کد خبر: 4364633
تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷
در نشست علمی بررسی شد

«ما رأیت الا جمیلا»؛ مبنایی فراتر از حماسه در زیبایی‌شناسی مقاومت

حسین شایسته، پژوهشگر فلسفه هنر، در بررسی زیبایی‌شناسی مقاومت، تفاوت میان «نقل وقایع» و «روایت هنری» را کلید موفقیت در آثار دینی می‌داند. وی با تکیه بر دیدگاه شهید آوینی و تعبیر بنیادین حضرت زینب(س)، تأکید می‌کند که زیبایی‌شناسی مقاومت نه در نمایش خشونت و حذف، بلکه در «ثبت و حفظ» شهید نهفته است. از نظر او، تعبیر «ما رایت الا جمیلا» یک جمله عاطفی ساده نیست، بلکه یک «فراروایت» و مبنای نظری است که هنر مقاومت را از سطح حماسه به مرتبه‌ای والاتر از شهود و زیبایی وجودی ارتقا می‌دهد.

ارسال/ کنش حضرت زینب(س) در عاشورا فراتر از حماسه استبه گزارش ایکنا، حسین شایسته، نویسنده و پژوهشگر فلسفه هنر، در نشست علمی «زیبایی‌شناسی مقاومت؛ ما رأیت الا جمیلا به مثابه نظریه‌ای بنیادین در صورت‌بندی هنر» که توسط مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، در مورد شهادت رهبر انقلاب اظهار کرد: از دیدگاه بنده، زیباترین و شایسته‌ترین عاقبت برای رهبری، همین شهادت بود؛ هرچند برخی منتقدان، این نگاه را احساسی و رمانتیک می‌دانند.

وی افزود: همین پرسش در مورد واقعه عاشورا نیز وجود دارد؛ از این رو تلاش کردم تا از طریق واکاوی تعبیر «ما رأیت الا جمیلا» به‌عنوان یک نظریه بنیادین، به بحث زیبایی‌شناسی مقاومت در این مقوله بپردازم.

شایسته با تأکید بر اینکه تبیین زیبایی‌شناسانه جبهه مقاومت نیازمند مبنا و اسلوب است، بیان کرد: زیبایی‌شناسی عاشورا، قله مقاومت است و باید آن را به تمام تاریخ پس از عاشورا تسری داد. برای خلق آثاری با محوریت زیبایی‌شناسی عاشورا، داشتن تعریفی درست از هنر ضروری است؛ هرچند در زمینه نظریه‌پردازی هنر، با وجود ظرفیت‌های موجود، هنوز با چالش‌هایی روبرو هستیم.
 

روضه بودن عاشورا از منظر هنری

این پژوهشگر فلسفه هنر با بیان اینکه واقعه عاشورا از منظر هنری خود به نوعی یک «روضه» است، اظهار کرد: دشمنان امام حسین(ع) در طول واقعه عاشورا، به‌ ویژه در کوفه و در مواجهه با ابن زیاد، تلاش بسیاری برای تحقیر اهل بیت(ع) کردند؛ تا جایی که ابن زیاد با گستاخی به حضرت زینب(س) گفت: دیدی خدا چه بر سر برادر تو و خانواده‌اش آورد؟ اما پاسخ حضرت زینب(س) به نظر بنده یک جمله عادی نیست. ماهیت این پاسخ، خبری نیست که امکان تکذیب داشته باشد، بلکه نوعی آشنایی است که توانست فضای صحنه را تغییر دهد. این پاسخ چنان تأثیرگذار بود که طرف مقابل را علیرغم قدرت ظاهری، به انفعال کشاند و باعث شد ابن زیاد در آن لحظه دستور قتل اسرا را صادر کند که البته برخی مانع اجرای آن شدند.

وی با تأکید بر اینکه این کلام حضرت زینب(س)، عاشورا را از قالب یک تراژدی خارج کرد، تصریح کرد: زیبایی‌شناسی مبانی متعددی دارد؛ از نگاه افلاطونی و فلاسفه یونانی گرفته تا زیبایی‌شناسی مدرن و دیدگاه فلاسفه‌ای چون ملاصدرا. در نگاه افلاطون، هر آنچه دارای لطافت و هارمونی باشد، امر زیبا تلقی می‌شود.

او در ادامه افزود: آیا در عاشورا چنین لطافتی وجود دارد؟ خیر. آنچه در عاشورا رخ داد، لطافت نبود، بلکه خشونت تمام‌عیار بود و بسیاری از انسان‌ها کشته و سر بریده شدند. شاید برخی بگویند در بخش حماسه (واقعه‌ای که در آن شجاعت و دلاوری رخ داده) می‌توان زیبایی را یافت؛ ما این مطلب را می‌پذیریم، اما حماسه منحصر به جبهه حق نیست و جبهه باطل نیز دلاوری‌هایی دارد؛ لذا نباید بحث زیبایی را تنها به حماسه خلاصه کرد.

شایسته با اشاره به زیبایی‌شناسی مدرن که از قرن هجدهم آغاز شده، گفت: این نوع زیبایی‌شناسی وابسته به سلایق و خصوصیات انسانی و امری کاملاً نسبی است. بر این اساس، یک نفر ممکن است امری لطیف را زیبا ببیند و دیگری خشونت را؛ همان‌طور که نمی‌شود به کسی که رنگ قرمز را نمی‌پسندد بگوییم آبی خوب است، عاشورا را نیز برای انسان مدرنی که با این واقعه همخوانی ندارد، نمی‌توان زیبا جلوه داد.

وی در ادامه بیان کرد: بنابراین، این نوع نگاه زیبایی‌شناسانه نمی‌تواند در بحث ما مبنا قرار گیرد؛ زیرا در این صورت ممکن است کسانی ادعا کنند که زیباییِ عاشورا تنها مربوط به سلیقه حضرت زینب(س) بوده و سلیقه دیگران متفاوت است.
 

تعریف وجودی برای زیبایی

شایسته در ادامه افزود: ملاصدرا برخلاف افلاطون که زیبایی را امری مجازی می‌داند، زیبایی را وجودی تعریف می‌کند و معتقد است انسان می‌تواند به مرتبه‌ای از زیبایی و قله انسانی دست یابد که دیگران به آن نرسیده‌اند. از نظر ملاصدرا، اوج زیبایی در ادراک زیبایی عقلی است که هم عقل نظری و هم عقل عملی را شامل می‌شود. اما حضرت زینب(س) با تعبیر خود، بر جنبه شهودی تأکید دارند؛ بدین معنا که مبنای زیبایی‌شناسی حضرت زینب(س)، فراتر از نگاه ملاصدرا و از جنس شهود است، نه صرفاً عقلانیت و دانایی.

این پژوهشگر با اشاره به فلسفه هنر بیان کرد: تعاریف متعددی از هنر وجود دارد؛ برخی هنر را تلاقی خطوط می‌دانند و برخی دیگر آن را هر چیزی می‌بینند که جمعی از هنرمندان یا موزه‌ها به‌عنوان اثر هنری پذیرفته باشند، حتی اگر فردی خاص از آن خوشش نیاید. حال باید پرسید آیا عاشورا را می‌توان با این تعاریف تبیین کرد یا اینکه هیچ‌کدام از این تعاریف برای خلق آثار عاشورایی شایسته نیست و نیاز به نظریه‌پردازی جدید داریم؟ من معتقدم جامعه هنری ما از فقدان تعریفی دقیق نسبت به نظریه هنر رنج می‌برد و در مقولات دینی، دست هنرمندان ما خالی است. ای کاش این مباحث در فضای جامعه هنری مطرح شود؛ زیرا در گفتگو با بسیاری از هنرمندان، از جمله نقاشان، این احساس خلأ را به‌وضوح لمس می‌کنم.

وی همچنین اشاره کرد: شعرا اهتمام زیادی به شب‌های شعر و گردهمایی‌های هنری دارند و ای کاش تمام جامعه هنری چنین حس و اهتِمامی داشت تا این تلاش‌ها به نظریه‌پردازی منجر شود.

این پژوهشگر در مورد مهندسی محتوا تصریح کرد: در مهندسی محتوا، نخست باید بر مباحث فنی و تکنیک‌های هر هنر مسلط بود. دوم، روان‌شناسی مخاطب اهمیت دارد؛ یعنی هنرمند باید مخاطب‌شناس باشد تا بداند با چه ترفندی مخاطب را اقناع کرده و پیام خود را منتقل کند. مورد سوم نیز اشراف بر لایه‌های روایت و تسلط بر زوایای مختلف آن است.
شایسته تأکید کرد: در مورد عاشورا، ما نقل‌های بسیاری داریم اما روایت کم است. کلام حضرت زینب(س) در واقع روایت از عاشورا نیست، بلکه فراروایت است؛ درست همان‌طور که شهید آوینی در مورد دفاع مقدس صرفاً روایت نکرد، بلکه به فراروایت و بیان وجوه زیبایی‌شناختی جنگ پرداخت.
 
این پژوهشگر فلسفه هنر با اشاره به دیدگاه شهید آوینی در مورد بقای شهدا اظهار کرد: شهید آوینی تعبیری دارد که ما به اشتباه گمان می‌کنیم شهدا رفته‌اند و ما مانده‌ایم، در حالی که در حقیقت آن‌ها مانده‌اند؛ چرا که شهید با شهادت خود، تثبیت می‌شود.

وی در ادامه افزود: در فیلم‌سازی، هدف باید ثبت شهید باشد، نه حذف او. در سینمای هالیوود، قهرمانی اسلحه به دست می‌گیرد و دیگران را حذف می‌کند تا تنها خودش باقی بماند؛ این یک نوع مهندسی محتواست. اما در روایتِ مقاومت، قرار نیست کسی حذف شود، بلکه هدف، حفظ شهید است. متأسفانه در برخی فیلم‌های اخیر، با تکیه بر فریادهای زیاد و نمایش کشتار، تلاش می‌شود تا حذف (به جای ثبت) صورت گیرد. هرچند حقیقتِ جنگ شامل تمام این وقایع است، اما این‌ها صرفاً نقل جنگ هستند، نه روایت آن.
 

زیبایی‌شناسی جنگ در نگاه اسلامی

شایسته در ادامه بیان کرد: کسانی هستند که ترکش در تن دارند، اما این ترکش‌ها در حقیقت تکه‌های استخوان رفقایشان است، نه صرفاً سنگ و گلوله؛ برای نمونه در عملیات کربلای ۵ این مسئله بسیار دیده شد. این یک حقیقتِ جنگ است، اما در عین حال، زیبایی‌شناسی مقاومت را در خود نهفته دارد. زیبایی‌شناسی در اینجا به این معناست که بتوانیم تعبیر «ما رأیت الا جمیلا» را از دل شهادت یک انسان بیرون بکشیم.

وی افزود: وقتی حضرت زینب(س) این تعبیر را فرمودند، مقصودشان این نبود که رنج و زجری در کار نبوده است، بلکه با وجود تمام آن سختی‌ها، نهایت ماجرا را زیبا می‌دانستند. مگر زجری بالاتر از نحوه شهادت امام و یارانشان وجود دارد؟ نکته جالب این است که حضرت زینب(س) تمام این وقایع و حتی اسارت را مشاهده کردند، اما باز هم ما رایت الا جمیلا را بیان فرمودند؛ بنابراین تعبیر ایشان به مراتب فراتر از مفهوم حماسه است.

شایسته در پایان تأکید کرد: اگر حضرت زینب(س) تنها بر حماسه و دلاوری تأکید می‌کردند، دشمن نیز می‌توانست بر همین مقوله تأکید ورزد؛ اما عبارت ما رأیت الا جمیلا تمام زبان‌ها را قفل کرد. لذا این عبارت حاکی از وجه زیبایی‌شناسانه عمیقی است و در جریان مقاومت باید به عنوان یک مبنا قرار گیرد، نه صرفاً یک جمله عاطفی و احساسی.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha