کد خبر: 4367002
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۸
ابوالفضل روحی تشریح کرد

چرایی کشتی نجات بودن امام حسین (ع)

استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام حسین(ع) کسی بود که بالاترین فدیه و ایثار و گذشت را انجام داد لذا تبدیل به مصباح هدایت و سفینه نجات شد؛ کسی می‌تواند مصباح و روشنگر باشد که بیشترین نور را از خدا گرفته باشد لذا ایشان بالاترین نور را از خدا گرفت چون بیشترین باور توحیدی را داشت و همه هستی خود را فدا کرده بود.

ارسال// چرا در بین ائمه(ع) امام حسین(ع) کشتی نجات و چراغ هدایت است؟به گزارش ایکنا، ابوالفضل روحی، استاد حوزه و دانشگاه، هفتم مردادماه در نشست علمی «توحیدباوری در قیام امام حسین(ع)» با اشاره به شبهه کتاب شهید جاوید، گفت: نویسنده این کتاب مطرح کرد که ما با یک تناقض روبرو هستیم؛ از یکطرف اگر بگوییم امام حسین(ع) علم به حوادث عاشورا داشته است پس چرا اقدام این کار کردند زیرا هلاکت و قتل نفس محسوب می‌شود و از طرف دیگر اگر بگوییم امام نمی‌دانست و حرکت کرد پس علم و عصمت ایشان زیر سؤال است؛ مرحوم علامه طباطبایی و آیت‌الله صافی گلپایگانی(کتاب شهید آگاه) به این شبهه پاسخ دادند. البته چون بزرگواران از منظر یک انسان عادی حادثه عاشورا را تحلیل کردند، پاسخ لازم داده نشده است لذا معتقدم که باید مسئله را طوری حل کنیم که اصلاً شبهه مطرح نشود.
 
وی با تأکید بر نگاه توحیدمحوری، افزود: این نگاه سبب خواهد شد تا اصلاً این شبهه از اساس زیر سؤال برود از این رو باید امام حسین(ع) را در قرآن تحلیل کنیم که آیات زیادی هم مستقیماً و یا تأویلاً در مورد ایشان وجود دارد از جمله آیات 17 تا 14 توبه که خدا بشارت ویژه به آنان داده است(يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ). به قول علامه طباطبایی همه نعمت‌های اعطایی به یک شخص در این آیات جمع شده است که به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) عطا خواهد شد. برخی تفاسیر تصریح کرده‌اند که آیات، مرتبط با امام حسین(ع) است زیرا ایشان بود که هجرت و جهاد کرد و همه هستی خود را فدای خدا کرد.
 
روحی با اشاره به توحیدمحوری، بیان کرد: براساس نظر اسلام هر کسی که شهادتین یعنی شهادت بر خدا و پیامبر(ص) را بر زبان آورد، مسلمان تلقی خواهد شد و خون، مال و ناموس او محفوظ است. اما نوع دیگری از توحید هم داریم که باید در قلب افراد رخ دهد لذا توحید دو بخش نظری و عملی است و به تعبیر دیگر اینکه توحید ربوبیت و خالقیت را هم داریم. این افرادی که مطرح کردند امام حسین(ع) اطلاع نداشت که چه اتفاقی برای او رخ خواهد داد، در حقیقت امام را به مثابه یک انسان عادی تحلیل می‌کنند.
 
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر توحید در عمق جان یک انسان نفوذ کند، او باور می‌کند که هیچ چیزی از علم الهی پنهان نیست و خدا بر همه چیز قادر و علیم است، در این صورت اگر اقدام به عمل کند مطمئن است که ولو همه دنیا در برابر او بایستند، اگر خدا بخواهد پیروز خواهد شد. زمانی که حضرت نوح(ع) کشتی می‌ساخت، در جایی ساخت که هیچ کسی احتمال نمی‌داد یک روزی این کشتی به آب بیفتد زیرا خشک و بیابان بود و هر کسی از آنجا عبور می‌کرد او را مسخره می‌کرد. نوح(ع) که باور به توحید و وعده الهی داشت، به این وعده تکیه و کشتی را ساخت و برخی را نجات داد. یا ابراهیم(ع) وقتی بت‌ها را شکست، او را به آتش انداختند ولی او هیچ نگرانی نداشت و تا انتها پای اقدامش ایستاد زیرا او با عمق وجود باور داشت که خدا از او حمایت خواهد کرد لذا ابراهیم بر خلاف همه ظواهر از آتش نجات یافت. 
 
روحی بیان کرد: در ماجرای مادر موسی(ع) هم این اتفاق افتاد. برخلاف همه ظواهر عقلی موسی را به دریا انداخت و مأموران فرعون صندوق او را گرفتند و این باور مادر موسی(ع) به توحید بود که او محاسبات مادی را نکرد و اقدام خودش را انجام داد. در مورد خود حضرت موسی(ع) هم وقتی در پشت رود نیل قرار گرفتند و مأاموران فرعون پشت سر آنان بودند با همین باور توحیدی(ان معی ربی سهیدین) دل به دریا زد و اتفاقات بعدی رخ داد. پیامبر اسلام(ص) هم در لیله‌المبیت به سمت مدینه حرکت کرد و براساس همین باور توحیدی وقتی وارد غار شد و دشمنان هم قصد ورود داشتند، خداوند آنان را منصرف کرد. در مورد انسان‌های عادی هم نمونه‌های متعددی در این زمینه وجود دارد که باور توحیدی، آنان را نجات داده است. 

رسوخ باور توحیدی در عمق جان امام حسین(ع)

روحی بیان کرد: تمام عملکرد امام حسین(ع) از زمان حرکت از مدینه، همگی مبتنی بر باور توحیدی بود و توحید و ایمان ایشان طوری بود که هر لحظه خود را در معرض پیروزی می‌دید و نه شهادت لذا همه زندگی خود را در این مسیر قرار داد و خانواده را هم با خود برد. امام حسین(ع) همه ساختار زندگی خود را در مسیر توحید قرار داده بود. مرحوم میبدی می‌گوید سیدالشهدا مجموعه آزمون‌هایی را سپری کرد که هیچ یک از اولیاء و انبیاء آن را پشت سر نگذاشتند؛ مثلاً حضرت ابراهیم(ع) رؤیای ذبح اسماعیل(ع) را دید اقدام کرد تا تعلق خاطر او به اسماعیل از بین برود و این نشان می‌دهد تا آن موقع این تعلق خاطر وجود داشته است. 
 
وی ادامه داد: ولی امام حسین(ع) اینطور نبود مثلاً وقتی علی اکبر(ع) بعد از نبرد اولیه نزد پدر آمد تا طلب آب کند، برخی گفته‌اند او که خبر داشت آبی در خیمه نیست ولی علی اکبر این کار را کرد تا امام حسین(ع) کاملاً دل از فرزندش ببرد و در حقیقت آزمون مجدد برای قطع کامل وابستگی امام حسین(ع) به دنیا و تحقق اوج توحید باشد. مرحوم شریعتی هم اشاره به این نگاه کرده است همچنین مرحوم میرزا جلال‌الدین در کتاب فاطمه العصمه الکبری.
 
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: حضرت در کربلا یکی یکی فرزندان و اموالش را فدا کرد؛ وقتی حضرت در گودال قتلگاه افتاد و دشمن به خیمه‌ها حمله کرد، حتی در حمله دشمن به خیمه‌ها و خانواده او هم معترض به خدا نشد و نفرمود که خدایا من تاب این نوع آزمایش را ندارم در حالی که حضرت ایوب وقتی شیطان مقداری از موی همسر او را به او نشان داد، به خدا گفت من توان این نوع آزمایش را ندارم. سیدالشهدا(ع) رضایت داد و تعبیر رضا برضاک را وقتی سر داد که خیمه‌ها را آتش زدند. این نشان می‌دهد که امام حسین(ع) همه تعلقات خود حتی اهل و عیال و ناموس را برای تحقق توحید رها کرد. 
 
روحی بیان کرد: مهم‌ترین نکته در مجموعه عاشورا این است که این باور در وجود امام حسین(ع) تا عمق وجودشان رسوخ یافته بود که اگر همه کارهای ما برای خدا باشد، یکسری اموری از جانب خدا رخ خواهد داد که برخلاف همه قواعد و امور طبیعی است. عملکرد سیدالشهدا(ع) در برابر لشکر چندین هزار نفری را نباید با حساب و کتاب مادی و آمار و عددی تحلیل کنیم و باید در راستای همان اقدمات انبیاء تحلیل کنیم و نتیجه این است که هر کسی بالاترین ایمان به استعانت خدا و توحید داشته باشد، کارهای او هم ماندگارتر خواهد بود لذا عاشورا به عنوان بزرگ‌ترین پدیده حقیقی اسلامی باقی مانده و ماندگار شده زیرا بالاترین درجه توحید در وجود امام حسین(ع) محقق شده است.

عاشورا؛ قیامی مبتنی بر توحید ناب

استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه همه رفتارهای امام حسین(ع) مبتنی بر توحید ناب بوده است، گفت: ملاصدرا در تفسیر قرآن خود فرموده است اگر کسی خودش را عین‌الربط بداند و بداند آن چه آن به آن صادر می‌شود همان علیتی است که از سوی خدا صادر می‌شود، یک عارف واقعی است؛ ایشان رابطه علیت را دو سویه نمی‌داند بلکه یکسویه از جانب خدا می‌داند؛ نکته دیگر این که رابطه علیت را تشکیکی بدانیم، همچنین بپذیریم در تحقق علیت تا زمانی که از علت چیزی صادر نشود، در معلول چیزی وجود ندارد، او معقتد است که این سه باور در امام حسین(ع) وجود داشت یعنی امام حسین(ع) در درجه اول باور داشت آن چه رخ می‌دهد از جانب خداوند است همچنین باور داشت آن چه انجام می‌دهد در راستای اهداف الهی است و اینکه دشمنان هرقدر تلاش کنند و هر بلایی بر سر او بیاورند، نخواهند توانست وعده الهی را نابود کنند.
 
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: علامه طباطبایی هم در جزوه «وحی یا شعور مرموز» بحث کرده است که وحی در لغت به معنای اشاره پنهانی برای انتقال یک معنا و محتوا است و در چند حالت رخ می‌دهد؛ از جمله من وراء حجاب، یرسل رسولا؛ عصمت اعطایی و وحی به ام موسی و گاهی در قالب غریزه حیوانی و گاهی در قالب وسوسه‌های شیطانی و گاهی در قالب طبیعت یعنی وحی به آسمان و زمین و ...؛ علامه فرموده است برخی افعال عالم به ظاهر طبق یک امور طبیعی در حال رخداد است، ولی باید باور کنیم که فاعل اصلی در تمام تحولات عالم خداوند است یعنی در ظاهر، امام حسین(ع) در حال ذبح شدن و له‌شدن زیر سم اسبان است ولی این ذبح و ... مقدمه فعالی خدا برای بقای تکوینی عالم است.
 
روحی بیان کرد: براین اساس، کار امام حسین(ع) فقط حفظ قرآن و اسلام و سیره نبوی نبود بلکه در ساختار تکوینی عالم هم نقش ایفا کرد و هرقدر توحید قوی‌تر باشد تأثیر آن در ساختار تکوینی هم بیشتر خواهد شد. اینکه ما در و دیوار و پرچم امام حسین(ع) را می‌بوسیم چون خداوند ولایت را به واسطه شهادت امام(ع) به صورت تکوینی در عالم قرار داده است لذا هر چیزی که در طبیعت منسوب به امام حسین(ع) باشد، می‌تواند تأثیر داشته باشد از این رو اگر در کویر لوت هم چیزی منسوب به امام را ببوسیم، تأثیر خود را در فرد خواهد گذاشت. با این نگاه، بوسیدن اشیاء منسوب به امام(ع) برخلاف وهابیت شرک تلقی نخواهد شد بلکه اوج توحید است. 
 
وی افزود: مرحوم علامه مصباح هم در آذرخش کربلا به این بحث پرداختند که چرا امام حسین(ع) قطب همه اولیاء الهی است.؟ ایشان فرموده است که تحقق آن چه در کل عالم هستی رخ می‌دهد، در تداوم فعل الهی است؛ گاهی این فعل مستقیم رخ می‌دهد و گاهی باید یک حلقه واسطه وجود داشته باشد تا علت مبقیه باشد. امام حسین(ع) کسی بود که بالاترین فدیه و ایثار و گذشت را انجام داد لذا تبدیل به مصباح هدایت و سفینه نجات شد؛ کسی می‌تواند مصباح و روشنگر باشد که بیشترین نور را از خدا گرفته باشد لذا ایشان بالاترین نور را از خدا گرفت چون بیشترین باور توحیدی را داشت و همه هستی خود را فدا کرده بود.
 
وی افزود: کسی که بیشترین تأثیرپذیری از قدرت خدا را داشته باشد، می‌تواند بیشترین افراد را سوار بر کشتی نجات خود کند از این رو تا قیامت هیچ کسی نخواهد توانست تأثیر عاشورا را از بین ببرد و این قیام خالد و جاویدان خواهد بود. امام باور داشت مسیری که می‌رود توحیدی است، لذا چه به شهادت برسد یا پیروزی ظاهری در هر صورت تحقق وعده الهی است و امروز هم این مسیر جاودانه وجود دارد و پیروان ایشان از آن بهره می‌برند.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
معصومه امام وردی
captcha