در پهنه تاریخ اسلام حماسهای جاودان و خونینی رقم خورد که نهتنها مسیر دینداری را دگرگون بلکه چراغ هدایت را برای همیشه در دل تاریکیها روشن کرد. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش حماسهای است که از یکسو، تجلی عظمت ایمان و ایثار بود و از سویی دیگر صحنه توطئهها و کتمانهای تاریخی را که دشمنان حق همواره کوشیدند آن را به فراموشی بسپارند یا تحریف کنند، برملا کرد.
امروز نیز پس از قرنها، اندیشههای آلوده و شبههافکنیهای هدفمند بهویژه در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع)، از رسانههای مختلف تکرار میشود. از اینرو، ایکنای قم بر آن شده است تا در مجموعه یادداشتهایی به قلم آیتالله محمدجعفر مروجی طبسی استاد درس خارج حوزه علمیه قم پاسخی مستدل، متقن و روشنگر به برخی از این شبهات بدهد. در ادامه متن هشتمین شبهه و پاسخ به آن با موضوع «چرا امام حسین(ع) تقیه نکردند» تقدیم مخاطبان ایکنا میشود:
گفته میشود چرا امام حسین(ع) در واقعه طف (کربلا) از تقیه استفاده نکرد؟ آیا سایر ائمه(ع) از این روش استفاده نمیکردند؟ و به عبارت دیگر، چرا امام با شمشیر خود علیه یزید قیام کرد، بهطوری که منجر به کشته شدن خودش، فرزندانش و یارانش شد؟
بیشتر بخوانید:
پاسخ به این شبهه عبارت است از اینکه شکی نیست که تقیه از امور ثابت و مسلم در شریعت اسلامی است و برخی از ائمه(ع) در برابر دشمنانشان این قانون را به بهترین شکل به کار بستند.
ولی لازم است به یک نکته بسیار مهم در زندگی ائمه(ع) توجه کنیم و آن این است که عصر و شرایط زندگی هر یک از آنان با دیگری متفاوت بوده است؛ بهطور نمونه، عصر امیر مؤمنان علی(ع) با دوران امام حسن مجتبی(ع) فرق میکند و عصر امام مجتبی(ع) با دوره امام باقر(ع) متفاوت است و دوران امام باقر(ع) نیز با عصر امام موسی بن جعفر(ع) فرق دارد.
شک و تردیدی نیست که اگر هر یک از ائمه(ع) در شرایط عصر امام حسین(ع) قرار میگرفتند، بدون تردید همان کاری را میکردند که امام حسین(ع) انجام دادند.
شرایط و دورانی که حضرت سیدالشهدا(ع) در آن زندگی میکردند، خاص و منحصر بهفرد بود؛ آن شرایط سخت، برای هیچ یک از ائمه دیگر پیش نیامده؛ حاکم آن زمان، یزید، بسیار بی بندوبار و هتاک بود و امام حسین(ع) بهخوبی میدانست که او کاملاً از دایره اسلام خارج شده است. شعار او این بود: «بنیهاشم با حکومت بازی کردند وگرنه نه خبری از آسمان آمده و نه وحیای نازل شده است.»
این ابیات، به کفر، انکار نبوت، وحی و قرآن کریم توسط یزید اشاره دارد؛ یزید کسی بود که امام حسین(ع) درباره او فرمود: «هرگاه امت گرفتار حاکمی مانند یزید بن معاویه شود، باید با اسلام وداع کرد و فاتحه اسلام را خواند.» این بیان عمق فروپاشی معنوی و اخلاقی آن زمان را آشکار میکند.
اگر امام در مقابل چنین حاکمی تقیه میکرد، آثار نبوت دین و اسلام به کلی از بین میرفت و چیزی از دین اسلام باقی نمیماند؛ همچنین نباید فراموش کرد که تقیه همیشه نه واجب است و نه حرام، بلکه حکم آن با توجه به مقتضیات و شرایط زمانه تغییر میکند.
به عبارت دیگر، اگر امام حسین(ع) از قانون تقیه استفاده میکرد، شاید از کشته شدن، غارت شدن، آتش گرفتن خیمهها، پایمال شدن توسط اسبها و بریدن سرها و ارسال آنها بهسوی یزید ستمگر در شام نجات مییافت؛ اما در این صورت بنیامیه بر سرتاسر جهان مالک و مسلط میشدند و همه مردم تا روز قیامت تحت سلطه و سیطره بنیامیه زندگی میکردند و تمامی ارزشهای اسلامی پایمال و نابود میشد.
اما امام حسین(ع) تقیه را کنار گذاشت و خود، خانواده و یاران بزرگوارش را قربانی و همه سختیها را تحمل کرد تا دین و اسلام نجات پیدا کند و از سلطه این فرومایگان و اشرار خارج شود.
آنچه توانست این گروه نفرین شده را در هم کوبیده و نابود کند خون حسین(ع) و خونهای پاکی بود که بر زمین کربلا ریخته شد. امروز، جهان اسلام تحت پرتو و سایه انقلاب مبارک حسینی زندگی میکند؛ خون امام حسین(ع) امت را از گمراهی نجات داد.
به همین دلیل است که از امام جعفر صادق(ع) در زیارت امام حسین(ع) چنین نقل شده است: «و خون قلبش را در راه تو(خدا) بخشید تا بندگان را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات دهد.»
امام حسین(ع) با قیام خود در برابر طاغوتها و ستمگران، توانست دین جدش رسول خدا(ص) را حفظ کند. شکی نیست که اگر امر دایر بین حفظ جان امام و حفظ شریعت و دین شود، حفظ اسلام بر حفظ وجود امام اولویت دارد. این اعتقاد و باور ماست و هرگز از آن دست نخواهیم کشید.
سایر ائمه(ع) نیز بهواسطه تقیه توانستند قوام، اصل و اساس دین، اسلام و قرآن را حفظ کنند و امام معصوم(ع) از هر کس دیگری به مقتضیات امور آگاهتر است. آنچه بیان شد پاسخی مختصر به این شبهه بود.
انتهای پیام