این روزها، مردم ایران بیش از آنکه درگیر متن یک تفاهمنامه یا جزئیات یک مذاکره باشند، در میان انبوهی از روایتها ایستادهاند؛ روایتهایی که هر کدام تلاش میکنند تصویری متفاوت از واقعیت پیش روی آنها قرار دهند. از یک سو رسانههای غربی از پیشرفت مذاکرات، دستاوردهای بزرگ و گشایشهای قریبالوقوع سخن میگویند و از سوی دیگر، مقامات ایرانی بر ضرورت راستیآزمایی، اجرای تعهدات و پرهیز از خوشبینی زودهنگام تأکید دارند. در یادداشت پیش رو تلاش میکنیم به این پرسش پاسخ دهیم که حقیقت کجاست و وظیفه ما در این شرایط چیست؟
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب را اگر همچون چراغی در این مسیر بنگریم، شاید بتوان پاسخ این پرسش را دریافت. در این پیام، نه شوقزدگی دیده میشود و نه یأس؛ نه دعوت به خوشبینی مطلق و نه توصیه به بدبینی مطلق. آنچه برجسته مینماید، «انتظار برای تحقق شروط» است؛ انتظاری نه از جنس انفعال، بلکه از جنس مراقبت و بصیرت.
در روزهای اخیر، روایتهای مختلفی از روند مذاکرات منتشر شده است. از یک سو گفته میشود هیئت ایرانی در برابر تهدید و زبان زور ایستاد و حتی مذاکره را در همان نقطه متوقف کرد و از سوی دیگر، خبرها از ادامه مسیر گفتوگوها با میانجیگری کشورهای واسطه حکایت دارد. این دو گزاره در ظاهر متناقض به نظر میرسند، اما درواقع میتوانند دو روی یک حقیقت باشند؛ ایستادگی بر اصول و در عین حال بستهنبودن راه دیپلماسی.
با این حال، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه ارزیابی شتابزده موفقیت یا شکست مذاکرات، بلکه فهم جایگاه مردم در این میدان است. واقعیت آن است که مردم ایران اکنون فقط با پروندهای سیاسی مواجه نیستند، بلکه در متن جنگ روایتها قرار گرفتهاند؛ جنگی که در آن هر خبر، تحلیل و تیتر میتواند ذهنها را به سویی بکشاند و امید یا اضطراب بیافریند.
در چنین فضایی، ملت مبعوث نمیتواند صرفاً مصرفکننده اخبار باشد. قرآن کریم در آیه ۱۴۳ سوره مبارکه بقره، امت اسلامی را «شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» معرفی میکند؛ امتی که باید حقیقت را بشناسد و بر پایه آگاهی و بصیرت گواه حق باشد. از سوی دیگر، قرآن در آیه ششم سوره حجرات مؤمنان را به بررسی و راستیآزمایی اخبار فرامیخواند. از این رو، رسالت امت مؤمن آن نیست که با هر خبر، امیدوار و با هر شایعه ناامید شود؛ بلکه باید در میان غبار روایتها، راه حقیقت را تشخیص دهد و بر مدار آن حرکت کند.
شاید امروز بزرگترین آزمون ملت ایران، آزمون صبر و بصیرت باشد؛ صبری که به معنای سکوت و بیتفاوتی نیست و بصیرتی که به معنای چشمبستن بر واقعیتها نیست. مردم حق دارند مطالبهگر باشند، حق دارند از مسئولان درباره نتایج مذاکرات، تحقق تعهدات و حفظ حقوق ملی سؤال کنند؛ اما در عین حال باید مراقب باشند که در زمین جنگ روانی دشمن بازی نکنند و سرمایه اجتماعی کشور را تضعیف نسازند.
تاریخ انقلاب اسلامی نشان داده است که بسیاری از پیچهای سرنوشتساز نه فقط در اتاقهای مذاکره، بلکه در دل جامعه و در استحکام جبهه داخلی تعیین تکلیف شدهاند. هرگاه مردم با آگاهی، همبستگی و اعتماد به نفس ملی در صحنه حضور داشتهاند، کشور توانسته است از دشوارترین بحرانها عبور کند. امروز نیز شاید مهمترین وظیفه ملت مبعوث همین باشد؛ حفظ آرامش در میانه التهابها، حفظ امید در کنار واقعبینی، پرهیز از افراط و تفریط و تبدیلشدن از مخاطب منفعل اخبار به ناظری آگاه و مسئول.
هنوز برای قضاوت نهایی زود است؛ نه میتوان از پیروزی قطعی سخن گفت و نه از شکست حتمی. آنچه پیش روی ملت قرار دارد، مرحله آزمون تعهدات و سنجش صداقت طرف مقابل است. در چنین شرایطی، بهترین راهبرد همان است که از متن پیام رهبر معظم انقلاب برمیآید؛ انتظار فعال، مطالبه هوشمندانه و حفظ انسجام ملی. شاید رسالت امروز ملت مبعوث، بیش از هر زمان دیگری، ایستادن بر بلندای بصیرت باشد؛ آنجا که هیاهوی روایتها فرومینشیند و حقیقت، آرامآرام خود را آشکار میکند.
انتهای پیام