کد خبر: 4366640
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۲
بیژن عبدالکریمی در یک نشست علمی مطرح کرد

ضرورت گذار از تئولوژی به متافیزیک برای جهانی‌سازی گفتمان رهبری شهید

یک دانشیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، در نشست هم‌اندیشی اصحاب علوم انسانی، ضمن تحلیل محورهای تمدنی و سیاسی گفتمان رهبری شهید، بر لزوم بازخوانی متافیزیکی ارزش‌های انقلاب برای ارتباط با سوبژه مدرن و نقد پسامتافیزیکی غرب تأکید کرد. وی معتقد است برای تحقق تمدن نوین اسلامی، باید از زبان‌های سنتی عبور کرد و گفتمان انقلاب را به زبانی جهانی و همه‌فهم ترجمه نمود.

اراسل/ خامنه‌ای شهید اجازه نداد ایران در فرهنگ غرب استحاله شود
به گزارش ایکنا، بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و جامعه‌شناس کشور، شامگاه ۵ مردادماه در نشست «هم‌اندیشی اصحاب علوم انسانی و اجتماعی پیرامون شهادت امام خامنه‌ای(ره) و بازتاب آن در جهان اجتماعی» و همچنین رونمایی از کتاب «بعثت خون» که توسط دفتر قم بنیاد علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شده بود، به بررسی خطرات و تهدیدات متوجه گفتمان سیاسی و اجتماعی رهبر شهید و وظیفه‌ نخبگان و آحاد ملت در این زمینه پرداخت.

وی با بیان اینکه پروژه فکری و اجتماعی رهبر شهید بر محورهای متعددی استوار است، اشاره کرد که احیای اسلام در دوره کنونی، باززنده‌سازی ولایت فقیه در فقه شیعه، ترویج ایده مردم‌سالاری دینی و تلاش برای جمع میان ولایت فقیه و رأی مردم (مبتنی بر نظریه امام خمینی) و همچنین ارائه خوانشی نسبتاً تازه از تاریخ اسلام، از مهم‌ترین این محورها هستند. در حوزه سیاسی، مهم‌ترین مؤلفه گفتمان امام خامنه‌ای(ره)، حفظ و تداوم نظام جمهوری اسلامی و گذار از مرحله انقلاب به سوی تمدن نوین اسلامی است؛ لذا ایشان بارها از مراحل گوناگون انقلاب تا رسیدن به تمدن اسلامی سخن گفتند و بر این اساس، جمهوری اسلامی بخشی از یک پروژه بزرگ تاریخی برای دستیابی به تمدن اسلامی است.
 
مشروح سخنان وی به شرح زیر است:
 
مرحله دیگر پروژه اجتماعی ایشان، تلاش برای شکل‌گیری جامعه‌ای دینی و انقلابی بود؛ موضوعاتی نظیر تقویت هویت اسلامی و انقلابی، تأکید بر نهاد خانواده، مقابله با سکولاریسم، توجه به عدالت و تقویت گفتمان مقاومت در برابر نظام سلطه از اولویت‌های ایشان بود و در این میان، امر فرهنگی جایگاه ویژه‌ای داشت. شاید مهم‌ترین وجه پروژه فرهنگی ایشان، «مقاومت» باشد؛ به‌ویژه مقاومت در برابر جنگ نرم و تهاجم فرهنگی. فرض بنیادین ایشان این بود که قدرت‌های غربی و نظام سلطه، صرفاً به تهاجم نظامی اکتفا نمی‌کنند، بلکه از طریق فرهنگ و رسانه نیز به دیگران یورش می‌برند.

در حوزه اقتصادی نیز، پروژه ایشان در رأس قرار داشتن «اقتصاد مقاومتی» بود که محورهایی چون کاهش وابستگی به نفت، افزایش تولید داخلی، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، خودکفایی نسبی، مقابله با تحریم و کاهش وابستگی‌های اقتصادی را در بر می‌گرفت. همچنین، لزوم استقلال از قدرت‌های بزرگ، مخالفت با سلطه آمریکا، حمایت از محور مقاومت و فلسطین و تأکید بر توان بازدارندگی نظامی از دیگر ابعاد گفتمان ایشان بود. با توجه به این موارد، پرسش اساسی این است که وظیفه ما در قبال مؤلفه‌های دستاوردی این رهبر بزرگ چیست؟

مهم‌ترین دستاورد پروژه فکری رهبر شهید، احیای اسلام در دنیای کنونی است. ما فرزندان راستین انقلاب باید به این بیندیشیم که چگونه از تفکر تئولوژیک عبور کرده و به مقولات متافیزیکی دست یابیم تا بتوانیم با سوبژه‌های غیرمسلمان در داخل و خارج کشور ارتباط برقرار کنیم. برای نمونه، فرهنگ غرب انسان را به «ابژه» تبدیل کرده و زندگی را کالایی نموده است؛ لذا باید با نیهلیسیم مبارزه کرد و از منظری پسامتافیزیکی به نقد غرب پرداخت.

غیبت روشنفکران در جای درست تاریخ

روشنفکران و دانشگاهیان ما، چون در جایگاه درست تاریخی قرار نگرفته‌اند، نتوانسته‌اند گفتمان انقلاب را جهانی کنند و متأسفانه حوزه علمیه نیز تا کنون این توان را به‌صورت بالفعل به کار نگرفته است. از این رو، از وفاداران به رهبر شهید می‌خواهم تا بکوشیم گفتمان الهیاتی ایشان را جهانی کرده و آن را به زبانی ترجمه کنیم که غیرمسلمانان و غیرایرانی‌ها نیز بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. امیدوارم کسانی که بداندیش هستند، گمان نکنند که مقصود من کنار گذاشتن اسلام است؛ اساساً حرف من این نیست، بلکه تأکید دارم که باید مقولات الهیات اسلامی را به زبانی همه‌فهم ترجمه کنیم.

در مورد حوزه علمیه نیز نمی‌گویم که در مبانی فکری، امکان این کار را ندارند، اما مسلماً این توانایی هنوز به‌صورت بالفعل محقق نشده و حوزه نتوانسته است خلأ و غیبت نگرش حکمی و متافیزیکی را پر کند. پرسش من این است که آیا متافیزیک ما توانسته است با متافیزیک غربی ارتباط برقرار کند؟ آیا اندیشه‌های ما با متفکرانی چون هگل، نیچه (فریدریش)، هایدگر، راسل و دیگران تعامل و گفتگو کرده است؟ برخی معتقدند این امکان وجود دارد و در بیانات کسانی چون علامه جوادی آملی نیز مطرح شده است؛ حرف من این نیست که ما توان این کار را نداریم، بلکه به نظرم این امر هنوز به اجرا درنیامده است و فرزندان امام خمینی و رهبر شهید باید این شرایط را فراهم کنند. ما نیازمند زبانی هستیم که بتوانیم با «سوژه مدرن» ارتباط برقرار کنیم.

آیا در گفتمان امام و رهبر شهید، ظرفیت گفتگو با جهان وجود ندارد؟ مسلماً چنین ظرفیتی هست، اما این زبان نیازمند ترجمه‌ای قابل فهم برای تمام جهان است تا بتوانیم ارزش‌های انقلاب را به زبان حکمت و فلسفه نشر دهیم. بحث دیگر، ایده مردم‌سالاری دینی و ولایت فقیه از منظر رهبر شهید است. جامعه و سنت تاریخی ما از فقدان فلسفه سیاسی و اجتماعی رنج می‌برد و فقه شیعه نیز در اندیشه سیاسی به اندازه اهل سنت رشد نکرده است؛ از این رو، در بحث ولایت فقیه و رأی مردمِ سکولار با چالش مواجهیم. در فضایی که عقلانیت به شدت سکولار شده است، چگونه می‌توان از عقلانیت و امر دینی سخن گفت؟

ساده‌انگاری سیاست دینی و تشکیل جامعه

دیدگاه من این است که در گفتمان انقلاب، تأسیس جامعه، انسان و سیاست دینی بیش از حد ساده انگاشته شده است؛ در حالی که ما با موانع سترگی روبروییم. این موانع، صرفاً تحریم‌ها یا هجوم نظامی نیستند، بلکه موانع متافیزیکی‌اند؛ به این معنا که ما در اندیشه ولایت فقیه با موانع اگزیستانسیال و متافیزیکی مواجه هستیم. من خواهان تضعیف دیدگاه رهبر شهید نیستم، بلکه معتقدم گفتمان ایشان و گفتمان انقلاب باید در این زمینه‌ها ارتقاء یابد.

از دیگر مؤلفه‌های گفتمان رهبر شهید، کوشش برای ارائه خوانشی نسبتاً تازه از تاریخ اسلام بود؛ ایشان تلاش کردند تا حوادث امروز را بر اساس تاریخ اسلام تحلیل کرده و تاریخ اسلام را به افق معاصر بیاورند. نگرانی من این است که در جوامع مذهبی، تاریخ به‌شدت اسیر نظام‌های الهیاتی است و این نظام‌ها مانع از مواجهه آزادانه با تاریخ می‌شوند؛ به ما دیکته می‌کنند که تاریخ را باید به گونه‌ای خاص بفهمیم و اجازه نمی‌دهند تاریخ را آن‌گونه که هست درک کنیم. متفکران انقلاب که نگاه تمدنی دارند، باید این تذکر را جدی بگیرند و بکوشند تا تاریخ از اسارت نظام‌های الهیاتی رها شود.

در گفتمان رهبر شهید، عناصر متعالی بسیاری همچون مقاومت در برابر نیهلیسیم، مقابله با «عالَم تکنیک»، ایستادگی در برابر کالایی شدن زندگی و نقد اصالت اقتصاد وجود دارد. ایشان از سنت و معنویت دفاع کردند و از معدود رهبرانی بودند که در برابر جهانی‌سازی غربی مقاومت ورزیدند. این مقولات، صرفاً الهیاتی نیستند و اگر با این زبان با متفکران غربی سخن بگوییم، آن‌ها می‌توانند با ما ارتباط برقرار کنند.

چند پرسش قابل تأمل

پرسش‌های بزرگی در برابر حوزه علمیه و گفتمان رهبر شهید قرار دارد که برای حفظ انقلاب و دستاوردهای ایشان، باید به این پرسش‌ها اندیشید؛ نخست اینکه آیا گفتمان انقلاب، فهم عمیقی از نیهلیسم و سوبژکتیویسم (سوژه‌گرایی) دارد؟ آیا گفتمان حوزه و انقلاب که خواهان عبور از نیهلیسم جهانی بودند، این امر را بیش از حد ساده انگاشته و موانع و محدودیت‌های تاریخی را نادیده گرفته‌اند؟ همچنین، آیا در جریان انقلاب، دین به یک ایدئولوژی سیاسی تقلیل یافته است؟ و اگر هدف، مقابله با نیهلیسم باشد، آیا ابزارها نباید تابع عالم مدرن و تکنیک باشند؟ ما علاوه بر تحریم‌ها و مشکلات سیاسی و اقتصادی، با موانع و پرسش‌های بنیادینی روبروییم که باید برای آن‌ها پاسخی داشته باشیم، در غیر این صورت، بخشی از جامعه با بحرانی شدید مواجه خواهد شد.

هدف دیگر رهبر شهید، حرکت از مرحله انقلاب به سوی «تمدن نوین اسلامی» است. تمدن چیزی است که ظهور می‌یابد و نه اینکه صرفاً تولید شود؛ تمدن نمی‌تواند به شکل گذشته خود احیا گردد، لذا در این زمینه پرسش‌ها و خطرات جدی وجود دارد. اگرچه ایده تمدن اسلامی، افق‌سازی و دوراندیشی برای جامعه ایجاد می‌کند و بسیار گران‌بهایش است (چرا که در گفتمان رقیب دیده نمی‌شود)، اما خطر «اراده‌گرایی» در آن وجود دارد. من در پروژه تمدن‌سازی، نوعی اراده‌گرایی، فردگرایی و اراده‌ی معطوف به قدرت می‌بینم که در تضاد با روح دینی است و می‌تواند گفتمان انقلاب را اسیر منطق قدرت و تکنیک غربی کند.

نظام معرفتی جدید؛ لازمه تمدن جدید

اگر بخواهیم تمدنی جدید بنا بگذاریم، نیازمند نظامی معرفتی هستیم که بتواند تجارب بشری، علوم جدید و ویژگی‌های امر دینی را درک کرده و نسبت فقه را با این مسائل تبیین کند. به بیان دیگر، احیای تمدن نوین اسلامی مستلزم «انقلاب در علم اصول» است، نه صرفاً افزودن چند فرع فقهی؛ در واقع باید انقلابی در «فقه اکبر» رخ دهد. فرزندان گفتمان رهبر شهید باید به این بیندیشند که تا چه اندازه پذیرای چنین انقلابی در علم اصول و فقه هستند.

شکل‌دهی به جامعه‌ای دینی و انقلابی، حفظ و تقویت بنیاد خانواده و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت در برابر نظام سلطه، از امور اولویت‌دار در گفتمان رهبری شهید است؛ اما پرسش اینجاست که در بخش‌هایی از جامعه که سکولار شده‌اند یا حتی به ستون پنجم دشمن تبدیل گشته‌اند، تا چه اندازه در اجرای این امور موفق بوده‌ایم؟ چرا این آرمان‌ها در بخش نوگرای جامعه محقق نشده است؟ آیا دلایل این امر تنها اقتصادی و رسانه‌ای است؟ بدون تردید رسانه‌ها، بی‌عدالتی، تحریم‌ها و مسائل اقتصادی نقش داشته‌اند، اما عامل اصلی، غیبت نگرش حکمی و فلسفی، عدم توجه به امکانات تاریخی و بی‌پاسخ ماندنِ چالش تحقق امر دینی در جهانی است که در ذات خود سکولار شده است. سکولاریسم اکنون تمام جهان را در بر گرفته و همه کشورها را اسیر خود کرده است. اگر متفکران و پیروان فکری رهبر شهید می‌خواهند جامعه دینی محقق شود، باید بدانند که تحقق این امر در دنیای کنونی ساده نیست، اما ما متأسفانه آن را ساده تلقی کرده‌ایم. موضوع دیگر، پروژه فرهنگی رهبری شهید است که مهم‌ترین مؤلفه آن مقابله با هجوم و شبیخون فرهنگی است. ما در این عرصه نیز با موانع سترگی در مسیر تحقق پروژه انقلاب مواجه هستیم.

سخن پایانی

آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای صرفاً یک رهبر سیاسی نبود، بلکه شخصیتی اثرگذار در تاریخ بود که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران ایفای نقش کرد. ایشان نسبتی درست با تاریخ ایران و دنیای معاصر برقرار کرد و اجازه نداد ایران در دل فرهنگ غربی مستحیل شود؛ وی فهمی تمدنی از سیاست داشت و سیاست را در افق تاریخی و تمدنی می‌نگریست. از نظر ایشان، دین صرفاً مجموعه‌ای از احکام نبود، بلکه آن را به هویت تاریخی و ملی ایرانیان پیوند زد. البته این گفتمان با موانع بزرگی مواجه است و بر فرزندان راستین امام خمینی و رهبر شهید واجب است که فراتر از رجزخوانی، به برخی پرسش‌های اساسی پاسخ دهند؛ پرسش‌هایی نظیر اینکه چگونه می‌توان اجماعی نخبگانی برقرار کرد؟ شکاف میان ملت و حاکمیت را چگونه می‌توان ترمیم نمود؟ چگونه می‌توان بدون قربانی کردن استقلال کشور، رابطه‌ای سازنده با دنیا برقرار کرد؟ چگونه باید علوم انسانی تولید کنیم و نگاه امنیتی را از برخی نهادهای فرهنگی، مانند وزارت ارشاد و دانشگاه‌ها، زدود؟ همچنین، چگونه می‌توان مشارکت عمومی را — نه فقط برای اقشار سنتی، بلکه برای تمامی لایه‌های جامعه — فراهم آورد و امیدی تاریخی ایجاد کرد؟ آیا صرفاً مواجهه نظامی و سیاسی با جهان تکنولوژیک کافی است؟ و آیا ما با تکیه بر گفتمان انقلاب، می‌توانیم به مفهوم جدیدی از احیای تمدن اسلامی بیندیشیم؟ در گفتمان رهبر شهید، بالقوه عناصر متعالی بسیاری وجود دارد و بر فلاسفه و صاحب‌نظران است که این عناصر را برای جامعه مدرن و جهانیان تبیین و تفسیر کنند.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha