را می‌آفرینند، از یک سو ننگی بزرگ و ابدی بر پیشانی خود می‌نهند و لعن و نفرینی بی‌پایان برای خود فراهم می‌کنند و از سوی دیگر، به اضطرابی عمیق فرومی‌روند؛ اضطرابی جان‌کاه از حضور منتقمی که به‌زودی پرده‌ غیبت را کنار خواهد زد و به خون‌خواهی جد شهیدش، پرچم قیام را برافراشته خواهد کرد.

او که لوای رسول خدا(ص) را با خود دارد و مواریث انبیا و اولیا نزد اوست، فقط برای فتح سرزمین‌ها نمی‌آید؛ بلکه برای احیای حقیقتی می‌آید که در طول تاریخ بارها مجروح شده است. مهدی(عج) می‌آید تا جهان، رخت ظلم و ستم را از تن بیرون و جامه‌ دانایی، عدالت و ایمان به تن کند؛ تنها لباسی که برازنده‌ مقام خلیفة‌اللهی انسان است.

محمدحسن مردانی

انتهای پیام
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha