کد خبر: 4337310
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۴
۳٠ تپش از قلب قرآن/ ۱۱

تبیین جلوه‌های قدرت الهی در سوره یاسین؛ از احیای زمین تا قانون زوجیت

یک پژوهشگر قرآن گفت: در تبیین آیات ۳۳ تا ۳۶ سوره یاسین، قرآن با اشاره به زنده شدن زمین مرده، رویش دانه‌ها، نعمت‌های طبیعی و قانون زوجیت در هستی، مفاهیمی چون معاد، توحید و مسئولیت انسان در برابر نعمت‌های الهی را با بیانی ملموس و تربیتی تبیین می‌کند.

نظام خلقتماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یاسین که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره یازدهم به بررسی اثبات معاد و توحید با نشانه‌های طبیعت، نقش نعمت‌ها در شکرگزاری و خداشناسی و قانون زوجیت در نظام آفرینش براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی می‌پردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یاسین و قدر آشنا می‌کند.

ایکنا ـ‌ آیه ۳۳ سوره یاسین با طرح مثال زنده‌شدن زمین مرده، چه نوع استدلالی برای اثبات معاد ارائه می‌دهد و این شیوه استدلال چه تفاوتی با استدلال‌های صرفاً فلسفی یا کلامی درباره معاد دارد؟

آیه سی‌و‌سوم می‌فرماید: «وَآیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ؛ نشانه‌ای از قدرت خداوند برای آنان، زمین مرده است؛ زمینی که ما آن را زنده و از آن دانه‌ای خارج کردیم که از آن می‌خورند.» 

در قرآن کریم آیاتی با این سیاق وجود دارد که از زمین مرده‌ای سخن می‌گوید که از آن دانه و گیاه می‌روید. این موضوع درواقع به بحث معاد و زنده‌شدن مردگان اشاره دارد. قرآن برای تبیین زنده‌شدن انسان‌ها در روز قیامت، نمونه‌ای عینی و قابل مشاهده را در دنیا مثال می‌زند و آن رویش دانه از دل خاک است.

در اینجا دو نکته مطرح می‌شود؛ نخست اینکه با توجه به آیه قبل که فرمود: «وَکُلٌّ لَّمَّا جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ»، یعنی همه در روز قیامت نزد ما احضار می‌شوند، این آیه رویش گیاهان در فصل بهار را دلیلی بر معاد و زنده‌شدن مردگان معرفی می‌کند.

نکته دوم درباره واژه «حَبًّا» است. بخشی از دانه‌های گیاهی صرف تغذیه انسان می‌شود، بخشی غذای حیوانات است و بخشی نیز کاربردهای غیرخوراکی مانند تهیه رنگ، دارو و موارد مشابه دارد؛ اما تعبیر «فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ» در این آیه، به دانه‌های خوراکی اشاره دارد.

ایکنا ـ‌ با توجه به اینکه قرآن برای اثبات حقایق اعتقادی از نمونه‌های عینی و طبیعی استفاده می‌کند، این روش چه الگویی برای تبیین معارف دینی در عصر حاضر و در مواجهه با مخاطبان علمی و نسل جدید ارائه می‌دهد؟ 

اول: مرده‌ای که در قیامت از گور برمی‌خیزد، مانند دانه‌ای است که از زمین می‌روید.

دوم: برای اثبات حقانیت یک سخن، بهتر است به نمونه‌های عینی استدلال کنیم. قرآن برای توضیح زنده‌شدن مردگان، مثال دانه‌ای را بیان می‌کند که در خاک قرار دارد و زنده می‌شود و از خاک بیرون می‌آید.

سوم: بهترین دلیل برای عموم مردم، آن است که دائمی، عمومی، غیرقابل انکار، ساده و همه‌جایی باشد. مثال دانه چنین ویژگی‌هایی دارد؛ از آغاز آفرینش زمین تاکنون، هر دانه‌ای که در شرایط مناسب کاشته شده، روییده است. این پدیده دائمی و عمومی است، همه آن را می‌بینند و انکارشدنی نیست. همچنین ساده و قابل فهم است و به مکان خاصی محدود نیست؛ در هر نقطه‌ای از جهان، اگر دانه‌ای در شرایط مناسب کاشته شود، رشد خواهد کرد.

از این منطق قرآنی می‌آموزیم که هنگام بیان حقیقت برای مردم، باید از دلایل روشن، قابل فهم و عمومی استفاده و از استدلال‌های پیچیده و استثنایی پرهیز کنیم.

چهارم: بهترین راه ایمان به معاد، دقت در آفریده‌های الهی است.

پنجم: حیات، فصل بهار و رویش گیاهان از مهم‌ترین دلایل توحید به‌شمار می‌رود.

ششم: بخش عمده‌ای از غذای انسان را دانه‌های گیاهی تشکیل می‌دهد. توجه به انواع غذاهایی که مصرف می‌کنیم، نشان می‌دهد که بیشتر آن‌ها از دانه‌های گیاهی است و همین موضوع راهی برای خداشناسی محسوب می‌شود. از همین رو قرآن می‌فرماید: «وَآیَةٌ لَهُم»؛ این نشانه‌ای برای خداشناسی است.

ایکنا ـ‌ با توجه به آیه ۳۴ سوره یاسین، تکرار نام خرما و انگور در قرآن صرفاً بیان نعمتی غذایی است یا می‌توان از آن به الگویی قرآنی در اقتصاد معیشتی، امنیت غذایی و مدیریت منابع طبیعی دست یافت؟

آیه سی‌وچهارم می‌فرماید: «وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ؛ ما در زمین باغ‌هایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‌هایی جاری کردیم.»

واژه «فَجَّرْنَا» از ریشه «فجر» به معنای شکافتن و جاری‌کردن است و به جوشش و جریان‌یافتن چشمه‌های آب در زمین اشاره دارد.

در این آیه نیز همچنان سخن از گیاهان، میوه‌ها و ثمرات الهی است و آیه بعدی نیز در ادامه همین معنا بیان می‌شود. آیه ۳۵ می‌فرماید: «لِیَأْکُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ؛ تا از میوه‌های آن و محصولاتی که با دست خود حاصل می‌کنند، بهره‌مند شوند.»

در نکته‌ای دیگر آمده که در قرآن کریم، از میان میوه‌ها، نام انگور و خرما بیش از سایر میوه‌ها ذکر شده است. برای این موضوع دلایل احتمالی مطرح شده؛ یکی اینکه این دو میوه نقش غذایی بسیار مهم و ممتازی دارند. همچنین، خرما و انگور تقریباً در دسترس همگان قرار دارد و در بسیاری از مناطق قابل استفاده است.

دلیل سوم آن است که این دو نوع میوه بسیار متنوع هستند؛ یعنی انواع و اقسام گوناگونی از انگور و خرما وجود دارد. دلیل دیگر این است که از هر دو میوه می‌توان هم به‌صورت تازه و هم به‌صورت خشک استفاده کرد و از جنبه‌های مختلف کاربرد دارند.

در اینجا لازم است به دو واژه «نخیل» و «أعناب» توجه کنیم. «نخیل» جمع «نخل» و «أعناب» جمع «عنب» است. «نخل» و «عنب» به‌صورت مفرد به معنای درخت خرما و انگور هستند. البته واژه «عنب» هم به درخت انگور و هم به میوه آن اطلاق می‌شود؛ اما درباره خرما، به درخت آن، «نخل» و به میوه آن، «رُطَب» یا «تمر» گفته می‌شود.

اینکه در آیه از درخت خرما نام برده شده، نه از خود میوه خرما، شاید به این دلیل باشد که درخت نخل به‌طور کامل قابل استفاده است و همه اجزای آن کاربرد دارد.

ایکنا ـ‌ آیات مربوط به نعمت‌های طبیعی چگونه رابطه میان مصرف نعمت، مسئولیت اخلاقی انسان و موضوع شکرگزاری را تبیین می‌کنند و این نگاه چه تأثیری در سبک زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان می‌تواند داشته باشد؟

اول: در تغذیه انسان، نقش نخست مربوط به حبوبات و دانه‌هاست و نقش دوم مربوط به میوه‌هاست. از مجموع این دو آیه می‌توان چنین برداشت کرد که نقش غذایی دانه‌ها از میوه‌ها بیشتر است. این موضوع از نظر علمی نیز در دانش تغذیه و غذاشناسی تأیید شده است.

دوم: اصل آفرینش درختان و میوه‌ها برای انسان و بهره‌برداری غذایی اوست. تعبیر «لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ» نشان می‌دهد که هدف از آفرینش این نعمت‌ها، استفاده و تغذیه انسان است.

سوم: وظیفه انسان در برابر نعمت‌های الهی، شناخت نعمت‌ها و شکرگزاری نسبت به آن‌هاست. در پایان آیه، با تعبیر «أَفَلَا یَشْکُرُونَ» به این نکته اشاره شده است. قرآن با بیان نعمت‌ها، روحیه شکرگزاری را در انسان تقویت می‌کند؛ زیرا انسان معمولاً نعمت‌ها را مصرف و از کنار آن‌ها عبور می‌کند، بدون آنکه به ارزش و منشأ الهی آن‌ها توجه داشته باشد. بنابراین، قرآن با یادآوری این نعمت‌ها، زمینه شکرگزاری را فراهم می‌کند. همچنین، این تعبیر نوعی نکوهش نسبت به ناسپاسی انسان را دربر دارد.

چهارم: تولید فرآورده‌های گوناگون از میوه‌ها مورد پذیرش قرآن است؛ زیرا آیه فقط به اصل میوه بسنده نمی‌کند، بلکه شامل محصولاتی نیز می‌شود که انسان از میوه‌ها تهیه می‌کند؛ مانند مربا، شیره و دیگر فرآورده‌ها.

پنجم: بیان نعمت‌های الهی خود عاملی برای ایجاد روح شکرگزاری در انسان است.

ایکنا ـ‌ با توجه به آیه ۳۶ سوره یاسین، طرح قانون زوجیت در گستره هستی چه پیوندی میان آموزه‌های قرآنی و کشفیات علمی معاصر برقرار می‌کند و این هم‌پوشانی چگونه می‌تواند در گفت‌وگوی میان دین و علم مورد استفاده قرار گیرد؟

آیه سی‌و‌ششم می‌فرماید: «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا؛ پاک و منزه است خدایی که همه موجودات را به‌صورت زوج آفریده است.» در این آیه بیان می‌شود که اصل زوجیت در سراسر عالم هستی جریان دارد؛ چه در انسان، چه در حیوان، چه در گیاهان و حتی در موجوداتی که انسان هنوز آن‌ها را نمی‌شناسد.

در ادامه آیه آمده است: «مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ؛ از آنچه زمین می‌رویاند، از خود انسان‌ها و از چیزهایی که انسان‌ها از آن آگاهی ندارند.» 

یکی از جلوه‌های اعجاز علمی قرآن، بیان قانون زوجیت در عالم است. در زمان نزول قرآن، مردم با زوجیت در درخت نخل آشنا بودند و می‌دانستند که نخل دارای نوع نر و ماده است؛ اما امروزه با پیشرفت علم مشخص شده که زوجیت در بسیاری از موجودات عالم عمومیت دارد. حتی در ساختار ذرات نیز نوعی دوگانگی مشاهده می‌شود؛ مانند بارهای مثبت و منفی در ساختار اتم.

ایکنا ـ‌ تأکید قرآن بر عمومیت قانون زوجیت و در عین حال تنزیه ذات الهی از آن، چه نقشی در تعمیق توحید و اصلاح نگاه انسان به نظام خلقت و جایگاه خداوند در هستی دارد؟

اول: شکرگزاری انسان نشانه رشد و کمال اوست و خداوند به شکر انسان نیازی ندارد. این برداشت از ارتباط پایان آیه قبل با آغاز این آیه به دست می‌آید؛ جایی که می‌فرماید: «أَفَلَا یَشْکُرُونَ» و سپس با تعبیر «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ» عظمت الهی را بیان می‌کند.

دوم: قانون زوجیت در مخلوقات نباید به ذات الهی نسبت داده شود. همه موجودات عالم مشمول قانون زوجیت هستند، اما ذات الهی یکتای مطلق است و از هرگونه زوجیت و دوگانگی منزه است. تعبیر «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ» بر همین معنا دلالت دارد.

سوم: پیدایش دانه‌ها و میوه‌ها نیز در چارچوب قانون زوجیت صورت می‌گیرد و این آیه با آیات قبل درباره دانه‌ها و میوه‌ها ارتباط دارد.

چهارم: در عالم هستی موجوداتی وجود دارند که نحوه و شکل زوجیت آن‌ها برای انسان ناشناخته است. تعبیر «وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ» به همین حقیقت اشاره دارد. انسان فقط بخشی از جهان هستی را می‌شناسد و با پیشرفت علم، ممکن است در آینده به حقایق بیشتری درباره نظام زوجیت در عالم دست یابد.

بنابراین، این آیات نشان می‌دهد که مسیر شناخت جهان هستی همچنان ادامه دارد و انسان با گسترش دانش خود، ابعاد تازه‌ای از نظام آفرینش را کشف خواهد کرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha