به قلم محمود جنیدی جعفری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿ احزاب آیه ۲۳﴾ برخی از آن مؤمنان بزرگمردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخی پیمان خویش گزاردند و بر آن عهد ایستادگی کردند تا به راه خدا شهید شدند.
وداع با امام شهید، وداع با رهبری است که مفهوم ایران مقتدر را در سایه اسلام به عنوان یکی از محورهای اصلی گفتمان رسمی و راهبردی کشور مطرح کردند و در همین راستا به حفظ استقلال سیاسی، توسعه توانمندیهای علمی و دفاعی و گسترش توان و ارتباط بینالملل اهتمام لازم و وافر داشتند. همچنین، زندگی سیاسی و شخصی رهبری پس از سالها مبارزه علیه رژیم پهلوی، زندان وتبعید تا حضور در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب و انتصاب به عنوان رئیسجمهور و همچنین، در انتخاب مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران که این خود از ویژگیهای امام شهید در پیوند میان تجربه انقلاب، مدیریت جنگ، بازسازی کشور و در رأس آن هدایت کلان نظام سیاسی قابل مشاهده است.
در کنار این تجربه سبک زندگی ساده، تأکید بر اهتمام به مسائل فرهنگی و همچنین، ارتباط مستمر با آحاد مختلف جامعه بخشی از زندگی رهبر شهید در حافظه عمومی مردم شکل گرفته است و در زندگی سراسر زهد و پارسایی و حضور در تمامی صحنههای انقلاب و بحرانهای خاص کشور و با استقبال از شهادت به عنوان جانباز مدال پرافتخار جانبازی و اکنون بدست شقیترین اشقیا به درجه رفیع شهادت نائل آمدند، لذا در این راستا باید گفت بدرقه چنین الگویی پایان یک زندگی نیست؛ آغاز روایت یک تاریخ است.
گویی زمان برای ساعتی از حرکت بازمیایستد تا مردمان نه فقط بر پیکری آرام، بلکه بر صفحهای از سرگذشت خویش درنگ کنند. تشییع، در چنین لحظاتی تنها آیین وداع نیست؛ آیین بازخوانی ایمان، رنج، امید و مسئولیتی است که یک انسان در طول عمر خود بر دوش کشیده است. این روزها، خیابانها تنها میزبان جمعیتی سوگوار نیستند؛ خاطرهها نیز به میدان آمدهاند. هر گام یادآور روزهایی است که سختی و امید در هم تنیده بود و هر نگاه در جستوجوی تصویری است که سالها با آن زیسته است.
مردان بزرگ پیش از آنکه در خاک آرام گیرند، در حافظه ملتها خانه میکنند؛ آنجا که گذر زمان نه غبار فراموشی بلکه صیقل ماندگاری بر نامشان مینشاند. مرگ هرچند قانون بیتخلف آفرینش است، اما برای آنان که عمر خویش را وقف آرمانی بزرگ کردهاند، تنها جابهجایی از عرصه حضور به گستره یاد است که آن با واژه شهادت معنی پیدا میکند. جسم در خاک میآرامد، اما اندیشه، چون ریشه در صداقت و ایمان دارد، در جان نسلها به زندگی ادامه میدهد.
وداع واژهای سنگین است؛ واژهای که هم اشک را معنا میکند و هم عهد را. اشک اگر تنها نشانه دلتنگی باشد، با گذر روزها فرو مینشیند، اما اگر با عهدی برای ادامه راه همراه شود، به سرمایهای برای آینده بدل خواهد شد. تاریخ بیش از آنکه سوگنامه مردان بزرگ را به خاطر بسپارد، وفاداری مردمان به آرمانهای آنان را ثبت میکند.
روز تشییع روز سکوت پرمعناست؛ روزی که صدای گامهای مردم رساتر از هر خطابهای سخن میگوید. در آن ازدحام هر کس روایت خود را از سالهای حضور رهبری مرور میکند و در دل از خود میپرسد که سهم او در ساختن فردای این سرزمین و مبارزه با استعمار چیست. آنانکه با ایمان، اخلاص، ایثار و احساس مسئولیت زیستهاند، با رفتن نیز درس میدهند. درس بزرگی، در ماندن نام و در ماندگاری اثر است و چه زیبا گفتهاند که انسان آنگاه حقیقتا از دنیا میرود که آخرین یادش از دلها رخت بربندد.
اکنون که لحظه وداع فرا رسیده است، شاید شایستهترین بدرقه نه تنها اشک بر فقدان، بلکه اندیشیدن به مسئولیتی باشد که بر دوش بازماندگان نهاده شده است؛ مسئولیت پاسداشت حقیقت، حفظ همبستگی و وحدت، همدلی و ساختن آیندهای که شایسته فداکاریهای گذشته باشد.
تشییع، پایان یک راه نیست؛ آغاز آزمون یک ملت است. آزمونی که در آن تاریخ خواهد نوشت آیا یاد بزرگان تنها در قاب تصاویر و صفحات کتابها باقی مانده یا در رفتار، اخلاق، ایثار، همدلی و اراده مردمان تداوم یافته و شاید معنای حقیقی وداع نیز همین باشد؛ بدرقه جسم و استقبال از مسئولیتی که بر دوش زندگان میماند.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شدبه عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
سلام بر آنان که با ایمان زیستند، باعزت رفتند و یادشان چراغ راه آیندگان خواهد ماند. وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ﴿۱۶۹﴾ هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
انتهای پیام