کد خبر: 4336141
تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۸
۳٠ تپش از قلب قرآن/ ۵

الگوی قرآنی مدیریت دعوت؛ تقویت جبهه حق در برابر موج تکذیب

یک پژوهشگر علوم قرآن و حدیث با اشاره به آیات ۱۴ تا ۱۷ سوره یاسین گفت: این آیات نشان می‌دهد که گاهی دعوت به حق باید به‌صورت گروهی انجام شود و در صورت تکذیب و مخالفت، نباید از هدف دست برداشت، بلکه باید نیرو و پشتیبانی را افزایش داد.

قرآن کریمماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره پنجم به بررسی پیام‌های آیه ۱۲ سوره یاسین، شرح هدف آیه ۱۳ این سوره‌ و الگوی مدیریت و کار جمعی در دعوت دینی براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی می‌پردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

ایکنا ـ‌ در شماره گذشته، درباره آیه ۱۲ سوره یاسین که می‌فرماید: «إِنّا نَحنُ نُحیِ المَوتى‌ وَنَکتُبُ ما قَدَّموا وَآثارَهُم وَکُلَّ شَیءٍ أَحصَیناهُ فی‌ إِمامٍ مُبین» توضیح دادید. لطفاً پیام‌های این آیه را شرح دهید. 

بله، در ادامه پیام‌های این آیه را برمی‌شماریم:

پیام اول: در برابر عقاید انحرافی و انکارآمیز کافران باید با صراحت و قاطعیت سخن گفت؛ از «إِنّا نَحنُ» این استحکام فهمیده می‌شود.

پیام دوم: همه مردگان بدون استثنا در قیامت زنده می‌شوند؛ «نُحیِ المَوتى‌» فراگیر است و کسی استثنا نشده. این احیا نیز فقط به دست خدای حیّ قیوم است.

پیام سوم: پرونده اعمال انسان حتی پس از مرگ بسته نمی‌شود. اعمالی مانند وقف، تألیف کتاب، یا هر کار خیر جاری، آثارش پس از مرگ نیز می‌ماند و ثبت می‌شود. همچنین، اگر اثر منفی و گناه‌آلودی از انسان بماند، همچنان ثبت خواهد شد. این نکته از «وَآثارَهُم» فهمیده می‌شود.

پیام چهارم: نه‌تنها اعمال، بلکه همه آثار و پیامدهای اعمال، چه خیر و چه شر در پرونده قیامت درج می‌شود. مثال‌های آثار خیر: وقف، صدقه جاریه، تعلیم علم؛ آثار شر: ایجاد مراکز گناه، تولید آثار انحرافی چون فیلم مبتذل و… .

پیام پنجم: گزارش اعمال ما پیش از خودمان به قیامت می‌رسد. از «ما قَدَّموا» استفاده می‌شود که اعمال از پیش فرستاده می‌شود؛ یعنی پرونده پیشاپیش آماده است.


بیشتر بخوانید:


پیام ششم: سر و کار همه انسان‌ها در قیامت فقط با خداست. تکرار ضمایر «إِنّا»، «نَکتُبُ» و «أَحصَیناهُ» نشان می‌دهد که همه امور مستقیم به خدا نسبت داده شده است.

پیام هفتم: انسان فقط ضامن عمل خود نیست، بلکه مسئول پیامدهای عمل خویش نیز هست؛ همان «وَآثارَهُم.»

پیام هشتم: دستگاه محاسباتی خداوند بسیار دقیق و فراگیر است؛ «کُلَّ شَیءٍ أَحصَیناهُ» یعنی هیچ‌چیز از قلم نمی‌افتد.

پیام نهم: تمام موجودات عالم زیر نظر هستند و همه رفتارها ثبت می‌شود. «کُلَّ شَیءٍ» شامل انسان‌ها، حیوانات و حتی گیاهان می‌شود؛ هرچه «شیء» بر آن اطلاق شود، در این ثبت و شمارش الهی قرار می‌گیرد.

ایکنا ـ‌ موضوع آیه سیزدهم سوره‌ یاسین چیست و به چه کسی خطاب می‌شود؟

آیه سیزدهم سوره‌ یاسین می‌فرماید: «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ؛ و برای آن‌ها، اصحاب قریه (انطاکیه) را مثال بزن، هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند.» این آیه به چه کسی خطاب می‌کند؟ به پیامبر اسلام(ص)؛ که ای پیامبر، داستان «أصحاب القریه» را برای امت خویش بیان کن تا از این مثال عبرت بگیرند. از این آیه تا ۱۷ آیه‌ بعد، یعنی مجموعاً ۱۸ آیه، درباره همین داستان است؛ داستان اصحاب قریه و درواقع سرگذشت چند تن از پیامبران الهی که مأموریت یافتند به منطقه‌ای به نام «قریه» بروند و مردم را هدایت کنند.

مردم این منطقه بت‌پرست بودند و این فرستادگان برای دعوت آنان به توحید و مبارزه با شرک به آنجا اعزام شدند. آنان نمایندگان حضرت عیسی(ع) بودند. برخی گفته‌اند خودشان پیامبر بودند و برخی دیگر نظرشان این است که فرستادگان حضرت عیسی(ع) هستند. هر دو نظر در تفاسیر آمده، اما نظر مشهورتر این است که خود آنان نیز پیامبر بودند.

«قریه» در لغت عرب به معنی شهر است؛ هرچند ما در فارسی بیشتر برای روستا به‌کار می‌بریم. در این آیات اگرچه نام شهر نیامده، اما مفسران فرموده‌اند که مراد، اَنطاکیه، شهری مهم و از سه شهر بزرگ روم آن زمان است. این شهر نزد مسیحیان جایگاه ویژه داشت؛ همچنان‌که برای ما مسلمانان پس از مکه مکرمه، مدینه منوره، مقدس و بزرگ است، برای آنان پس از بیت‌المقدس، اَنطاکیه دارای اهمیت بود. این شهر اکنون در خاک ترکیه قرار دارد و تقریباً میان حلب، سوریه و بندر اسکندرون ترکیه واقع شده و امروز نیز از شهرهای تجاری این کشور است. خداوند به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد که این داستان را برای مردم بازگو کند تا مایه بیداری و عبرت باشد.

ایکنا ـ‌ پیام‌های اصلی این آیه برای ما چیست و چه درس‌هایی برای مربیان و مبلغان دارد؟

پیام‌های این آیه چنین است:

پیام اول: بازگو کردن سرگذشت پیشینیان از وظایف انبیاست. «وَاضْرِبْ لَهُم» یعنی این مثال را برای آنان بیان کن. پس بیان تاریخ و شرح گذشته از رسالت‌های پیامبران است.

پیام دوم: هدف از بیان تاریخ، عبرت نسل‌های آینده است. بازگویی وقایع برای آن است که دیگران بیاموزند و گرفتار همان سرنوشت نشوند.

پیام سوم: مبلغ و مربی دینی باید با تاریخ آشنا باشد. یک مبلغ نمی‌تواند بگوید گذشته تمام شده است و دانستن آن فایده ندارد. تاریخ، همیشه آموزگار حال و آینده است. پس خداوند، پیامبر(ص) را فرمان می‌دهد تا داستان اصحاب قریه را برای امت بیان کند.

پیام چهارم: بر سرنوشت انسان‌ها سنت‌های ثابت الهی حاکم است. در جوامع بشری اصولی ثابت وجود دارد؛ اگر شرایط مشابه تکرار شود، همان نتیجه رخ خواهد داد؛ فارغ از زمان، نژاد، قوم یا میزان فناوری. آنچه ما بسیاری اوقات «حوادث غیرمترقبه» می‌نامیم، در حقیقت نمود همان سنن الهی است که کمتر به آن‌ها توجه می‌کنیم. در اخبار، حادثه را می‌گویند، تصویری پخش می‌کنند و اجساد جمع می‌شود؛ اما چرایی آن نادیده می‌ماند. پس از مدتی دوباره حادثه‌ای دیگر، سیل، زلزله، طوفان و...؛ برای مثال، طوفان کاترینا که همه محاسبات علمی آمریکا را برهم زد. با آنکه سیستم هواشناسی آمریکا از پیشرفته‌ترین‌ها بود، در همان روز وقوع طوفان اعلام شده بود: «هوا آرام، صاف و مطلوب است.» اما طوفانی با سرعت ۲۶۰ کیلومتر بر ساعت آمد و همه‌چیز فرو ریخت.

این‌ها همان قوانین ثابت الهی است. زمانی که فساد و گناه در جامعه گسترش یابد، آثار آن در زندگی ظاهر می‌شود. این سخن خرافه یا گفته پیران نیست؛ این عین قرآن و روایات است. به‌صراحت آمده: «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا، پروردگارشان به سبب گناهشان آنان را درهم کوبید و همگی را یکسان نابود کرد.» (سوره شمس، آیه 14)

پیام پنجم: بهترین نمونه برای فهماندن مطالب به مردم، مثال‌های واقعی و عینی است، نه مثال‌های تخیلی. بنابراین، قرآن می‌فرماید: «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ؛ مثال اصحاب قریه را برای آنان بزن»؛ مثال واقعه‌ای که رخ داده و حقیقت داشته است و در آیات بعد تفصیل آن را می‌گوید. پس این نمونه، خیالی و تصوری نیست؛ مثال واقعی است.

پیام ششم: در بیان داستان‌های قرآن، آنچه اهمیت دارد، عبرت‌آموزی از ماجراست؛ نه دانستن جزئیاتی چون نام دقیق شهر، نژاد مردم، زبان گفتاری آنان یا تعداد کسانی که دچار عذاب شدند. این موارد در قرآن نیامده است، چرا که قرآن وارد جزئیات نمی‌شود و کلی بیان می‌کند؛ هدف، عبرت است، نه تاریخ‌نگاری جزئی. در تفاسیر و روایات شرح تفصیلی آن آمده که جریان دقیقاً چگونه اتفاق افتاد، اما خود قرآن اصل ماجرا را به‌صورت کلی مطرح می‌کند.

پیام هفتم: عبارت «إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ» نشان می‌دهد که فرستادگان خدا به‌سوی مردم آمدند؛ یعنی پیامبران خود به سراغ مردم می‌روند، منتظر نمی‌مانند مردم نزد آنان بیایند. انبیا آغازگر هدایت‌ هستند.

ایکنا ـ‌ آیات چهاردهم تا هفدهم سوره یاسین چه نکات مدیریتی و تربیتی برای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و فرهنگی به ما می‌آموزد؟

آیه چهاردهم می‌فرماید: «إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمَا، فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ؛ آن‌گاه که دو نفر از پیامبران را به سوی آنان فرستادیم، مردم آن دو تن را تکذیب کردند، پس ما پیامبر سومی فرستادیم تا آن دو را تأیید و یاری کند. آن‌گاه آنان سه نفره به مردم گفتند: ما از سوی خدا به سوی شما فرستاده شده‌ایم.»

آیه پانزدهم می‌فرماید: «قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَٰنُ مِن شَیْءٍ، إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ؛ کافران گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و خداوند رحمان هیچ‌چیزی بر شما نازل نکرده است. شما جز دروغ‌گویانی نیستید که ادعای رسالت می‌کنید.»

پس روشن است که آن مردم به خدا باور داشتند؛ حتی به رحمانیت خدا معتقد بودند. با این حال، انکار و تکذیب کردند و همین نشان می‌دهد عذاب فقط مخصوص منکران مطلق خدا نیست؛ بلکه کسانی که خدا را می‌شناسند، اما فرمانش را رد می‌کنند نیز گرفتار پیامدهای عمل خویش می‌شوند.

آیه شانزدهم می‌فرماید: «قَالُوا رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ؛ پیامبران گفتند: پروردگار ما می‌داند که ما به‌راستی به‌سوی شما فرستاده شده‌ایم.»

آیه هفدهم می‌فرماید: «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ؛ و بر ما جز رساندن پیام به‌روشنی و آشکار، تکلیفی نیست.»

همان‌گونه که پیش‌تر گفتیم، برخی انسان‌ها به وجود خدا اعتقاد دارند، اما نبوت را نمی‌پذیرند. امروز نیز می‌گویند: خدا به ما عقل داده، چه نیازی به وحی داریم؟ و ریشه این تفکر آن است که آنان خدا را درست نشناخته‌اند. قرآن در سوره انعام، آیه ۹۱ نیز می‌فرماید: «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ؛ آنان خدا را آن‌گونه که باید نشناختند، آن هنگام که گفتند خدا بر هیچ بشری کتابی نازل نکرده است.» چگونه خدا بر ما نازل نکرده و بر تو نازل کرده؟ اینان خود را هم‌رتبه پیامبر(ص) قرار می‌دهند و چون توحیدشان ناقص است، نبوت را درک نمی‌کنند و نمی‌پذیرند.

و اما پیام‌های این آیات:

پیام اول: گاهی دعوت به حق و امر به معروف باید گروهی انجام شود. این را از تعبیرات «أَرْسَلْنَا» (فرستادیم)، «اثْنَیْن» (دو نفر)، «فَعَزَّزْنَا» (تقویت کردیم)، «بِثَالِثٍ» (با سومی) که همگی بیش از یک نفر است، متوجه می‌شویم. این یعنی دعوت جمعی اثرگذارتر است.

پیام دوم: واژه «کَذَّبُوهُمَا» نشان می‌دهد که لجاجت، درد بی‌درمان است. اگر انسان روحیه لجاجت در برابر حق پیدا کند، درمان آن بسیار دشوار است.

پیام سوم: اگر دشمن تکذیب و مخالفت کرد، نباید از هدف دست برداشت؛ باید نیرو افزود. ابتدا «اثْنَیْن» بودند، سپس «فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ»؛ یعنی خداوند به‌جای عقب‌نشینی، نیروی تازه اضافه کرد. شکست، مقدمه افزایش توان شد، نه توقف فعالیت.

پیام چهارم: این آیات نشان می‌دهد که گاهی چند پیامبر به‌طور هم‌زمان برای یک قوم می‌آمدند.

پیام پنجم: تعداد مبلغان وابسته به نیاز جامعه است. چون معیار در امر به معروف نتیجه است، هرجا نیاز بیشتر باشد، نیرو نیز بیشتر می‌شود تا اثرگذاری افزایش یابد.

پیام ششم: این آیات نکته‌ای مدیریتی دارد؛ وقتی کسی به مأموریت فرستاده می‌شود، نباید رها شود. مدیر باید از او گزارش بخواهد و ببیند چه کرده است. 

پیام هفتم: کثرت افراد لایق موجب عزت است، به همین دلیل تعبیر «فَعَزَّزْنَا» (ما عزت دادیم، تقویت کردیم) آمده است.

پیام هشتم: برنامه‌ریزان و مدیران فرهنگی باید از بازتاب اعزام‌ها آگاه باشند. نباید مانند بعضی عملکردها باشد که برای مثال حوزه یا سازمان تبلیغات مبلغی اعزام کند و پس از بازگشت، پرونده بسته شود. باید بررسی شود که آیا این اعزام موفق بوده؟ نتایج، بازخوردها و اثرگذاری‌ها چه بوده؟ چراکه بازتاب مأموریت‌ها در برنامه‌ریزی‌های آینده نقش اساسی دارد.

پیام نهم: عزت و ذلت به دست خداست. تعبیر «فَعَزَّزْنَا» یعنی ما عزت دادیم.

پیام دهم: در مدیریت باید نیروی ذخیره وجود داشته باشد. وقتی دو نفر موفق نشدند، بلافاصله نیروی سوم اضافه شد. مدیر کارآمد همیشه پشتیبان و نیروهای جایگزین دارد.

پیام یازدهم: کافران عقل و اندیشه خود را برتر از وحی می‌دانند؛ چون همه‌ چیز را فقط با ظاهر می‌سنجند. تعبیر «بَشَرٌ مِثْلُنَا» دقیقاً همین را نشان می‌دهد؛ یعنی معیار شناخت‌شان فقط سطح ظاهری است.

و آخرین پیام: در جمله «ما أَنزَلَ الرَّحْمَٰنُ مِن شَیْءٍ» پیداست که آنان معنای رحمت را بد فهمیده بودند. می‌پنداشتند رحمت یعنی آزادی بی‌حد، بی‌قید و رهاشدن از تکلیف؛ در حالی‌که برعکس، ارسال پیامبران و نزول کتاب‌ها بزرگترین جلوه رحمت الهی است. رحمت حقیقی رهاکردن انسان نیست، هدایت‌کردن اوست.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha