یک استاد حوزه با تبیین حقیقت «ولایت» و با استناد به زیارت جامعه تأکید کرده است که دینداری راستین نه در مناسک ظاهری، بلکه در پذیرش قلبی حاکمیت امام بر امور عالم خلاصه میشود؛ حاکمیتی که نه خارج از قدرت خداوند، بلکه عین تحقق مشیت الهی است. از همین رهگذر، او پرسش بنیادین دینداری را مطرح کرد که آیا ما در دشواریهای زندگی، همچنان به مدرک اعتقادی ولایت تکیه کردهایم یا تنها به پذیرش لفظی آن قناعت کردهام؟
حجتالاسلام والمسلمین علوی تهرانی در سخنرانی صبح امروز 21 مرداد به مناسبت ایام شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع)، با تأکید بر جایگاه تکوینی و تشریعی اهل بیت(ع) بهعنوان «ولیالله»، تبیین کرد که خداوند اراده خود در تدبیر نظام خلقت را به حضرات معصومین تفویض کرده است و آنان در مقام عدل نبوت، محل تحقق اراده الهی هستند. ایشان ضمن نقد شکاف میان باور نظری و عملکرد عملی مؤمنان در مواجهه با مشکلات زندگی، تصریح کرد که ایمان واقعی تنها به اعتراف زبانی نیست، بلکه باید در تمامی شئون زندگی، اعم از تصمیمات شخصی و اجتماعی، تسلیم محض در برابر سیره و کلام اهل بیت(ع) بود؛ چرا که پیوند با آنان، پیوند مستقیم با خداوند است و تمسک به ایشان، شرط گریز از گمراهی و تحقق بندگی حقیقی بر مدار ثقلین محسوب میشود. مشروح این نشست را در ادامه میخوانیم:
خداوند متعال در آیه ۱۹ سوره مبارکه رعد میفرماید: «أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ»؛ آیا کسی که میداند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق است، همانند کسی است که نابیناست؟ تنها صاحبان اندیشه متذکر میشوند.
قرآن کریم در این آیه، به مقایسه میان دو گروه میپردازد؛ کسانی که حقانیت وحی را درک میکنند و کسانی که از آن بیبهره و به تعبیر قرآن «نابینا» هستند. در روایتی از امام باقر(ع) در تفسیر این آیه شریفه آمده است که فرمودند: «آنکس که میداند آنچه بر تو نازل شده حق است، علیبنابیطالب(ع) است و آنکس که نابیناست، دشمن حضرت امیرالمؤمنین است.» این تذکر و دریافت حقایق، ویژگی «اولوالالباب» است که در روایات، شیعیان امیرالمؤمنین(ع) معرفی شدهاند؛ همانهایی که خداوند در توصیفشان فرموده: «الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ»؛ کسانی که به عهد الهی وفادارند و پیمان ولایت علی (ع) را که از عالم ذر و روز غدیر بر دوش دارند، نمیشکنند. ما نیز امروز با تأسی به همان کلام غدیر، خداوند را سپاس میگوییم که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت(ع) قرار داد.
معنای حقیقی مقام «ولایت»
موضوع مهمی که باید بدان توجه کرد، تبیین جایگاه «ولیالله» است. مقصود ما از ولیالله بودن ائمه(ع)، صرفاً برخورداری از قدرتهای خارقالعاده یا کرامت نیست؛ چرا که کرامات را میتوان از طریق ریاضتهای نفسانی نیز به دست آورد، مانند برخی مرتاضان که با تضعیف نفس، قدرتهایی مییابند، اما جایگاه ولیاللهی، فراتر از این امور است.
«ولیالله» بودن به این معناست که خداوند متعال، تدبیر نظام خلقت را بر اساس مشیت و اراده خود به دست آنان سپرده است. هیچ ذرهای در عالم نیست مگر آنکه تحت اراده خداوند است؛ اما سؤال اینجاست که اراده الهی در کجا متجلی میشود؟ امام صادق (ع) که کلامش برای ما حجت است، میفرماید: «إِنَّ إِرَادَةَ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ»؛ اراده پروردگار در مقدرات امور، به سوی شما (اهلبیت) فرود میآید و از خانههای شما صادر میشود. این یعنی اداره نظام خلقت به دست شماست، چرا که شما ولیالله هستید و با حقیقت نور الهی سنخیت دارید. همچنین امام هادی (ع) در ذیل آیه ۳۰ سوره انسان (وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ) میفرمایند: «خداوند متعال قلبهای امامان را محل فرود اراده الهی قرار داده است؛ پس هر آنچه را خدا بخواهد، شما میخواهید.»
مرتبه بالاتر هماهنگی کامل اراده امام با اراده حق
در حدیث نورانیت، امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «نَحْنُ فِي مَوْضِعٍ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا كَرِهْنَا كَرِهَ اللَّهُ»؛ ما در جایگاهی هستیم که هرگاه بخواهیم، خداوند نیز میخواهد و هرگاه ناخوش بداریم، خداوند نیز ناخوش میدارد. این همان مقامی است که پیامبر اکرم(ص) در وصف فاطمه زهرا(س) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا»؛ غضب و رضایت خداوند، ملازم با غضب و رضایت حضرت صدیقه طاهره (س) است.
این مقام اختصاص به حضرات معصومین ندارد، بلکه در تاریخ انبیا نیز برای حضرت سلیمان (ع) ذکر شده است. خداوند در سوره ص، آیه ۳۹ خطاب به سلیمان میفرماید: «هَٰذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ»؛ این عطای ماست، پس به هر که میخواهی ببخش یا نگاه دار و در این باره حسابی بر تو نیست. این نشاندهنده آن است که نظام حکومتی و تدبیر الهی بر اساس اراده آن ولی خدا در حال اجراست.
امتداد ولایت و ضرورت معرفت امام در ساحت زندگی
خداوند عزوجل به هیچ پیامبری مقامی نبخشید، مگر آنکه به وجود نازنین پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) همان را و بلکه افزون بر آن را عنایت فرمود؛ تا حدی که خداوند به احدی آنگونه که به پیامبرش عطا کرد، نبخشیده است. اگر برای حضرت سلیمان(ع) این جایگاه اثبات شده است که بر اساس اراده خود ببخشد یا نگه دارد، پیامبر(ص) به طریقی اولی، محل تحقق اراده الهی است.
مفهوم تفویض در نظام خلقت
امام صادق(ع) در تبیین این حقیقت میفرمایند: خداوند عزوجل امور را به حضرت سلیمان بن داوود تفویض کرد و فرمود: «هَٰذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ» (این عطای ماست، به هر کس اراده کنی ببخش و به هر کس نخواستی بازدار). اراده سلیمان، همان اراده الهی بود؛ اگر او میخواست، خدا هم میخواست و اگر او نمیخواست، خداوند نیز اراده نمیکرد
این تفویض الهی که به سلیمان(ع) شد، به وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) نیز عطا شده است، چنانکه قرآن میفرماید: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (هرچه رسول به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد، دوری کنید). این اراده جاری، اراده پیامبر(ص) است. امام صادق(ع) در ادامه میفرمایند: «هر آنچه را خداوند به رسول خود تفویض کرده است، به ما اهلبیت نیز تفویض کرده است.»
معرفت امام؛ فراتر از ادای ظاهری حقوق
یکی از مباحث مهم معرفتی، «تأدیه حقوق امام زمان (عج)» است. ما در دعای ندبه از خداوند میخواهیم که ما را قادر به ادا کردن حقوق ولیعصر(عج) قرار دهد. برخی از ما برای کوچکترین مسائل و گلهها، از دوستان و آشنایان حلالیت میطلبیم و سعی در تسویه حقوق آنها داریم؛ اما آیا نسبت به حقوق ولی خدا نیز همین دغدغه را داریم؟ اگر دینی از امام بر گردن داشته باشیم، چگونه توقع داریم دعا مستجاب شود؟
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که پایینترین مرتبه معرفت به امام این است که بدانی امام، «عِدلِ نبوت» (همتای پیامبر) است؛ با این تفاوت که منصب نبوت و وحی رسالی ندارد، اما وارث تمامی کمالات پیامبر (ص) است. او ولی الله است و اطاعت از او، اطاعت از خدا و پیامبر است.
زندگی مؤمنانه بر مدار «ثقلین»
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ: کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی». معنای این کلام این است که زندگیتان را بر اساس قرآن و سیره عترت تنظیم کنید. این کلام پیامبر(ص) باید در شئون زندگی ما تجلی داشته باشد.
اکنون از شما میپرسم در کدامیک از تصمیمات زندگیتان اعم از ازدواج، تحصیل، کسبوکار، تعاملات اجتماعی به طور دقیق بر اساس فرمایش اهلبیت(ع) عمل کردهاید؟ آیا در این مسائل، به کتاب خدا و سیره معصومین مراجعه کردهاید؟ پیامبر(ص) فرمود اگر به این دو تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد؛ اما امروز باید صادقانه سنجید که چقدر از شئون زندگی ما بر مدار این ثقلین میچرخد.
تمام کمالاتی که از نظر مقام، منزلت و خلقت بر وجود مبارک پیامبر(ص) مترتب بود، عیناً بر وجود مبارک امام زمان(عج) که فرزند حضرت نرگس خاتون است مترتب میباشد. معرفت واقعی امام، شناختن این جایگاه و تسلیم محض بودن در برابر او در تمامی امور زندگی است.
تحقق اراده الهی در ساحت «ولیالله» و آزمون باور قلبی
آنچه خداوند به پیامبر اکرم(ص) عطا فرمود، به اهلبیت (ع) نیز که دوازده امام معصوم هستند عنایت شده است. اگر پیامبر(ص) «ولیالله» است، اهلبیت نیز ولیالله هستند. معنای این ولایت آن است که اراده حضرت حق در قلوب این خاندان مطهر محقق میشود؛ از این رو، در شبهای قدر به محضر امام زمان(عج) متوسل میشویم، چرا که ایشان مدبر امور به اذن خداوند هستند. این یک امر تشریفاتی نیست، بلکه حقیقتی معرفتی است که ریشه در باور ما به مقام ولایت دارد.
دینداری در عمل دشوار است؛ نه صرفاً به معنای انجام مناسک ظاهری، بلکه در پذیرش این حقیقت که این چهارده معصوم، محل تحقق اراده حضرت حق هستند. اگر ما این مقام را قلباً پذیرفتهایم، چرا در بحرانهای اقتصادی، مشکلات معیشتی یا هنگام بیماری، بهجای تمسک حقیقی به ساحت مقدس امام زمان (عج)، به اسباب مادی و غیرموثق پناه میبریم؟ زمانی که از پزشکان و ابزارهای دنیوی ناامید میشویم، تازه به یاد نذر و نیاز میافتیم؛ این نشاندهنده آن است که باور عمیق به ولایت تکوینی امام در نهاد ما نهادینه نشده است.
مرز توحید و ولایت
باید توجه داشت که تفویض امور به امام معصوم به معنای خروج قدرت از دست خداوند نیست؛ بلکه اراده الهی بر این تعلق گرفته است که تدبیر امور عالم از طریق این بزرگواران صورت پذیرد. در زیارات میخوانیم که میان امام و خداوند در مجرای اراده فرقی نیست، با این قیدِ اساسی که: «أَنَّهُمْ عِبَادُکَ وَ خَلْقُکَ»؛ آنان بندگان و مخلوقات خداوند هستند. آغاز و انجام هستی و اصلاح امور، همگی به دست خدای متعال است؛ اما امام، بندهای است که خداوند امر خود را به او تفویض کرده است.
ما در زیارات، امام را با اوصافی میستاییم که نشاندهنده جایگاه رفیع او در نظام هدایت است: «إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ»: شما به سوی خدا دعوت میکنید. «عَلَیْهِ تَدُلُّونَ»: شما به سوی او راهنمایی میکنید. «لَهُ تُسَلِّمُونَ»: شما تسلیم محضِ درگاه او هستید. «بِقَوْلِهِ تَحْکُمُونَ»: شما مطابق فرمان او حکم میکنید و در تمامی امور به او تمسک میجوید. به همین دلیل است که پیوند با امام، پیوند با خداوند است؛ چنانکه فرمودهاند: «کسی که شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و کسی که با شما دشمنی کند، با خدا دشمنی ورزیده است.» تمسک به امام، تمسک به خداوند است؛ چرا که او ولی خداست و تمامی افعال و ارادهاش در راستای تحقق مشیت الهی است.
انتهای پیام