مدرس تفسیر مؤسسه آموزش عالی ائمه اطهار(ع) با بیان اینکه پیادهروی اربعین حسینی، پدیدهای بینظیر و فراتر از هرگونه تحلیل رایج جامعهشناختی است، گفت: تفاوت ماهوی این اجتماع عظیم با سایر گردهماییهای دینی، در سه مؤلفه اساسی تجلی مییابد. نخست جوشش خودجوش قلبی بدون وابستگی به ساختارهای دولتی، محوریت محبت فیالله بهجای مناسک صرفاً تشریفاتی و پیوند ناگسستنی با مکتب شهادت و گفتمان استکبارستیزی.
اربعین حسینی، فقط یک راهپیمایی نیست؛ تجلیگاه ایمانی است که از دلِ عاشورا جوشیده و هر سال، مرزهای جغرافیا و سیاست را درنوردیده است. اینجا خبری از دعوتنامههای رسمی و ساختارهای دولتی نیست؛ بلکه میلیونها انسان، تنها با تکیه بر محبت فیالله و پیوند با مکتب شهادت، مسیری را میپیمایند که هم تمرینی برای زیستجمعی موعودگرایانه است و هم پاسخی عملی به ندای «هیهات منا الذله».
اربعین امسال نیز چون سالهای گذشته، میلیونها دلداده را از گوشهوکنار جهان به سمت کربلا روانه کرده است؛ پدیدهای که هرچند ریشه در آیین سوگواری دارد، اما از نگاه بسیاری از تحلیلگران، فراتر از یک مناسک صرفاً مذهبی است. این همایش عظیم، با ساختاری خودجوش و شبکهای، الگویی بینظیر از همبستگی جمعی و اقتصاد موهبتی را به نمایش میگذارد و در عین حال، گفتمان استکبارستیزی و عدالتخواهی را در افق جهانی بازتولید میکند.
خبرنگار ایکنا در همین راستا بهمناسبت اربعین حسینی به گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین اصغر تقینسب، مدرس تفسیر مؤسسه آموزش عالی ائمه اطهار(ع) پرداخت که مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانیم:
پیادهروی اربعین حسینی، پدیدهای بینظیر و فراتر از هرگونه تحلیل رایج جامعهشناختی است. تفاوت ماهوی این اجتماع عظیم با سایر گردهماییهای دینی، در سه مؤلفه اساسی تجلی مییابد. نخست جوشش خودجوش قلبی بدون وابستگی به ساختارهای دولتی، محوریت محبت فیالله بهجای مناسک صرفاً تشریفاتی و پیوند ناگسستنی با مکتب شهادت و گفتمان استکبارستیزی.
در حالی که بسیاری از اجتماعات دینی، جنبهای آیینی یا گردشگری مذهبی پیدا کردهاند، اربعین، یک مانور زنده معرفتی و اراده جمعی آگاهانه برای اقامه ارزشهای الهی محسوب میشود.
قرآن کریم، راز این جاذبه شگفتانگیز قلبی را در آیه ۹۶ سوره مریم تبیین میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»؛ که بر اساس آن، این سیل خروشان محبت، نتیجه طبیعی اخلاص و عمل صالح مؤمنان است و نه یک پدیده تصنعی یا تبلیغاتی.
این حقیقت، در منابع روایی معتبر نیز بازتاب یافته است؛ چنانکه امام حسن عسکری(ع) زیارت اربعین را یکی از نشانههای بارز مؤمن برمیشمرند(تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۵۲).
همچنین در سیره بزرگان دین و مراجع پیشین، بارها نقل شده که با وجود خطرات شدید جانی و امنیتی، با پای پیاده به زیارت سیدالشهدا(ع) مشرف میشدند؛ نه بهعنوان یک سنت عادی، بلکه بهقصد تعظیم شعائر الهی و ابراز تعلّق بیچونوچرا به مکتب عاشورا.
پیادهروی اربعین حسینی، بهمثابه یک پدیده اجتماعی کلان، در قیاس با سایر همایشهای دینی و آیینی تاریخ بشر، از مؤلفههای منحصربهفردی برخوردار است که آن را در زمره اقدامات جمعی خودجوش و جنبشهای فراحکومتی طبقهبندی میکند. برای تبیین علمی این تمایز ماهوی، باید به سه سطح «ریختشناسی ساختاری»، «انگیزهشناسی کنشگران» و «نظام نمادین» این رویداد توجه کرد.
تقابل ساختار رسمی با نظم خودانگیخته در بررسی تطبیقی گردهماییهای عظیم دینی، نظیر «کومبه ملا» در آیین هندو، «حج ابراهیمی» در اسلام، یا حتی راهپیماییهای بزرگ مسیحی، معمولاً الگویی از سازماندهی عمودی قابل مشاهده است؛ بهگونهای که نهادهای دولتی، کارگزاران رسمی مذهبی، سیستمهای صدور بلیت، بودجهریزی ملی و پوششهای رسانهای متمرکز، نقش علت فاعلی ایفا میکنند و کنشگران در نقش مخاطب منفعل یا گردشگر آیینی ظاهر میشوند.
در نقطه مقابل، اربعین از حکمرانی شبکهای افقی پیروی میکند؛ جایی که هیچ نهاد مرکزی تصمیمساز، دعوتنامه رسمی، نظام بودجهریزی دولتی یا بوروکراسی اداری پشت این همایش نیست. حضور دهها میلیون نفر، مبتنی بر عاملیت ارادی و انگیزه درونساخت شکل میگیرد که در نوع خود در تاریخ ادیان کمنظیر است.
دیگری ریشهیابی هستیشناختی جاذبه قلبی از منظر الهیات اجتماعی است، قرآن کریم در آیه ۹۶ سوره مریم میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»، به قانون محبت الهی اشاره دارد که بر اساس معادله ایمان و عمل صالح مساوی با تولید مودت جمعی است، کارکردی جامعهساز پیدا میکند.
در چارچوب نظریه سرمایه عاطفی، میتوان گفت که عشق به امام حسین(ع) نه برساخته رسانهها یا القائات قدرت سیاسی، بلکه زاییده همذاتپنداری وجدانی با مظلومیت عاشورا و آرمان عدالتخواهی است؛ بهگونهای که هیچ کارزار رسانهای یا ممیزی سیاسی توان خلق یا حذف این شور جمعی را ندارد و این دقیقاً نقطه تمایز معرفتی اربعین با راهپیماییهای اجباری یا نمایشی است.
سوم موکبداری به عنوان الگویی از اقتصاد قربانی و همبستگی مکانی است.
یکی از شگفتیهای ساختاری اربعین، پدیده موکبهای مردمی است که در ادبیات جامعهشناسی توسعه، ذیل اقتصاد موهبتی مبتنی بر ایثار قابل تبیین است. در این سیستم، میزبانان با تعلیق منفعتگرایی اقتصادی، تمام سرمایه مالی و معنوی خویش را در سبد پذیرایی زائر مینهند و اصرار ایشان بر استفاده بیشتر مهمانان، مؤید نظریه انفاق رقابتی است که نهتنها در مناسک رسمی ادیان دیگر بینظیر است، بلکه بارزترین نشانه عصبیت ایمانی در جهان معاصر بهشمار میرود.
امام حسن عسکری(ع) در روایت شریف، زیارت اربعین را از علامات مؤمن برمیشمرند (تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۵۲) که نشان از بار معرفتی و هویتبخشی این مناسک دارد.
مورد دیگر کارکردهای راهبردی از مانور معرفتی تا تمرین جامعه مهدوی است.
اربعین را میتوان تمرین زیسته زیستجمعی موعودگرایانه تلقی کرد که در آن، مؤمنان با پذیرش مخاطرات جانی و مشقتهای طریق، بهطور داوطلبانه، تعظیم شعائر الهی را در بالاترین سطح کیفی تحقق میبخشند. این همایش، فراتر از یک گردهمایی صرف، بهمثابه اقدام تربیتی جمعی برای بازتولید ارزشهای اخلاقی، نفی سلطهطلبی و تمرین مدیریت بحران بدون حاکمیت دولتی عمل میکند و میتوان آن را پیشنمایی از تمدن منتظر در افق جامعه عدلمحور مهدوی بهشمار آورد که در سیره علمای سلف، با پای پیاده و در اوج سختی، تعمداً تعقیب میشد تا شعائر الله در بستر عبودیت خالص، اقامه شود.
مرثیهسرایی و سوگواری برای مصائب سیدالشهدا(ع)، بیگمان سرمایهای عاطفی برای تزکیه نفس است؛ اما فروکاستن حماسه عاشورا به صرف مجالس ماتم، تحریف ناخواسته ژرفای این نهضت انسانساز به شمار میرود.
عاشورا، فراتر از یک واقعه تاریخی، منشوری جامع برای زیستن و الگویی پویا در رویارویی با معضلات زیست فردی و اجتماعی انسان معاصر است.
این نهضت، نخستین درس خود را در پیوند ناگسستنی دینداری فردی با مسئولیتپذیری اجتماعی به ما میدهد و میآموزد که ایمان شخصی، تا زمانی که نسبت به سرنوشت جامعه بیاعتنا باشد، به کمال نمیرسد. هدف اصیل این قیام، چنانکه خود امام حسین(ع) در کلامی روشن فرمودهاند، نه تکبر و طغیان، بلکه طلب اصلاح در امت جدم بود: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً، وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلاحِ في أُمَّةِ جَدّی...» (مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۱۸۸).
این بیانیه راهبردی، همسو با فلسفه قرآنی اقامه عدل در آیه ۲۵ سوره حدید «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»، به انسان امروز گوشزد میکند که مؤمن راستین در برابر کژراههها و بیعدالتیها سکوت پیشه نمیکند؛ بلکه با بصیرت و شجاعت، جهت اصلاح ساختارهای ناراست، گام برمیدارد.
دومین پیام کاربردی عاشورا، در واقعه توبه و پیوستن حرّ بن یزید ریاحی به سپاه حق، متجلی میشود. حر، با آنکه تا دم آخر در اردوگاه باطل بود، لحظهای که حقیقت را بازشناخت، بیدرنگ مسیر خویش را تصحیح کرد. این تحول شگفتآور، نویدبخش آن است که راه بازگشت و اصلاح خویشتن، هرگز بر بنده بسته نیست و هر آن، فرصتی تازه برای تغییر مسیر زندگی در برابر انسان گشوده است.
بنابراین، عاشورا نه فقط آیینه اشک، بلکه دفتر عمل است؛ مدرسهای که از نظارت بر قدرت، یاری مظلوم، بصیرتافزایی و بازگشت پیوسته به سوی حق میآموزد. پیام امروزین این حماسه، آن است که زیستن مؤمنانه، بیمسئولیتپذیری در قبال جامعه و اصلاح ناهنجاریها، معنای خویش را از دست میدهد.
تلاش برای تقلیل پدیده اربعین به یک آیین صرفاً محلی یا قومی، نه تنها با واقعیتهای عینی این همایش عظیم ناسازگار است، بلکه از درک ناقص ابعاد چندلایه آن حکایت دارد.
اربعین امروز، فراتر از یک گردهمایی مذهبی، به کانونی استراتژیک برای همبستگی امت اسلامی، بازتولید گفتمان استکبارستیزی، تقریب مذاهب اسلامی و نمایش توان بیبدیل قدرت نرم جهان اسلام تبدیل شده است؛ قدرتی که هژمونی روایی و رسانهای غرب را با چالشی جدی و بیسابقه مواجه ساخته است.
این کارکرد تمدنساز اربعین، پشتوانهای قرآنی نیز دارد؛ آنجا که خداوند متعال در آیه ۱۲۰ سوره توبه میفرماید: «وَلَا یَطَؤُونَ مَوْطِئًا یَغِیظُ الْکُفَّارَ وَلَا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلًا إِلَّا کُتِبَ لَهُم بِهٖ عَمَلٌ صالح».
حرکت میلیونی اربعین، با ایجاد شبکهای زنده از ارتباطات انسانی میان مستضعفان و آزادیخواهان جهان و با خط بطلان کشیدن بر نقشههای تفرقهافکنانه دشمنان، مصداق عینی و برجسته این آیه است؛ حرکتی که نه فقط خشم جبهه استکبار را برمیانگیزد، بلکه خود، ماهیتی عمیقاً سیاسی، فراملی و تمدنساز دارد و افق تازهای از همدلی و مقاومت را در جهان معاصر ترسیم میکند.
مفهوم والای «کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ أرضٍ کربلا» حاکی از آن است که جدال تاریخی حق و باطل، هرگز به سرزمین و زمانه خاصی همچون کربلای سال ۶۱ هجری محدود نبوده، بلکه سنتی جاری و مستمر در بستر حیات بشری است. در نظم کنونی جهان نیز این تقابل راهبردی میان مستضعفان و مستکبران به قوت خود باقی است و هر نقطه از جغرافیای زمین، میتواند عرصهای برای سنجش وفاداری انسان به آرمان یاری مظلوم باشد. از این منظر، سکوت و انفعال در قبال جنایات نظام سلطه و رژیم صهیونیستی، نه تنها با گوهر عاشورایی نهضت حسینی در تعارض است، بلکه نوعی کنارهگیری از مسئولیت تاریخی ایمان به شمار میرود.
قرآن کریم، در صریحترین فراخوان خود برای رویارویی با ظلم جهانی، در آیه ۷۵ سوره نسا میفرماید: «وَما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ...». این آیه، مبنای قرآنی ضرورت اقدام عملی در برابر ستم را ترسیم میکند. این وظیفه، در کلام گهربار امیرالمؤمنین (ع) نیز بازتاب یافته است؛ آنجا که در وصیت جاویدان خود میفرمایند: «وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» (نهج البلاغه، نامه ۴۷). این دو نصّ گرانسنگ، وظیفه مسلمان معاصر را از حوزه تأسف صرف قلبی فراتر برده و به عرصه «جهاد تبیین»، پشتیبانی همهجانبه از جبهه مقاومت و ایستادگی فعال در برابر طاغوت میکشاند؛ چرا که فقط از مسیر این مجاهدت مستمر است که میتوان به تحقّق وعده حتمی الهی در نابودی باطل، «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» دل بست و افق پیروزی نهایی حق را ترسیم کرد.
انتهای پیام