کد خبر: 4366295
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

اربعین؛ تلاقی آزادی‌خواهان جهان در مسیر بیداری امت مبعوث‌شده

اربعین حسینی(ع) امروز دیگر تنها یک مراسم مذهبی یا آیینی نیست، بلکه به عنوان یک «آرمان‌شهر» متحرک، بستری برای ظهور نوعی از انسان است که با عقلانیت ابزاری و مادی‌گرایی غرب تفاوت‌های بنیادین دارد. در حالی که جوامع مدرن با بحران‌های عمیق پوچ‌گرایی، فردگرایی مطلق و فقدان معنا دست و پنجه نرم می‌کنند، اربعین الگویی جدید از زیست انسانی را ارائه می‌دهد؛ جایی که توحید، عبودیت و ایثار، جایگزین سودجویی و لذت‌طلبی شده است. اما در کنار این شکوه، پرسش‌های بنیادینی مطرح است: آیا ما توانسته‌ایم از ظرفیت‌های تمدنی اربعین به درستی استفاده کنیم؟ چگونه می‌توان از این پدیده برای تحول در علوم انسانی و شکل‌دهی به هویت «انسان مسلمان متمدن» بهره برد؟ و در مواجهه با چالش‌هایی چون سطحی‌نگری یا قوم‌گرایی، چه راهکاری برای حفظ ماهیت دینی و سیاسی این حرکت وجود دارد؟

مصاحبه/ گرامی اربعنی

در گفت‌وگو با غلامحسین گرامی، رئیس دانشکده هدی، به واکاوی لایه‌های پنهان و آشکار اربعین می‌پردازیم؛ از تحلیل زیرساخت‌های اعتقادی انسان اربعینی تا نقش هنر و رسانه در ترویج این تمدن و تبیین پیام صلح، مقاومت و مبارزه با سلطه در جهان. مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:
 

ایکنا ـ آیا از ظرفیت‌های تمدنی اربعین به درستی استفاده شده است؟ 

یکی از سؤالات مهم در مورد اربعین حسینی(ع)، استفاده از ظرفیت‌های تمدنی آن است. در پاسخ به این پرسش باید بگویم که ما به نحو حسن و حتی غیراحسن، آن‌طور که باید از ظرفیت این موضوع استفاده نکرده‌ایم. دلیل منطقی آن نیز این است که برای بهره‌برداری از هر چیزی، ابتدا باید آن را به خوبی شناخت و این ظرفیت، هنوز به اندازه کافی شناخته نشده است تا بتوانیم بهره لازم را از آن ببریم؛ افزون بر این، چگونگی استفاده از این ظرفیت‌ها، خود بحث مهم دیگری است.

محور اصلی هر تمدنی، «انسان» است؛ آن چیزی که تمدنی را از تمدنی دیگر متمایز می‌کند و گاهی باعث برتری یا شکست آن می‌شود، به هویت انسان در آن تمدن باز می‌گردد. هر تمدنی دارای زیرساخت‌ها و برساخت‌هایی است. زیرساخت‌ها در ظاهر دیده نمی‌شوند اما بسیار مؤثرند؛ مواردی چون اعتقادات، ارزش‌های جامعه، اهداف متعالی، اخلاق، آداب و هر آن‌چه هویت انسان و جامعه را شکل می‌دهد، در زمره زیرساخت‌ها هستند.

تعریفی که هر تمدن از انسان ارائه می‌دهد، مبنای شکل‌گیری علوم انسانی آن تمدن است؛ بدین معنا که علوم سیاسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و دیگر علوم انسانی، همگی بر مدار این تعریف استوارند. در مقابل، برساخت‌ها و روساخت‌ها شامل صنایع و پیشرفت‌های پزشکی، کشاورزی، هسته‌ای، نظامی، مهندسی و ابنیه‌هایی چون جاده و پل هستند. برخلاف تصور عرف عامه، اهمیت این موارد در مقایسه با زیرساخت‌ها کمتر است.

در بحث نظریه‌پردازی تمدنی نیز دو رویکرد وجود دارد: گاهی نظریه‌پردازی توسط فلاسفه و دانشمندان علوم انسانی صورت می‌گیرد تا هویت انسان را تعریف کرده و آن هویت مدنظر را به افراد جامعه القا کنند. اما در موارد دیگر، ابتدا یک هویت در یک ملت شکل می‌گیرد و سپس باید در مورد آن نظریه‌پردازی شود. برای نمونه، در غرب تمدنی ایجاد شده است که فلاسفه و نظریه‌پردازان به آن هویت بخشیده‌اند؛ مثلاً کسانی چون فروید و فمنیست‌ها تئوری‌هایی تولید کردند که وضعیت امروز غرب در بحث جنسیت و مسائل جنسی، یا تئوری‌های سودگرایی و لذت‌طلبی، همگی متأثر از آن‌هاست. این تئوری‌ها بر اساس تعریف آنان از انسان شکل گرفته‌اند.
 
در تعریف غربی از انسان، فردگرایی، لذت‌طلبی و سودجویی از محورهای مهم شخصیت است و لذا در تمدن غرب برجسته می‌باشد؛ اما در فرهنگ اسلامی، انسان «حی متاله» است. امروز در اربعین، ما با پدیده‌ای به نام «انسان اربعینی» مواجه هستیم؛ اکنون این وظیفه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و نظریه‌پردازان علوم انسانی است که این موجودیت را بازخوانی کرده، بشناسند و برای آن نظریه‌پردازی کنند.
 

ایکنا ـ اشاره به انسان اربعینی داشتید؛ مهمترین ویژگی چنین انسانی چیست؟

مهم‌ترین رکن «انسان اربعینی»، بُعد اعتقادی اوست؛ انسان اربعینی کاملاً توحیدمحور و ولایت‌محور است، برخلاف تمدن غرب که در فرم غالب جامعه، انسان بریده از خدا، دین و معاد است. انسان اربعینی به سنن الهی در جامعه اعتقاد راسخ دارد.

در بُعد دیگر، ارزش‌ها و اخلاقیاتی وجود دارد که در انسان اربعینی متجلی است؛ عبودیت و اخلاص در وجود او موج می‌زند، فانی در بندگی خالصانه خداست و اهل صبر، استقامت، ایثار و گذشت است. در غرب، دولت‌ها وظیفه اصلی خود را «رفاه» تعریف می‌کنند، اما در منظر اسلامی، اگر رنج در راستای حفظ ارزش‌ها و اهداف متعالی الهی باشد، نه تنها بد نیست بلکه سازنده و مقدس است؛ لذا استقامت و صبر در برابر رنج‌های ارزشمند، امری پسندیده است.

تواضع و فروتنی نسبت به همنوع و همچنین «معناداری در زندگی»، از دیگر ویژگی‌های محوری انسان اربعینی است. امروزه یکی از مهم‌ترین بحران‌ها در جوامع غربی، پوچ‌گرایی یا بی‌معنایی زندگی است و اگر معناداری را نیز جست‌وجو کنیم، صرفاً در تأمین مادیات خلاصه شده است؛ به گونه‌ای که بسیاری نمی‌دانند برای چه زندگی می‌کنند و هدف از خلقت چیست. اما بی‌معنایی در زیست و فرهنگ اربعین هیچ نمودی ندارد؛ زندگی در منظر انسانی که با فرهنگ اربعین مانوس شده است، کاملاً معنادار است. گواه این مطلب آن است که سالانه میلیون‌ها نفر با هزینه نسبتاً بالا و با پذیرش سختی و رنج سفر، در این مسیر قدم می‌گذارند و پیاده‌روی اربعین را برای خود لذتی می‌پندارند، زیرا بُعد معناداری در وجود آنان با حضور در این مسیر تقویت می‌شود.

انسان اربعینی، عواطف و عقلانیت را در وجود خود درهم تنیده است و این پیوند، با توحیدمحوری، معادباوری و شهادت‌طلبی، به صورت یک نظام و سیستم منسجم درآمده است؛ برخلاف انسان غربی که عقلانیت ابزاری و بازاری را محور فعالیت‌های خود قرار داده است. انسان اربعینی در بُعد اقتصادی نیز اهل مواسات، ایثار و ازخودگذشتگی است. فرهنگ اربعین و عاشورا که وامدار تئوری کلان اسلامی است، انسانی را در اقتصاد تعریف می‌کند که تئوری‌های سودجویانه و فردگرایانه اقتصادی غرب را زیر سؤال می‌برد. در اربعین، افرادی هستند که یک سال پس‌انداز می‌کنند تا آن را خرج زائران امام حسین(ع) نمایند و هیچ نگاه سودجویانه‌ای به زائر اربعین ندارند؛ موضوعی که با هیچ نظریه اقتصادی در غرب همخوانی ندارد.
 

ایکنا ـ اتحاد از آموزه‌های محوری در دین مبین اسلام چگونه در اربعین تقویت می‌شود و نقش هنرمندان و رسانه‌ها در این زمینه چیست؟

انسجام، اتحاد و یکپارچگی انسانی که در اربعین حضور می‌یابد، امری بسیار حائز اهمیت است. این اتفاق نه‌تنها وحدت میان شیعیان را پررنگ می‌کند، بلکه فراتر از آن، پیروان سایر مذاهب اسلامی و حتی ادیان دیگر را نیز با خود همراه می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که آزادی‌خواهان دنیا نیز در این آیین بزرگ حضور می‌یابند و ما در اربعین، شاهد نوعی اتحاد فرامذهبی و فرادینی هستیم. در واقع، خلق زبان مشترکی بر پایه همدلی، هماهنگی و یکپارچگی در اربعین به‌وضوح دیده می‌شود.

در بُعد سیاسی، ایجاد روحیه حماسی و تقویت آموزه‌ی مبارزه با زورگویان و اهل سلطه در میان آزادی‌خواهان، از دستاوردهای فرهنگ اربعین است. در بُعد فرهنگی، رسانه‌ای و هنری نیز باید اربعین بیش از گذشته مورد تحلیل و تبیین قرار گیرد؛ اشعار، نمادها، پرچم‌ها و ایثارگری‌ها، هر یک موضوعی برای رسانه‌ها و هنرمندان است. از آن‌جا که هنر و رسانه نقشی کلیدی در ترویج یک تمدن دارند، لازم است اصحاب هنر و رسانه نه‌تنها بر جنبه‌های عاطفی، بلکه بر تمامی ابعاد اربعین تمرکز کرده و پیام آن را به جهانیان مخابره کنند: پیام صلح و صفا، دوستی و محبت، و ایثار و ازخودگذشتگی، در کنار مبارزه با ظلم و زور و نپذیرفتن ذلت و سلطه در عالم.

اگر اربعین را یک «آرمان‌شهر» بدانیم (که در تعاریف تمامی فلسفه‌های سیاسی سابقه داشته است)، گستره تاریخی آن از صدر اسلام را فراتر رفته و از دوران حضرت آدم تا خاتم‌الانبیاء و سپس دوران ائمه و غیبت را در بر می‌گیرد؛ زیرا تمامی انبیا و اولیاء آمدند تا عدالت‌خواهی را در جامعه رواج دهند. همچنین، گستره جغرافیایی این آرمان‌شهر، تمام جوامع و سرزمین‌ها را شامل می‌شود؛ بنابراین، از نظر تاریخی و جغرافیایی، وسعتی به اندازه تمام دنیا و تمامی اعصار گذشته دارد.

اربعین، بهترین فرصت برای خلق هویت فردی و جمعی است و هویتی را ایجاد می‌کند که می‌توان بر اساس آن، علوم انسانی را متحول ساخت. رهبر شهیدمان سالیان متمادی تأکید فرمودند که علوم انسانی باید اسلامی شود و یکی از ثمرات این امر، شکل‌دهی به هویت «انسان مسلمان متمدن» است.
 

ایکنا ـ تفاوت اربعین امسال در قیاس با اربعین‌های گذشته در غیاب قائد شهید امت چیست؟

تفاوت اربعین امسال با سالیان گذشته در «امتی» است که امسال بیش از هر زمان دیگری «مبعوث‌شده و بپاخواسته» است؛ تعبیری که امام شهید ما آن را به کار بردند. این امت، شامل تمامی امت اسلامی، مردم مسلمان و حتی آزادی‌خواهان جهان است. امسال این امت، هم از نظر اعتقادی و فرهنگی و هم از جهت اجتماعی و سیاسی، بیش از هر زمان دیگری مبعوث‌شده است و قصد دارد در تحولات جهانی نقش فعال‌تری ایفا کند.
 

ایکنا ـ چالش‌های فراروی پدیده پیاده‌روی اربعین چیست؟

باید به چالش‌ها و خطراتی که اربعین را تهدید می‌کنند نیز دقت داشته باشیم؛ نخستین خطر، سطحی‌نگری و نگاه صرفاً عاطفی و احساسی به حماسه حسینی و اربعین است. چالش دیگر این است که اربعین نباید به امری گردشگری و تفریحی تبدیل شود؛ هرچند در چند سال اخیر، با وجود گرمای بی‌سابقه، چنین روندی دیده نشده است.

موضوع دیگر این است که نباید اربعین را از منظر نظریه‌پردازی رها کنیم. همچنین، اجتناب از قوم‌گرایی و ایرانی‌گری یا عراقی‌گری در بحث اربعین بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که گاهی زمزمه‌های خطرناک این رویکردها احساس می‌شود و باید در نطفه خفه شوند. اربعین حرکتی دینی، اعتقادی و سیاسی است؛ اما تلاش برای «کاملاً دینی» کردن آن، خود یک چالش است و از سوی دیگر، «سیاسی‌کردنِ صرف» آن نیز خطری دیگر به شمار می‌رود. اربعین ترکیبی از سیاست و دین است و باید پیوند این دو و روحیه مبارزه و مقاومت در ذیل دین توحیدی حفظ شود تا خطر سکولاریسم، آن را به چالش نکشد.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha