کد خبر: 4351258
تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۶
یادداشت

بازشناسی منابع شیخ کلینی در تدوین اصول کافی

اسنادی که شیخ کلینی در تدوین اصول کافی از آن‌ها بهره جسته، به دو بخش طریق به کتاب استاد و سند تا امام معصوم تقسیم می‌شود.

اصول کافینوشتن همواره نقشی بنیادین در حفظ و پیشبرد دانش و فرهنگ بشری داشته است؛ از این رو در سنت الهی و سیره پیامبران صاحب‌ کتاب، بر نگهداری میراث وحی از راه کتابت تأکید کرده‌اند. رسول خدا(ص) نیز خود این مسیر را دنبال و افرادی را مأمور به کتابت وحی کردند. هر چند پس از رحلت ایشان، ممنوعیتی برای کتابت حدیث پدید آمد، اما این منع در آغاز سده دوم هجری نقض شد و جامعه اسلامی به جمع‌آوری حدیث روی آورد.

در همین حال، امامان شیعه(ع) هرگز از کتابت معارف بازنماندند. آنان از آغاز دوره امامت، میراث معرفتی را از امامی به امام دیگر منتقل کردند. این سیره در میان اصحاب چندان رواج یافت که دستیابی به مکتوبات ایشان که در آن دوره، اصول نامیده می‌شد، راه اصلی نشر معارف بود. پس از تثبیت این فرهنگ، اصحاب امامیه به تألیف جوامع حدیثی روی آوردند. پیشینه جامع‌نگاری به کتاب «جامع» ظریف بن ناصح می‌رسد که در دوره امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) این روند رونق یافت.

در روزگار غیبت صغری، «کافی» اثر ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی، در جایگاه یکی از مهم‌ترین جوامع حدیثی پدید آمد. نجاشی از کلینی با عناوینی چون «شیخ اصحاب امامیه در ری» و «مورد وثوق‌ترین و دقیق‌ترین مردم» یاد کرده است. ابن‌اثیر نیز می‌نویسد: «کلینی، فقیه و دانشمند مذهب خود، بزرگ و برجسته و شناخته‌شده نزد شیعه است.» به گفته نجاشی، تألیف کافی ۲۰ سال به درازا کشید. اهمیت این کتاب در بهره‌گیری از اصول و تصانیف اولیه شیعه و نیز نقش آن در انتقال میراث دوران حضور به عصر غیبت است.

یادداشت پیش رو درصدد بازشناسی منابعی است که کلینی در تدوین کافی از آنها بهره برد. این بازشناسی از آن رو مهم است که اصحاب امامیه همواره کتاب‌های خود را بر پایه کتب اولیه اصحاب می‌نوشتند و اساساً روش اصلی اعتبارسنجی حدیث نزد آن‌ها، وجود آن حدیث در اصول اولیه اصحاب اهل بیت(ع) بوده است.

اسناد کافی دو بخش دارند؛ بخش اول، طریق کلینی به کتاب استاد و بخش دوم سند تا امام معصوم(ع) است. نوشتار پیش رو می‌کوشد تا با بررسی اسناد کافی، استادان کلینی را شناسایی و منابعی را که وی از طریق ایشان به آن‌ها دست یافته است، بازشناسی کند. به‌دلیل گستردگی کار، فقط مهم‌ترین منابع مورد توجه قرار گرفته‌اند. مشایخ کلینی با توجه به ابتدای اسناد، در پنج گروه جای می‌گیرند که این یادداشت گروه اول را بررسی می‌کند.

گروه اول: مشایخ رازی

ری از شهرهای باستانی ایران بود. موقعیت جغرافیایی ممتاز آن دیار سبب شده بود که همواره آباد بماند. در قرن سوم، با هجرت حضرت عبدالعظیم حسنی و مهاجرت سادات، تشیع در آن ریشه دواند. کلینی در این شهر زاده شد و نخستین درس‌های حدیث را در آنجا فراگرفت. چهار استاد مهم او در ری عبارتند از:

علی بن محمد بن ابراهیم بن ابان رازی (معروف به عَلان): عَلان که دایی کلینی بود، نخستین استاد وی در ری به‌شمار می‌رود و بیشترین روایت کافی در این شهر از اوست. خودش صاحب کتاب بود، چنانکه به نظر می‌رسد احادیث مربوط به «اشاره» و «نص بر امامت امام عسکری و حضرت ولی عصر» از کتاب او گرفته شده است؛ اما غالباً عَلان نقش واسطه برای رسیدن به کتاب دیگران را داشت. او ۱۹۹ روایت از سهل بن زیاد (صاحب «کتاب نوادر») و ۷۰ روایت از صالح بن ابی‌حماد (نویسنده «خطب امیرالمؤمنین» و «النوادر») نقل کرده است. مجموع روایت‌های عَلان در کافی به ۵۰۴ حدیث می‌رسد که ۳۹۲ مورد آن در بخش اصول آمده و اغلب جنبه اعتقادی دارند.

محمد بن حسن طائی رازی: این استاد ۱۲۲ روایت در کافی دارد که از این میان، در ۹۷ مورد واسطه نقل از سهل بن زیاد بوده است. نام طائی در کتاب‌های فهرست دیده نمی‌شود؛ از این رو به نظر می‌رسد او خود صاحب کتابی نبود، بلکه فقط طریقی به آثار سهل بن زیاد به‌شمار می‌رفت.

محمد بن ابی‌عبدالله جعفر اسدی کوفی: نجاشی او را ساکن ری می‌داند و می‌نویسد: «محمد بن جعفر، ثقه است و احادیثش صحیح بوده و کتابی با موضوع جبر و اختیار داشته است.» وی همچنین از وکلای نایب امام عصر(ع) بود. تعداد روایت‌های او در کافی به ۵۵ مورد می‌رسد، ولی بیشتر آن‌ها از اسحاق بن محمد نخعی و سهل بن زیاد نقل شده است که این دو نفر به غلو و تخلیط متهم‌اند. شاید به همین دلیل، نجاشی اسدی کوفی را به نقل از ضعفا متهم کرده است.

ذکر این نکته ضروری است که کلینی در مقدمه کافی تأکید کرده که کتابش را از «آثار صحیح صادقین» تألیف کرده است. از نگاه قدما، اگر شخصی فقط نقش انتقال کتاب دیگران را داشته باشد، تضعیف رجالی وی به اعتبار آن کتاب‌ها لطمه نمی‌زند. شیخ طوسی نیز در این خصوص می‌نویسد: «در صورت وجود دلیل بر صحت احادیث افراد متهم، واجب است به احادیث ایشان عمل شود.» به همین دلیل، هرچند راویانی مانند سهل بن زیاد تضعیف شده‌اند، نقل آنان از نگاه پیشینیان خللی به اعتبار کافی وارد نمی‌کند.

حسین بن حسن حسنی علوی هاشمی: شیخ طوسی در کتاب رجال خود، از علوی هاشمی با عنوان  «الحسین بن الحسن الحسنی» یاد و او را اهل ری معرفی کرده است. در دیگر کتاب‌های رجالی، اطلاعی از او در دست نیست. تعداد روایات او در کافی به ۹ مورد می‌رسد و موضوع غالب روایاتش، اتفاقات تاریخی است.

در نهایت می‌توان گفت که کلینی از راه استادان ری، به کتاب‌های ۱۰ مؤلف دست یافته است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha