گروه انديشه: امام علی(ع) از شخصيتهای كمنظير عالم است كه دشمنان اراده نمودند تا فضائل او را كتمان كنند؛ كتمان دوستان به جهت حفظ جانشان و دشمنان به سبب حسادت بود و تلاش داشتند نور الهی را خاموش سازند اما اراده خداوند بر كامل كردن این نور محقق شد.
حجتالاسلام محمدجواد قنبربيگی، امام جمعه درهشهر در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، با بيان اينكه يكی از شخصيتهای كمنظير عالم كه هم دوستان و هم دشمنان فضائل او را كتمان كردند امام علی(ع) است، تصريح كرد: كتمان دوستان به جهت حفظ جانشان بود و دشمنان به جهت حسادت نه تنها فضائل او را كتمان كردند، بلكه 70 هزار منبر را در سراسر حكومت اسلامی برای بدگويی، سب و دشنام او قرار دادند؛ امّا با وجود اين همه تلاش برای از بين بردن فضائل او، به سان نافه ختن كه هر اندازه خشكتر شود بوی مشك بيشتر میشود، فضائلش عالمگير شد.
وی با اشاره به اين آيه از قرآن: «یُرِيدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خدا جز اين نمىخواهد كه نور خود را كامل كند، هر چند كافران ناخشنود باشند»، اظهار كرد: دشمنان تلاش كردند كه نور خدا را خاموش كنند ولی اراده خداوند بر كامل كردن نور خود بود.
حجتالاسلام قنبربيگی با بيان اينكه به اعتراف دوست و دشمن و به اعتراف متعصبين اهل سنت بيش از 300 آيه در شأن وجود مقدس انسان كامل، علی ابن ابيطالب(ع) نازل شده است، گفت: خطيب بغدادی در كتاب تاريخ بغداد میگويد: «نَزَلت ثَلاثمِأة آيه فِی شَأن علی ابن ابيطالب(ع)» و آيات را بيان میكند.
اين مدرس حوزه و دانشگاه به بيان شخصيت حضرت علی(ع) از ديدگاه قرآن پرداخت و با اشاره به آيه ولايت: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ یُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردهاند همانها كه نماز را برپا مىدارند، و در حال ركوع، زكات مىدهند»، افزود: در مورد شأن نزول اين آيه از«عبداللّه بن عباس» نقل شده كه: روزى در كنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پيامبر(ص) حديث نقل مىكرد، ناگهان مردى كه عمامهاى بر سر داشت و صورت خود را پوشانيده بود نزديك آمد و هر مرتبه كه ابنعباس از پيغمبر اسلام(ص) حديث نقل مىكرد او نيز با جمله «قال رسول اللّه» حديث ديگرى از پيامبر(ص) نقل مىنمود؛ ابنعباس او را قسم داد تا خود را معرفى كند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم، هر كس مرا نمىشناسد بداند من أبوذر غفارى هستم، با اين گوشهاى خودم از رسول خدا(ص) شنيدم، و اگر دروغ مىگويم هر دو گوشم كر باد، و با چشمان خود اين جريان را ديدم و اگر دروغ مىگويم هر دو چشمم كور باد، كه پيامبر(ص) فرمود: «على، پيشواى نيكان است، و كشنده كافران، هر كس او را يارى كند، خدا ياريش خواهد كرد، و هر كس دست از ياريش بردارد، خدا دست از يارى او برخواهد داشت».
وی در ادامه بيان اين روايت، اضافه كرد: سپس أبوذر گفت: اى مردم، روزى از روزها با رسول خدا(ص) در مسجد نماز مىخواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، ولى كسى چيزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضاى كمك كردم ولى كسى جواب مساعد به من نداد، در همين حال على(ع) كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد، سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد، پيامبر(ص) هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت: «خداوندا، برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع گردانى و كارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشایى تا مردم گفتارش را درك كنند، و نيز موسى درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزير و ياورش قرار دهى و بوسيله او نيرويش را زياد كنى و در كارهايش شريك سازى؛ خداوندا، من محمد، پيامبر و برگزيده توأم، سينه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على(ع) را وزير من گردان تا بوسيله او، پشتم قوى و محكم گردد».
امام جمعه درهشهر در ادامه از زبان أبوذر بيان كرد: هنوز دعاى پيامبر(ص) پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شد و به ايشان گفت: بخوان؛ پيامبر(ص) فرمود: چه بخوانم؟؛ گفت: بخوان انّما ولیّكم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا ... (برگزيده تفسير نمونه، ج1، ص: 52 ).
وی در ادامه با اشاره به داستان غدير خم و آيه مربوط به اعلام جانشينی حضرت علی(ع): «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛ اى پيامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان، و اگر نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى، خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مىدارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدايت نمىكند»، اظهار كرد: بعد از نزول اين آيه پيامبر(ص) حضرت علی(ع) را به عنوان جانشين خود معرفی كردند، اين شأن نزول در تفاسير اهل سنت مانند؛ الدّر المنثور، اسباب النزول، المنار، تفسير كبير و بسياری كتب ديگر ذكر شده است.
اين مبلغ دينی با بيان اينكه علاوه بر سندهای يادشده، قرائنی وجود دارد كه نشان می دهد كه آيه مربوط به بيان جانشينی پيامبر(ص) است مانند: «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛ اگر اين امر را انجام ندادی ، انجام وظيفه نكردی»، افزود: اين امر حافظ دستآوردهای رسالت است؛ «وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛ اين امر خطير با مزاق بسياری از منافقان خوش نمیآيد ، لذا احتمال سوء قصد به جان شما وجود دارد»؛ چنانچه واضح است دستور به نماز و روزه و ... از اموری نبودند كه به خاطر آنها كسی بر عليه پيامبر(ص) سوء قصد كند و اين امر كه باعث سوء قصد منافقين میشود جز اعلام جانشينی نمیتواند باشد؛ علاوه بر اين سوره مائده از سورههائی است كه اواخر عمر مبارك پيامبر(ص) نازل شد و اساساً مطلبی كه خداوند به آن دستور داده نمیتواند نماز، روزه و ... باشد چون همه اينها بارها در سالهای قبل نازل شده بود.
وی در ادامه به آيه اكمال دين اشاره كرد و گفت: بعد از اعلام جانشينی علی(ع) در غدير و جمله معروف پيامبر (ص): «من كنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه»، آيه 3 سوره مائده نازل شد: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا؛ امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنابراين، از آنها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد، امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم».
امام جمعه درهشهر در ادامه، افزود: مدتی بعد از نزول آيه اكمال، شخصی كه كينه عجيبی نسبت به اميرالمؤمنين(ع) داشت ( حارث ابن نعمان ) و جريان غدير برای او بسيار سنگين تمام شده بود بر پيامبر(ص) وارد شد و به ايشان عرض كرد: آيا اعلام جانشينی علی(ع) از طرف خود شما بوده يا از طرف پروردگار؟؛ پيامبر فرمودند: وَالّذی لا اِلهَ إلاّ هو إنَّ هذا مِن عِندالله؛ حارث با حالت بی اعتنائی به پيامبر(ص) از حضور ايشان خارج شد و آيه 32 سوره انفال را با خود خواند: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ پروردگارا، اگر اين حق است و از طرف توست، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر، يا عذاب دردناكى براى ما بفرست»؛ هنوز چند قدم برنداشته بود كه سنگی از آسمان به فرق سرش اصابت كرد و او را از بين برد و آيات اوليه سوره معارج نازل شد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ؛ لِلْكَافِرينَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ؛ مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعَارِجِ؛ تقاضاكنندهاى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد؛ اين عذاب مخصوص كافران است و هيچ كس نمىتواند آن را دفع كند؛ از سوى خداوند ذیالمعارج (خداوندى كه فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مىكنند)».
اين مدرس حوزه و دانشگاه با بيان اينكه ذكر اين نكته هم لازم است كه خداوند منكر ولايت اميرالمؤمنين(ع) را در سوره معارج و آيه 67 سوره مائده كافر می داند، تصريح كرد: اين كفر، كفر به ترك دستورات خداوند است؛ علامه امينی(ره) در كتاب گرانسنگ الغدير برای جريان غدير 159 سند از اهل سنت ذكر كرده است.