به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، مسلم نادعلیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهل بیت(ع) در دومین نشست از «شبهای عاشوراپژوهی؛ فرصتی برای تأمل در واقعه عاشورا» که شامگاه سهشنبه، دوم تیرماه به همت مؤسسه فرهنگی آیه و دبیرخانه دوسالانه کتاب عاشورا در باغ طوبی، واقع در تخت فولاد اصفهان برگزار شد و به معرفی کتاب «امام حسین(ع)، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» اثر مرحوم علامه محمدتقی جعفری اختصاص داشت، اظهار کرد: علامه جعفری شخصیتی دانشمند، ادیب، فیلسوف، آگاه به زمان، محقق، آشنا با مکاتب روز دنیا، فقیه و متتبع در علوم اسلامی و انسانی بود. به تعبیر برخی بزرگان، این شخصیت بزرگ هنوز برای جامعه ما بهطور شایسته شناختهشده نیست.
وی ادامه داد: کتاب «امام حسین(ع)، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» نگاهی نو نسبت به عاشورا ارائه کرده که بیانگر نگاه انسان امروزی آشنا با مکاتب روز دنیا به واقعه عظیم عاشوراست. با سخنگفتن از امام حسین(ع) و اقدام بزرگ آن حضرت در تاریخ بشر، درباره نوعی فرهنگ سخن میگوییم؛ چراکه حرکت ایشان، ایجاد مرزبندی میان اسلام علوی و اسلام ساخته دستگاه خلافت بود.
این پژوهشگر تعزیه و عاشوراپژوه تصریح کرد: مأموریت سیدالشهدا(ع) غیر قابل تکرار در تاریخ و خاص آن حضرت بود. این مأموریت الهی ۵۰ سال پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) برعهده امام حسین(ع) قرار داده شد تا ایشان با خون خود و یارانش، مسیر ساختهشده به دست پیامبر(ص) را که بهسوی انحراف و فراموشی میرفت، تبیین و تا ابد تضمین کند. بنابراین، امروز بعد از هزار سال به خون سیدالشهدا(ع) استناد میکنیم.
وی افزود: آنچه بعد از حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) با نام اسلام در جامعه رواج یافت، با اهداف آنان تضاد داشت. خط اسلام محمدی و علوی چیزی غیر از خطوط دیگری بود که در سقیفه، حکومت اموی و عباسی و... ایجاد شد. حقیقت اسلام در ابتدا توحید و بعد عدالت، یعنی هدف اصلی بعثت همه انبیا بود. تکیه اصلی اسلام بر آزادی انتخاب و اختیار انسان است؛ ولی بعد از وفات رسولالله(ص) به جریانی تبدیل شد که تحمیل عقیده، خط مشی اصلی آن بود.
نادعلیزاده با تکیه بر مطالب کتاب «امام حسین(ع)، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» تأکید کرد: در اسلام دوران بنیامیه اجبار انسانها، نفی کرامت انسانی، خوارکردن مردم، ظلم، استثمار، ویژهخواری، غارت بیتالمال و بردهگیری و بردهداری بهمعنای نگاه رعیتگونه به مردم رواج یافت. حیات طیبه قرآنی یا به تعبیر علامه جعفری، حیات معقول که براساس انتخاب، آزادی، عقل و عدل استوار بود، به زندگی تحمیلی زیر سایه استبداد به نام دین تبدیل شد.
وی گفت: در نتیجه با چنین وضعیتی که در جامعه اسلامی ایجاد شده بود، ایجاد تلنگر برای مسلمانان ضرورت پیدا کرد؛ چراکه دو قرائت کاملاً متفاوت از اسلام ایجاد شده بود. بنابراین، چه کسی برای ایجاد این تلنگر شایستهتر از امام حسین(ع)، نوه و تربیتشده مکتب حضرت محمد(ص) بود؟ به گفته علامه جعفری، حسین بن علی(ع) هم نسباً پاک و مطهر بود و هم در دامان خانوادهای تعلیم و تربیت یافت که از همه پاکتر بودند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهل بیت(ع) درباره مأموریت ویژه اباعبداللهالحسین(ع) بیان کرد: ایشان وظیفه داشت در فاصله رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱ هجری قمری در جامعه فریاد بزند: «اسلامی که جدم رسولالله(ص) و پدرم علی(ع) آوردند، چیزی نیست که امروز در جامعه رواج دارد.» در آن زمان، به نام اسلام سرزمینها را فتح و مال انسانها را غارت میکردند و جانشان را میگرفتند. جامعه را به اقلیت و اکثریت تقسیم کرده بودند، اموال عمومی در اختیار اقلیت قرار داشت و اکثریت جامعه از آن محروم بودند. همچنین، مردم را به بیعت با حاکم مجبور میکردند.
وی ادامه داد: در اسلام امیرالمؤمنین(ع)، انسانها در تصمیمگیری آزاد بودند و کسی مجبور به بیعت نبود. در آن زمان، برخی افراد با آن حضرت بیعت نکردند و نام آنان در تاریخ ثبت شده است؛ اما در حکومت امام علی(ع) هیچکس حق تعرض به آنها را نداشت، حقوقی از آنان سلب نشد و حضرت علی(ع) اجازه نداد هیچ رفتار قهرآمیزی با آنها صورت گیرد و محدودیتی در جامعه نداشتند.
نادعلیزاده اضافه کرد: اسلام حضرت علی(ع) را باید با اسلامی مقایسه کرد که در آن یزید به محض نشستن بر تخت خلافت، به عامل خود در مدینه نامه نوشت تا از امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد و در صورت سرباززدن، آنان را بکشد. حضرت علی(ع) فرمودند: «من از بیتالمال حتی برای جنگها نیز استفاده نمیکنم و کسی را به حضور در جنگ مجبور نمیکنم، هرچند میتوانم شما را با خود همراه کنم، ولی حاضر نیستم به قیمت اصلاح شما خود را فاسد کنم.»
وی افزود: همان کوفه، حدود ۲۰ سال بعد در اختیار عبیدالله بن زیاد قرار گرفت که مردم را به جنگ با امام حسین(ع) مجبور کرد. حضرت علی(ع) نیز میتوانستند چنین کاری انجام دهند، اما نمیخواستند؛ فرزندشان امام حسین(ع) نیز همین کار را انجام دادند. این شیوه رهبران الهی است؛ آنان وعده پیروزی بیهوده به مردم نمیدهند و آینده خیالی برای آنها ترسیم نمیکنند، بلکه به بیان واقعیت میپردازند و خطرات مسیر را نیز برای آنان تشریح میکنند تا مردم خود به انتخاب دست بزنند.
این عاشوراپژوه گفت: امام حسین(ع) بعد از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل، برای اصحاب خود خطبهای خواندند و توضیح دادند که عاقبت آنان نیز مانند مسلم خواهد بود، در این دنیا هیچ مال و مقامی کسب نمیکنند و اگر کسی به طلب چنین چیزهایی با امام حسین(ع) همراه شده است، مسیر خود را جدا کند. شیخ مفید در الارشاد مینویسد، بعد از خوانش این خطبه، تعداد زیادی از حاضران در مسیر، امام(ع) را ترک کردند و کسی با ایشان نماند، بهجز اهل بیت و اندکی از یارانشان.
وی بیان کرد: امام حسین(ع) نمیخواستند با وجود مقدسترین آرمان، وعدههای پوچ به انسانها بدهند. در شب عاشورا یارانشان را به ترک کربلا تشویق کردند، ولی آنها را با ترس، تهدید و هیجانات کاذب روبهرو نکردند. ما در واقعه عاشورا با کرامت انسانی روبهرو هستیم، بهطوری که قرار نیست به هر قیمتی به هدف خود برسیم. بنابراین، آنچه حسین بن علی(ع) جان خود را فدای آن کرد، با آنچه در آن زمان به نام اسلام رواج داشت، بسیار متفاوت بود.
نادعلیزاده ادامه داد: یزید و یاران او نیز بلد بودند از امر به معروف و منهی از منکر دم بزنند، ولی معروف و منکر را به مسائل شخصی بین انسانها تقلیل میدادند؛ اما امام حسین(ع) امر معروف و نهی از منکر را دعوت به اسلام، علاقهمندکردن انسانها به اسلام، رد و جبران همه ظلمهایی که در جامعه صورت گرفته بود و ایستادگی در برابر آن و تقسیم عادلانه بیتالمال در میان مردم به شیوه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) معرفی کردند.
وی اظهار کرد: در نامهای که حبیب بن مظاهر و سلیمان بن صرد خزاعی برای حضرت سیدالشهدا(ع) نوشتند، به این نکته اشاره شده است که معاویه و فرزند او اموال مسلمانان را مانند توپی در نظر دارند که دست به دست میان برخی میچرخد؛ برخی از آن بهره میبرند و دست برخی دیگر از آن کوتاه است.
این پژوهشگر تعزیه گفت: اگر شاگرد مکتب امام حسین(ع) باشیم، باید تعریف ایشان را از اسلام بپذیریم. قرائت آن حضرت از اسلام، دینی عادلانه است که حقوق انسانها در آن محترم شمرده میشود. در این حکومت نباید کوچکترین ظلمی به کسی صورت گیرد؛ در حالیکه معاویه و یزید مردم را خوار کرده بودند و آنان را از نظر سیاسی فاقد فهم صحیح و توانایی ابراز نظر جلوه میدادند و از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی را چنان دشوار کرده بودند که در مواقع لازم بتوان آنان را با پول خرید. امام حسین(ع) در این رابطه فرمودند: «مردم یا به بردگی گرفته شدهاند و کمرشان زیر بار تحقیر شکسته شده، یا بسیار مستضعف هستند و حکومت بر آنان آسان شده است.» ایشان ذلت انسانها را نمیخواستند، بلکه عزت آنان را طلب میکردند.
انتهای پیام