ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای به سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله گفتوگوهایی بهمناسبت این ماه مبارک با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث در شماره نخست به بررسی جایگاه سوره یاسین و اسرار آیه شریفه «بسمالله الرحمن الرحیم» براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
بله. انشاءالله بحث ما درباره «سوره یاسین، قلب قرآن» و «لیلةالقدر، قلب ماه رمضان» خواهد بود؛ همچنین مقایسه آیات دو سوره یس و قدر، بهویژه آیات مربوط به قرآن، آیات مربوط به سلام و نقش محوری پیامبر اکرم(ص) در دو سوره، تعریف و کارکرد قلب بهمثابه مرکزیت حیات، مرکز ادراک و احساس، مرکز توزیع مایع حیاتبخش خون، مرکز تعادل و توازن، مرکز حب و بغض، کانون عشق و کینه، دارای حرکت و تپش دائمی و مستمر، مرکز سلام و سلامتی، مهمترین عضو هر موجود، مکمل و مزدوج عقل، محل انقلاب و تحول و... . چون سخن از قلب در میان است، واژه تپش را برای هر قسمت برگزیدیم.
سوره مبارکه یاسین، قلب قرآن شناخته میشود و این معروفیت براساس روایاتی است که هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه نقل شده است. در تفسیر «مجمعالبیان» نیز به این موضوع اشاره شده و روایاتی از جمله حدیث امام صادق(ع) آمده است که میفرمایند: «إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ قَلْباً وَ قَلْبُ الْقُرآنِ يَس؛ برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است.»
این سوره مکی است، پیش از هجرت نازل شده و ۸۳ آیه دارد. ساختار کلی آن بر محور عقاید استوار است؛ با شهادت خداوند به رسالت پیامبر اسلام(ص) آغاز میشود و سپس به رسالت سه پیامبر دیگر بدون ذکر نام اشاره دارد. بخشهایی از سوره به نشانههای توحید در نظام هستی میپردازد و سپس مباحث معاد، حشر و نشر، حساب و کتاب قیامت و توصیف بهشت و دوزخ را مطرح میکند.
آغاز هر کار، بهویژه کارهای مهم باید به نام بزرگترین و کاملترین موجود هستی، یعنی خدای متعال باشد. در فرهنگ ما، شروع با نام خدا به معنای آغاز از بالاترین نقطه است. حتی در میان اقوام دیگر نیز مرسوم است که افتتاح پروژههای بزرگ با حضور شخصیتهای برجسته انجام شود.
در تفکر توحیدی، ما همهچیز را با یاد خدا آغاز میکنیم. این سنت تاریخی ریشهدار است. برای نمونه، در جنگ خندق نخستین کلنگ را پیامبر اکرم(ص) زدند تا نشان دهند آغاز کار باید به نام خدا و با نیت الهی باشد.
همه کتابهای آسمانی با «بسم الله» آغاز شدهاند. در خود قرآن در دو آیه به دو پیامبر دیگر اشاره میشود؛ از جمله در آیه ۴۱ سوره هود، حضرت نوح(ع) هنگام حرکت کشتی در میان امواج فرمود: «...بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا...؛ که حرکتکردن و لنگر انداختنش فقط به نام خداست» و در آیه ۳۰ سوره نمل نیز حضرت سلیمان(ع) در نامه خود به بلقیس نوشت: «إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است.» بنابراین، عبارت «بسم الله» از آغاز تا پایان در فرهنگ همه پیامبران الهی حضور دارد.
در احادیث فراوانی توصیه شده است که آغاز هر کار، حتی کارهای سادهای چون خوردن، خوابیدن، نوشتن، سوار شدن بر مرکب یا ورود به مکان و... با گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» باشد. حتی در ذبح حیوانات حلالگوشت نیز اگر بدون گفتن نام خدا ذبح انجام شود، گوشت آن از نظر شرعی حرام است؛ یعنی توحید باید در تمام رفتارهای انسان از جمله خوردن و نوشیدن جاری باشد.
از امیرالمؤمنین(ع) دو روایت معروف داریم؛ یکی اینکه فرمودند: «بسمالله موجب برکت کارها و ترک آن موجب نافرجامی است» و دیگری آنکه وقتی شخصی مشغول نوشتن «بسمالله» بود، حضرت فرمودند: «جَوِّدها»؛ یعنی آن را نیکو و زیبا بنویس. تجوید، خود به معنای نیکو انجام دادن است و منظور حضرت این بوده که تجوید خوشنویسی را رعایت کن.
همچنین آموزش «بسم الله» به کودکان در روایات بسیار سفارش شده و پاداش بزرگی دارد. در نماز نیز گفتن آن نهتنها واجب است، بلکه ائمه(ع) اصرار داشتند آن را بلند بگویند. امام باقر(ع) فرمودند: «کسانی که بسم الله را در نماز نمیخوانند، بهترین آیه را دزدیدهاند.» امام صادق(ع) نیز فرمودند: «بسم الله تاج سورههای قرآن است.»
حتی در تاریخ آمده که روزی معاویه در نمازش بسم الله را نگفت و مردم به او اعتراض کردند که آیا آن را دزدیدی یا فراموش کردی؟ از همین رو، یکی از نشانههای شیعه آن است که بسم الله را در نماز با صدای بلند میخوانند، حتی در نماز ظهر و عصر.
از امیرالمؤمنین(ع) سؤال کردند و ایشان فرمودند: «بسم الله از کلمه امان و رحمت الهی است و سوره برائت با اعلام بیزاری از مشرکان و کفار آغاز میشود. بنابراین، اعلام رحمت در کنار اعلام برائت سازگار نیست.» از این رو، سوره توبه بدون بسم الله آغاز شده تا نشان دهد مضمون آن با رحمت و محبت عمومی سازگار نیست، بلکه بیانگر موضع قاطع اسلام در برابر شرک است.
بله، در تفسیر ایشان، ۱۷ ویژگی برای «بسم الله» ذکر شده است که به چند مورد شاخص آن اشاره میکنم:
نشانگر رنگ الهی و جهت توحیدی است. امام(ع) فرمودند: «بسم الله یعنی من نشان بندگی را بر خود زدم.» واژه «اسم» در لغت به معنای علامت است و در گذشته، علامتگذاری بر بدن بردگان یا حیوانات با همین مفهوم انجام میشد.
رمز توحید است. ذکر نام دیگری در کنار نام خدا نشانه شرک است، حتی اگر نام رسول خدا هم باشد.
رمز بقاست، زیرا هرچه رنگ الهی داشته باشد، باقی میماند: «کل شیءٍ هالکٌ إلا وجهه؛ جز ذات او همهچيز نابودشونده است.» (سوره قصص، آیه ۸۸)
بیان عشق و توکل است، یعنی عشق به خدای رحمان و رحیم و توکل بر او.
رمز خروج از تکبر و اظهار عجز به درگاه الهی است.
گام نخست در مسیر عبودیت و بندگی است.
سبب فرار شیطان میشود، زیرا کسی که خدا را همراه دارد، شیطان در او نفوذ ندارد.
عامل قداست و بیمهکردن کارهاست.
یاد خداست و آرامش میآورد؛ نشانه آنکه انسان خدا را فراموش نکرده است.
بیانگر نیت خالص است، یعنی هدف از کار، رضای خداست، نه خلق او.
در آن اسم اعظم الهی نهفته است، چنانکه امام رضا(ع) فرمودند: «بسم الله به اسم اعظم الهی نزدیکتر است از سیاهی چشم به سفیدی آن.» بنابراین، تمام آثار اسم اعظم در «بسم الله الرحمن الرحیم» نیز نهفته است.
آمدن این آیه در آغاز هر سوره رمز آن است که همه مطالب سوره از مبدأ حق و مظهر رحمت الهی نازل شده است. وقتی ابتدا «بسم الله الرحمن الرحیم» آمده، این دو نام «رحمان» و «رحیم» به ما رهنمود میدهد که همه مطالب بعد از این آیه نیز مظهری از رحمت الهی است.
آمدن این آیه شریفه در ابتدای هر سوره یعنی اینکه هدایت انسانها فقط و فقط به نام او و با کمکگرفتن از او محقق میشود. بنابراین، «باء» در «بسم الله» باءِ استعانت است.
«بسم الله» جملهای است که هم سخن خدا با مردم با این جمله آغاز میشود و هم سخن مردم با خدا.
دو قالب گوناگون از صفت رحمت پروردگار یعنی «رحمان» و «رحیم»، نشانگر آن است که همچنان که ذات خداوند ابدی و همیشگی است، رحمت او نیز ابدی و جاودانه است.
این دو قالب «رحمان» و «رحیم» نیز نشانه اصرار بر رحمت خداست و اینکه خداوند این رحمت را در شکلها و قالبهای گوناگونی مطرح میکند.
آمدن «رحمان» و «رحیم» در ابتدای قرآن نشانهای است که کل قرآن جلوهای از رحمت واسعه الهی است و بعثت پیامبران، خصوصاً بعثت پیامبر خاتم(ص)، جلوهای از لطف و رحمت پروردگار است.
اینها مجموعاً ۱۷ نکته بود درباره «بسم الله الرحمن الرحیم» که بهجز سوره برائت، در ابتدای همه سورههای قرآن آمده و این بحث برای همه سورهها صادق است.
انتهای پیام