در دنیایی که سرعت تنها به معنای تکنولوژی و تکاثر است، اربعین مفهوم جدیدی از «سبقت» را معرفی میکند؛ سبقت در مسیر معنویت و محبت. آیا میتوان کشش میلیونها انسان به سوی کربلا را با نظریات لذتگرایانه غربی تبیین کرد؟ در تجربه زیسته اربعین، هرچه تعلق خاطر به امام حسین(ع) بیشتر شود، انسان از خود تهیتر شده و جایگاهی برای انسجام و همزیستی مییابد.
حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی، تمدنپژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفتوگویی با ایکنا، با نگاهی به مفاهیم هنر اسلامی و «معنای جاهای خالی»، توضیح میدهد که چگونه پیادهروی اربعین، دنیای مادی را به پلی برای سیر و سلوک تبدیل میکند و زائر را از پوچی و نیهیلیسم به سوی حقیقت «لا اله الا الله» هدایت مینماید. در این تحلیل، تفاوت میان «لذتهای خاکی» و «بهجتهای روحی» در مسیر اربعین بررسی شده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
اولا باید به این نکته اشاره کنیم که گرچه دنیا، دنیای سرعت و تحولات آنی است و به جهت فکری و فرهنگی با نوعی از شتاب مواجه است ولی ما این مفهوم را در آیات قرآن کریم هم داریم در آیهای که فرموده است: وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ یا در آیه شریفه دیگر که میفرماید: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
در این دو آیه نوعی سبقت و سرعت را مشاهده میکنیم و این نوع سبقت و سرعت با آن چیزی که به صورت فناورانه و تکنولوژیک امروزی میبینیم متفاوت است. اینجا عملا سرعت و سبقت، شتاب معرفتی و به تعبیر بنده، عشقی و حبی است و انسان با این شتاب عملا ترقی میکند و به یک معنا شلوغی و ازدحام و تکثر باعث رشد انسان به سمت معنویت آن هم با سرعتی بیشتر از سر عت معمولی است.
این شتاب، شتاب معنوی و نوعی از مواجهه با شتاب عرفی و سکولاری است که بشر را گرفتار تکاثر و فراموشی و نسیان کرده است لذا شتابی که زائران به سمت اربعین دارند شتاب پسندیده و از سنخ رقابت الهی است و هرقدر هم زوار به اربعین نزدیکتر میشویم بر شتاب خودشان میافزایند.
به تعبیر آقای عیسی قاسم از علمای بزرگ بحرین، در اربعین سخن از تمدن یاد و ذکر و توجه در برابر تمدن نسیان، فراموشی و غفلت است؛ این شتاب، شتاب پسندیده و موجهی است که انسان بتواند با این نوع از شتاب در زیارت و محبت اهل بیت(ع) انباشت و تراکمی از تذکر و یاد خدا و امام حسین(ع) را ایجاد کند و بتواند راه میانبر را برای رسیدن به اخلاق و انجسام اجتماعی و ارزشهای اصیل انسانی و الهی طی کند.
تجربه دو دهه اخیر و به خصوص بعد از بحرانهایی که برای جامعه ایران پیش آمد و در تجمعات شبانه میبینیم سنخ کنشگری مردم صرفا عاطفی و احساس نیست بلکه یک معرفت و البته نه معرفت فلسفی خشک بلکه یک عرفان ماندگار است از این رو میبینیم جامعه ما چه بانوان و چه آقایان با استفاده از نرمافزار اربعین مقاومت را در درون جامعه و زیستبوم خود امتداد میبخشیدند و اگر ما تجربه اربعین را نداشتیم به آسانی نمیتوانستیم بیش از 150 شب را کنار هم باشیم و مقاومت کنیم.
بنابراین اصل این دغدغه درست است که نباید پیامد حضور در پیادهروی اربعین مقطعی و موقت باشد ولی توجه به این نکته هم درست است که طیفی از جامعه نسبت به این فرهنگ تعصب مثبت دارند و آن را در زندگی خود ادامه میدهند؛ حضور بیش از 150 روز در میدان و خیابان و شعار سردادن و احسان کردن و حمایت از ولایت مسئله کمی نیست و ریشه در باورهای عمیق دارد.
همین توجهات و گفتوگوها و کنشها که فقط مخصوص زیارت اربعین نیست و پژوهشها و اندیشهورزی در حوزه و دانشگاه و ...اگر در طول سال تداوم یابد امتداد فرهنگ اربعین تضمین خواهد شد و همین امتداد فکری و اندیشهای آثار مثبت خود را به جا خواهد گذاشت.
تلقی و برداشت بنده از موضوع این است که ما اساسا نظم متفاوتی را در اربعین مشاهده میکنیم که صرفا قانونی نیست و بین زوار و خادمان در پرتو عشق معنوی نسبت به امام حسین(ع) ایجاد میشود و سیطره محبت امام حسین(ع) نظم جدیدی را در بین زائران، خادمان و ارتباط بین زائران و خادمان ایجاد میکند. در وضعیت محبتی که به وجود میآید عملا افراد کمتر خودشان را میبینند و بیشتر در سایه عشق و حب مشترکی که پیدا میکنند این جامعه عشاق به همدلی و اشتراک حول محور امام حسین(ع) میرسند لذا شعار«حب الحسین یوحدنا» و «حب الحسین یجمعنا» تعابیر کاملا درست و یک فلسفه است که تز اربعین را در چند کلمه تفسیر میکند.
در تجربه زیسته اربعین و این پیادهروی هرقدر انسان تعلق خاطر به امام حسین(ع) پیدا کند به همان میزان هم تهی و خالیتر از خودش میشود و جا برای همزیستی و انسجام و هماهنگی فراهم میشود.
اولا تصور بنده با توجه به تجربه چندساله حضور در اربعین این است که افرادی این مدل سخنان را مطرح میکند که فقط دکور کار را در صدا و سیما و در تصاویر و ویدئوها مشاهده میکنند و فکر میکنند همه اربعین همان احسان مسیر پیادهروی نجف تا کربلا و ... است و از این که چقدر انسان باید پیاده برود و چقدر باید پای انسان تاول بزند و گاهی بیمار شود و خستگی بسیار زیاد و بیخوابی در طول مسیر را ندیدهاند. مضاف بر اینکه وقتی انسان به ایران هم میآید گاهی تا مدتها گرفتار بیماری و درمان است.
اگر همین مقدار پولی که زائر هزینه میکند(که دست کم ده میلیون تومان به ازاء هر نفر است) در داخل بنشیند و هزینه کند احتمالا لذت بیشتری جسمی را برای او به همراه دارد بنابراین این نوع سخنان و حرفها دقیق نیست.
بنده معتقدم این سفر را میتوان با تئوری فضای خوشایندها توجیه و تبیین کنیم به جای اینکه بخواهیم نام لذت بر آن بگذاریم؛ به نظر بنده این سفر نوعی بهجت است؛ بهجت روحی و اجتماعی که باعث بسط روحی، روانی و عاطفی و اجتماعی میشود؛ شور و هیجانی که ایجاد میکند در پرتو امر معنوی مانند کربلا و عاشورا و امام حسین(ع) اصلا قابل مقایسه با لذاتی نیست که همه چیز آن خاکی، اینجایی و اکنونی و سکولار است.
بنابراین اصلا قابلیت قیاس بین آن رویکرد لذتگرایی سکولار غربی با این لذتگرایی و بهجت معنوی و عشقی وجود ندارد؛ استفاده از احسان در مسیر حتی اگر یک شربت ساده باشد چون در جو و اتمسفر اربعین است آن هم طعم انسانی، اخلاقی و معنوی ایجاد میکند تا اینکه انسان صرفا بخواهد از یک لیوان شربت و یا آب برای رفع تشنگی خود استفاده کند. بنابراین تفاوت خیلی زیاد است.
برخی اندیشمندان بحثی را در مورد جای خالی در هنر اسلامی دارند و معتقدند در هنر اسلامی نه تنها جای پر بلکه جاهای خالی هم معنا پیدا میکنند؛ مثلا در هنر خوشنویسی وقتی کلماتی چون ج و ح را مینویسیم سفیدی زیر این حروف هم زیبایی خود را دارند و این جاهای خالی در پرتو جاهای پر معنا پیدا میکند لذا ما وقتی «لا اله» بگوییم عین نیهیلیسم و پوچگرایی است و زمانی به توحید میرسیم که بگوییم«لا اله الا الله»؛ «الا الله» به «لا اله» معنا میدهد و انسان را از وادی نیهیلیسم به توحید میکشاند.
کسی که از دنیا صرفا به خاطر ارزشمندی خود دنیا استفاده کند در مرز نیهیلیسم ایستاده است ولی کسی که دنیا در پرتو یک امر وجودی و معنوی قرار میدهد همین دنیا را تبدیل به پلی برای سیر و سلوک خود میکند و همین یک لیوان آب و شربت هم برای او معنا پیدا میکند.
انتهای پیام