
علیمحمد یزدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در یادداشتی به بررسی جوانب مختلف سفر و مسافرت، در پیش از سفر، هنگام حرکت، در طی مسافت و پس از سفر، که در قرآن مورد توجه قرار گرفته پرداخته که در ادامه از نظر خوانندگان میگذرد.
الف. پیش از حرکت
1. تأمین نیازمندیهاى سفر
قرآن کریم در مواردى به این مهم پرداخته است:
یک. حاجیان به برگرفتن زاد و توشه مادى و معنوى در سفر حج، ترغیب شدهاند؛[1] دو. فراهم آوردن ابزار جنگ، از وظایف جهادگران شمرده شده و کسانى که مدعى آمادگى براى جهاداند، اما از تهیّه نیامندیهاى آن تغافل میکنند، سرزنش شدهاند،[2] تنها کسانى معذور دانسته شدهاند که خود و حکومت، هر دو از فراهم ساختن مرکب براى آنان عاجز باشند؛[3] سه. نوح علیهالسلام با نظارت دقیق خداوند و با وجود ریشخند کافران، به ساخت کشتى پرداخت،[4] تا در سفرى دریایى، وسیله لازم را در اختیار داشته باشد؛[5] چهار. بهرهوری از درخت آتشزنه برای گرما[6] و آماده بودن پوست حیوانات براى ساخت چادرهاى مسافرتى و اتاقکهاى ثابت، از نعمتهای خدا شمرده شده است.[7]
2. رعایت اصول اخلاقى و شرعى
نمونه هایى از این وظیفه در آیات آمده است که عبارتند از:
یک. حق تصمیمگیرى هر کس بر افراد تحت تکفل او، در سفرها باید محترم شمرده شود، از جمله باید از همسفر ساختن کودکان بدون اذن و رضایت پدر آنان، خوددارى گردد؛[8] دو. همسفران اگر پیشاپیش از برنامههاى کاروان آگاه شوند، سختى راه، آنان را از تداوم بخشیدن به آن باز نخواهد داشت، موسى علیهالسلام پیش از حرکت به سوى معلّم ناشناختهاش، به غلام خود گوشزد کرد که به محل برخورد دو دریا مىرود و ممکن است مجبور شود راه دراز دیگرى را در پیش گیرد،[9] به اعتراف موسى علیهالسلام، هر دو نفر، در آن راه رنج فراوانى را متحمل شدند،[10] ولى همسفر موسى علیه السلام تا وصال وى به معلّم الهى خویش او را تنها نگذاشت[11]، خضر علیهالسلام، گر چه در آغاز سفر تعلیمى خویش، از آن چه انجام
خواهد داد، سخنى نگفت، ولى به موسى علیه السلام فهماند که شیوه استادى او، چنین اقتضایى دارد؛[12]
سه. تلاش براى عقب نماندن همسفران از کاروان را میتوان از داستان نوح علیهالسلام درس گرفت، وى که گمان مىکرد براساس وعده خداوند، فرزند وى نیز نجات خواهد یافت، با دعوت مکرر او به سوار شدن بر کشتى، نهایت تلاشش را به کار گرفت و زمانى از تلاش باز ایستاد که دانست وعده خداوند، او را شامل نمیشود،[13]
3. تغذیه سالم
در برخى آیات اشارههایى به این نکته وجود دارد:
یک. مسافران، باید مانند عزیر علیه السلام، خوردنى و آشامیدنى سالم در اختیار داشته باشند، آن حضرت، پس از مرگ صد سالهاش، آذوقه سالم خویش را همچنان در حال سلامت مشاهده کرد؛[14] دو. شکار آبزیان و خوردن آنها حتى براى مسافرانى که احرام حج بستهاند، مجاز شناخته شده است، تا از آن بهرهمند گردند؛[15] سه. موسى علیهالسلام، گرچه در سفر به مدین، فرصت فراهم ساختن نیازمندیهاى سفر را نداشت؛ ولى با دعا به پیشگاه خداوند، از او خواست تا با تغذیهاى[16] که خیر او در آن است، وى را از فقر غذایى رهایى بخشد؛[17] چهار. اصحاب کهف در سفر توحیدى خویش، پس از بیدارى از خواب تاریخى خود، به دنبال غذایى بودند که پاکیزهترین غذا در نوع خود باشد،[18] آنان از پیش براى امکان تهیّه آذوقه مطلوب، چارهاندیشى کرده و هزینه آن را همراه آورده بودند؛[19] پنج. رفیق موسى علیهالسلام در سفر تحقیقاتى آن حضرت، فراموش کردن غذایى را که همراه آورده بودند، کار شیطان دانست.[20]
4. برگزیدن زمان مناسب
این نکته را از آیاتى میتوان استفاده کرد:
یک. موسى علیهالسلام مأموریت یافت سفر تاریخى بنى اسرائیل را براى کوچ از مصر، شبانگاه آغاز کند تا از خطر تعقیبگران فرعونى در امان باشند؛[21] دو. لوط علیهالسلام، زمان سفر رهایىبخش خانوادهاش را، به فرمان خداوند، در پارهاى از شب قرار داد، تا از گزند عذاب الهى، که بر اساس وعده خداوند، صبحگاهان انجام میگرفت، دور بمانند؛[22] سه. معراج رسول خدا (ص)، در شب آغاز شده و پایان یافت تا نشان منزه بودن خداوند از هر گونه ناتوانى بوده و زمینهاى مناسب براى مشاهده برخى از نشانههاى الهى باشد.[23]
ب. هنگام حرکت
«یاد نعمتهاى خداوند»، «تسبیح و تنزیه او با اشاره به ناتوانى خویش از به کارگیرى ابزار حمل و نقل و رام کردن مرکبها»، «وابسته خواندن آن به خداوند» و «یاد آورى حرکت قافله انسانى تا مرحله حضور در پیشگاه خداوند»، وظایفى است که در آغاز سفر و به هنگام سوار شدن بر مرکب، باید به آن پرداخت؛[24]
نوح علیهالسلام فرمان یافت که پس از استقرار خود و همسفرانش در کشتى، به «حمد خداوند» بپردازد و از او بخواهد که آنان را در نقطهاى با برکت فرود آورد،[25] آن حضرت به همسفران خویش گوشزد کرد که روان شدن کشتى و لنگر انداختن آن تنها با نام خداوند انجام میپذیرد.[26] برخى از این آیه فهمیدهاند که آن حضرت به پیروان خویش دستور داد که هنگام سوار شدن بر کشتى، جمله «بِسمِ اللّهِ مَجراها ومُرساها» را به زبان جارى سازند.[27] آن حضرت نخستین کسى است که خداوند، گفتن «بسم اللّه» را از او نقل کرده است.[28] مسافران دریایى، باید یاد خالصانه خداوند را به زمان سوار شدن بر کشتى، منحصر نساخته و پس از آن نیز تنها خداوند را بخوانند؛ ولى برخى از مردم، تنها در آغاز سفر، داراى آن حالت بوده و پس از رسیدن به خشکى، اخلاص خود را با شرک و ناسپاسى، ناتمام میگذارند.[29]
ذکرها و دعاهاى قرآنى سفر
تلاوت برخى آیات، در آغاز سفر، سفارش شده است؛ هنگام سوار شدن بر کشتى، تلاوت «بِسمِ اللهِ مَجراها ومُرساها اِنَّ رَبّى لَغَفورٌ رَحیم»[30] و هنگام سوار شدن بر حیوان[31] و در آغاز سفرهاى زمینى،[32] تلاوت «سُبحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هـذا وما کُنّا لَهُ مُقرِنین* واِنّا اِلى رَبِّنا لَمُنقَلِبون»[33] توصیه شده است. تلاوت حمد[34]، آیة الکرسى[35]، قدر[36]، اخلاص[37]، فلق[38]، ناس[39]، آیهی 83[40]، و آیات 190 تا 194 آل عمران[41] و آیات 22 تا 28 قصص[42] از آداب مسافرت به شمار مىآید. از مسافران خواسته شده است که فاتحة الکتاب و آیة الکرسى را در حالى بخوانند که رو به مقصد ایستادهاند، آنگاه رو به طرف راست و چپ خویش نیز آن آیات را تلاوت کنند.[43] و در روایتى دیگر آمده که هنگام بیرون رفتن از منزل، سه مرتبه سوره اخلاص را پیش رو و یک مرتبه سمت بالا و یک مرتبه سمت پائین و آنگاه به سمت پشت سر و راست و چپ، هر یک سه مرتبه بخوانند.[44]
برخى از توصیههاى دینى، گرچه کلّى است، اما از آن رو که هنگام سفر زمینه بیشترى براى عمل به آن پدید میآید، بین مسافران، شایع شده است، از جمله تلاوت آیه «رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لى مِن لَدُنکَ سُلطانًا نَصیرا»[45]. بر اساس روایتى، امام صادق علیهالسلام قراءت آن را به کسانى توصیه کرد که وارد محیطى هراسانگیز شوند.[46] ممکن است تلاوت «فَاللهُ خَیرٌ حافِظًا وهُوَ اَرحَمُ الرّاحِمین»،[47] نیز از این قبیل باشد. از این که قرآن، خواندن آن را در بدرقه بنیامین، از یعقوب علیهالسلام با تعبیرى تمجیدگونه روایت کرده، میتوان استحباب تلاوت آن را در بدرقه مسافران استفاده کرد. برخى از فقها، خواندن آیه «اِنَّ الَّذى فَرَضَ عَلَیکَ القُرءانَ لَرادُّکَ اِلى مَعادٍ» را در گوش مسافر، امرى سزاوار و داراى شهرت عملى میدانند.[48]
ج. در طىّ مسافت
1. مراقبت از ضعیفان
به نمونه هایى از این وظیفه در آیات قرآن مىتوان دست یافت:
یک. نکوهش برادران یوسف علیهالسلام در کلام یعقوب علیهالسلام، زمانى که از او خواستند بنیامین را همراهشان سازد تا پیمانهی افزونترى نصیبشان گردد، برخاسته از انتظار به جاى او بود که در سفر باید امین بوده و شخصى را که به آنان سپرده شده، به سلامت بازگردانند، گر چه آنان نزد یعقوب علیهالسلام امین نبودند و به همین دلیل نکوهش شدند[49]؛ دو. موسى علیهالسلام، در بازگشت از مدین به مصر، به امید فراهم آوردن گزارش یا گدازهاى از آتش براى خانوادهاش که سخت نیازمند گرم شدن بودند، قدم در «وادى طوى» نهاد.[50]
2. برابرى با همسفران
شرکت یونس علیهالسلام در قرعه کشى، هنگامى که مسافران کشتى جز طعمه قرار دادن یک نفر براى رهایى از حملهی نهنگ به کشتى، چارهاى پیش رو ندیدند،[51] کارى بود که آن حضرت با اختیار خویش انجام داد، تمام مسافران کشتى از جمله یونس علیهالسلام، قرعه را پذیرفته و خطر احتمالى را به جان خریده بودند.[52]
3. همراهى سرپرست گروه با همراهان
موسى علیهالسلام در سفر به طور سینا، از همراهان خود پیشى گرفت و به امید خشنودى خداوند،[53] شتابان خود را به میعاد رساند، خداوند از موسى علیهالسلام خواست که توضیح دهد چرا زودتر از قومش به وعدهگاه آمده است؟[54] این پرسش نشان میدهد که همراهى مدیر قافله با آنان، اصلى است که عدول از آن دلیل میخواهد و نباید بىجهت از آن دست شست. حضرت لوط علیهالسلام نیز هنگام خروج شبانه خاندانش از منطقهی عذاب، فرمان یافت که دنبال آنان حرکت کرده و مراقب کاروان باشد.[55]
4. اطمینان به یارى خداوند
قرآن با بیان حالتهاى اولیاى الهى، روش پسندیده آنان را به دیگران میآموزد تا سرمشق خود قرار دهند. برخى آیات، از مسافرانى یاد کرده است که در اوج خطر، به یارى خداوند اطمینان داشتند، از قبیل: یک. اصحاب کهف پس از هجرت از دیار شرک، بهرهمندى از رحمت و مدد خداوند را به یکدیگر نوید میدادند؛ ولى آن را به جانپناه قرار دادن غار که در راستاى تدبیر امور مسافرت بود، مشروط ساختند؛[56]
دو. حضرت موسى علیهالسلام، هنگام کوچ دادن بنى اسرائیل از مصر، آنگاه که قومش با نزدیک شدن فرعونیان، از دستگیرى و اسارت بیمناک شدند،[57] با اطمینان قوى از ناکامى فرعونیان خبر داد و خدا را همراه و راهنماى خویش معرفى کرد؛[58] سه. پیامبر اعظم(ص)، پس از پناه گرفتن در غار به همسفر خویش دلدارى داده و او را از اندوهگین شدن بر آن چه از کف رفته، باز میداشت، زیرا به امدادهاى الهى اطمینان داشت.[59]
5. پرهیز از همراهى یا ادامه سفر با افراد ناهماهنگ
مواردى که به این وظیفه نظر دارند، عبارتند از:
یک. خضر علیهالسلام، آنگاه که کم صبرى موسى علیهالسلام را دریافت، از آن حضرت جدا شد و از ادامه سفر با وى سرباز زد[60]، وى گر چه از پیش به این ناهماهنگى پى برده بود، ولى تا زمانى که موسى علیهالسلام را معذور میدید، از همسفرى با او دست نکشید،[61] دو. پیامبر اعظم(ص)، از خلوت شدن اردوى سپاهیانش در معرکهی تبوک، آسیب ندید؛ زیرا کسانى که از او اجازه ماندن در مدینه را گرفته بودند، اگر با سپاه او همراه میشدند، جز فسادانگیزى و ایجاد تشویش و اضطراب در لشگر آن حضرت، کارى نمیکردند،[62] آن حضرت مأموریت یافت که در سفرهاى بعدى نیز از همراه بردن منافقان خوددارى ورزد.[63]
6. پرهیز از سرمستى و خودنمایى و منع راه خدا
قرآن در مواردى به ادب یاد شده نظر دارد:
یک. مؤمنان به ویژه رزمندگانشان در سفرها، نباید با مشاهده نعمتهاى الهى، از خود بىخود شده و با ناسپاسى به سرکشى رو آورند، آنان از این که با حالت «خودبزرگنمایى»، «شادى مذموم»، «تاب نعمت نداشتن»، «حیرت زدگى از نعمت فراوان»، «طغیانگرى»، «برترى فروشى بر دیگران» و «ناخوشایند داشتن بىمورد»، سفر کنند، نهى شدهاند[64]؛ دو. «خود نمایى» و «منع راه خدا» نیز اوصاف ناشایستى معرفى شده است که در سفرهای جهادی، سپاه اسلام نباید مانند دیگران خود را به آن آلوده سازند[65]؛ سه. توصیهی کلّى به تمام مؤمنان آن است که در زمین همچون سبکمغزان سرمست، گام نزنند.[66] لقمان حکیم با گوشزد کردن این نکته به فرزند خویش، از او میخواهد که راه رفتن میانه را برگزیند.[67]
د. پس از سفر
بخشى از آن چه در آغاز سفر بر زبان مسافر جارى میگردد، از همان آغاز، پایان سفر را نیز چشمانداز خود قرار میدهد. گفتن «بِسمِ اللّهِ مَجراها ومُرساها»[68] لنگر انداختن کشتى را در پایان سفر، به نام خداوند پیوند زده و تلاوت «رَبِّ اَنزِلنى مُنزَلاً مُبارَکًا واَنتَ خَیرُ المُنزِلین»[69] که فرمان خداوند به نوح علیهالسلام و مربوط به زمان استقرار او در کشتى است، دعا براى فرود پر برکت کشتى است. بر اساس روایتى، رسول اعظم(ص) به امیرالمؤمنین على علیهالسلام فرموده است: اى على هر گاه در منزلى فرود آمدى بگو: «اللهم اَنزِلنى مُنزَلاً مُبارَکًا واَنتَ خَیرُ المُنزِلین»[70] آن حضرت نیز دیگران را به این دعا فرا خوانده بود؛[71] توصیهی امام صادق علیهالسلام این است که هرگاه وارد محیطى هولناک شدى، این آیه را تلاوت کن «رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لى مِن لَدُنکَ سُلطانًا نَصیرا»[72] و با مشاهده آنچه از آن هراسانى، آیة الکرسى را بخوان.[73] این توصیه علاوه بر مسافران، شامل اقامتکنندگان نیز میباشد؛ گر چه بیشترین زمینهی این گرفتارى در سفر است.
علی محمد یزدی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
پینوشتها
1 ـ بقره/2، آیهی 197.
2 ـ توبه/9، آیهی 46.
3 ـ توبه/ 9، آیهی 92.
4 ـ مؤمنون/ 23، آیهی 27؛ هود/ 11، آیهی 37.
5 ـ هود/11، آیهی 41.
6 ـ واقعه/ 56، آیهی 71ـ 73.
7 ـ نحل/16، آیهی 80.
8 ـ یوسف/ 12، آیات 12، 63، 65، 66.
9 ـ کهف/ 18، آیهی 60.
10 ـ کهف/18، آیهی 62.
11 ـ کهف/18، آیهی 65.
12 ـ کهف/ 18، آیهی 70.
13 ـ هود/ 11، آیات 42 ـ 43 و 46.
14 ـ بقره/ 2، آیهی 259.
15 ـ مائده/ 5، آیهی 96.
16 ـ البرهان، ج 3، ص 651، ح 6719؛ همان، ج 4، ص 248، همان، ص 262.
17 ـ قصص/ 28، آیهی 24.
18 ـ کهف/ 18، آیهی 19.
19 ـ کهف/ 18، آیهی 19.
20 ـ کهف/ 18، آیهی 63.
21 ـ شعراء/ 26، آیهی 52؛ طه/ 20، آیهی 77.
22 ـ هود/ 11، آیهی 81.
23 ـ اسراء/ 17، آیهی 1.
24 ـ زخرف/ 43، آیهی 12ـ 14.
25 ـ مؤمنون/ 23، آیهی 28ـ 29.
26 ـ هود/ 11، آیهی 41.
27 ـ الکشاف، ج 2، ص 394؛ روح المعانى، ج 6، ص 254.
28 ـ المیزان، ج 10، ص 228.
29 ـ عنکبوت/ 29، آیهی 65ـ 66.
30 ـ هود/ 11، آیهی 41؛ نور الثقلین، ج 2، ص 361، ح 105.
31 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 295 و 297.
32 ـ همان، ص 243.
33 ـ زخرف/ 43، آیهی 13ـ 14.
34 ـ الکافى، ج 4، ص 283.
35 ـ الخصال، ص 623.
36 ـ بحارالانوار، ج 73، ص 170.
37 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 250.
38 ـ همان.
39 ـ همان.
40 ـ مکارم الاخلاق، ص 249 و 261.
41 ـ تحف العقول، ص 113.
42 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 230.
43 ـ الکافى، ج 4، ص 283.
44 ـ بحارالانوار، ج 73، ص 250.
45 ـ اسراء/ 17، آیهی 80.
46 ـ المحاسن، ج 2، ص 367.
47 ـ یوسف/ 12، آیهی 64.
48 ـ العروة الوثقى، ج 2، ص 416.
49 ـ یوسف/ 12، آیهی 64.
50 ـ طه/ 20، آیهی 10؛ قصص/ 28، آیهی 29 ؛ نمل/ 27، آیهی 7.
51 ـ المیزان، ج 17، ص 167.
52 ـ تقریب القرآن الى الاذهان، ج 4، ص 498.
53 ـ طه/ 20، آیهی 84.
54 ـ طه/ 20، آیهی 83.
55 ـ حجر/ 15، آیهی 65؛ روح المعانى، ج 8، ص 552.
56 ـ کهف/ 18، آیهی 16.
57 ـ شعراء/ 26، آیهی 61.
58 ـ شعراء/ 26، آیهی 62.
59 ـ توبه/9، آیهی 40.
60 ـ کهف/ 18، آیهی 78.
61 ـ کهف/ 18، آیهی 75ـ 76.
62 ـ توبه/ 9، آیهی 47.
63 ـ توبه/ 9، آیهی 83.
64 ـ انفال/ 8، آیهی 47.
65 ـ انفال/8، آیهی 47.
66 ـ لقمان/ 31، آیهی 18.
67 ـ لقمان/ 31، آیهی 19.
68 ـ هود/ 11، آیهی 41.
69 ـ مؤمنون/ 23، آیهی 29.
70 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 253.
71 ـ همان، ص 234.
72 ـ اسراء/ 17، آیهی 80.
73 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 247.