
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، نمایندگی امامزاده هلال(ع)، هرکس به دنبال گمشده و در پی بازگشت به اصل خویش در تکاپو و تلاطم است. در زمانه پرهیایوی رنگها و زرقها، بسیاراند آنان که گمگشته دیار نور و روشنی، معشوقی از وارنگ های روزگار برگزیده و چند صباحی دل بدان خوش میدارند؛ اما دل، این وامانده از دیار یار، بیقراری میکند؛ گویی تنها و تنها نیمه گمشده خودش را میخواهد و بس.
بی سبب نیست که گاه صاحب خود را از این دیار به آن دیار میکشاند و رهگذر دنیا بی توجه به دل، این سودازده بیگناه، جوانیاش را به سر میآورد و در پایان، متحیر در خم یک کوچه بی بهره و بیتوشه، انگشت ندامت بر لب گزان، برجای میماند.
اما اینجا به دور از همه رنگها و وارنگها و جایی دست نخورده از وانفساهای روزگار، جوانی را یافتیم که حریم دل را پاک و مصفای از ابتلائات دنیا، به دست دوست سپرده و با خاطری آسوده و آرامشی غبطه خوردنی، بر درش پاسبانی میکند.
شاید باورش برای برخی دشوار باشد اگر بشنوند که کسی بگوید: «همه دنیا و آنچه در آن است را با یک آیه از کلام دوست به عوض نمیگیرم!»
آری! جوانی از جنس نور و روشنی خورشید خطه کویری آران و بیدگل، بی آنکه تحصیلاتش از دوران ابتدایی فزون یافته باشد، در سن 35 سالگی تنها از سر عشق و خلوص، حافظ کل کلام وحی شده است.
روحالله رعیت مقدم میگوید: علاقه زیادی به قرائت قرآن داشتم؛ اما سواد تحصیلیام کم بود و همواره کلمات قرآن را به غلط میخواندم.
وی افزود: با شرکت در آیینهای قرائت قرآن مجمع قاریان و حافظان آستان مقدس حضرت محمدهلال بن علی(ع) و قرائت محله، قرائت صحیح قرآن را در مدت دو سال آموختم؛ تا اینکه در سن 29 سالگی و در یکی از جلسات حفظ قرآن جوانان آستان، بطور ناگهانی و خودجوش پنج صفحه از قرآن را حفظ کردم.
رعیتمقدم با بیان اینکه مربی خوب و خوش خلق جلسه قرائت، مرا جذب و تشویق کرد، ادامه داد: پس از آن با شوق فراوان و در همه لحظات کار و زندگی قرآن را تلاوت میکردم.
وی تأکید کرد: قرآن کوچکی در جیب داشتم که در حال گچ کاری ساختمان، گاه به آن مراجعه کرده و حفظم را ادامه میدادم و اکنون پس از پنج سال حافظ کل قرآن شده و به آرزویم رسیدهام.
وی یادآور شد: بعضی روزها پنج جزء قرآن تلاوت میکنم و آنقدر مشتاق این کار هستم که در صف نانوایی، سوار بر موتورسیکلت نقلیه ام و تا آخرین لحظه بیداری قرآن میخوانم.
این جوان 35 ساله آران و بیدگلی، با اشاره به برکت و نور حضور قرآن در زندگیاش، تأکید کرد: همواره و همه حال را حتی بر بالای داربستهای بلند ساختمانی، با قرآن میگذرانم و از خداوند مهربان میخواهم، هرگز و لحظهای مرا از قرآن جدا نکند.
رعیتمقدم با بیان اینکه، افراد زیادی را میبینم که یا راه در این وادی نمیگذارند و یا توفیقی نمییابند، تصریح کرد: برای ورود نور قرآن در دل، باید جان را از گناهان و تیرگیها پاک کرد؛ آنگاه این نور را به انسان هدیه میدهند.
وی در ادامه گفت: بهترین هدیه و داشته زندگیام در دنیا، قرآن است که آن را مدیون لطف و رحمت الهی، عنایت امامزاده هلال بن علی(ع) و مربی دلسوز و خوش خلق قرآنیام مجتبی بیابانپور هستم.
این حافظ قرآن افزود: بهترین و آرام بخشترین دوست و مونس انسان قرآن است و من همواره جوانان و اطرافیان خود را به حفظ قرآن تشویق میکنم؛ چرا که هرکس لذت انس با کلام الهی را بچشد، آن را با همه دنیا عوض نخواهدکرد.
آنجا که کلام دوست به میان میآید باید لب فروبست و سراپا گوش شد. تنها چیزی که از خاطرم گذشت، ابیات زیبای مناجات خواجه عبدالله انصاری بود که در وصف عاشق و شیدای کوی یار میتوان گفت: آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند/ فرزند و عیال و خانمان را چه کند/
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/ دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
خوشا آنان که گوهر صیقلی دل را بر در و دیوار هر کوی و ویرانهای نکوفته و آزردهاش نکردند و خوشا آن که ذکر دوست، همراه هر لحظه اوست.
اللهم ارزقنا...