کد خبر: 4368236
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۱

بررسی تطبیقی اهداف قیام امام حسین(ع)؛ از «شهادت سیاسی» تا «اعاده خلافت»

محمد اسفندیاری، پژوهشگر تاریخ، در آخرین جلسه از سلسله نشست‌های امام حسین‌شناسی مؤسسه پرسمان، به کالبدشکافی دو از برجسته‌ترین نظریات پیرامون اهداف قیام عاشورانا پرداخت. وی در این تحلیل، ضمن نقد سندی مستندات «نظریه شهادت سیاسی»، مراحل چهارگانه حرکت امام(ع) در «نظریه تشکیل حکومت» را تبیین کرد و مرز میان قصد پیروزی و پذیرش شهادت را در نهضت حسینی مورد بررسی قرار داد.

ارسال/نظریه شهادت سیاسی و تشکیل حکومتبه گزارش ایکنا، محمد اسفندیاری، پژوهشگر و نویسنده «کتاب‌شناسی تاریخی امام حسین(ع)»، 14 مردادماه در آخرین جلسه از سلسله جلسات امام حسین‌شناسی که از سوی مؤسسه پرسمان برگزار شد، به موضوع هدف‌شناسی امام حسین(ع) پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:

نظریه شهادت سیاسی

پیش‌تر اشاره شد که در مورد اهداف قیام امام حسین(ع)، هشت نظریه وجود دارد که در جلسات گذشته به شش مورد از آن‌ها پرداختیم و در این جلسه، دو نظریه دیگر را بررسی خواهیم کرد.

یکی از برجسته‌ترین نظریات در ۱۵۰ سال اخیر، «نظریه شهادت سیاسی» است. این دیدگاه از دل «اسلام سیاسی» بیرون آمده است؛ هرچند در منابع اصلی با تعبیر «شهادت سیاسی» شناخته نمی‌شود، اما ما برای تمایز آن با شهادت‌های تکلیفی، فدیه‌ای و عرفانی، این نام را برگزیدیم.

طرفداران این نظریه بسیارند و بسیاری از علمای برجسته ما نیز بر این باورند؛ چهره‌هایی همچون علامه سید محسن امین، عبدالرزاق مقرم، محمدجواد مغنیه، باقر شریف‌قرشی، آیت‌الله صافی گلپایگانی، استاد مطهری و علی شریعتی از قائلین به این نظر هستند.

بر اساس این نظریه، امام حسین(ع) برای سلب مشروعیت سیاسی از حکومت یزید و اثبات مظلومیت خود، «شهادت» را به عنوان یک راهبرد (حربه) برگزید. امام(ع) دریافت که در شرایط موجود، مغلوب کردن دشمن با ابزار نظامی ممکن نیست، اما می‌توان با شهادت، دشمن را در افکار عمومی و تاریخ محکوم کرد. در میان صاحب‌نظران عصر حاضر، دکتر شریعتی به بهترین شکل این نظریه را پرورش داد. او معتقد بود که ما در مورد شهادت، همانند نماز، روزه و سایر احکام، حکمی مستقل داریم؛ یعنی شهادت در کنار جهاد یک حکم مستقل است، نه اتفاقی که صرفاً در حین جهاد رخ می‌دهد.

شریعتی برای تبیین این نظریه، تفکیکی میان دو نوع شهادت قائل شد: «شهادت حمزه‌ای» که در آن فرد قصد کشتن دشمن را دارد اما خودش کشته می‌شود، و «شهادت حسینی(ع)» که در آن انسان آگاهانه برای کشته شدن قیام می‌کند.

در همین راستا، آیت‌الله محمدباقر کمره‌ای نیز قائل به دو نوع جهاد در اسلام است: «جهاد غلبه» و «جهاد استشهادی». همچنین هاشم معروف‌الحسنی میان دو نوع هجرت تمایز می‌گذارد: «هجرت از مرگ» و «هجرت به سوی مرگ»؛ و معتقد است هجرت پیامبر(ص) از نوع اول و هجرت امام حسین(ع) از نوع دوم است. به طور خلاصه، محوریت دیدگاه قائلین به این نظریه آن است که ماهیت نهضت حسینی(ع)، ماهیتی سیاسی داشته است.

مقبول‌ترین نظریه

این نظریه، مقبول‌ترین و مشهورترین دیدگاه در عصر حاضر است و در زمره جدیدترین نظریات نیز به شمار می‌رود. نخستین بار، مجله «حبل‌المتین» چاپ کلکته در سال ۱۳۲۸ قمری با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «سیاست الحسینیه» (یا رولوسیون/انقلاب الحسینی)، این نظریه را مطرح کرد.

‌نویسنده این مقاله، «موسیو ماربین»، فیلسوفی آلمانی بود و مطلب مذکور در واقع فصلی از کتاب ایشان بود. از آنجا که مجله حبل‌المتین در آن دوران از مخاطبان بسیاری برخوردار بود و به صورت رایگان به ایران و نجف ارسال می‌شد، این مقاله با استقبال گسترده‌ای مواجه شد. تأثیر این اثر چنان بود که ترجمه‌های آن به زبان‌های عربی، اردو و ترکی منتشر شد و حتی در دو شهر مختلف ایران نیز به صورت مستقل به چاپ رسید.

جعلی بودن انتساب یک نظریه

بر اساس تحقیقاتی که انجام داده‌ام، معتقدم این مقاله «مجعول» است و اصلاً شخصی به نام «ماربین» وجود نداشته است.

در مورد مستندات نظریه شهادت سیاسی، منابع متعددی ذکر شده است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها در کتاب «لهوف» آمده است. طبق این روایت، هنگامی که امام حسین(ع) به سوی کوفه حرکت کردند، محمد بن حنفیه در مسیر ایشان مانع شد؛ در پاسخ، امام(ع) فرمودند که پیامبر(ص) را در خواب دیده‌اند و ایشان فرمودند: «خارج شو، زیرا خداوند خواسته است تو را کشته ببیند» (شاء أن يراك قتیلاً...).

قائلین به این نظریه، این حدیث را مهم‌ترین مستند خود می‌دانند؛ اما این روایت با چالش‌های جدی روبروست:

نخست آنکه این حدیث فاقد سند است و با روایات دیگر تعارض دارد. در حالی که شاید بتوان از فقدان سند چشم‌پوشی کرد، اما تعارض با سایر روایات، پذیرش آن را دشوار می‌کند. نکته مهم‌تر این است که این روایت تا قرن هفتم در هیچ منبعی وجود نداشته و نخستین بار در کتاب «لهوف» اثر سید بن طاووس (متوفای ۶۶۴ هـ) ذکر شده و سپس به منابعی چون بحارالانوار، ناسخ‌التواریخ و نفس‌المهموم راه یافته است. حتی در بسیاری از نسخ خطیِ «لهوف» نیز این روایت دیده نمی‌شود.

علاوه بر این، حتی اگر فرض کنیم سید بن طاووس این مطلب را نقل کرده و در نسخه او موجود بوده است، باید اذعان داشت که خودِ ایشان نیز به این روایت تکیه نکرده و صرفاً آن را ذکر کرده است؛ چرا که در همان کتاب می‌گوید اگر امام حسین(ع) خانواده را همراه نمی‌برد، یزید دستور دستگیری آنان را می‌داد و در نتیجه امام از جهاد و شهادت باز می‌ماند.

اشکال دیگر این است که در این روایت ذکر شده محمد بن حنفیه در مکه با امام حسین(ع) گفتگو کرده است، در حالی که در اکثر کتب تاریخی آمده که ابن حنفیه اصلاً به مکه نرفته است. همچنین، این حدیث با روایات معتبری تعارض دارد؛ برای نمونه، هنگامی که عبدالله بن جعفر با حرکت امام(ع) به سوی کوفه مخالفت کرد، امام فرمودند: «من پیامبر(ص) را در خواب دیدم و مأمور به کاری شدم که آن را انجام می‌دهم، چه به زبان من باشد و چه نباشد». امام(ع) در ادامه تصریح فرمودند که خواب خود را به کسی نگفته‌اند و نخواهند گفت.

نظریه تشکیل حکومت

قائلین به این نظریه معتقدند که هدف امام حسین(ع) از قیام، اعاده خلافت و تشکیل حکومت بوده است. استدلال آن‌ها این است که نامه‌های متعددی برای امام ارسال شده بود و مسلم بن سختنی نیز گزارش‌های مثبتی از وضعیت کوفه ارائه داد؛ لذا ایشان با همین هدف (دستیابی به حکومت) حرکت کردند، اما در نهایت شرایط تغییر کرد و ورق برگشت. از نظر این دیدگاه، اصل بر این است که هر قیام یا انقلابی با هدف پیروزی صورت می‌گیرد و حکومت نیز حق امام حسین(ع) بود، اما معاویه با نقض قرارداد آتش‌بس، این حق را سلب کرد.

‌از دیدگاه طرفداران این نظریه، بزرگ‌ترین انحراف در صدر اسلام، تبدیل نظام «امامت» به «خلافت» و سپس تبدیل خلافت به «ملوکیت و سلطنت» بود؛ بنابراین، هدف بنیادین امام(ع) این بود که با قیام خود، این قاعده نادرست را تغییر دهد. شواهدی بر این مدعا آن است که امام حسین(ع) در دوران معاویه نیز به او نامه نوشتند و تصریح فرمودند: «هیچ فتنه‌ای را بالاتر از فتنه خلافت تو نمی‌دانم».

مستندات قائلان به این نظریه

در ابتدا، نامه‌های متعددی از سوی کوفیان، از جمله حبیب بن مظاهر و سلیمان بن صرد، برای امام(ع) ارسال شد. در این نامه‌ها تأکید شده بود که در صورت حضور امام در کوفه، آنان حاکم کوفه را ــ که حتی نمازشان را پشت او نمی‌خوانند ــ برکنار خواهند کرد. مردم کوفه نیز در نامه‌های دیگری بر این خواسته تأکید کردند.

‌امام(ع) در پاسخ به کوفیان فرمودند که به شرط موافقت بزرگان و اهل فضل شهر، به کوفه خواهند آمد. در همین راستا، از مسلم خواستند تا شرایط را به‌دقت بررسی کند و ascertain نماید که آیا خردمندان و بزرگان کوفه با حرکت ایشان موافق هستند یا خیر. مسلم نیز در گزارش خود تأکید کرد که مردم موافق هستند و پس از دریافت نامه‌ها، امام(ع) تشریف بیاورند.

‌در تحلیل این موضوع، دو نکته حائز اهمیت است:

نخست آنکه اگرچه امام(ع) قصد پیروزی داشتند و بر اساس گزارش مسلم در انتخاب این مسیر مصمم‌تر شدند، اما اطمینان مطلق به پیروزی نداشتند؛ چرا که اگر چنین اطمینانی وجود می‌داشت، مفهوم «شجاعت» معنا نمی‌شد، زیرا در هر جهاد و نبردی احتمال شکست وجود دارد (همان‌طور که در جنگ‌های احد و صفین رخ داد).

‌نکته دوم این است که نباید تصور کرد هدف امام حسین(ع) قیام علیه کل حاکمیت یزید بود، بلکه هدف ایشان در ابتدا شهر کوفه و در نهایت بصره بود. طرفداران «نظریه حکومت» معتقدند قیام امام(ع) دارای چهار مرحله بود و ایشان در هر مرحله، بسته به موقعیت، هدفی مشخص را دنبال کردند:

۱. از مدینه تا مکه: هدف، امتناع از بیعت بود.

۲. از خروج از مکه تا مواجهه با حر (منزل زباله): هدف، تشکیل حکومت بود.

۳. از مواجهه با حر تا پیش از درگیری: هدف، جلوگیری از جنگ و کشتار بود و امام(ع) تلاش بسیاری کردند تا جنگی رخ ندهد.

۴. شروع تهاجم دشمن و آغاز جنگ: در این مرحله، هدف امام(ع) دفاع بود.

‌بنابراین، طبق این نظریه، هدف بنیادین امام(ع) شهادت نبود، بلکه ایشان در نهایت به دلیل عدم موفقیت در رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی، به شهادت رسیدند.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha