آیینهای سوگواری در محرم، همواره یکی از قدرتمندترین ابزارهای حفظ هویت جمعی و پیوند عاطفی با آرمانهای عدالتخواهانه بوده است. امروزه در حالی که شاهد گسترش کمّی هیئتهای مذهبی و حضور میلیونی مردم در مراسمات هستیم، چالشی بنیادین در پیش روی ماست: آیا این شور و اشتیاق، تنها به ابراز احساسات محدود میماند یا میتواند به یک «سرمایه اجتماعی» کارآمد برای حل گرههای جامعه تبدیل شود؟
بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که اگر عزاداری از مسیر «معرفت» خارج شده و به «عادت» تبدیل شود، پیامهای اصیل نهضت حسینی در پسِ اشکها گم خواهند شد. بنابراین، ضرورت گذار از یک «عزاداری سنتی» به سوی «عزاداری اندیشمندانه» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود؛ رویکردی که در آن، اشک نه به عنوان یک نقطه پایان، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای تغییرات اجتماعی و مسئولیتپذیری در برابر مظلومان عصر حاضر عمل کند.