کد خبر: 4361038
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۹
آیت‌الله رشاد تبیین کرد

تبیین مفهوم «ثارالله» و نقش امام عصر(عج) در خون‌خواهی سیدالشهدا(ع)

در نشست «واکاوی مبانی فقهی، قرآنی و کلامی خون‌خواهی در اسلام»، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد به بررسی تطبیقی واژگان، مفاهیم عرفانی و ابعاد سیاسی خون‌خواهی پرداخت. وی در این سخنرانی، مفهوم «ثار» را از یک سنت جاهلی به یک «خیزش و جنبش الهی» تغییر دادند و تأکید کردند که خون‌خواهی امام حسین(ع)، نه یک اقدام فردی، بلکه مبارزه‌ای نظام‌مند علیه مکاتب یزیدی در تمام دوران‌های تاریخ و در رأس آن‌ها قدرت‌های استکباری امروز است.

رشاد

به گزارش ایکنا، نشست «واکاوی مبانی فقهی، قرآنی و کلامی خون‌خواهی در اسلام» با حضور آیت‌الله رشاد رئیس شورای عالی حوزه علمیه استان تهران، آیت‌الله تحریری استاد اخلاق حوزه‌های علمیه تهران و حجت‌الاسلام خسروپناه دبیر شورای انقلاب فرهنگی، دوشنبه ۸ تیرماه در سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد. در ادامه، مشروح سخنان آیت‌الله علی‌اکبر رشاد را می‌خوانیم:

اگر بخواهیم درباره «فقه خیزش خون‌خواهی» بحث کنیم، ابتدا باید بررسی کنیم که واژه «ثار» در لغت، اصطلاح، تاریخ و فرهنگ چه معنایی دارد و در طول قرون چه تحولاتی در تصور از این واژه رخ داده است و در ادبیات قدسی، متون دینی و شیعی چه مفهومی پیدا کرده است. برای بررسی این موضوع، من بحث را در چند سرفصل تقدیم می‌کنم:

نخست، لغت‌پژوهی و دوم، تاریخ فرهنگی. واژه «ثار» از واژه‌هایی بسیار کهن و عمیق است که دو فرهنگ را با خود یدک می‌کشد: فرهنگ جاهلی و فرهنگ اسلامی. این واژه تنها یک معنای لغوی یا اصطلاحی ساده ندارد، بلکه بارهای فرهنگی فراوانی را به همراه دارد. در دوره اسلام و در متون مقدس و ادبیات دینی ما، این واژه نباید صرفاً در حد یک لغت دیده شود، بلکه واژه‌ای با بارهای معنایی گسترده است.
 
در بررسی پیشینه تاریخی و فرهنگی باید اشاره کنیم که «ثار» در دوران جاهلیت، سنتی بود که براساس آن، اگر کسی از یک قبیله کشته می‌شد، می‌گفتند باید خون او را طلب کرد. این سنت ضوابط خاصی داشت که برخی از آن‌ها ظالمانه بود؛ به این صورت که در پاسخ به قتل یک نفر، نه تنها قاتل، بلکه تمام مردان آن قبیله را هدف قرار می‌دادند و هر جنایتی را علیه طرف مقابل انجام می‌دادند. همچنین قواعدی داشتند که مثلاً مردان تا زمانی که انتقام مقتول را نمی‌گرفتند، از خوردن برخی غذاها (مانند گوشت) اجتناب می‌کردند. با ظهور اسلام، این روند تغییر کرد و مقرر شد که «قصاص» درست باشد، اما قصاص نیز قواعد و ضوابط مشخصی دارد.

نکته دوم، بررسی لغوی است. ماده «ثار» از ریشه «ثئر» (به معنای طلب خون) است؛ یعنی کسی که خون مقتول را می‌طلبد. «ثار» در واقع به معنای انتقام گرفتن از قاتل یا افراد قبیله مقابل است. کسی که این کار را انجام می‌داد، «ثائر» (خون‌خواه) نامیده می‌شد. به طور کلی، هرگاه در حق کسی جنایتی شود و کسی به دنبال مجازات و مکافات مرتکب آن جنایت باشد، در لغت به این مفهوم اشاره شده است.
رشاد

در مورد ادبیات دینی، واژه «ثار» در قرآن کریم نیامده است، اما در برخی احادیث، نهج‌البلاغه، ادعیه، زیارت‌نامه‌ها و سلام‌نامه‌ها آمده است. برای نمونه در زیارت عاشورا عبارت «یا ثارالله» ذکر شده است. برخی گفته‌اند که «الله» در اینجا مضاف‌الیه است و عبارت به معنای «خون‌خواهی خدا» است. در زبان عربی، مصدر گاهی به جای فاعل یا مفعول به کار می‌رود و در فارسی نیز مشابه این کاربرد دیده می‌شود. لذا برخی گفته‌اند «ثار الله» یعنی «خدای متعال خون‌خواه است» یا «کسی است که خدای متعال خون‌خواه اوست». در واقع، در مقام حقیقت، جز خداوند متعال هیچ‌کس نمی‌تواند در زمین خون‌خواه امام باشد.

خون امام حسین(ع) چنان گران‌بها و سنگین است که هیچ‌کس جز خداوند متعال نمی‌تواند خون‌خواه آن باشد. از آنجا که خداوند اراده‌های خود را از طریق اولیای الهی به اجرا درمی‌آورد، حضرت امام زمان(عج) در واقع همان «ثائر» یا خون‌خواه خداست که برای ستاندن انتقام سیدالشهدا(ع) ظهور خواهد کرد. در ترجمه‌های ساده، عبارت «یا ثارالله» را به معنای «خون خدا» آورده‌اند؛ اما بدیهی است که خداوند سبحانه جسم ندارد تا خون داشته باشد. این تعبیر را می‌توان از دو منظر تحلیل کرد:

نخست، اضافه تشریفی و مجاز؛ همان‌طور که در تعابیری چون «یدالله» (دست خدا) یا «عین الله» (چشم خدا) به‌کار می‌رود، عبارت «ثارالله» نیز مجاز است. در واقع، این خون چنان ارزشمند است که مالکیت و ولایت آن تنها متعلق به خداست و گویی این خون، خونی الهی است.
 
دوم، مقام فنا در حق؛ از منظر عرفانی و براساس احادیث، عارفانی که در حقیقت تعالی فانی می‌شوند، در مقام «فناء» دست، چشم و گوش آن‌ها در حقیقت، دست و چشم و گوش خدا می‌شود؛ چرا که وجودشان در ذات الهی محو شده است. امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین(ع) در بالاترین مرتبه فنا در ذات و اسماء الهی هستند. بنابراین، هر آنچه از ایشان صادر شود یا به ایشان تعلق یابد، در حقیقت عنصری الهی است. در این مقام، خون امام حسین(ع) همان خون خداست، زیرا ایشان در ذات باری‌تعالی محو شده‌اند.

از منظر لغوی، احتمال دارد واژه «ثار» در اینجا به جای مصدر، به معنای فاعل (یعنی «ثائر» به عنوان خون‌خواه) به کار رفته باشد. گاهی در زبان، به دلیل تسهیل در تلفظ یا تصحیف (تغییرات تدریجی در گویش)، برخی حروف حذف می‌شوند (مانند تبدیل «تتمذ» به «تلمذ» در برخی متون قدیمی). بنابراین، «یا ثارالله» می‌تواند به معنای «ای خون‌خواه خدا» باشد؛ یعنی کسی که به قصد عبادت و جهاد و در راه تحقق اوامر الهی، خون‌خواهی می‌کند.

در مورد کاربرد این تعبیر در تاریخ، برخی گفته‌اند که در ترکیباتی نظیر «یا ثار عثمان»، منادای اینجا «مقتول» نیست، بلکه خطاب به کسانی است که حق خون‌خواهی دارند (اهل ثارات). در واقع، اینجا استعمال مصدر در معنای فاعل یا مضاف‌الحذفی رخ داده است. بنابراین، «خون‌خواهی» برای امام حسین(ع) تنها یک اقدام فردی نیست، بلکه تمام آزادی‌خواهان و در راس این حرکت امام زمان(عج) هستند. طبق روایات، خون سیدالشهدا هرگز بی‌پاسخ نمی‌ماند. اما مسئله این است که قصاص در اینجا فراتر از یک جریمه قانونی یا قتل قاتل است؛ زیرا قاتلِ معنوی، لزوماً با مرگ جسمی قصاص نمی‌شود.
 
در برخی روایات آمده است در رجعت حضرت انتقام می گیرند اما هدف نهایی، انتقام از شخص شمر ملعون یا افرادی چون او نیست؛ بلکه هدف، مقابله با «جریان‌های یزیدی» در طول تاریخ است. یعنی یزیدهای امروز. رزمندگان ما امروز وقتی می‌جنگند، در واقع در حال گرفتن انتقام خون حسین(ع) از دشمنان معاصر هستند. در این میان، نظریه‌ای توسط دکتر شریعتی در کتاب «حسین وارث آدم» مطرح شد. ایشان تعبیر «ثارالله» را یک مضمون فراگیر و عام دانستند؛ مفهومی فراتر از واژگان ساده که در واقع یک فکر، مکتب و فلسفه تاریخ است. هرچند شریعتی در زمان خوداشکالاتی داشت، اما سخنانش در آن دوران، حرف‌های نو بود و توانست بسیاری از جوانان را از مارکسیسم نجات دهد، حتی اگر با شائبه سوسیالیسم همراه بوده باشد.

از داستان هابیل و قابیل (اولین مقتول و شهید تاریخ) تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج)، «خون‌خواهی مظلومان» محرک تاریخ و علت انقلاب‌ها بوده است(یعنی انقلاب‌ها برای خوان‌خواهی مظلومان است) و در این مسیر، سیدالشهدا(ع) در مرکز قرار دارد. اگر بخواهیم تحلیل موضوع‌شناختی کنیم، می‌بینیم که این تعابیر صرفاً لغوی نیستند، بلکه «دلالت گستر» هستند؛ یعنی ما از یک واژه، بارهای معنایی و فرهنگی متعددی دریافت می‌کنیم. یعنی از واژه ثار فقط معنای لغوی نمیفهمیم بسیار گسترده‌تر و فرالغوی است.
 
برای مثال، واژه‌ای چون «ثار» در لغت به معنای خون‌خواهی است، اما در معنای کاربردی به «به خروش آمدن» و «طوفانی شدن» تبدیل می‌شود و واژه الثوره از آن استخراج شد. بنابراین، «یا لثارات الحسین» یعنی فراخواندن جامعه به نهضت، خیزش و جنبشی که در نهایت به انقلاب جهانی و فرج منصور منجر خواهد شد. این مفاهیم در نهج‌البلاغه و روایات امام صادق(ع) نیز آمده است؛ ایشان فرمودند که هیچ‌کس از روی زمین نمی‌تواند خون‌خواهی سیدالشهدا را بکند، مگر اینکه این کار توسط خداوند صورت گیرد. واژگان قصاص، انقلاب، عقوبت و انتقام، همگی با واژه «ثار» تشابه دارند اما تفاوت‌های ظریفی با هم دارند.
رشاد

در بحث احکام، ما با «ارکان اربعه» و «احکام خمسه تکلیفی» مواجه هستیم. در حکم وضعی نیز مباحثی چون حدود و ثغور و مشروعیت حقوق مطرح است. در نهایت باید اشاره کرد که مبارزه ما با قدرت‌های جهانی، از آمریکا و غرب تا صهیونیسم، تا زمانی که مکتب و مسلک آن‌ها نابود نشود، پایان نمی‌یابد. برای مثال، کشتن شخصی چون ترامپ (که فردی غدار و سفاک است) به تنهایی معنای خون‌خواهی ندارد؛ زیرا هدف ما نابودی فرهنگ و مکتبی است که معصوم را می‌کشد.
 
این موضوع در مورد امام معصوم نیز صادق است وقتی امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که «یک ضربه شمشیر بزنید»، به این معنا بود که حق دارید، اما هدف، تنها کشتن یک فرد نبود، بلکه هدف نابودی فرهنگ و مکتبی بود که با معصوم در ستیز است. تا زمانی که این مکتب نابود نشود، خون‌خواهی تمام نشده است. این نگاه هوشمندانه است که باید برای بدرقه عظیمی چون شهید [رضوان‌الله]... به کار گرفته شود.

حتی اگر در انتخاب‌ها توجه کافی نشده باشد، معلوم می‌شود که خداوند در قلب آن‌ها تصرف کرده است. در واقع، ما می‌خواهیم در فضای تشیع، بحث «خون‌خواهی» را آغاز کنیم؛ اما باید دانست که این آغاز، به معنای پایان نیست. شهادت امام [حسین (ع)]، سرآغاز یک خون‌خواهی تاریخی است که در عصر ما به پایان نمی‌رسد و ما یا نسل‌های بعدی، پایان آن را نخواهیم دید.
 
ما چشم‌انتظار آن مقطع از تاریخ هستیم که ظهور امام رخ دهد و انقلاب جهانی اتفاق بیفتد. امید ما این است که در رکاب آن بزرگوار به شهادت برسیم و در زمره کسانی باشیم که در این شرایط، یا پیش از ظهور یا پس از آن، بتوانیم درک حضرت را داشته باشیم و در کنار ایشان باشیم. در اینجا تنها یک واسطه هستم و عرض می‌کنم که وجود «حجت» (امام عصر عج) قطعی است و ادله بسیاری نیز بر این مدعا وجود دارد.
 
امام معصوم نمی‌تواند نسبت به اوضاع شیعیان و امت اسلامی بی‌تفاوت باشد؛ ایشان حتماً در شئون امت تصرف می‌کند و تصرفات آشکار ایشان نیز دیده می‌شود. تمام این ادله گواه است که آن بزرگوار «نایب» دارند و کسانی که در حال حاضر تصدی امر ولایت را بر عهده دارند، همان نایب‌های خاص هستند؛ یعنی همین فقها. در نتیجه، ما باید از طریق ایشان [ولی امر] هدایت شویم.
 
باید توجه داشت که مفاهیم کلمات بسیار مؤثرند و ما باید به اشارات و رهنمودهای ایشان توجه کنیم. البته در این مسیر، باید از هرگونه افراط و تفریط که منجر به لطمه زدن به انسجام، وحدت ملی و انسجام جبهه شود، به شدت پرهیز کرد؛ چرا که چنین کارهایی حرام است. ما باید این نکات مسلم را رعایت کنیم و چشم و گوش خود را به فرمان ولی امر داشته باشیم تا بتوانیم در مسیر درست حرکت کنیم. ان‌شاءالله که این مسیر را با توکل به خدا پیش می‌گیریم.
انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha