سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» که به همت معاونت ترویج و توسعه سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی برگزار میشود از شنبه، ۲۷ تیرماه آغاز به کار کرده و با هدف ترویج معارف عاشورایی، تبیین مفاهیم قرآنی و تقویت بصیرت دینی در میان دانشجویان، مجموعهای از برنامههای علمی، فرهنگی و هنری را ارائه خواهد کرد. از جمله اهداف این رویداد میتوان به تبیین الگوی عملی توبه و بازگشت به حق از زندگی حُر بن یزید ریاحی، ارتباط مفاهیم قرآنی با تصمیمگیری اخلاقی در شرایط بحرانی و تقویت بصیرت دینی در مواجهه با آزمونهای زندگی مدرن اشاره کرد.
سوگواره «طنین آزادگی» در بخشهای مختلفی برگزار میشود که یکی از این بخشها سخنرانیهای کوتاه سجاد مهدیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «درسهای اخلاقی از زندگی حُر بن یزید ریاحی» است. در ادامه قسمت نهم این گفتارها را با هم میبینیم و میخوانیم.
طی جلسات گذشته درباره جناب حُر صحبت کردیم؛ شخصیتی شجاع که در واپسین لحظات برای تغییر خود و تغییر مسیر زندگیش تصمیم گرفت. او تردید کرد و از خود پرسید: «نکند راهی که در پیش گرفتهام اشتباه باشد؟» بسیاری از ما نیز دچار تردید میشویم. در جلسه گذشته نیز عرض شد که گاهی متوجه اشتباه خود میشویم، اما چرا بر اساس این آگاهی عمل نمیکنیم؟ آفات و موانع بسیاری وجود دارد که اجازه نمیدهد تردیدهای خود را جدی بگیریم و به آنها احترام بگذاریم.
یکی از این آفات، مفهومی است که در روانشناسی اجتماعی از آن با عنوان «همنوایی» یاد میشود. همنوایی اگرچه در برخی موارد میتواند مفید باشد، اما در بسیاری از مواقع آثار زیانباری به همراه دارد. البته همدلی با دیگران امری بسیار ارزشمند است. اینکه بتوانیم انسانها را درک کنیم، احساساتشان را بفهمیم، تلاش کنیم دیدگاه آنان را بشناسیم و با منطق و انصاف با آن مواجه شویم، بسیار پسندیده است، اما همدلی با همنوایی تفاوت اساسی دارد.
همنوایی اجتماعی معمولا با بار معنایی منفی به کار میرود. در تعبیری عامیانهتر از آن با عنوان «رفتار گلهای» یاد میشود. این رفتار را بارها مشاهده کردهایم، همه کاری را انجام میدهند و ما نیز تنها با این استدلال که «دیگران هم انجام میدهند» یا «فلانی هم همین کار را کرده است» از آنان پیروی میکنیم.
باید توجه داشت افرادی که قصد دارند در زندگی خود تغییر ایجاد کنند، نباید بهانهتراشی کنند و نباید مسئولیتپذیری را کنار بگذارند. همانگونه که پیشتر نیز عرض شد، مسئولیتپذیری از ارکان اساسی رشد انسان است. افرادی که مسئولیتپذیر نیستند، همواره به دنبال مقصر دانستن دیگران هستند.
در قرآن کریم آمده است که هنگامی که اهل جهنم شیطان را میبینند، میگویند: «این شیطان بود که ما را به جهنم کشاند» اما شیطان پاسخ میدهد: «من فقط وسوسه کردم، شما مجبور نبودید از من پیروی کنید». این مضمون، صریح آیات قرآن است که شیطان انسان را مجبور نمیکند، بلکه انسان خود تصمیم میگیرد که از وسوسهها پیروی کند.
در رفتار گلهای نیز افراد تحت تأثیر فضای عمومی قرار میگیرند و پس از آن خطاها و اشتباهات خود را بر گردن دیگران میاندازند. همنوایی به طور کلی دو گونه است. گاهی انسان میداند کاری که انجام میدهد نادرست است، اما با دیگران همراه میشود. نوع خطرناکتر آن زمانی است که انسان قدرت تفکر خود را تعطیل میکند. وقتی از او پرسیده میشود که چرا این حرف را میزنی؟ پاسخ میدهد چون همه میگویند. اگر بپرسند کجا گفتهاند؟ میگوید: در اینستاگرام گفتهاند یا در محل کار گفتهاند.
در آموزههای دینی عقل انسان جایگاه بسیار والایی دارد. در تعبیری آمده است که اساس انسان عقل اوست. انسانی که عقل خود را در اختیار دیگران قرار میدهد، کسی که تحت تأثیر هیجان جمعی تصمیم میگیرد، کسی که صرفا چون دیگران در بورس سرمایهگذاری کردهاند وارد بورس میشود، چون دیگران رشتهای را انتخاب کردهاند همان رشته را برمیگزیند یا چون دیگران کاری را انجام دادهاند همان مسیر را دنبال میکند، معمولا در زندگی چه در امور مادی و چه در مسائل معنوی همواره از دیگران عقب میماند.
آنچه باید محور تصمیمگیری انسان باشد، عقل و اندیشه اوست. البته این به معنای بینیازی از مشورت نیست. استفاده از نظر دیگران، مشورت با افراد خبره و بهرهگیری از متخصصان امری بسیار ارزشمند و ضروری است. انسان نباید خودرأی باشد و تصور کند همه چیز را به تنهایی میفهمد.
اما در مقابل، کسانی که عقل خود را تعطیل میکنند و تنها تحت تأثیر فضای عمومی حرکت میکنند نیز کم نیستند. معمولا وقتی این مطالب را میشنویم، ذهنمان فورا به سراغ متهم کردن دیگران میرود و میگوییم این سخن درباره فلان شخص است، اما بهتر است اندکی تأمل کنیم، این سخنان پیش از هر چیز درباره خود ماست. همه ما در زندگی رفتارهایی داشتهایم که تحت تأثیر همین همنوایی شکل گرفته است. گاهی به دیگران ظلم کردهایم، سخنانی گفتهایم، غیبت کردهایم، تهمت زدهایم یا درباره دیگران قضاوت کردهایم، تنها به این دلیل که دیگران چنین گفته یا چنین کردهاند.
آیا واقعا اینکه همه میگویند، معیار مناسبی برای تصمیمگیری است؟ جناب حر زمانی تصمیم گرفت که هزاران نفر برخلاف او تصمیم گرفته بودند و برخلاف او میاندیشیدند. در کربلا اتفاقی بسیار شگفتانگیز رخ میدهد. در واپسین لحظات روز عاشورا حضرت زینب(س) به عمر سعد میفرمایند: «آیا نشستهای و میبینی که امام حسین(ع) به شهادت میرسد؟» عمر سعد گریه میکند. او حقیقت را میداند، تردید دارد و از واقعیت آگاه است. پدر او سعد بن ابیوقاص از صحابه پیامبر اکرم(ص) بود و با امیرالمؤمنین(ع) همراهی داشت. این خاندان از گذشته با یکدیگر آشنا بودند.
عمر سعد در روز عاشورا اشک میریزد، اما تفاوت او با حُر چیست؟ تفاوتهای فراوانی میان آن دو وجود دارد. یکی از مهمترین آنها این است که فضای عمومی و جو حاکم اجازه نداد بسیاری از افراد تصمیمی تازه بگیرند، اما حُر توانست در همان فضا در میان آن جمعیت و زیر آن فشار سنگینِ رفتار گلهای، خود را از جریان عمومی جدا کند. او گوسفندوار تصمیم نگرفت، با عقل خود اندیشید، خود واقعیاش بود و تردیدهایش را جدی گرفت و به آنها احترام گذاشت.
امیدواریم خداوند به همه ما توفیق دهد که از رفتار گلهای، از همنوایی نادرست و از تعطیل کردن عقل و اندیشه دوری کنیم و در همه عرصههای زندگی تصمیمهای خود را بر پایه عقل، ایمان و مسئولیتپذیری اتخاذ کنیم. انشاءالله.
انتهای پیام