کد خبر: 4361029
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
یک استاد دانشگاه تشریح کرد

بنیان‌های فکری استکبارستیزی در سیره رهبر شهید؛ مسیری از معرفت تا مقاومت

استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس با تبیین بنیان‌های فکری استکبارستیزی در اندیشه رهبر شهید، تأکید کرد: این رویکرد نه بر احساسات و شعار، بلکه بر «معرفت و شناخت عمیق از تمدن غرب و هویت اسلامی» استوار است؛ نگاهی که به گفته او، مسیر «از معرفت تا مقاومت» را در سیره فکری و عملی ایشان شکل داده و در پیوند با آرای شهید مطهری، هویت و شخصیت ملت را شرط اصلی اقتدار و استقلال جوامع اسلامی می‌داند.

قاسم جعفری، استاد دانشگاهپس از بیش از ۱۲۰ شب انتظار، آیین باشکوه تشییع و تدفین رهبر شهید ایران که در نخستین روزهای جنگ تحمیلی سوم و در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید، برگزار می‌شود؛ مراسمی که با شعار «باید برخاست» و نماد «مشت گره‌کرده»، پیام ایستادگی، استمرار راه شهدا، مقاومت و انسجام ملی را به نمایش می‌گذارد. 

این مراسم، افزون بر جنبه‌های عاطفی و حماسی، حامل پیام‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز هست و شعار محوری آن، افقی فراتر از یک بدرقه تاریخی را ترسیم می‌کند. 


بیشتر بخوانید:


در همین راستا، ایکنا برای واکاوی نسبت این شعار با آینده کشور، حفظ وحدت ملی و تداوم گفتمان مقاومت، با قاسم جعفری، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس شواری اسلامی، گفت‌وگو کرده است که در ادامه بخش نخست این مصاحبه را می‌خوانیم:

ایکنا ـ با توجه به اینکه مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید ایران با نماد «مشت گره‌کرده» برگزار می‌شود، این نماد را در پرتو اندیشه و سیره ایشان، به‌ویژه در حوزه استکبارستیزی و دشمن‌شناسی، چگونه می‌توان تحلیل کرد؟

یاد و خاطره شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی، به‌ویژه شهدای فاجعه هفتم تیر ۱۳۶۰، در رأس آنان آیت‌الله شهید دکتر بهشتی و یاران باوفایش را گرامی بدارم. حادثه هفتم تیر، ضایعه‌ای بزرگ برای انقلاب اسلامی نوپای آن زمان، بود؛ حادثه‌ای که اگر برای بسیاری از کشورها رخ می‌داد، می‌توانست ارکان نظام سیاسی آن‌ها را متزلزل کند اما انقلاب اسلامی به برکت عنایت الهی، رهبری حکیمانه حضرت امام(ره)، ایمان و وفاداری مردم از این آزمون بزرگ نیز با اقتدار عبور کرد. همچنین یاد همه شهدای انقلاب، دفاع مقدس، جبهه مقاومت، ایثارگران، جانبازان و خدمتگزاران صادق ملت را گرامی می‌دارم. 

درباره رهبر شهید امت باید گفت که ایشان امروز تنها متعلق به ایران نیست، بلکه به نماد همه آزادگان، حق‌طلبان و خیرخواهان جهان تبدیل شده است؛ شخصیتی که در صف‌آرایی میان جبهه حق و باطل، در برابر نظام سلطه و استکبار جهانی ایستاد و به همین دلیل، پیام و اندیشه او فراتر از مرزهای جغرافیایی امتداد یافته است.

در خصوص نماد «مشت گره‌کرده» نیز باید گفت که این نماد، حامل معانی روشنی است. در فرهنگ عمومی و حتی در ادبیات ورزشی و دفاعی، مشت گره‌کرده نشانه قدرت، آمادگی، اقتدار و ایستادگی در برابر دشمن است. این نماد بیانگر آن است که در مواجهه با تهدیدها نباید منفعل یا تسلیم بود، بلکه باید با آمادگی و اقتدار از آرمان‌ها و ارزش‌ها دفاع کرد.

این معنا ریشه در معارف دینی نیز دارد یعنی در مقابل دشمن باید قدرت نشان داد؛ آموزه‌های قرآن کریم و سخنان امیرالمؤمنین(ع) «اَلتَّکَبُّرُ مَعَ الْمُتَکَبِّرِ عِبادَهٌ» بر ضرورت اقتدار در برابر مستکبران تأکید دارند. از همین رو، مشت گره‌کرده را می‌توان نماد آمادگی برای دفاع، مقاومت و مقابله با سلطه‌طلبی دانست؛ نمادی که در کنار شعار «باید برخاست»، مخاطب را به حرکت، مسئولیت‌پذیری، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن فرا می‌خواند، نه انفعال و تسلیم. ورزشکاران رزمی می‌دانند مشت گره کرده یعنی آماده مبارزه بودند و در مقابل خطر تسلیم نشدن. 

ایکنا ـ نماد «مشت گره‌کرده» را دقیق‌تر تحلیل می‌کنید؟

باید توجه داشته باشیم که این نماد در فرهنگ‌های مختلف و حتی در زبان بدن، معنای روشنی دارد. گاهی زبان بدن از زبان گفتار رساتر است و مشت گره‌کرده یکی از گویاترین نمادهای آن به شمار می‌رود. این نماد، بیانگر اقتدار، آمادگی، عزم راسخ و خشم در برابر ظلم و تجاوز است؛ گویی همه توان، اراده و انرژی انسان در این مشت متراکم و متجلی می‌شود.

از سوی دیگر، مشت گره‌کرده نماد مقاومت و استواری نیز هست؛ یعنی ایستادن در برابر تهاجم و تسلیم نشدن در مقابل فشارها. همانند درخت تناوری که با وزش بادهای سخت از جای کنده نمی‌شود، جامعه‌ای که بر اصول خود استوار باشد، در برابر تهدیدها و فشارها نیز استقامت خواهد کرد.

یکی دیگر از مفاهیم مهم این نماد، وحدت و همبستگی در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی است. مشت از کنار هم قرار گرفتن پنج انگشت شکل می‌گیرد؛ انگشتانی که هر کدام اندازه، ویژگی و کارکرد متفاوتی دارند، اما هنگامی که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، قدرتی واحد را به نمایش می‌گذارند. این تصویر، نمادی از وحدت اقوام، مذاهب، سلایق و جریان‌های مختلف جامعه حول یک هدف و آرمان مشترک است. 

به اعتقاد من، اینکه رهبر شهید در واپسین لحظات حیات خود این نماد را به نمایش می‌گذارد، در حقیقت ادامه همان توصیه‌ها و وصیت عملی ایشان است؛ همان تأکیدی که بارها در سخنرانی‌های خود داشتند که اگر خطری متوجه کشور شود، خداوند این ملت را برای دفاع از اسلام و ایران برخواهد انگیخت و مبعوث خواهد کرد و این ملت کار را به سرانجام خواهد رساند.

این برداشت، علاوه بر پشتوانه عرفی و تاریخی، ریشه در آموزه‌های دینی نیز دارد. قرآن کریم مؤمنان را به صلابت و استقامت در برابر دشمن فرا می‌خواند و در آیات متعددی بر اقتدار، استواری و ثبات قدم تأکید می‌کند، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» به همین مسئله اشاره می‌کند که باید شدید بود یا در جای دیگر شدید را صفت خداوند آورده است «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى» یعنی نیروی متراکم تمام نشدنی. یا در سوره مبارکه انفال داریم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا» هنگامی که انسان در برابر دشمن قرار می‌گیرد، مأمور به ایستادگی است؛ حتی اگر زیر شدیدترین فشارها و سخت‌ترین تهدیدها باشد.

از این منظر، مشت گره‌کرده رهبر شهید، نماد ایستادگی در زیر آتش دشمن و پیامی برای امت اسلامی است که در برابر تهدیدها نباید عقب‌نشینی کرد. البته باید میان خشم مقدس و خشم برخاسته از تعصب یا خشونت کور تفاوت قائل شد. ممکن است افراد یا گروه‌هایی نیز مشت خود را از سر تعصب، تهور یا عصبانیت گره کنند اما آنچه در مکتب الهی و سیره رهبر شهید معنا پیدا می‌کند، «خشم مقدس» در برابر ظلم، استکبار و تجاوز است؛ خشمی که برخاسته از ایمان، عدالت‌خواهی و دفاع از حق است، نه از کینه‌ورزی و خشونت بی‌منطق.

نکته دیگری که در پاسخ به سؤال نخست شما باید به آن اشاره کنم، مسئله «خشم مقدس» است. در سیره اهل‌بیت(ع) نیز این موضوع به روشنی دیده می‌شود. نقل شده است زمانی که پیامبر اکرم(ص) امیرالمؤمنین علی(ع) را برای دعوت مردم یمن به اسلام، آموزش احکام دین و تلاوت آیات الهی اعزام کردند، در آن سفر اموالی به دست آمد که برخی همراهان حضرت تصمیم داشتند آن را میان خود تقسیم کنند اما امیرالمؤمنین(ع) با قاطعیت مانع این کار شدند و فرمودند که این اموال باید مطابق حکم الهی به بیت‌المال تحویل داده شود.

برخی از همراهان، از این برخورد قاطع ناراحت شدند و نزد پیامبر(ص) از حضرت علی(ع) گلایه کردند و گفتند که ایشان با تندی رفتار می‌کند. اما رسول خدا(ص) در پاسخ فرمودند: «علی را سرزنش نکنید؛ زیرا او در راه خدا قاطع و سختگیر است.» این روایت به‌خوبی نشان می‌دهد که آنچه در مکتب اسلام ارزشمند است، خشونت یا تندی شخصی نیست، بلکه قاطعیت و خشم در برابر ظلم و برای اجرای حق است؛ همان چیزی که از آن به «خشم مقدس» تعبیر می‌کنیم.

به اعتقاد من، اگر در چهره و نماد مشت گره‌کرده رهبر شهید جلوه‌ای از خشم دیده می‌شود، این خشم از همین جنس است؛ خشمی الهی که در برابر استکبار، ظلم و تجاوز معنا پیدا می‌کند و هیچ نسبتی با عصبانیت‌های شخصی، تعصب‌های کور یا رفتارهای هیجانی ندارد.

ایکنا ـ با توجه به این نگاه، مهم‌ترین شاخص‌های استکبارستیزی و دشمن‌شناسی در اندیشه و سیره رهبر شهید چه بود؟

برای پاسخ به این سؤال، باید زندگی، سیره و مبارزات ایشان را به‌صورت جامع بررسی کرد. وقتی از استکبارستیزی سخن می‌گوییم، در حقیقت از یکی از اصول بنیادین معارف دینی یعنی «تولی و تبری» سخن می‌گوییم؛ بدین معنا که انسان مؤمن باید نسبت به خداوند و اولیای الهی محبت و ولایت داشته باشد و در مقابل، نسبت به دشمنان خدا و جبهه ظلم موضع روشن و قاطع اتخاذ کند. تحقق صحیح این اصل نیز در گرو شناخت درست دوست و دشمن است.

یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید، همین بصیرت عمیق در دشمن‌شناسی بود. از این رو به جوانان عزیز توصیه می‌کنم حتماً کتاب «شرح اسم» را مطالعه کنند. این اثر، روایت مستندی از زندگی ایشان از بدو تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی است که بر پایه اسناد ساواک تدوین شده است.

مطالعه این اسناد نشان می‌دهد که دستگاه امنیتی رژیم پهلوی تقریباً همه فعالیت‌های ایشان را زیر نظر داشت؛ از حضور در مساجد و جلسات علمی گرفته تا دیدارها، سفرها و ارتباطات با علما و شخصیت‌های مبارز. تقریباً هر حرکت ایشان در گزارش‌های ساواک ثبت شده است. خود ایشان نیز با بیانی طنزآمیز می‌فرمودند که گاهی در برخی مقاطع، گزارشی از فعالیت‌هایشان وجود ندارد و به شوخی می‌گفتند: «کاش آن مأمور ساواک در آن روزها هم سر کار بود تا آن بخش از زندگی ما هم ثبت می‌شد.»

بررسی همین اسناد به‌خوبی نشان می‌دهد که دشمن‌شناسی، استکبارستیزی و مبارزه با نظام سلطه، یک موضع مقطعی یا احساسی در زندگی رهبر شهید نبود، بلکه از سال‌های آغازین مبارزه تا پیروزی انقلاب و پس از آن، به‌عنوان یک خط فکری مستمر در سیره و اندیشه ایشان جریان داشت.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رهبر شهید، روحیه مطالعه، پژوهش و جریان‌شناسی بود. ایشان تلاش می‌کردند جریان استکبار را به‌صورت عمیق بشناسند و بر همین اساس نیز به مطالعه و ترجمه آثار مختلف روی آوردند. برای نمونه، ترجمه کتاب صلح امام حسن(ع) و همچنین ترجمه برخی آثار سید قطب، صرفاً یک فعالیت علمی یا ادبی نبود، بلکه نشان می‌داد که ایشان می‌خواست تحولات فکری و سیاسی جهان اسلام و جریان‌های اثرگذار را به‌درستی بشناسد و تحلیل کند.

رهبر شهید به این نتیجه رسیده بود که برای مقابله با استکبار، پیش از هر چیز باید آن را شناخت. دشمنی با نظام سلطه، بدون شناخت مبانی فکری، فرهنگی و سیاسی آن، نمی‌تواند عمیق و مؤثر باشد.

در این زمینه، اقبال لاهوری نیز نکته قابل تأملی دارد. او که سال‌ها در غرب تحصیل کرده بود، معتقد بود شناخت دقیق غرب، انسان را به این نتیجه می‌رساند که تمدن غرب، با وجود پیشرفت‌های ظاهری، از نظر اخلاقی، انسانی و معنوی دچار بحران و فرسایش است. رهبر شهید نیز با چنین نگاهی، غرب را نه از روی احساسات، بلکه بر پایه مطالعه، شناخت و تحلیل نقد می‌کرد.

نمونه روشن این اشراف علمی را می‌توان در مقاله‌ای دید که ایشان (هنگامی که در مقام ریاست جمهوری بودند) درباره اقبال لاهوری در یکی از کنگره‌های اقبال ارائه کردند؛ مقاله‌ای که هنوز هم از نگاه بسیاری از پژوهشگران، یکی از عمیق‌ترین تحلیل‌ها درباره اندیشه اقبال به شمار می‌رود و نشان می‌دهد هر حوزه‌ای که ایشان به آن ورود می‌کرد، با مطالعه و شناخت دقیق همراه بود و غرب را به درستی شناخته است که این سیاست ماکیاولی و کاپیتالیسم و سلطه و نظمی که از آن حرف می‌زنند، یعنی چه و اینها چه فاجعه‌ای برای انسانیت است لذا در مقابل این سیاست‌ها می‌ایستند.

حتی اسناد ساواک نیز گویای همین واقعیت است. در کتاب «شرح اسم» آمده است که مأموران ساواک در گزارش‌های خود، فعالیت‌های فکری و فرهنگی ایشان را از بسیاری از گروه‌های مبارز مسلح خطرناک‌تر ارزیابی می‌کردند. در این گزارش‌ها تصریح شده است که اگرچه گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق یا دیگر گروه‌های مسلح علیه رژیم فعالیت می‌کنند، اما تأثیرگذاری سیدعلی خامنه‌ای بیشتر است؛ زیرا او از طریق جلسات تفسیر قرآن، سخنرانی‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، اندیشه و ذهن جوانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این ارزیابی نشان می‌دهد که حتی دشمن نیز به عمق فکری و قدرت تبیین ایشان واقف بود. معمولاً کسی که صرفاً از روی هیجان یا عصبانیت با جریانی مخالفت می‌کند، تهدیدی جدی تلقی نمی‌شود؛ اما فردی که با شناخت عمیق، لایه‌های پنهان یک جریان را آشکار می‌کند و مبانی آن را به نقد می‌کشد، برای نظام سلطه بسیار خطرناک‌تر است.

از همین رو، مخالفت رهبر شهید با غرب و استکبار، هرگز یک موضع احساسی یا شعاری نبود؛ بلکه برآمده از شناخت دقیق ماهیت نظام سلطه، تجربه تاریخی، مطالعات گسترده و تحلیل عمیق از روندهای فکری و سیاسی جهان بود.

امروز بسیاری از صاحب‌نظران، رهبر شهید را از کتاب‌خوان‌ترین رهبران معاصر می‌دانند. گستره مطالعات ایشان به اندازه‌ای بود که تنها به متون دینی و سیاسی محدود نمی‌شد، بلکه ادبیات، رمان، تاریخ، فلسفه و فرهنگ ملت‌های مختلف را نیز در بر می‌گرفت. همین مطالعات عمیق، شناختی دقیق از جوامع و تمدن‌های گوناگون برای ایشان فراهم کرده بود.

برای نمونه، نقل شده است که هنگام دیدار برخی از مقامات روسیه، ایشان درباره خیابان‌ها، محله‌ها و فضاهای شهری مسکو یا سن‌پترزبورگ سخن می‌گفتند؛ موضوعی که موجب شگفتی آنان می‌شد، زیرا تصور می‌کردند ایشان به آن شهرها سفر کرده‌اند. در حالی که این شناخت حاصل مطالعه رمان‌ها و آثار ادبی نویسندگان روس بود. در رمان‌های رئالیستی، نویسنده ضمن بهره‌گیری از تخیل، از مکان‌ها، خیابان‌ها و فضای واقعی جامعه نیز سخن می‌گوید و همین آثار، دریچه‌ای برای شناخت فرهنگ و روحیات یک ملت به شمار می‌آید.

این شیوه مطالعه، ریشه در آموزه‌های دینی نیز دارد. امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه خطاب به امام حسن مجتبی(ع) می‌فرمایند «هرچند با گذشتگان زندگی نکرده‌ام اما آن‌چنان در احوال و آثار آنان مطالعه کرده‌ام که گویا از آغاز تا پایان زندگی، همراه آنان بوده‌ام». رهبر شهید نیز با همین نگاه، تاریخ، فرهنگ و تمدن‌های مختلف را مطالعه می‌کرد تا بتواند شناختی واقعی از جهان پیرامون به دست آورد.

به همین دلیل، استکبارستیزی ایشان بر پایه شناخت عمیق استوار بود، نه بر احساسات یا هیجان‌های زودگذر. حتی برخی از استراتژیست‌های غربی چون خانم رایس نیز اذعان داشتند که ماه‌ها برای طراحی برنامه‌ها و سناریوهای مختلف علیه جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما رهبر ایران با یک سخنرانی چند ساعته، بسیاری از آن طراحی‌ها را خنثی می‌کرد؛ زیرا منطق، اهداف و شیوه‌های عمل آنان را به‌خوبی می‌شناخت.

از همین رو تأکید می‌کنم که مخالفت ایشان با استکبار و استکبارسیتزی ایشان، یک موضع تاکتیکی یا مقطعی و هیجانی نبود، بلکه برآمده از معرفت، مطالعه و شناخت دقیق بود و به همین دلیل نیز از آن با عنوان «خشم مقدس» یاد می‌کنم.

ایکنا ـ از دیگر ارکان اندیشه رهبر شهید در استکبارستیزی به چه مواردی می‌توان اشاره کرد؟

اگر بخواهیم به یکی دیگر از ارکان اندیشه رهبر شهید اشاره کنیم، باید به دو مفهوم «هویت اسلامی» و «استقلال‌طلبی» بپردازیم. به باور من، امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است این مفاهیم برای نسل جوان تبیین شود.

برای توضیح اهمیت هویت، می‌توان یک مثال ساده زد. اگر کودکی بدون هویت و شناسنامه در جامعه رها شود، هر کس می‌تواند درباره او هر نسبتی بدهد و هر برداشتی از او داشته باشد، زیرا هویت مشخصی ندارد. ملت‌ها نیز اگر هویت خود را از دست بدهند، دچار همین سرنوشت می‌شوند؛ ملتی بی‌هویت، ملتی است که دیگران برای او تصمیم می‌گیرند، درباره او قضاوت می‌کنند و مسیر آینده‌اش را تعیین می‌کنند، این چنین ملتی مجهول و متروک است و کسی آن را تحویل نمی‌گیرد. از نگاه رهبر شهید، هویت اسلامی و استقلال ملی، مهم‌ترین سرمایه یک ملت برای حفظ عزت، کرامت و ایستادگی در برابر نظام سلطه است.

در این زمینه، شهید مطهری نیز تعبیر بسیار دقیقی دارد. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود در اواخر دهه ۱۳۴۰، هنگام تبیین شاخص‌های اقتدار یک ملت، به این نکته اشاره می‌کند که امت اسلامی به دلیل ضعف خود، همواره در معرض تعدی و سلطه دیگران قرار گرفته است. سپس این پرسش را مطرح می‌کند که عناصر واقعی قدرت یک ملت چیست؟

شهید مطهری توضیح می‌دهد که عواملی مانند قدرت نظامی، علم و فناوری، هرچند از عناصر قدرت هستند اما تنها شرط لازم به شمار می‌روند، نه شرط کافی. از نگاه ایشان، شرط کافی برای اقتدار واقعی یک ملت، «شخصیت» آن ملت است؛ مفهومی که امروز می‌توان از آن با عنوان «هویت» یاد کرد.

برای تبیین این موضوع یک مثال ساده می‌زنم؛ فرض کنید فردی سال‌ها تلاش و کار کند، اما شماره حسابی که حقوق او به آن واریز می‌شود متعلق به شخص دیگری باشد؛ طبیعی است که با وجود همه زحمات، در نهایت بهره‌ای نصیب او نخواهد شد. ملت بی‌هویت نیز چنین وضعیتی دارد؛ دستاوردهای علمی، اختراعات، منابع طبیعی، ظرفیت‌های اقتصادی و حتی توان دفاعی آن، در نهایت در اختیار دیگران قرار می‌گیرد و منافعش نصیب بیگانگان می‌شود.

رهبر شهید دقیقاً بر همین مسئله تأکید داشت و حفظ هویت اسلامی و ایرانی را لازمه استقلال و عزت کشور می‌دانست. جالب است که حتی در دوران مبارزات پیش از انقلاب نیز مأموران ساواک از ایشان با عنوان «خمینی خراسان» یاد می‌کردند؛ تعبیری که نشان‌دهنده شباهت فکری، روحی و مبارزاتی ایشان با حضرت امام خمینی(ره) و عمق پیوندشان با نهضت اسلامی بود.

از سوی دیگر، معتقدم رهبر شهید در کنار پایبندی عمیق به مبانی دینی، از ملی‌ترین رهبران تاریخ معاصر ایران نیز بود. ایشان هرگز میان هویت اسلامی و هویت ایرانی تعارضی نمی‌دید، بلکه این دو را مکمل یکدیگر می‌دانست. بارها بر ظرفیت‌های ملت ایران، استعداد جوانان، هوش ایرانیان و توان کشور برای پیشرفت تأکید می‌کرد و باور داشت که ایران می‌تواند عقب‌ماندگی‌های تاریخی ناشی از عملکرد حکومت‌های گذشته را با اتکا به توان داخلی و اعتماد به نفس ملی جبران کند.

این نگاه صرفاً در حد شعار نبود، بلکه در عمل نیز نمود داشت. ایشان همواره بر حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی تأکید می‌کرد؛ حتی اگر این مسیر با دشواری‌ها و هزینه‌هایی همراه باشد. نمونه روشن آن دوران شیوع کرونا بود. با وجود شرایط سنی و مخاطرات احتمالی، ایشان واکسن تولید داخل را در برابر دوربین‌های تلویزیونی تزریق کردند تا اعتماد خود را به توان علمی و فناوری کشور نشان دهند. این اقدام، صرفاً یک تصمیم درمانی نبود، بلکه نمادی از باور عملی ایشان به استقلال، خودباوری ملی و حمایت از ظرفیت‌های داخلی به شمار می‌رفت.

همچنین در خاطرات شهید حاجی‌زاده است که فلان کشور موشک‌های بسیاری را به ایران با قیمت‌های ارزان می‌داد اما رهبر شهید می‌فرمودند شما گران بسازید اما خودتان بسازید و ارزان و فراوان وارد نکنید. چون آینده را می‌دیدند. بارها حتی اساتید و دانشجویان که محضر ایشان بودند، نشان می‌دهد که وجود ایشان مالامال از اعتماد به ذهن و فکر و هوش ایرانی است. کلیپی را از ایشان قطعا دیده‌اید که شخصی به ایشان می‌گوید ما شما را دوست داریم، ایشان می‌گوید من هم شما رو دوست دارم اما با این تفاوت که شما من رو می‌بینید و دوست دارید اما من شما رو ندیده‌ دوست دارم. 

اگر استکبارستیزی ایشان در شناخت عمیق از اردوگاه شیطان و استکبار دارد، ایران باوری و ملت دوستی ایشان نیز ریشه در شناخت عمیق در اینکه ملتی زنده، پویا و در طی تاریخ همیشه سمت درست تاریخ ایستاده است، بماند که برخی از حاکمان ستمکار راه بردگی و ظلم را پیش گرفته‌اند اما بدنه ملت همیشه در صفحه درست تاریخ بودند لذا ایشان این باور را همیشه قبول داشتند و به جامعه نیز منتقل می‌کردند. 

 

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha