حادثه عاشورا اگرچه در ظاهر با شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان در صحرای کربلا به نقطه اوج رسید، اما از حیث تاریخی و تمدنی، پایان آن در میدان نبرد نبود. عاشورا پس از شهادت امام(ع) وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که در آن بازماندگان کربلا، بهویژه امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) مأموریت یافتند تا خون را به پیام و مصیبت را به آگاهی تبدیل کنند. از این منظر، ورود اسیران از کربلا به کوفه، نه حاشیهای بر متن عاشورا، بلکه بخشی اساسی از متن آن است.
کوفه در این میان، شهری با معنایی دوگانه و پیچیده بود. این شهر، از یکسو محل دعوت از امام حسین(ع) بود و از سوی دیگر، صحنه سکوت، تردید، ترس و در نهایت، همراهی بخشهایی از جامعه با ساختار سرکوب اموی. کوفه، نماینده جامعهای است که حقیقت را میشناسد، اما در لحظه هزینهدادن، گرفتار مصلحتاندیشی، پراکندگی و ضعف اراده میشود. به همین دلیل، وقتی کاروان اسیران وارد این شهر شد، در حقیقت وجدان تاریخی کوفه در برابر خود ایستاد.
ورود اسیران به کوفه را باید لحظه انکشاف حقیقت دانست. تا پیش از آن، دستگاه تبلیغاتی اموی میکوشید امام حسین(ع) و یارانش را خروجکنندگان بر نظم سیاسی و شورشگران علیه خلیفه معرفی کند، اما چهرههای رنجدیده زنان و کودکان، سرهای بر نیزه و خطبههای افشاگرانه اهل بیت(ع)، ناگهان همه روایت رسمی را فروریخت. کوفه که تا آن روز شاید میتوانست خود را با شایعه، ترس یا بیخبری توجیه کند، از آن لحظه دیگر راه گریزی از حقیقت نداشت.
در این نقطه، نقش امام سجاد(ع) برجستهتر از هر زمان دیگری آشکار میشود. امامی که در عاشورا بهسبب بیماری در میدان نبرد حضور رزمی نداشتند، در مرحله پس از عاشورا، به رکن اصلی بقای نهضت تبدیل شدند. اگر کربلا صحنه جهاد با شمشیر بود، کوفه و شام صحنه جهاد با کلمه و صبر بود و امام سجاد(ع) یکی از بزرگترین مجاهدان این میدان بهشمار میآیند. ایشان در شرایطی سخن گفتند که همه مؤلفههای ظاهری قدرت در اختیار دشمن بود: حاکمیت سیاسی، تریبون عمومی، ابزار سرکوب و فضای رعب؛ اما درست در چنین وضعی، سخن حق، اثرگذارتر از همیشه شد.
امام سجاد(ع) در کوفه فقط یک اسیر نبودند؛ ایشان وارث خون شهیدان و حافظ معنای عاشورا بودند. در مواجهه با مردمی که میان اشک و انفعال سرگردان بودند، امام با بیانی روشن، کوفیان را متوجه مسئولیت تاریخیشان کردند. این نکته بسیار مهم است که اهل بیت(ع) در کوفه صرفاً بر مظلومیت خود تکیه نکردند؛ آنان وجدان عمومی را به محاکمه کشیدند. گریه مردم اگرچه نشانهای از تأثر بود، اما از نگاه امام(ع) تا وقتی به تغییر در فهم و رفتار منجر نمیشد، نمیتوانست جبرانکننده خیانت و کوتاهی باشد. این همان نقطهای است که پیام عاشورا را از سوگ صرف، به مکتب بیداری تبدیل میکند.
شهادت امام سجاد(ع) نیز در ادامه همین مسیر معنا پیدا میکند. آن حضرت پس از عاشورا، عمر خود را صرف بازسازی معنوی و فکری جامعهای کردند که هم از استبداد سیاسی آسیب دیده بود و هم از انحطاط اخلاقی و دینی رنج میبرد. امام سجاد(ع) بهخوبی میدانستند که جامعه پس از فاجعه کربلا، فقط به خشم سیاسی نیاز ندارد؛ بلکه محتاج تربیت دوباره وجدان دینی است. از همین رو، میراث آن حضرت فقط در خطبههای کوفه و شام خلاصه نمیشود؛ دعاهای صحیفه سجادیه، رساله حقوق و سیره عبادی و اجتماعی ایشان، همه اجزای طرح بزرگ احیای انسان مسلماناند.
در واقع، امام سجاد(ع) نشان دادند که مقاومت فقط در میدان جنگ رخ نمیدهد. گاهی مقاومت در حفظ حقیقت در عصر تحریف است؛ گاهی در بازسازی اخلاق در جامعهای زخمخورده و گاهی در تبدیل رنج شخصی به سرمایهای برای هدایت جمعی. اگر امام حسین(ع) با شهادت خود اسلام را از انحراف نجات دادند، امام سجاد(ع) با تبیین، تربیت و صبوری، مانع فراموشی آن شهادت شدند. به تعبیر دیگر، اگر عاشورا وقوع حقیقت بود، زندگی امام سجاد(ع) تداوم حقیقت شد.
امروز نیز بازخوانی ورود اسیران به کوفه، صرفاً رجوعی عاطفی به تاریخ نیست. این واقعه، آینهای برای همه جوامع است؛ برای هر جامعهای که در آن میان حقشناسی و حقمداری فاصله میافتد، میان احساسات دینی و مسئولیت اجتماعی شکاف ایجاد میکند و در لحظه تصمیم، حقیقت را قربانی محافظهکاری و ترس میسازد. کوفه فقط شهری در گذشته نیست؛ امکانی تکرارشونده در تاریخ است. هرجا مردم حقیقت را بدانند، اما به یاری آن نشتابند، کوفه بازتولید میشود.
از این منظر، یاد امام سجاد(ع) باید ما را به درکی تازه از مسئولیت برساند. آن حضرت در سختترین شرایط، نه به انفعال تن دادند، نه در برابر تحریف سکوت کردند و نه از تربیت جامعه مأیوس شدند. ایشان با زبان دعا، خطابه، تعلیم و سلوک نشان دادند که پس از هر فاجعه، اگر قرار است جامعهای احیا شود، باید هم حافظه تاریخی خود را زنده نگه دارد و هم بنیانهای اخلاقی و معرفتیاش را بازسازی کند.
سالروز شهادت امام سجاد(ع) و یادآوری ورود اسیران از کربلا به کوفه، در کنار هم، ما را به حقیقتی بنیادین رهنمون میکند: نهضت حسینی فقط با خون شهیدان زنده نماند، بلکه با پیامآوری بازماندگان، با صبر امام سجاد(ع) و با افشاگری اهل بیت(ع) در متن شهرهایی چون کوفه و شام به تاریخ راه یافت. اگر آن خطبهها نبود، اگر آن روشنگریها نبود، اگر آن مقاومت خاموش اما عمیق نبود، چهبسا روایت قدرت، جای حقیقت را میگرفت.
این مناسبت بیش از آنکه فقط زمانی برای سوگواری باشد، مجالی برای بازاندیشی در نسبت ما با حقیقت، مسئولیت و تاریخ است. امام سجاد(ع) به ما میآموزد که حتی در اسارت نیز میتوان آزادترین انسان بود و حتی در اوج غربت نیز میتوان تاریخ را تغییر داد. کوفه نیز به ما هشدار میدهد که شناخت حق بدون هزینهدادن برای آن، نه فضیلت است و نه نجاتبخش.
سالروز شهادت امام سجاد(ع) و یاد ورود اسیران کربلا به کوفه، دو برگ جدا از تاریخ نیستند؛ این دو، حلقههای یک زنجیرهاند: زنجیرهای از شهادت، اسارت، افشاگری، بیداری و تداوم مقاومت. امام سجاد(ع) در این میان، نماد آن حقیقتی است که نه با شمشیر خاموش شد و نه با زنجیر و کوفه، نماد جامعهای است که اگرچه دیر بیدار شد، اما برای همیشه در حافظه تاریخ، با آزمون سنگین مسئولیت شناخته شد.
انتهای پیام