سید نورالدین محمودی؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه به انگیزه بزرگداشت سهروردی نوشت.
فلسفه برای کودکان، برخلاف برداشتی که آن را به آموزش سادهشده آراء فیلسوفان فرو میکاهد، برنامهای برای پرورش توانایی پرسیدن، دلیلآوردن، مفهومسازی، بررسی پیشفرضها و گفتوگوی مسئولانه است. در این برنامه، داستان نه وسیلهای تزئینی برای جذابکردن آموزش، بلکه محرکی برای ایجاد «حیرت فلسفی» و شکلگیری حلقه کندوکاو به شمار میآید. داستان مناسب، کودک را با موقعیتی مواجه میکند که معنای آن از پیش بسته نشده است و درباره مفاهیمی چون حقیقت، آزادی، هویت، دانایی، عدالت، دوستی، مرگ و خوشبختی امکان طرح پاسخهای متفاوت و درعینحال استدلالپذیر وجود دارد.
از این منظر، داستانهای رمزی و تمثیلی شهابالدین یحیی سهروردی، مشهور به شیخ اشراق، ظرفیتهایی قابل توجه برای فلسفهورزی با کودکان و نوجوانان دارند. آثاری مانند «عقل سرخ»، «آواز پر جبرئیل»، «صفیر سیمرغ»، «رسالةالطیر»، «لغت موران»، «روزی با جماعت صوفیان» و «قصه غربت غربی» سرشار از شخصیتها، مکانها و رخدادهایی هستند که نمیتوان معنای آنها را به ظاهر روایت محدود کرد. پرنده اسیر، پیر سرخروی، کوه قاف، سیمرغ، بال، زندان، مشرق، مغرب، نور و تاریکی در این داستانها تنها اجزای یک ماجرای تخیلی نیستند؛ هر یک میتوانند دریچهای برای اندیشیدن درباره انسان، شناخت، آزادی، جهان و معنای زندگی باشند.

بااینحال، استفاده از این آثار در فلسفه برای کودکان به معنای انتقال مستقیم فلسفه اشراق یا آموزش یک تفسیر عرفانی از پیش تعیینشده نیست. داستانهای سهروردی اساساً برای کودکان نوشته نشدهاند و زبان، زمینه تاریخی و نظام نمادین آنها پیچیده است. ازاینرو، پیوند میان این داستانها و فلسفه برای کودکان تنها از طریق نوعی «بازآفرینی تربیتی» امکانپذیر است؛ بازآفرینیای که هم اصالت و چندمعنایی روایت را حفظ کند و هم آن را به بستری برای پرسشگری آزاد، عقلانی و جمعی تبدیل سازد.
خویشاوندی ساختاری روایت اشراقی و کندوکاو فلسفی
میان داستانهای رمزی سهروردی و فلسفه برای کودکان چند خویشاوندی ساختاری وجود دارد. نخستین خویشاوندی، آغاز اندیشه از حیرت است. شخصیت اصلی در بسیاری از روایتهای سهروردی با رخدادی نامأنوس، شخصیتی شگفتانگیز یا جهانی متفاوت مواجه میشود. دیدن پیر سرخروی، شنیدن آواز بال فرشته، سفر به کوه قاف یا گفتوگوی موجودات، نظم عادی جهان را برهم میزند. فلسفه نیز هنگامی آغاز میشود که امر بدیهی، دیگر کاملاً بدیهی به نظر نرسد. داستان رمزی، کودک را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار میشود بپرسد: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟»، «آیا واقعیت فقط همان چیزی است که با چشم میبینیم؟» و «ممکن است یک امر خیالی، حقیقتی درباره زندگی ما نشان دهد؟»
خویشاوندی دوم، تجسمبخشیدن به مفاهیم انتزاعی است. مفاهیمی مانند معرفت، جهل، آزادی، هویت و تعالی برای کودکان انتزاعیاند؛ اما هنگامی که دانایی در هیئت یک راهنما، نادانی در قالب بستهبودن چشم و آزادی در صورت پرواز ظاهر میشود، مفهوم به تجربهای تصورپذیر تبدیل میگردد. تصویر و استعاره به کودک امکان میدهند پیش از دستیابی به تعریف دقیق، با مسئله فلسفی تماس پیدا کند. پژوهشهای حوزه فلسفه با کتابهای تصویری نیز نشان دادهاند که تصویر و روایت میتوانند فضای مفهومی ایجاد کنند که از توضیح مستقیم فلسفی غنیتر و گفتوگو برانگیزتر است.
سومین خویشاوندی، ساختار سفر و دگرگونی است. در روایتهای اشراقی، شناخت صرفاً دریافت یک گزاره نیست؛ شخصیت باید از وضعیتی به وضعیت دیگر حرکت کند، با مانع روبهرو شود، چیزی را از دست بدهد و شیوه دیدن خود را تغییر دهد. در حلقه کندوکاو نیز یادگیری زمانی رخ میدهد که شرکتکننده در نتیجه شنیدن دلایل دیگران، دیدگاه اولیه خود را اصلاح یا دقیقتر کند. کودک فقط نمیآموزد «چه فکر کند»، بلکه درمییابد چگونه از یک تصور ابتدایی به داوری سنجیدهتر برسد.
چهارمین خویشاوندی، نقش گفتوگو است. بخش قابل توجهی از داستانهای سهروردی از طریق ملاقات و گفتوگوی راوی با شخصیتی راهنما پیش میرود. پرسشهای راوی، راه ورود به جهان معنایی داستاناند. البته در اینجا تفاوت مهمی نیز وجود دارد: راهنمای اشراقی غالباً برخوردار از معرفتی برتر است، درحالیکه تسهیلگر فلسفه برای کودکان نباید خود را مالک پاسخ نهایی بداند. بنابراین، در بازآفرینی تربیتی این داستانها باید «اقتدار پیر دانا» به «اقتدار جمعِ جستوجوگر» تبدیل شود. تسهیلگر از داستان و گفتوگو مراقبت میکند، اما معنای نهایی را تعیین نمیکند.
عقل سرخ؛ از روایت عرفانی تا مسئله فلسفی
عقل سرخ نمونه مناسبی برای نشاندادن این ظرفیت است. در این داستان، راوی در هیئت پرندهای گرفتار تصویر میشود که چشم او بسته شده و توان پرواز آزادانهاش را از دست داده است. او پس از رهایی نسبی با پیری شگفتانگیز ملاقات میکند و از او درباره هویت، رنگ، سفرها و عجایب جهان میپرسد. پیر، راوی را با جهانی آشنا میکند که در آن مرز میان امر محسوس و امر معنوی، ظاهر و باطن و جوانی و پیری به سادگی قابل تعیین نیست.
در یک جلسه فلسفه برای کودکان لازم نیست ابتدا توضیح داده شود که پرنده نماد نفس انسانی، پیر نماد عقل فعال و کوه قاف نشانه جهان مثالی است. چنین توضیحی، پیش از آنکه کودکان فرصت اندیشیدن پیدا کنند، افق گفتوگو را میبندد. بهتر است بخشی کوتاه و بازنویسیشده از داستان خوانده و گفتوگو با پرسشهایی از این دست آغاز شود: چرا ممکن است کسی برای اسیر کردن یک پرنده، چشمهای او را ببندد؟ آیا ندیدن و ندانستن یک چیزند؟ آیا ممکن است کسی چیزی را ببیند اما حقیقت آن را نشناسد؟»
این پرسشها قابلیت آن را دارند که کودکان را از سطح وقایع داستان به بررسی مفاهیم آزادی، آگاهی، وابستگی، اعتماد، هویت و نسبت ظاهر و واقعیت هدایت کنند. مزیت داستان سهروردی آن است که این مفاهیم را به صورت تعریفهای آماده عرضه نمیکند؛ بلکه آنها را در هیئت تصویرهایی مسئلهدار پیش روی مخاطب قرار میدهد. داستانهای سهروردی نشان میدهند که اندیشیدن همیشه از تعریف مستقیم و استدلال خطی آغاز نمیشود؛ گاهی تصویر، استعاره، سکوت، سفر و احساس غربت راه ورود به یک مسئلهاند.
بر این اساس، فلسفهورزی با کودکان میتواند از «مفهوممحوری صرف» به «تصویراندیشی مفهومی» گسترش یابد. کودک ابتدا با تصویر پرنده گرفتار یا بال زخمی مواجه میشود، سپس از طریق گفتوگو به مفهوم آزادی یا هویت میرسد. بااینحال، تصویراندیشی نباید به تداعی آزاد و داوری سلیقهای فروکاسته شود؛ هر تفسیر همچنان باید با دلایل، شواهد روایی و بررسی پیامدهای منطقی همراه باشد.
داستانهای رمزی سهروردی را نباید نسخه تاریخی از فلسفه برای کودکان دانست؛ زیرا این آثار در زمینهای عرفانی و اشراقی، با اهداف و مخاطبانی متفاوت پدید آمدهاند. بااینحال، ساختار روایی آنها واجد ویژگیهایی است که میتواند فلسفهورزی کودکان و نوجوانان را غنی کند: ایجاد حیرت، شکستن معنای بدیهی، تجسم مفاهیم انتزاعی، امکان چندصدایی تفسیری و تصویرکردن شناخت به صورت سفر و دگرگونی.
پیوند اصیل میان سهروردی و فلسفه برای کودکان نه از راه تدریس پاسخهای شیخ اشراق، بلکه از طریق فعالکردن پرسشهایی برقرار میشود که روایتهای او هنوز میتوانند در ذهن مخاطب امروز بیدار کنند. در چنین رویکردی، پرنده فقط نماد روح، کوه قاف صرفاً نشانه عالمی دیگر و پیر دانا تنها حامل پاسخ نیست؛ هر یک به «همراه اندیشه» تبدیل میشوند. کودک در گفتوگو با این تصاویر، هم میراث فرهنگی خود را دوباره میخواند و هم میآموزد هیچ معنای ارزشمندی بدون پرسش، دلیل، شنیدن دیگری و آمادگی برای بازنگری کامل نمیشود.
بنابراین، مهمترین ظرفیت داستانهای سهروردی برای فلسفه برای کودکان را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: این داستانها به جای آنکه مفاهیم فلسفی را برای کودک توضیح دهند، جهانی میسازند که کودک در آن ناگزیر به پرسیدن میشود.
انتهای پیام